دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٧ - بومادران
بومادران
نویسنده (ها) :
پیمان متین
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
بومادَران، گیاهی خوشبو با بوی تند و مزهای تلخ و مصارف فراوان در طب مردمی. بومادران از گیاهانی است که در متون کهن فارسی از آن با نامهای اَفْسَنْتین، بِرِنْجاسف (به فارسی، برتراسک)، خاراگوش، بویمادَران و به عربی قَیْصوم (مشک چوپان) یاد شده، و همواره نقشی مهم در طبابتهای سنتی ایرانیان داشته است (نک : ادامۀ مقاله).
برهان قاطع افسنتین را نوعی بویمادران کوهی نامیده، و عربی آن را قیصوم آورده است (ذیل واژهها). آنندراج در تعریف برنجاسب آن را معادل بویمادران دانسته است (ذیل واژه). برای برنجاسف و قیصوم، برتراسک فارسی نیز ذکر شده است ( لغتنامه ... ، ذیل واژه). افسنتین معرب واژۀ یونانی اپسینتیون است که در فارسی به آن خاراگوش هم میگویند (معین، ذیل واژه؛ امیری، ٣٣).
بومادران از خانوادۀ مرکبان و دستۀ آفتابیها ست که بهجز بومادران، انواع دیگر مشهور آن عبارتاند از: همیشهبهار، آفتابگردان، بابونه، برنجاسف و خاراگوش (افسنتین)، درمنه و ترخون (گلگلاب، ٢٤٦-٢٦٦). آنچه این گیاهان و بهویژه بومادران را در فرهنگ مردم برجسته میسازد، طعم تلخ و زننده، و نیز بوی تند آنها ست که کاربردهای خاصی چون خاصیت رمانندگی و دفع حشرات و جانوران و حتى نیروهای شر و موذی دارد و در کنار خواص درمانی، ویژگی مرموز و ساحرانهای به این گیاهان میبخشد.
بومادران انواعی دارد که مهمترین آن هزاربرگ (حزنبل عربی) نامیده میشود؛ هزاربرگ گیاهی است پایا با ارتفاع ٢٠ تا ٩٠ سانتیمتر که به طور خودرو در دشتها، کنار جادهها و نواحی کوهستانی میروید (زرگری، ٣ / ١٠٦). از همۀ قسمتهای این گیاه بویی قوی استشمام میشود؛ به گونهای که به مجرد دست زدن به اعضای آن، این بو حس میشود. عمدۀ قسمتهای مورد استفادۀ آن، سرشاخۀ گلدار و برگ آن است که طعمی تلخ و بویی تند دارند (همو، ٣ / ١٠٧).
بومادران از گیاهانی است که کاربرد آن برای درمان بیماریها به زمانهای خیلی قدیم بازمیگردد. در مناطق عاری از گونههای مشابه، این گیاه با همان نام به مصارف درمانی میرسیده، و بهسبب اعتقاد زیاد به آن، در مراسم سحر و جادو هم استعمال میشده است (همو، ٣ / ١٠٩). در متون مربوط به طب قدیم، از خواص افسنتین و قیصوم (قیسوم) (برای مثال، نک : الذخیرة ... ، ٢٤،٢٠؛ ابنربن، ٤٠٢؛ اسحاق، ٤٢٨-٤٣١)، و از بویماذران در کنار بابونه، سنبل، سلیخه، مرزنکوش، ایرسا و قنطوریون یاد شده است (اخوینی، ٥٤٣). این گیاه از گذشتههای بسیار دور در فلات ایران به شکل خودرو میروییده است؛ به طوری که امروزه نیز محل رویش آن نواحی وسیعی از ایران، ازجمله اطراف دماوند، نواحی مختلف رشتهکوههای البرز، نواحی شمال اوشان، اشترانکوه، اورمیه، تبریز، پلور، و جنگل گلستان را در بر میگیرد (زرگری، ٣ / ١١٣).
طب قدیم و طب مردمی
در دانش طب قدیم و نیز باورهای طبی مردم، دو دیدگاه بهداشتی برای گیاه بومادران (برنجاسب / افسنتین) قائلاند: یکی نقش درمانی این گیاه در اشکال مختلف دارویی نظیر ساییده، ترکیب با شراب، مخلوط با روغن و ضماد به منظور علاج برخی بیماریها و ناخوشیها؛ و دوم نقش آن، چه بهصورت مستقیم و چه در ترکیب با مواد دیگر، و یا دود و بخور حاصل از سوزاندن آن برای دفع آفات و حشرات و بیاثر ساختن گزش و سم موجود در نیش جانوران. ابومنصور موفق هروی در باب قیصوم (بومادران) (ص ٢٥١-٢٥٢) و خواص افسنتین (ص ١٧)، و نیز ابنسینا دربارۀ طبع قیصوم (مشک چوپان) و افسنتین (٢ / ٥٥، ٢٩٧) توضیحاتی دادهاند.
ابوریحان بیرونی افزون بر ذکر انواع اسامی سریانی و رومی و عربی برای بومادران، به واژۀ مَرْوِشیران (مرو اردشیران) که در برخی کتابها آمده است، اشاره میکند (ص ٢٠٦). در اختیارات بدیعی، بهترین نوع برنجاسف یا شویلا (به عربی)، نوع زردرنگ آن دانسته شده است (حاجی زین عطار، ٥٥). حکیم مؤمن معتقد است که قیصوم نوعی از برنجاسف است و میافزاید: « ... طعمش تلخ و زردرنگ است و به جهت این اشتباهات جمعی قیصوم را برنجاسف دانستهاند. در سیّم گرم و خشک و محللتر از افسنتین و دافع تب و لرز و درد سینه و ضیق النفس و ضرر ادویۀ قتاله و ریاح و مفاصل و عرقالنساء و قاتل اقسام کرم معده و امعاء ... است» (ص٣٥٠-٣٥١).
بومادران به سبب دارابودن مواد تلخ و عطری، بر سلسلۀ اعصاب و قلب اثر میگذارد؛ به گونهای که در درمان مواردی همچون خستگی عمومی، ضعف قلب، ضعف اعصاب، هیستری، صرع و قولنجهای تشنجآور مفید است و به سبب قابض بودن، در رفع ترشحات زنانگی، اخلاط خونی، و اسهالهای ساده، و بهویژه بندآوردن خون و درمان بواسیر خونی اثر درمانی دارد. مصرف شیرۀ تازۀ گیاه اثر قابض بر روی مخاطها دارد و موجب رفع احتقان و تسکین التهاب میشود؛ به همین سبب، ارزش آن در درمان بواسیر، شقاق و ترک ناحیۀ مقعد و نوک پستان بارز است. اشکال دارویی بومادران عبارت است از: دمکردۀ سرشاخۀ گلدار یا برگ، شیرۀ تازۀ گیاه، تنتور، جوشاندۀ سرشاخۀ گلدار برای تهیۀ محلول آن برای استعمال خارجی و تنقیه (زرگری، ٣ / ١١٠-١١١). به گفتۀ هوپر، از بومادران برای تسکین اختناقهای ریوی در تهران، و درمان دردهای رودهای در کودکان در نواحی بلوچستان استفاده میشده است (ص ٨٠).
اعتقاد بر این است که بومادران نهتنها همچون داروی شفابخشِ عمومی برای درمان هر نوع زخم و جوش، آبسه، دررفتگی، شقاق، بواسیر و خونریزیهایی مثل خوندماغ و تنظیم قاعدگی عمل میکند، بلکه بهسبب خاصیت ضدعفونیکنندگی، مادهای قوی در رفع عفونتها محسوب میشود (عماد، ١ / ٣٨).
قدرت این گیاه در دفع آفات چنان است که از گذشتههای دور، به کشاورزان توصیه شده است برای در امان ماندن مزارع از ملخها، مقداری افسنتین را بکوبند و در آب آغشته کرده، بر زمین کشت، یا پای درختان بپاشند. این ترکیب حتى مارها را فراری میدهد (بیرجندی، ١٠٦، ١١٣).
در گوشه و کنار ایران، در طب مردمی، از بومادران برای درمان گونهای از بیماریها استفاده میشود. در خیاو، از عرق بومادران برای درمان اسهال استفاده میشود و برای درمان دلدردها آن را کفلمه میکنند (ساعدی، ١٣٠،١٢٨)؛ مردم ساوه از دمکردۀ بومادران برای علاج نفخ شکم استفاده میکنند (سالاری، ٣٣٥)؛ راوریها نیز جوشاندۀ بومادران را در درمان دلدردها، اسهال، استفراغ و تب به کار میبرند (کرباسی، ١٥٣)؛ در ایلام، از جوشاندۀ گیاه برنجداس (به احتمال زیاد همان برنجاسف) برای رفع درد دندان استفاده میشود (اسدیان، ٢٨٣،٢٦٣)؛ و در دَوان، گیاهی وجود دارد به نام اَروِک که از خانوادۀ بومادران است و به صورت مخلوط با دیگر داروها در اختلالات گوارشی همچون هیزه و تریشه و نیز ناراحتیهای سودایی مصرف میشود (لهساییزاده، ٢٨٣). در همین منطقه، گل سَرْبرنجاسک (بومادران) یکی از مواد ٤ عرقی است که ترکیبی قوی در درمان ناراحتیهای گوارشی به شمار میآید (همو، ٣١٧).
مآخذ
آنندراج، محمد پادشاه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
ابنربن، علی، فردوس الحکمة، به کوشش محمد زبیر صدیقی، برلین، ١٩٢٨ م؛
ابنسینا، قانون، ترجمۀ عبدالرحمان شرفکندی، تهران، ١٣٧٠ ش؛
ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، به کوشش احمد بهمنیار، تهران، ١٣٤٦ ش؛
اخوینی بخاری، ربیع، هدایة المتعلمین، به کوشش جلال متینی، مشهد، ١٣٤٤ ش؛
اسحاق بن سلیمان اسرائیلی، الاغذیة و الادویة، به کوشش محمد صباح، بیروت، ١٤١٢ ق / ١٩٩٢ م؛
اسدیان خرمآبادی، محمد و دیگران، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، تهران، ١٣٥٨ ش؛
امیری، منوچهر، فرهنگ داروها و واژههای دشوار، تهران، ١٣٥٣ ش؛
برهان قاطع؛
بیرجندی، عبدالعلی، معرفت فلاحت، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٨٧ ش؛
بیرونی، ابوریحان، الصیدنة، ترجمۀ باقر مظفرزاده، به کوشش شیرین عزیزی مقدم و مجتبى قاسملو، تهران، ١٣٨٣ ش؛
حاجی زین عطار، علی، اختیارات بدیعی (قسمت مفردات)، به کوشش محمدتقی میر، تهران، ١٣٧١ ش؛
حکیم مؤمن، محمد، تحفة المؤمنین، به کوشش روجا رحیمی و دیگران، تهران، ١٣٨٦ ش؛
الذخیرة فی علم الطب، منسوب به ثابت بن قره، قاهره، ١٩٢٨ م؛
زرگری، علی، گیاهان دارویی، تهران، ١٣٧٥ ش؛
ساعدی، غلامحسین، خیاو یا مشکینشهر، تهران، ١٣٥٤ ش؛
سالاری، عبدالله، فرهنگ مردم کوهپایۀ ساوه، تهران، ١٣٧٩ ش؛
عماد، مهدی، شناسایی گیاهان دارویی و صنعتی جنگلی و مرتعی و موارد مصرف آنها، تهران، ١٣٧٧ ش؛
کرباسی راوری، علی، فرهنگ مردم راور (دفتر یکم)، تهران، ١٣٦٥ ش؛
گلگلاب، حسین، گیاهشناسی، تهران، ١٣٢٦ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
لهساییزاده، عبدالعلی و عبدالنبی سلامی، تاریخ و فرهنگ مردم دَوان، تهران، ١٣٧٠ ش؛
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، ١٣٥٤ ش؛
نیز:
Hooper, D., Useful Plants and Drugs of Iran and Iraq, Chicago, ١٩٣٧, vol. III, no. ٣.
پیمان متین