دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٠ - احیا
احیا
نویسنده (ها) :
محسن احمدی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٣ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِحْیا، مراسم ویژۀ هر یک از شبهای ١٩، ٢١ و ٢٣ ماه رمضان. در باور شیعیان احتمال داده شده که یکی از این ٣ شب، «شب قدر» است.
این واژه به صورت «اِحیاء»، واژهای عربی است و در فارسی «احیا» مینویسند؛ معانی آن: زنده کردن، شب زندهداری، شب را به نیایش خداوند گذرانیدن، زندگی نوین، آمادهکردن زمین، کشاورزی بر روی زمینهای موات و بازگردانیدن آنچه که از دست رفته و تضییع شده است (معین؛ لغتنامه ... ). واژۀ احیا به معنی اخص آن، زنده داشتن و بیدارماندن برای عبادت در شب (ابنمنظور، ذیل حیا) بهویژه شبهای قدر است.
شبهای احیا
به گفتۀ برخی مفسران، شب زندهداری به قصد گزاردن نماز شب واجب بوده است و مسلمانان یک سال یا بیشتر به همراه حضرت رسول(ص) آن را به جای میآوردند. بعدها خواندن قرآن و ذکر صلوات جایگزین آن شد (مثلاً نک : بیضاوی، ٥ / ٤٠٨).
از میان شبهای متعددی که به احیای آنها سفارش مؤکد شده، شب زندهداری در شبهای ماه رمضان، بهویژه دهۀ آخر آن، که بهسبب احتمال واقع شدن شب قدر در آنها، در میان مسلمانان و بهویژه شیعیان، مورد توجه بیشتر بوده است. روایات علمای شیعه عموماً بر قرارگرفتن شب قدر در یکی از ٣ شب ١٩، ٢١ و ٢٣ رمضان است و روایات دیگری که شیعیان از اهل بیت در دست دارند، همگی فضیلت اجتماع برای دعا را تأکید میکنند، بهویژه آنکه تقارن زمانی این شبها با روزهای سوگواری شهادت حضرت علی(ع) رنگ و بویی متفاوت به این آیینها بخشیده است (مجلسی، ٩٥ / ١٢١ بب ).
فیض کاشانی (د ١٠٩١ق / ١٦٨٠م) دربارۀ شبهای احیا نوشته است که این شبها نزد ما، مظان لیلة القدر است، بهویژه شبهای ١٩، ٢١ و ٢٣ خصوصاً شب ٢٣ و ٤ شب دیگر. همو از حضرت علی(ع) نقل کرده که دوست داشته است ٤ شب را به فراغت و احیا بگذراند و آن شبها: شب اول ماه رجب، شب نیمۀ شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان بوده است (٢ / ٤٠٤-٤٠٥). بهجز ٣ شب یادشده، برخی شب ٢٧ ماه رمضان را که شب هفتم شهادت حضرت علی(ع) است، احیا میگیرند. زمان و مکان احیا نزد همه یکسان نیست. بعضی در خانه و بسیاری در مسجد این آیین را به جای میآورند و نیز برخی سراسر شب را بیدار میمانند و بعضی پاسی از شب را به خواندن دعا و نیایش میگذرانند (وکیلیان، ١٠٧).
مراسم شبهای احیا در برخی از شهرها
این شبها در هر شهری آدابی دارد، اما آنچه که عمومیت دارد، انجام اعمال شرعی، خواندن سورههایی از قرآن و دعاهای ویژۀ این شبها ست (همانجا). در تهران زمانِ قاجاریه مردم پس از افطار روزهای سهگانۀ احیا به مسجد میرفتند، نماز قضا میخواندند، سپس واعظ یا پیشنماز به منبر میرفت و بیشتر تفسیر سورۀ لیلة القدر و فضیلت عبادت شب قدر را میگفت و چون یکی از عبادات هم، گریه از ترس خدا ست، آنها را میگریاند و بعد قرآن به سر میگرفتند و دعا میکردند و نزدیک سحر به منزل باز میگشتند (مستوفی، ١ / ٣٢٩).
از مراسم شبهای احیا در یزد، مطالب بیشتری در دست است که آن را با اندک تفاوتی میتوان به شهرهای دیگر عمومیت داد:
١. غسل پیش از غروب آفتاب. در شب ٢٣ رمضان بسیاری از مردم افزون بر غسل اول شب، در آخرشب نیز آن را تکرار میکنند و بر این باورند که ثواب بسیار دارد. ٢. خواندن دعای «اللٰهم ارزقنی حج بیتک الحرام ... ». ٣. خوردن غذاهای ویژه، مانند غذاهایی که با عدس تهیه میشود. به اعتقاد آنها عدس رقت قلب میآورد و اشک چشم را زیاد میکند. ٤. خواندن دعاهای معمول در شبهای ماه رمضان و نیز دعاهای ویژه مانند جوشن کبیر، جوشن صغیر، توسل به ائمه(ع)، مجیر و جز آنها. ٥. خواندن قرآن مخصوصاً سورههای قدر، دُخان، روم و عنکبوت. ٦. خواندن زیارت نامۀ امام حسین(ع). ٧. خواندن نمازهای واجب و مستحب مانند نافله، انا فتحنا، نماز ٣ حمد و سوره و جز آنها. ٨. بر سر گذاشتن قرآن که آخرین کار است و با تشریفات خاصی برگزار میگردد؛ پیشنماز دستور میدهد چراغها را خاموش کنند و از مردم میخواهد در حالی که درخواست توبه میکنند، قرآن خود را بر سر گذارند. معمولاً برای این کار از قرآن کوچک و سبک استفاده میکنند. پس از آنکه همه قرآن به سر گرفتند، پیشنماز دعاهایی میخواند و از خداوند میخواهد تا از گناهان همه بگذرد؛ سپس در حال ایستاده زیارتنامۀ امام حسین (ع)، و در شب ٢١ ماه رمضان زیارت حضرت علی(ع) خوانده میشود و مراسم پایان مییابد.
گاهی هنگام خواندن دعای جوشنکبیر، زنان به نخی که از پیش آماده کردهاند، گرههایی میزنند. این دعا ١٠٠ بند دارد و به نخ هم ١٠٠ گره زده میشود و این نخ را برای تبرک و شفا نگه میدارند. بعضی عقیده دارند که این نخ بخت دختران را باز میکند و مردم را از خطر باز میدارد (وکیلیان، ١٠٧-١١٢). زنان شیرازی این نخ را نگه میدارند تا هنگام مرگ در میان کفن آنها بگذارند، زیرا بر این باورند که این نخ سبب میشود از فشار قبر آنان کاسته شود (همو، ١١٢).
در سروستان (فارس) کسانی که نذر دارند و یا به صورت سنتی گروهی را برای احیا دعوت میکنند، همگی دور اتاقی مینشینند و قرآنی در میان میگذارند و هر یک از آنها بخشی از یک سوره و نیز دعاهایی مانند کمیل، جوشنکبیر و ابوحمزۀ ثمالی را میخوانند و تا سحر آن را ادامه می دهند. آنگاه سحری میخورند و به خانههای خود میروند (همایونی، ٤٤١). در شهر کومله (شمال ایران و در ٣ کیلومتری جنوبشرقی لنگرود) از ١٦ تا ٢٢ ماه رمضان در بیشتر خانهها مراسم شب احیا را برگزار میکنند. چند نوع خورش و پلو درست میکنند و به خانههای مردم میبرند، و آنها که احیا میگیرند، همسایگان و خویشان خود را به افطاری دعوت میکنند. از شب ١٩ تا ٢١ در برخی از محلههای کومله به در خانههای مردم میروند و شعرهایی در وصف حضرت علی(ع) میخوانند و چند نفر آنها را تکرار میکنند. صاحب خانه هدایایی مانند برنج، تخم مرغ و پول به گروه خواننده میدهد. مراسم خواندن این شعرها که به «حیدری» معروف است، تا سحر ادامه مییابد (شهاب، ١٧٥).
در شهر کازرون (فارس) برای خوراکیهایی مانند شیرینی، انار، برنج، ادویه و حبوبات دعا میخوانند و آنها را برای برکت سفره و دیگ غذا نگه میدارند. در استهبان فارس در شبهای ماه رمضان که مصادف با زمستان میشود، از میوۀ انجیرستانهایی که وقف مسجدها ست، مقداری در آب خیس میکنند و میان شرکتکنندگان در احیا پخش میکنند (وکیلیان، همانجا).
شب قدر
خداوند در قرآن کریم فرموده است: «ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم؛ این شب از هزار ماه بهتر است؛ در آن، به فرمان خدا، ارواح و فرشتگان برای تعیین سرانجام هر کاری فرود میآیند» (قدر / ٩٧ / ١، ٣، ٤).
برخی از اهل شریعت بر این باورند که شب قدر، شبی نامعین از همۀ شبهای ماه رمضان است و بعضی معتقدند که شبی تک (طاق، فرد) از شبهای این ماه است. در روایتی نزدیک به اهل تسنن، شب قدر ٢٧ ماه رمضان دانسته شده، در حالی که در روایتی نزدیک به شیعه آن را ٢١ ماه رمضان معرفی کرده است (نسفی، ٢٠٧).
از ظاهر نخستین آیه از سورۀ قدر چنین برمیآید که خدای متعال همۀ قرآن را در شب قدر نازل فرموده، در حالی که از آیاتی دیگر چنین فهمیده میشود که قرآن به تدریج نازل شده است (نک : اسرا / ١٧ / ١٠٦؛ فرقان / ٢٥ / ٣٢). در کلام خداوند آیهای که شب قدر را تعیین کند، دیده نمیشود، ولی مسلم است که قرآن در یکی از شبهای ماه رمضان نازل شده است (بقره / ٢ / ١٨٥). ظاهراً مراد از قدر، تقدیر و اندازهگیری است و خدای تعالى در شب قدر، حوادث یکسال را تقدیر میکند. با تکرار سالها، شب قدر هم تکرار میشود، زیرا در هر ماه رمضان از هر سال، شب قدری است که در آن امور سال آینده تا شب قدر سال بعد، مقدر میشود (طباطبایی، ٢٠ / ٣٣٠-٣٣١).
گویا علت آنکه شب قدر از سوی امامان معصوم(ع) به صورت دقیق تعیین نشده، آن است که مؤمنان با پرداختن به اعمال شبهای قدر در هر ٣ شب (١٩، ٢١ و ٢٣ ماه رمضان) آمادگی کامل برای دریافت عنایات ویژۀ الٰهی را پیدا کنند (مکارم، ٧٨٣).
کاشفی در شرح گفتهای از حضرت پیامبر(ص) نوشته است که بکوشید تا شب قدر را در شبهای فرد از دهۀ آخر رمضان بجویید و آن را غنیمت شمارید و چون آن را دریافتید، از خدای تعالى طلب بخشش کنید. وی معتقد است که شب قدر را از آن جهت در شبها پنهان کردهاند تا مؤمنان همۀ شبها را به طاعت گذرانند (ص ٣٠٠-٣٠١).
اعمال ویژۀ شبهای قدر
احادیث بسیاری هست که شب ٢٣ رمضان را شب قدر میداند و این شب را از دو شب ١٩ و ٢٠ با فضیلتتر دانستهاند. این شب بهجز اعمال مشترک شبهای احیا، اعمال خاصی نیز دارد، مانند خواندن سورۀ روم و عنکبوت، خواندن سورۀ دخان، خواندن سورۀ قدر، خواندن دعای «اللٰهم کن لولیک ... »، و خواندن دعای ویژۀ شب ٢٣ رمضان «یا رب لیلة القدر و ... » و دیگر دعاها (دایرةالمعارف ... ، ١ / ٥٣٧؛ مکارم، ٧٩١-٧٩٣).
شب قدر در شعر شاعران
برخی از شاعران بزرگ ایران از شب قدر سخن گفتهاند: مولوی از نهان بودن این شب یاد کرده، شبی که برکات ویژۀ آن، تنها نصیب کسانی میگردد که شبهای بسیار را به دعا و نیایش سپری کنند. بدین سبب، شب قدر نشانِ شایستهای از حقیقت بهشمار میرود که در دل خطاها و پندارهای نادرست نهفته است، تا جان را از راه جستوجوی توأم با شکیبایی بیازماید (نیکلسن، ٢ / ٨٧١-٨٧٢). مولوی در جای دیگر باور خود را دربارۀ شب قدر، این گونه گفته است که همۀ شبها، شبهای قدر نیستند و نیز همۀ شبها خالی از شبهای قدر نیستند (نک : ابراهیمیان، ٣ / ١٠٨).
سعدی بر آن است که قدر کسان از سوی مردم آنگونه که باید، شناخته نمیشود؛ چنان که ارزش شب قدر را نیز نمیدانند ( بوستان، ٧٩). او همچنین گفته است که «اگر شبها همه قدر بودی، شب قدر بیقدر بودی» ( گلستان، ١٦٦). سعدی در جایی دیگر دربارۀ شب قدر، چنین گفته است: اینکه گفته میشود در همۀ عمر تنها یک شب قدر هست، لابد آن شب، شبی است که عاشق در کنار معشوق به صبح رساند ( غزلیات، ٣٧٤). حافظ شبی را که زاهدان خلوتنشین، آن را دارای کرامت دانستهاند، شب قدر نامیده و از خدای متعال پرسیده، شب قدری که نصیبش شده، اثر کدام ستاره است؟! (هروی، ١ / ١٠١)؛ یادگار روزگاری که مردم به تأثیر ستارگان در سرنوشت انسان باور داشتهاند.
مآخذ
ابراهیمیان آملی، یوسف، آفتاب عرفان، آمل، ١٣٧٨ش؛
ابن منظور، لسان؛
بیضاوی، عبدالله، تفسیر، به کوشش عبدالقادر حسونه، بیروت، ١٤١٦ق / ١٩٩٦م؛
دایرةالمعارف تشیع، به کوشش احمد صدر حاج سیدجوادی و دیگران، تهران، ١٣٨٠ش؛
سعدی، بوستان، به کوشش غلامحسین یوسفی، تهران، ١٣٥٩ش؛
همو، غزلیات، به کوشش کاظم برگنیسی، تهران، ١٣٨٠ش؛
همو، گلستان، به کوشش نورالله ایرانپرست، تهران، ١٣٤٨ش؛
شهابکوملهای، حسین، فرهنگ عامۀ کـومله، رشت، ١٣٨٦ش؛
طباطبایی، محمدحسین، المیزان، بیروت، ١٣٩٤ق / ١٩٧٤م؛
فیض کاشانی، محسن، المحجة البیضاء، به کوشش علیاکبر غفاری، قم، ١٣٨٣ق؛
قرآن کریم؛
کـاشفی، حسین، الرسالة العلیة، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٦١ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ١٣٤١ش؛
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، ١٣٨٢ش؛
مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، مفاتیح نوین، ترجمۀ هاشم رسولی محلاتی، قم، ١٣٨٨ش؛
نسفی، عزیزالدین، کشف الحقایق، به کوشش احمد مهدوی دامغانی، تهران، ١٣٤٤ش؛
نیکلسن، ر. ا.، شرح مثنوی معنوی، ترجمۀ حسن لاهوتی، تهران، ١٣٧٤ش؛
وکیلیان، احمد، رمضان در فرهنگ مردم، تهران، ١٣٧٦ش؛
هروی، حسینعلی، شرح غزلهای حافظ، به کوشش زهرا شادمان، تهران، ١٣٨١ش؛
همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، مشهد، ١٣٧١ش
محسن احمدی