دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٠٦ - تکیه دولت
تکیه دولت
نویسنده (ها) :
احمد آرین نیا
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
تِکْیۀ دولَت، از تکیههای بسیار مشهور ایران، ساختهشده در عصر ناصری که تکیۀ همایونی نیز خوانده میشد. این تکیه نهتنها از نظر رواج تعزیهخوانی و اجرای نمایشهای مذهبی و غیرمذهبی، شیوهها و مراسم آنها، بلکه از نظر معماری نیز حائز اهمیت بود (مستوفی، ١ / ٢٨٨). افزون بر این، رویدادهای تاریخی و سیاسی مهمی نیز در آن به وقوع پیوسته بود.

در دورۀ ناصری، تکیههای بسیاری در دارالخلافه برپا بود که از مهمترین آنها میتوان به تکیههای ولیخان، سرچشمه، سپهسالار، عباسآباد و جز اینها اشاره کرد (گوبینو، ٣٤١؛ ذکاء، تاریخچه ... ، ٢٨٤). ناصرالدین شاه به سبب نیاز به فضای بزرگتر برای اجرای مراسم مذهبی، در ١٢٨٥ ق / ١٨٦٨ م تصمیم به ساخت تکیۀ دولت گرفت (اعتمادالسلطنه، «تکیه ... »، بش ). ساختمان تکیه در ١٢٨٧ ق آغاز، و با صرف هزینۀ هنگفتی از خزانۀ دولتی در ١٢٩٠ ق در گوشۀ جنوبی ارگ تهران و در محل زندان، انبار و کاخ گلستان (ذکاء، همان، ٢٨٧؛ نک : همو و سمسار، ١ / ١٤- ١٥، نقشۀ دارالخلافۀ تهران، اثر آوگوست کریشیش، نیز ٢ / ١٤، نقشۀ دارالخلافۀ ناصری، اثر عبدالغفار) به انجام رسید و نخستین مراسم تعزیه در ذیحجۀ همین سال در آن اجرا شد (اعتمادالسلطنه، همانجا، «اخبار ... »، ٨٣٣).
نظریۀ تقلید از طرح بنای آلبرت هال برای ساختمان تکیۀ دولت به دستور ناصرالدین شاه پس از نخستین سفر وی به اروپا (صفرـ شعبان ١٢٩٠) (سـرنا، ١٧٢؛ پیترسن، ٦٩)، نمیتواند درست باشد، زیرا بنای آن پیش از این سفر آغاز شده، و حتى به بهرهبرداری رسیده بود (اعتمادالسلطنه، همانجا). ساخت سقف گنبدیشکل که قرار بود از چوب، تخته و شیشه باشد، بهسبب مشکلات فنی عملی نشد و ناچار بنا را با چادر پوشاندند (همو، «تکیه»، بش ، «دارالخلافه ... »،١٢٧٤). جهانگردان اروپایی به ایرانیبودن معماری تکیه اشاره کردهاند. تکیۀ دولت از نظر معماری، نمونهای کمنظیر، و از بزرگترین بناهای شهر تهران بهشمار میآمد، بهگونهای که از خارج شهر و از فاصلۀ بسیار دور به آسانی دیده میشد (همانجا)؛ ازاینرو، آن را به آمفیتئاترِ ورونا تشبیه کردهاند (بنجامین، ٣٨٢).
بنای مدور تکیه با ٨٢٤‘٢ مـ٢ مساحت، ٦٠ متر قطر، ٢٤ متر ارتفاع، ٣ مرتبه بنا و یک زیرزمین داشت. در بنای آن سنگ، آجر و ساروج به کار رفته بود و دیوارهای پهن و شالودهای عمیق و محکم داشت (اعتمادالسلطنه، المآثر ... ، ١ / ٨٧، «تکیه»، بش ) و نمای آجری بیرون بنا آرایهای نداشت (سرنا، همانجا). تکیۀ دولت دارای ورودیهای چندگانه در شمال، شرق و غرب بود (منصوریفرد، ٣ / ٥٧١-٥٧٢). ورودی شمالی تکیه ویژۀ ساکنان ارگ سلطنتی بود و نمایی هماهنگ با بناهای مجاور خود داشت و شاهنشین تشریفاتی بر فراز آن واقع بود. ورودی غربی تکیه در میدان ارگ قرار داشت و ورودی شرقی از طریق کوچۀ تکیۀ دولت به خیابان ناصرخسرو منتهی میشد. نمای درونی تکیه در آغاز از آجر بود و حتى آن را با گچ و آهک نیز سفید نکرده بودند، اما در حدود سال ١٢٩٨ ق / ١٨٨١ م با کاشیهای معرق و هفترنگ آراسته شد (پیترسن، همانجا؛ قس: سرنا، ١٧٢-١٧٣؛ بنجامین، ٣٨٤).
صفۀ گردی به قطر حدود ١٨، و ارتفاع ١ متر با بدنۀ سنگی منقـوش در میان تکیه قرار داشت که آن را «تخت» مینامیدند و دارای دریچههایی در لبۀ صفه، دو پلکان سهپلهای در دو سو و گذرگاهی با شیب تند بود. ٤ چراغ پایـهدار چتردار نیز در ٤ طـرف صفه قرار داشت (فروغ، ٧؛ منصوریفرد، ٣ / ٥٧٤-٥٧٥؛ نک : ذکاء، تاریخچه، ٢٩٥، ٢٩٧؛ بنجامین، همانجا). در فاصلۀ صفۀ مرکزی تا سکوی آجرفرش پیرامون تکیه، گذرگاهی به عرض ٦ متر قرار داشت که با سنگهای بزرگ و کوچک فرش شده بود و برای عبور دستۀ سوگواران و نمایشهای تعزیه مانند پیکار، سوارکاری و مسافرت استفاده مـیشد. سکوهای مدوری هماهنگ با صفه در کنار گذرگاه پیرامون تکیه قرار داشت که دارای شیبی ملایم به سمت مرکز تکیه بود؛ ازاینرو، افرادی که بر روی آن مـینشستند، به راحتی مراسم تعـزیه را تماشا میکـردند (همو، نیز فروغ، همانجاها). بر این سکوها نیز شماری چراغ پایهدار قرار داشت. هنگام اجرای تعزیه بیش از حدود ٠٠٠‘٤ زن با چادر مشکی و روبند سفید مینشستند. پس از سکوها پلکانی شامل ٥ پله با ازارۀ سنگی منقوش قرار گرفته بود که به چشمـهطاقها و غرفههای اطراف تکیه منتهی میگردید (همانجاها).
تلاش معماران برای ایجاد سقفی دائمی به سبب وسعت صحن تکیه و مشکلات فنـی آن بینتیجـه ماند؛ ازاینرو، به پیشنهاد یکی از نزدیکان ناصرالدین شاه، سقف تکیه را با چادری کرباسی پوشاندند (سرنا، ١٧٣-١٧٤؛ مستوفی، ١ / ٢٩٣). چادر تکیـه بر روی اسکلتـی گنبدیشکل مـرکب از ٤ قوس نیـمدایـرۀ چوبـی قرار مـیگرفت. این چادر روزنههایـی برای تهویه و روشنایی تکیه داشت. از مرکز این قوسها چلچراغی آویزان بـود (اعتمادالسلطنه، روزنامه ... ، ٣٦٤؛ ذکاء، همان، ٢٩٣).
در دوران مظفرالدین شاه، تکیۀ دولت رو به ویرانی نهاد؛ ازاینرو، به دستور او در ١٣٢٢ ق، مسیو بتن اقدام به تعمیر تکیه کرد. از دیگر عناصر معماری تکیه میتوان به منبر سفید مرمری ٢٠ پلۀ آن اشاره کرد که به سفارش معیرالممالک در یزد ساخته شد. ارتفاع این منبر به اندازۀ یک طبقۀ تکیه بود (معیرالممالک، ٧٢).
با آنکه تکیۀ دولت یکی از مهمترین عناصر معماری در فضاهای شهری تهران بهشمار میآمد (حبیبی، ١٢٤-١٣٣)، در هیچیک از منابع همزمان بنا به معمار آن اشاره نشده است، اما برخی از پژوهشگران معاصر، از حسینعلی مهرین (ذکاء، «معماران ... »، ٤٢٨)، نیز شیرجعفر کاشی و علیمحمد کاشی به عنوان معمار تکیه نام بردهاند (شهیدی، ٩٧-١٠١).
اگرچه تکیۀ دولت برای دورۀ خود معماری بینظیری داشته است، اما شکوه و شهرت آن را بیشتر باید به سبب اجرای مراسم سوگواری و تعزیه دانست که در دو نوبت بعدازظهر و شب در آن اجرا میشد. تماشاچیان زن پیرامون صفۀ مرکزی تکیه، و مردان پشت سر آنان روی پلهها قرار میگرفتند (معیرالممالک، مستوفی، همانجاها؛ بنجامین، ٣٩٦-٣٩٧؛ اوبن، ١٧٠). غرفـههای طبقۀ اول تکیـه به امرا، وزرا و دیگـر بزرگان تعلق داشت. پیشکاران این افراد چندی قبل از آغـاز ماه محرم به آمادهکـردن غرفهها میپرداختند. آنان با انواع چلچـراغ، دیوارکوب، قالیچه، شالهای کشمیری، تابلوهای نفیس و دیگـر اشیاء گرانبها، غرفهها را تزیین میکردند (بنجامین، ٣٨٣؛ معیرالممالک، ٧١). ایوان بزرگ تکیۀ دولت توسط شاه و با انبوهـی از چلچراغها، آیینهها و تابلوهای مذهبـی و تمثال متعلق به کاخ گلستان آراسته میشد (همانجا). به هنگام نمایشهای شبانۀ تعزیه بر پلکانهای روبهروی ایوان بزرگ، آیینـهها، شمعدانها و دیگـر وسایل روشنایـی چیده میشد که روشنایی آنها فضایی رؤیایی در تکیۀ دولت ایجاد میکرد (فوریه، ١٢٨-١٣٠؛ ذکاء، تاریخچه، همانجا).
غرفههای طبقۀ دوم و سوم تکیـۀ دولت جایگـاه شاه، زنان شاه و مهمـانهای آنان بهشمار میآمد و برای حفاظت بهتر با پردههای زنبوری سبز یا مشکی پوشیده میشد (مستوفی، ١ / ٢٩٣؛ فوریه، همانجا). در ماههای عزاداری، پارچههای سیاه که بر آنها آیات قرآن و ابیاتی از اشعار محتشم نوشته شده بود، از دیوارهای تکیۀ دولت آویخته میشد (اوبن، ١٦٩-١٧٠).
غرفههای تکیه به دو بخش تقسیم میشدند: در بخش جلو صاحب غرفه و مهمانها، و در بخش عقب خـدمۀ پذیرایی قـرار میگرفتند (بنجامین، ٣٨٢-٣٨٣).
تعزیهخوانی در عصر ناصری و در تکیۀ دولت به اوج شکوفایی خود رسید (نک : چلکوفسکی، ٦)، اما پس از ناصرالدین شاه، به مرور از اهمیت و شکوه آن کاسته شد (بیضایی، ١٥٠) و در پی آن، تکیۀ دولت رو به ویرانی نهاد؛ بهگونهای که در دوران سلطنت مظفرالدین شاه بهسبب در خطر بودن بنای تکیه، مراسم تعزیه تا ١٣٢٣ ق (که بنا مجدداً تعمیر شد) در آن اجرا نگردید (نک : سپهر، مرآة ... ،١ / ٧٦-٧٧، ١٨١، ٢ / ٧٥١).
مراسم تعزیه در تکیۀ دولت تا اوایل سلطنت پهلوی اجرا میشد، اما شکوه و رونق دوران گذشتۀ خود را از دست داده بود (نک : هدایت، ٣٨٥). در پی ممنوعیت عزاداری محرم و اجرای تعزیه در ١٣١١ ش تکیۀ دولت بیش از پیش متروک شد (غفاری، ١٤٨). تاریخ تخریب تکیۀ دولت به درستی دانسته نیست. گزارشهای گوناگونی دربارۀ واگذاری زمین آن در ١٣٢٥ ش یا ١٣٢٧ ش به بانک ملی که بعدها شعبۀ بازار آن بر همان زمین ساخته شد، وجود دارد (بلاغی، ٥٦؛ غفاری، همانجا). براساس عکسهای هوایی سال ١٣٣٥ ش نیز محل تکیه به صورت گودالی مشاهده میشود.
تکیۀ دولت محل وقوع رویدادهای مهمی نیز بوده است. از جملۀ این رویدادها میتوان به جلسۀ سنجش عیار سکه در دورۀ مسئولیت امینالضرب در ضرابخانه (هدایت، ٨٦)، تشییع پیکرهای ناصرالدین شاه در ١٣١٣ ق / ١٨٩٥ م (ظهیرالدوه، ٣٥؛ سالور، ١ / ٩٣٣) و مظفرالدین شاه در ١٣٢٤ ق / ١٩٠٦ م (ناظمالاسلام، ٢ / ٦١-٦٢؛ اوبن، ١٢٩) و برگزاری نمایشگاه امتعۀ وطنی به کوشش رضاخان سردار سپه در ١٣٠٢ ش (امیرطهماسب، ٤٣٠) اشاره کرد؛ اما مهمترین رویداد تکیۀ دولت تشکیل مجلس مؤسسان در ١٥ آذر ماه ١٣٠٤ است (مستوفی، ٣ / ٦٦٨؛ هدایت، ٣٦٩) که در طی ٥ جلسه، احمد شاه قاجار را از سلطنت خلع، و پادشاهی ایران را به خاندان پهلوی واگذار کرد (مستوفی، ٣ / ٦٧١؛ نیز نک : مکی، ٣ / ٤٩٣-٥٨٦).
مآخذ
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، «اخبار رسمیۀ دربار همایون»، ایران (شم ٢٠٩)، کتابخانۀ ملی، تهران، ١٣٧٥ش، ج ٢؛
همو، «تکیۀ مبـارکۀ دولتی»، شرف، ١٣٠٤ ق، شم ٥٣؛
همو، «دارالخلافۀ ناصری»، ایران (شم ٣١٨)، کتابخانۀ ملی، تهران، ١٣٧٥ ش، ج ٢؛
همو، روزنامۀ خاطرات، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٥ ش؛
همو، المآثر و الآثار، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٣ ش؛
امیرطهماسب، عبدالله، تاریخ شاهنشاهی رضا شاه، تهران، ١٣٥٥ ش؛
بلاغی، عبدالحجت، تاریخ تهران، قسمت غربی و مضافات آن، قم، ١٣٥٠ ش؛
بیضایی، بهرام، نمایش در ایران، تهران، ١٣٩٠ ش؛
حبیبی، محسن، از شار تا شهر، تهران، ١٣٧٥ ش؛
ذکاء، یحیى، تـاریخچۀ ساختمانهای ارگ سلطنتـی تهـران، تهـران، ١٣٤٩ ش؛
همو، «معماران ـ استادکاران دورۀ اسلامی»، معماری ایران، دورۀ اسلامی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
همو و محمدحسن سمسار، تهران در تصویر، تهران، ١٣٦٩-١٣٧٦ ش؛
سالور، قهرمان میرزا (عینالسلطنه)، روزنامۀ خاطرات، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران، ١٣٧٤ ش؛
سپهر، عبدالحسین، مرآة الوقایع مظفری، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٨٦ ش؛
شهیدی، عنایتالله، «تکیۀ دولت»، فصلنـامۀ تئاتر، تهـران، ١٣٧٨ ش، شم ١٨- ١٩؛
ظهیرالدوله، علی، خاطرات و اسناد، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٥١ ش؛
فروغ، مهدی، «تکیۀ دولت»، هنـر و مـردم، تهران، ١٣٤٣ ش، شم ٢٩؛
کمالالملک، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد، تهران، ١٣٨٢ ش؛
مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ١٣٤١ ش؛
معیرالممالک، دوستعلی، یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، ١٣٥١ ش؛
مکی، حسین، تاریخ بیستسالۀ ایران، تهران، ١٣٥٧ ش؛
منصوریفرد، محسن، «تکیۀ دولت»، مجموعه مقالات کنگرۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران، سازمان میراث فرهنگی کشور، تهران، ١٣٧٥ ش؛
ناظمالاسلام کرمانی، محمد، تاریخ بیداری ایرانیان، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
هدایت، مهدیقلی، خاطرات و خطرات، تهران، ١٣٤٤ ش؛
نیز:
Aubin, E., La Perse d’aujourd’hui, Paris, ١٩٠٨;
Benjamin, S. G. W., Persia and the Persians, London, ١٨٨٧;
Chelkowski, P. J., «Taʿziyeh: Indigenous Avant-Garde Theatre of Iran», Taʿziyeh Ritual and Drama in Iran, ed. Id, New York, ١٩٧٩;
Feuvrier, J. G., Trois ans à la cour de Perse, Paris, ١٩٠٦;
Gaffary, F., «Les Lieux de spectacle à Téhéran», Téhéran: Capitale bicentenaire, ed. Ch. Adle and B. Hourcade, Paris, ١٩٩٢;
Gobineau, J. A., Les Religions et philosophies dans l’Asie Centrale, Paris, ١٩٣٣;
Peterson, S. R., «The Taʿziyeh and Related Arts», Taʿziyeh ... (vide: Chelkowski);
Serena, C., Hommes et choses en Perse, Paris, ١٨٨٣.
احمد آریننیا (تل : دبا)