دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤٦ - بخشی
بخشی
نویسنده (ها) :
مریم محمدتبار
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٦ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
بَخْشی، هنرمندان نوازنده، سراینده، خواننده و روایتگر آگاه و عارفمسلک اقوام کرد و ترکمن. به باور همین اقوام، بخشیها (بخشنده، اهداکننده) کسانی هستند که خداوند به آنها موهبت و مقامی ویژه بخشیده تا از نظر آگاهی و عرفان به مرحلهای برسند که با ارائۀ هنر خود، تأثیری بنیادی بر تمام عرصههای زندگی مردم بگذارند؛ ازاینرو، آنها به غیر از جنبههای هنریشان، افرادی نیکوکار، پاک، متواضع، و طرف مشورت قوم و قبیلۀ خود شناخته میشوند (نک : یوسفزاده، ٦٣، ٦٩-٧٠).
بخشیها میباید به خواندن، نواختن، شعرگویی، داستانسرایی و ساختِ ساز تسلط داشته باشند (توحدی، ٨٧)؛ چنانکه خود بخشیها میگویند: «بخشی باید پنجۀ خوب داشته باشد تا خوب بنوازد، از صدای خوب برخوردار باشد تا خوب بخواند و بیان خوب داشته باشد تا بتواند روایتگری کند. مثلی در میان بخشیها هست که میگوید: آنکه زبان روشن ندارد بخشی نیست، تارزَن است» (نک : یوسفزاده،٦٤).
بخشیهای نامآور در میان طوایف ترکمن منزلت بالایی دارند، چنانکه از سوی مردم با عنوان «خلیفه» خطاب میشوند؛ این لقب در میان اهل سنت والاترین مقام دینی است (نصری و دیگران، ٢ / ٦٩٥). بخشیها که در استان گلستان به آنها «سازچی» میگویند (جاوید، ١ / ١٦٠)، در گردهماییهای اجتماعی و مراسم و آیینهای سور و سوگ جامعۀ خود حضور دارند. آنها در عروسی، ختنهسوران، مجالس خصوصی، جشنها و نمایشهای بومی و محلی (سوارکاری و کشتی) و برخی مراسم مذهبی همچون نوحهخوانی، و مناقبخوانی حضور قطعی دارند، بهنحویکه مراسم و آیینهای مردم بدون حضور بخشیها اجرا نمیشود (یوسفزاده، ٦٨-٧٠؛ «موسیقی ... »، npn.). بخشیها در شمال خراسان و در میان ترکمنان شمالشرقی مازندران از درجات متفاوت برخوردارند که بر حسب این درجات، عناوین خاصی به آنها داده میشود، ازجمله: خودبند (اشعارش را خود میسراید)، سخندزد (اشعارش را از اینجا و آنجا نقل میکند)، لولوچی (صدای خوش دارد، اما دامنۀ حفظیاتش بسیار محدود است)، کوچهباغی(اشعار بیمحتوا و پست میخواند) و دوتارچی (فقط نوازندۀ دوتار است، اما خواندن نمیداند) (یوسفزاده، ٦٣).
واژۀ «بخشی» اصطلاحی چینی است که از دو بخش «باک» و «شی» گرفته شده است. این لغت در آغاز بهصورت باغشی و باقشی به معنای استاد و آموزگار، روحانی یا راهب بودایی از زبان چینی به زبان ترکی اویغوری راه یافته، و هر دو صورت با همان معنی از ترکی به زبان مغولی درآمده است (نک : دورفر، II / ٢٧١-٢٧٤؛ کلاوسن، ٣٢١؛ نیز نک : دبا، ه م). بهسبب آنکه تلفظ ترکیب حروف «غ ش» و «ق ش» در زبان ترکی چندان روان نیست، بهصورت باخشی ادا میشود (کلاوسن، همانجا).
برخی از محققان بخشیها را از بازماندگان و راویان سنت گوسانی و خنیاگری در ایران میدانند (بویس، ٥١-٥٢؛ نصری، گوسان ... ، ٣١-٣٢؛ بیگدلی، ٤٧٢). گوسان لغتی پارتی به معنای نوازنده و راوی است که در زبان پهلوی خنیاگر نامیده میشود (بویس، ٣٠-٣٢). به عقیدۀ بویس (ص ٣٣)، سنت خنیاگری از حمایت ادبیات مکتوب بیبهره بوده، چنانکه واژۀ گوسان در ویس و رامین به معنای بدیههسرایی آمده است (نک : فخرالدین اسعد، ١ / ٢٩٣).
صرفنظر از منشأ قومی، بخشیها به ٣ زبان ترکی، فارسی و کردی آواز میخوانند. بخشیهای مناطق ترکمنصحرا و گرگان اهل تسنن، و از اقوام ترک هستند و زبان رسمیشان ترکمنی از شاخۀ اوغوز شرقی است، اما بخشیهای مناطق شمال خراسان که بیشتر در شهرهای بجنورد، شیروان و قوچان حضور دارند، شیعهمذهباند و اختلاطی از ترک ترکمن، ایرانیان ترکزبان، کردهای کرمانج خراسان و فارسها را تشکیل میدهند (توحدی، همانجا؛ یوسفزاده، ٤٥).
بخشیها معمولاً هنر خود را در درجۀ اول از پدران و عموها، و سپس از سایر خویشاوندانشان فرامیگیرند. آنها گاهی نیز فرزندانشان را برای آموزش نزد استادانی که ترکمنها آنها را «خلیفه» مینامند، میفرستند. شیوۀ آموزش بهصورت خانهشاگردی، و یا برگزاری کلاس درس در ٣ مرحله است: ١. تقویت صدا و قدرت کلام هنرآموز؛ ٢. فراگرفتن و نواختن دوتار بهنحویکه شنونده را با صدای ساز از خود بیخود گرداند؛ ٣. یادگیری و از بر شدن ادبیات مکتوب کهن و ادبیات شفاهی (همو، ٦٦). به گفتۀ آلمهجوقی، از بخشیهای مشهور شمال خراسان، در گذشته در مجالس عمومی و خصوصی، دوتار را بهگونۀ پرسش و پاسخ مینواختند و بین دو یا چند بخشی برای پنجهانداختن، فن «قفل و کلید» که اصطلاحی رمزی در میان آنها ست، برگزار میشد. برای اجرای این فن، ابتدا یک بخشی با خواندن نعتی خاص، سؤالی را برای بخشی دیگری که در مقابلش قرار گرفته بود، مطرح میکرد که دراصطلاح به آن «قفل» میگفتند؛ مخاطب سؤال نیز میبایست پاسخی درخور و شایسته به سؤال مطرحشده میداد، در غیر این صورت مجلس را ترک میکرد («کسی ... »، ١٧٢، ١٧٣).
یکی از ابزارهای اصلی در اجرای موسیقی بخشی دوتار است که دربارهاش میگویند: «از بهر دل خوراکی در کار نیست، تنها خوراک او نوای همین ساز است» (یوسفزاده، ٧٨- ٧٩). شکل آن شبیه به سهتار، اما قدری بزرگتر، و دارای دو سیم مسی بر روی دستۀ ساز است که با نواختن پیدرپی پنجههای نوازنده بر روی صفحۀ آن، وزن و ضرب ترانه حاصل میشود (مبشری، ١٠؛ نیز نک : ه د، دوتار، ساز).
دوبیتی و چهاربیتی از جملۀ سبکهای موسیقی رایج در اشعار بخشیها محسوب میگردد. آنها در هنگام خواندن ممکن است از منابع مکتوب و اشعار شاعران نیز استفاده کنند («موسیقی»، npn.). موسیقی بخشیها در ٤ سبک مشهور گرگانیولی، مارییولی، دامانایولی (آرقاجیولی) و خیوهیولی است؛ بخشیهای ایران بیشتر به سبک دامانایولی و گرگانیولی تسلط دارند (نصری و دیگران، ٢ / ٦٩٦).
مضامین به کار رفته در اشعار و داستانهای بخشیها عبارتاند از: رویدادهای سیاسی و نظامی و اجتماعی، توصیفات زندگی، اشعار مذهبی و عرفانی، و داستانهای کهن (یوسفزاده، ١٠٣-١٠٤). بخشیها از مایههای ادبی و شاعرانۀ چند زبان و فرهنگ بهره میگیرند؛ آنها پاسدار تاریخ و سنتهای کهن هستند (همو، ١٠٢). به نوشتۀ وامبری، جهانگردی که در سدۀ ١٣ ق / ١٩ م به ایران سفر کرد، ترکمنها در برخی از شبهای فصل زمستان، علاقۀ خاصی به شنیدن داستانهای تاریخی و قصههای پریان دارند، به همین سبب گوش فرادادن به آواز بخشیها، به همراه دوتار و اشعار امانملا، مختومقلی و دیگر شاعران ترکزبان، برایشان بسیار دلپذیر است (ص ٤١٠-٤١١). گاه نیز بخشی با توجه به مهارت و خلاقیت ذاتی و به فراخور اوضاع و احوال اطراف، به آفرینش اشعار جدید میپردازد که ریشه در ادبیات شفاهی مردم آن مناطق دارد. در مجالس عروسی، بیشتر خواندن داستانهای غنایی و حماسی رواج دارد (دیهجی، ١٧؛ نیز نک : فراغی، جم ).
از معروفترین داستانها میتوان بـه داستان ابراهیم ادهم (نک : جامع ... ، ٧٦-٨٢؛ خزاعی، ١٥٩ بب )، زهره و طاهر، صایاد و همراه، شاهصنم و غریب، کوراوغلی و روایت ترکمنی گوراوغلی (معطوفی، ٢ / ١٧٩٢، ١٧٩٨، ١٨٠١، ١٨٠٥، ١٨٠٩)، و نیز روایتهای خاصی از ضامن آهو که منسوب به پیامبر اکرم (ص) است، اشاره کرد که بخشیهای شمال خراسان و ترکمنهای دشت ترکمنصحرا نقل میکنند.
از جملۀ الحان رایج در هنگام اجرای موسیقی توسط بخشی، ایجادکردن صدای جقجقه یا جوقجوق است که از شاخصههای موسیقی بخشی محسوب میگردد. آنها صدای جوقجوق را بهشدت و با قدرت از ته حلق خارج میکنند (همو، ٣ / ٢٣٩١)؛ این صدا با نوسان تارهای آلت موسیقی همگام میشود. زمانیکه بخشی در اجرای خود به نقطۀ اوج داستان میرسد، با استفاده از لحن جوقجوق و ضربآهنگ سریع ساز و آواز، شور و حرارتی وصفناشدنی به محیط اطراف خود القا میکند (همانجا). در نواحی شمال خراسان به جای لحن جوقجوق از واژۀ اَماناَمان استفاده میشود. مطالعه در موسیقی شمال خراسان نشان میدهد که بخشیهای ترکمن در برخی از الحان و نغمههای موسیقی ترکان شمال خراسان و طوایف کرمانج نفوذ داشتهاند. نمونۀ آشکار چنین تأثیری را میتوان در هرایی یا «ارای» از موسیقیهای پیشآوازی شمال خراسان پی گرفت (نصری، همان، ٣ / ١٥٦).
حضور بخشیها در اجرای مراسم و آیینهای ویژهای چون مسابقات سوارکاری و کشتی در ترکمنصحرا چشمگیر است. آنها یک شب پیش از اجرای مسابقه نواختن و سراییدن را آغاز میکنند تا بدین طریق حس جنگاوری و هیجان را در افراد شرکتکننده بیدار کنند. در روز برگزاری مسابقه نیز بخشیها در تمام مدت اجرای مسابقه اشعاری حماسی و قهرمانی برای حاضران اجرا میکنند (اشتری، ٧٣).
زندگی بخشیهای امروز، چه خنیاگر حرفهای باشند و چه نیمهحرفهای، تنها از راه موسیقی تأمین نمیشود. آنها افزون بر نوازندگی، بیشتر به کار کشاورزی، شبانی و طبابت (ختنهکردن، حجامت و بادکشگذاشتن، و درمان بیماری یرقان) نیز میپردازند (یوسفزاده، ٦٣).
از بخشیهای نامآور در منطقۀ ترکمنصحرا میتوان به جانبخشی، اولیـاقلی یگانه، کِـرّکبخشی و چـاودوربخشی (نک : معطوفی، ٣ / ٢٣٩٩ بب )، و حاج محمدحسین یگانه، حاج قربان سلیمانی، غلامحسین سلطانی و علیاکبر بخشی (در شمال خراسان) اشاره کرد (نک : یوسفزاده، ٧٠، ٧٨؛ «کسی»، ١٦٩).
یکی از دستاوردهای ویژۀ موسیقی بخشی در منطقۀ شمال خراسان، ثبت آن در فهرست میراث معنوی سازمان جهانی یونسکو در ١٣٨٩ ش / ٢٠١٠ م است. کنوانسیون حفاظت از میراث معنوی که در ١٣٨٢ ش / ٢٠٠٣ م به تصویب ١٣٢ کشور رسیده است، با هدف حمایت از آثار فرهنگی، سنتهای شفاهی، هنرهای نمایشی، رسوم اجتماعی، و آیینها، مراسم، جشنها و دانشهای سنتی گام برمیدارد؛ در این میان، موسیقی بخشی نیز گزیدهای از این میراث دانسته میشود («موسیقی ... »، آذرآبادگان ... ، بش ؛ «موسیقی ... »، ایرنا، بش ؛ «مراسم ... »، بش ).
مآخذ
اشتری، بهروز، «یک بازی ترکمنی»، مجموعۀ مقالات مردمشناسی، تهران، ١٣٦٢ ش، ج ٢؛ بویس، م.، «گوسان پارتی و سنت خنیاگری ایرانی»، دو گفتار دربارۀ خنیاگری و موسیقی ایران، ترجمۀ بهزاد باشی، تهران، ١٣٦٨ ش؛ بیگدلی، محمدرضا، ترکمنهای ایران، تهران، ١٣٦٩ ش؛ توحدی، کلیمالله، «موسیقی شمال خراسان»، هفت اورنگ (مروری بر موسیقی سنتی و محلی ایران)، به کوشش بهمن بوستان و محمدرضا درویشی، تهران، ١٣٧٠ ش؛ جامع الحکایات، به کوشش پگاه خدیش و محمد جعفری (قنواتی)، تهران، ١٣٨٦ ش؛ جاوید، هوشنگ، آشنایی با موسیقی نواحی ایران، تهران، ١٣٨٦ ش؛ خزاعی، حمیدرضا، افسانۀ شعرها، مشهد، ١٣٨٥ ش؛ دبا؛ دیهجی، عبدالرحمان، مقدمهای بر ادبیات عامیانۀ ترکمنها، تهران، ١٣٧٩ ش؛ فخرالدین اسعد گرگانی، ویس و رامین، به کوشش مجتبى مینوی، تهران، ١٣١٤ ش؛ فراغی، مختومقلی، کلیات، گنبدکاووس، ١٣٤٣ ش؛ «کسی بخشی است که مداحی را بداند»، مناقبخوانی (موسیقی قدسی، مذهبی و آیینی ایران)، بهکوشش هوشنگ جاوید، تهران، ١٣٨٦ ش؛ مبشری، لطفالله، «موسیقی ترکمنهای دشت گرگان»، مجلۀ موسیقی، تهران، ١٣٣٧ ش، شم ٢٨؛ «مراسم پاسداشت ثبت جهانی موسیقی بخشیهای خراسان برگزار شد»، سبد نیوز (مل )؛ معطوفی، اسدالله، تاریخ، فرهنگ و هنر ترکمان، تهران، ١٣٨٣ ش؛ «موسیقی بخشیهای خراسان در یونسکو به ثبت رسید»، آذرآبادگان من (مل )؛ «موسیقی بخشیهای خراسان در یونسکو به ثبت رسید»، ایرنا (مل )؛ نصری اشرفی، جهانگیر، گوسان پارسی (بررسی نقلهای موسیقیایی ایران)، تهران، ١٣٨٥ ش؛ همو، نمایش و موسیقی در ایران، تهران، ١٣٨٣ ش؛ همو و دیگران، از آیین تا نمایش، تهران، ١٣٩٠ ش؛ وامبری، آ.، سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه، ترجمۀ فتحعلی خواجهنوریان، تهران، ١٣٣٧ ش؛ یوسفزاده، آمنه، رامشگران شمال خراسان، بخشی و رپرتوار او، تهران، ١٣٨٨ ش؛ نیز:
Clauson, G., An Etymological Dictionary of Pre-Thirteenth-Century Turkish, Oxford, ١٩٧٢;
Doerfer, G., Türkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden, ١٩٦٥;
Irna, www.irna.ir / News Show.aspx?NID=٣٠٠٨٢٨٥٧(acc.Jul.١٢, ٢٠١١);
«Persian Music», Iranica, www.Encyclopedia Iranica.com;
Sabadnews, www.sabadnews.com (acc.Jul.١٢, ٢٠١١);
Torkaan, www.torkaan.blogfa.com / post-٧٩.aspx(acc. Jul.١٢, ٢٠١١).
مریم محمدتبار