دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٤٤ - جناغ شکستن
جناغ شکستن
نویسنده (ها) :
علی آخرتی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جِناغْ شِکَسْتَن، یا جناق شکستن، از شرطبندیها و سرگرمیهایِ رقابتی هیجانانگیز در ایران. این بازی را «مرا یاد و تو را فراموش» (غیاث ... ، ذیل جناغ و جناق)، جناغ بستن، یا کشیدن نیز مینامند (بهار ... ، ذیل جناغ)؛ همچنین در منابعی، نام درست این بازی را جَناب بستن یاد کردهاند که به اشتباه، در گفتار، به جناغ بستن متداول شده است (وحید، ٤٢٩؛ برهان ... ، ذیل جناغ؛ معین، ذیل جناب). خاقانی شروانی نیز این بازی را با نام جناب آورده است (ص ١٧٩؛ نیز نک : طباطبایی، ٦٠). نظامی گنجوی نیز در اشعار خود این بازی را با همین عنوان یاد کرده است (ص ٤٩٢).
جناغ شکستن به عنوان نوعی شرطبندی، یا قمار نیز متداول است (شاملو، ١٢٩٩) و شیوۀ اجرای آن بدین ترتیب است که دو تن پس از توافق بر سر مبلغ یا موضوع شرط، معمولاً با شکستن جناغ، بازی را آغاز میکنند و پس از آن، هر دو باید مراقب باشند که هنگام گرفتن هرچیزی از طرف مقابل، عبارتِ «یادم هست» یا «مرا یاد است» یا «یاد» را به زبان بیاورند؛ زیرا در صورت بیان نکردن این عبارات یا تعلل در بیان آنها، طرف مقابل با گفتن «یادم تو را فراموش» یا «مرا یاد و تو را فراموش» شرطبندی را خواهد برد.
اگرچه این بازی معمولاً با شکستن استخوان جناغ سینۀ مرغ آغاز میشود، اما در مواردی نیز، دو طرف بدون استفاده از آن، و حتى با حلقهکردن انگشتان کوچک دستهایشان در یکدیگر، بازی را آغاز میکنند (محمدی، ١٨٣؛ خلعتبری، ١٨٥-١٨٦). در حالت نخست (بازی با جناغ مرغ)، هریک از دو طرف یک سرِ جناغ مرغی را که از غذای خود بیرون آوردهاند، میگیرند و در همان حال، شرط خود را بر زبان میآورند و استخوان را میشکنند. این بازی ممکن است مدتها و حتى سالها طول بکشد (شاملو، همانجا). در برخی از مناطق، اشخاص باتجربه بلافاصله پس از شکستن جناغ، قسمتی را که در دست دارند، به طرف مقابل میدهند و میگویند: «ببین کدام قسمت بزرگتر است». بسیار پیش آمده است که فرد مقابل نیز بیآنکه بگوید: «مرا یاد است»، آن را از دست حریف میگیرد و بدینترتیب، در همان آغاز، بازی را میبازد.
این بازی در نواحی مختلف ایران متداول است، ازجمله در اصفهان هنگامیکه غذا، خوراک مرغ باشد، کسی که استخوان جناغ مرغ در غذایش است، به دیگران پیشنهاد بازی و شکستن جناغ را میدهد و با هرکس که بر سر میزان شرط به توافق برسد، جناغ را میشکند و بدینترتیب، بازی آغاز میشود (مدنی، ٢٠١)؛ همچنین در برخی از مناطق آذربایجان، این بازی با استخوان جناغ مرغ (جیناغ) صورت میگیرد (نک : غیبی، ٩٥؛ ماهیار نوابی، ٣١٨).
جناغ شکستن در اردبیل «چکیشمک» (از دو سو کشیدن) یا «یادیمدا» (یادم هست) نام دارد و با شکستن جناغ یا بدون آن بازی میشود و قواعد آن چنان است که گفته شد و فرد باید هنگام گرفتن هر چیزی از طرف مقابل بگوید: «یادیمدا»، و در صورت فراموشکردن، نفر دیگر عبارت «آپاردیم» (بردم) را بر زبان میآورد و بازی را میبرد (محمدی، ١٨٢-١٨٣).
اهالی روستاهای تنکابن بازی را «شرطکُنی» مینامند و آن را با شکستن جناغ سینۀ مرغی که جزو غذا بوده است، آغاز میکنند. دو طرف شرط انگشتان کوچک دستهایشان را دور شاخههای جناغ حلقه میکنند و بر سر چیزی به توافق میرسند و یکی از آنها میگوید: «شرط کنم شرط علی، هرکس نده دشمن مرتضى علی»، و آنگاه با کشیدن دستهایشان جناغ را میشکنند و شرط آغاز میشود (خلعتبری، همانجا). در شماری از افسانهها نیز از اجرای این بازی و حیلههای به کار رفته برای فریفتن حریف و بردن بازی، شرحی آورده شده است (امینی، ١٦٤- ١٦٨؛ رودنکو، ١١-١٥؛ بیهقی، ١٤٣-١٤٤؛ انجوی، ١ / ١٩٣-١٩٦).
نوع دیگر جناغ شکستن این است که هریک از دو طرف بازی یک شاخه از استخوان جناغ مرغ را میگیرند و پس از کشیدن و شکستن آن، هرکه صاحب قسمت بزرگتر جناغ باشد، برندۀ شرطبندی خواهد بود (نجفی، ١ / ٣٨٧).
در فرهنگ مردم، «جناغ دلخواه شکستن» به معنی هر کار را به خواستۀ خود انجام دادن است و این مَثَل را در افغانستان هم به صورت «چناق [جناغ] دلخواه میشکنانی؟»، یعنی هرکاری را به میل خود میخواهی؟ (مقتدری، ٧٨)، به کار میبرند. همچنین با کسی جناغ شکستن به معنی رابطۀ صمیمی داشتن با وی به کار میرود (نجفی، همانجا).
مآخذ
امینی، امیرقلی، سی افسانه از افسانههای محلی اصفهان، اصفهان، ١٣٣٩ ش؛
انجوی شیرازی، ابوالقاسم، قصههای ایرانی، تهران، ١٣٥٢ ش؛
برهان قاطع؛
بهار عجم، لالهتیک چندبهار، به کوشش کاظم دزفولیان، تهران، ١٣٨٠ ش؛
بیهقی، حسینعلی، چهل افسانۀ خراسانی، تهران، ١٣٨٠ ش؛
خاقانی شروانی، ختم الغرایب ( تحفة العراقین)، به کوشش یوسف عالی عباسآباد، تهران، ١٣٨٦ ش؛
خلعتبری لیماکی، مصطفى، فرهنگ مردم تنکابن، تهران، ١٣٨٧ ش؛
رودنکو، م. ب.، افسانههای کردی، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، ١٣٥٢ ش؛
شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، ١٣٨٨ ش، حرف «ب»، دفتر دوم؛
طباطبایی، مهدی، «نقد و بررسی کتاب ختم الغرایب خاقانی تصحیح دکتر یوسف عالی عباسآباد»، کتاب ماه ادبیات، تهران، ١٣٨٨ ش، س ٣، شم ٢٨؛
غیاث اللغات، غیاثالدین محمد رامپوری، بمبئی، ١٣٤٩ ق؛
غیبی، محمودرضا، «شناسایی فرهنگ عامه با نگاهی تطبیقی به خمسۀ نظامی»، ادبیات تطبیقی، جیرفت، ١٣٨٦ ش، شم ٢؛
ماهیار نوابی، یحیى، «زبان کنونی آذربایجان»، نشریۀ دانشکدۀ ادبیات تبریز، تبریز، ١٣٣٣ ش، دورۀ ٦، شم ٣؛
محمدی، مهین و حسن کامرانی، ایللر، اویونلار، اردبیل، ١٣٨٤ ش؛
مدنی، احمد، زیر آسمان اصفهان (لهجه، رسوم و سنتها در اصفهان)، تهران، ١٣٩٠ ش؛
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، ١٣٤٢ ش؛
مقتدری، محمدتقی، «ضربالمثلهای فارسی در افغانستان»، فرهنگ ایران زمین، تهران، ١٣٣٨ ش، ج ٧؛
نجفی، ابوالحسن، فرهنگ فارسی عامیانه، تهران، ١٣٧٨ ش؛
نظامی گنجوی، شرفنامه، به کوشش حسن وحید دستگردی، تهران، ١٣٣٥ ش؛
وحید دستگردی، حسن، حاشیه بر شرفنامه (نک : هم ، نظامی گنجوی)
علی آخرتی