دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٨ - بلیناس
بلیناس
نویسنده (ها) :
محمد کریمی زنجانی اصل
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
بَلیناس، فیلسوف، کیمیاگر و صاحب طلسم روزگار هلنی (د ٩٧ م)، که یکی از مشهورترین و در عین حال، تاریخیترین و تأثیرگذارترین چهرههای کیمیاگری و علوم غریبه در روزگار اسلامی است.
آثار منسوب به بلیناس در شکل دادن به جهانبینی فلسفی و دانش کیمیا و علوم غریبه، بهویژه طلسمات، در روزگار اسلامی نقش تعیینکننده و مؤثری داشته، و بر حیات اجتماعی و فرهنگی ایرانِ اسلامی در ٥ زمینۀ مشخص تأثیر نهاده است: ١. علوم کیمیایی؛ ٢. حکمت نوفیثاغوری / هرمسی؛ ٣. طلسمات و علوم غریبه؛ ٤. نیایش موجودات روحانی؛ ٥. حکمت منزلیه یا تدبیر منزل، که در فرهنگ مردم، طلسمات و تدبیر منزل بیشتر مورد توجه است.
در سنّت هلنی / رومی او را با نام آپولونیوس تیانائی میشناسند (نک : بیده، I / ١٣١-١٤١).
بلیناس در شرق هلنی، در روزگار پیش از اسلام، در مقام فردی شفابخش، پیشگو و صاحب طلسمات و عجایب تصویر شده است. متنهای بر جای مانده از این روزگار سرشارند از افسانهها و رمز و رازهای تاریخی زندگی او که بر محور مشترکی قرار دارند. در این آثار با متفکری روبهرو میشویم که با هند و مناطق متمدن شرق هلنی، بهویژه ایران، ارتباطاتی درازمدت و استوار دارد (دزیلسکا، ١٣٩). او را به فاصلۀ دو سده پس از مرگش، همرتبۀ خدایان قرار دادند و در زادگاهش، معبدی برای او ساختند و در مناطق دیگر تصاویرش را در کنار خدایان قرار دادند؛ بدین ترتیب، این باور رواج یافت که حتى یادکرد نام او حمایت آسمانی، و پدیدار شدن کراماتش را در پی خواهد داشت (همانجا).
کهنترین منابع دربارۀ زندگی بلیناس عبارتاند از: ١. ٨٤ نامۀ منسوب به او؛ ٢. دفاعیهای که در برابر قیصر دومتین ایراد کرد؛ ٣. زندگینامهای که فیلوستراتوس ١٢٠ سال پس از مرگ او، به فرمان ملکه ژولیا، همسر قیصر سوروس، نوشت.
بنابر روایتها، بلیناس در آغاز نخستین سدۀ میلادی در تیانا، در نزدیکی کاپادوکیه در خانوادهای ثروتمند زاده شد. در ١٤سالگی به تارتوس رفت و نزد اودیمسوس فنیقی صرف و نحو و معانی و بیان آموخت و شخص فیثاغورس را الگوی زندگی خویش قرار داد. سپس، به زهد روی آورد و اموال خود را به فقرا بخشید، گیاهخواری پیشه کرد، پای برهنه راه میسپرد، بر بستری خشن آرام میگرفت، از باده پرهیز، و از زنان دوری میکرد. وی به قفقاز و هند سفر کرد. در هند همنشین برهمنان شد و سرانجام از حبشه، سودان و مصر علیا دیدار کرد و به یونان و ایتالیا رفت و در شهر رُم، دختری دست به گریبان مرگ را شفا بخشید؛ از اینرو، به سحر و جادو متهم، و تبعید شد و در روزگار سلطنت نِروا در افوس درگذشت (فیلوستراتوس، ٢٧ ff.).
بلیناس خدا را به عنوان نخستین و تنها موجود، جدای از کل آفرینش، آن هم به صورت اندیشۀ ناب درک میکند (دزیلسکا، ١٣٩-١٤٠) و ماده را فقدان خیر، و نشیمنگاه آلودگی و پلیدی برمیشمارد و سپس، موجودات کیهان را این گونه طبقهبندی میکند: «خدایان مولد که فروتر از خدای متعالیاند، و شیاطین که هستیشان نیمهالٰهی است» (همو، ١٤١). بلیناس تحت تأثیر رواقیون نیز هست؛ زیرا برای خِرَد بشری به عنوان ابزار دستیابی به معرفت، یعنی منشأ زیبایی و خوبی اهمیت بسیاری قائل است (همانجا).
هنگامی که مسلمانان در نیمۀ نخست سدۀ ٧ م، سوریه را فتح کردند، نام بلیناس به فرهنگ عربی راه یافت و به عنوان شخصیتی اسرارآمیز با ادبیات متعلق به علوم هرمسی و علوم غریبه به آنها معرفی شد.
کهنترین یادکرد بلیناس در جهان اسلام را در یکی از رسالات منسوب به زوسیموس اسکندرانی مییابیم که در ٣٨ ق از یونانی به عربی ترجمه شده، و نسخهای از آن اکنون در کتابخانۀ رامپور در هند موجود است. در این رساله، از او با عنوان «ابولون» یاد شده، و به مهمترین کتاب فلسفیاش (سرّ الخلیقة یا العلل) اشاره شده است (GAS, IV / ١٩-٢٠).
در منابع اسلامی، از بلیناس با نامهایی مانند اَبلونیوس (ابنندیم، ٣٢٦؛ ابوسلیمان، ١١٣؛ قفطی، ٦١؛ صاعد، ١٧٨، ١٧٩)، افولونیوس (ابنعبری، ١١٨)، اَبلّینَس (قفطی، ٦٤)، علوسوس (ابنندیم، چ فلوگل، ٢٦٣؛ نیز نک : کراوس، ٢٧٣)، اَبولوس (یعقوبی، ١ / ١١٨)، اَبلوس (مجریطی، ١٠٧ بب )، بُلنیاس (ابنندیم، ٣٧٢؛ بلیناس، فی تأثیر ... ، گ ١ پ)، بَلیناس (حنین، ٤٧، ١٤١؛ ابوسلیمان، ٨١؛ مجمل ... ، ١٢٩)، و بُلُنیاس (یاقوت، ٥ / ٤١٥) یاد شده است (برای آگاهی از صورتهای دیگر این نام، نک : کراوس، ٢٧٠).
منابع روزگار اسلامی، بلیناس را در مقام یک حکیم و صاحب طلسم شناساندهاند (EI٢, I / ٩٩٤؛ نیز نک : دبا). همچنین از اشارۀ جابر بن حیان به تفسیر تمثیلی آیهای از قرآن کریم از «هواداران مسلمان بلیناس» در عبارتی از «کتاب الاحجار» (نک : ص ١٤٤) برمیآید که کتاب سر الخلیقۀ او در محافل عربی شهرتی زودهنگام یافته بوده است (نیز نک : GAS, IV / ١٥-١٦). البته این شهرتْ تنها به حوزۀ کیمیاگری و حکمت هرمسی محدود نمیشود و بلیناس از همان نخستین سالهای حضور مسلمانان در شرق یونانی، به عنوان «صاحبالطلسمات» نیز به نوشتههای عربی راه مییابد. از میان منابع تاریخی، تاریخ یعقوبی (همانجا) در مقام کهنترین منبع، به درستی از حضور بلینـاس در روزگـار دومتین (حک ٨١-٩٦ م) یاد کرده است، و بیرونی (١ / ١٦١)، ابنابیاصیبعه (١ / ١١٢)، و ابنعبری (همانجا) نیز با او در این مطلب هم سخناند؛ اما یعقوبی
از «بلینوس النجّاری» سخن میگوید که «یتیم» نامیده میشده، و «صاحبالطلسمات» بوده است (١ / ٩٦). در مقدمۀ سر الخلیقة نیز شاهدیم که بلیناس خود را «یتیم ساکن تیانا» مینامد (ص ٥).
بیشتر آثاری که در جهان اسلام به نام بلیناس شهرت یافتند، در سدۀ ٥ م تحریر شدند و زیر نام او قرار گرفتند؛ البته این بدان معنا نیست که در این آثار، هیچ نشانی از آموزههای بلیناس نیست؛ بلکه تأکیدی است بر اینکه فحوای بیشتر آنها به تصویر هلنی او مربوط میشود تا چهرۀ اصلیاش (نک : GAS, IV / ٧٩ ff.).
افزون بر آثار فلسفی / کیمیاوی بلیناس، آثار تنجیمی و طلسمات او اینها ست: ١. الطلاسم بلیناس الاکبر، ٢. طلسمات مریخ الهند، ٣. رسالة فی تأثیر الروحانیات فی المرکبات، ٤. المدخل الکبیر الى علم افعال الروحانیات، ٥. الاصنام السبعه (ه م)، ٦. ذخیرة الاسکندر (نک : دبا، آپولونیوس تیانائی)، ٧. مصحف القمر دربارۀ طلسمهای ماه (برای نسخههای آن، نک : GAS, IV / ٨٩)، ٨. کتاب ابلوس الحکیم (EI٢)، ٩. رسالة السحر که در نسخههای عربی هنوز ناشناخته است و در کتاب المدخل الکبیر چندین بار از آن یاد شده است، ١٠. الخواص که زکریای قزوینی در فرازهای بسیاری از عجایب المخلوقات از آن مطالبی را نقل میکند (همانجا).
نمادپردازیهای فلسفی در جهان اسلام و در ادبیات تمثیلی فارسی از تأثیر آثار بلیناس دور نبودهاند؛ چنانکه کتاب الاصنام السبعۀ او الگوی حیّ بن یقظان ابنسینا و رسالههای تمثیلی شیخ اشراق و ازجمله آواز پر جبرئیل او بوده است (کراوس، ٢٩٧-٢٩٨).
آثار بلیناس بر متون مربوط به حیات اجتماعی و فرهنگی ایران و اسلام نیز تأثیراتی داشته است که موارد مربوط به طلسمات و تدبیر منزل از آن جملهاند. به نظر میرسد ماندگارترین تأثیر بلیناس در حیات فرهنگی ایران را در طلسمات او باید بازجست که گستردگی بسیاری دارد و نسخههای متعددی از آنها بارها به صورت چاپ سنگی منتشر شدهاند.
طلسمات و علوم غریبه
در متون تاریخی و جغرافیایی ایران و دیگر کشورهای اسلامی منابعی وجود دارند که از طلسمهای بلیناس یادکردهاند. چنانکه حسن بن محمد قمی از طلسمهایی یاد میکند که او در قم و جاهای دیگر نهاده بوده است. قمی عمر بلیناس را ٠٥٠‘١ سال، و او را در حکمت از شاگردان بطلمیوس، همروزگار ملک قباد، و پس از دانیال پیغمبر برشمرده است (ص ٢٤٦- ٢٤٨).
در سدههای ٦ و ٧ ق هم شاهدیم که طوسی (ص ١٢٩، ٢٥٩، ٢٧٩) و یاقوت (٤ / ٤٥٢، ٥ / ٤١٥) در آثار خود از وجود تندیسهای طلسمی بلیناس در شهرهای قسطنطنیه، تیسفون، همدان، قم، اصفهان، ارمنیه و گرگان خبر دادهاند. به نوشتۀ آنها، ساکنان این شهرها با آگاه شدن از شهرت طلسمهای بلیناس، او را برای زدودن بیماریهای همهگیر و دفع جانوران وحشی و حشرات موذی دعوت کردند. بلیناس در تیسفون طلسمی در برابر بادها، عقربها و ککها نهاد؛ در همدان مجسمۀ شیر سنگی را در دروازه قرار داد تا شهر در برابر بهمن محافظت شود؛ در اصفهان طلسمی بر ضد حشرات موذی ساخت؛ در قم طلسمی برای ممانعت از ذوب اسرارآمیز رسوبات طلا و نقره، و نیز در گرگان برای محافظت در برابر حشرات موذی ساخت (نک : ه د، طلاسم بلیناسالاکبر).
بلیناس بر دیدگاه متفکران مسلمان دربارۀ تدبیر منزل از طریق ترجمۀ عربی رسالهای که در این باره نگاشته بوده، تأثیر نهاده است. اصل یونانی این رساله بر جای نمانده، اما از ترجمۀ عربی آن نسخههایی در دست است و نخستین یادکرد آن را در الفهرست ابنندیم (ص ٣٧٧) در دهۀ هفتم سدۀ ٤ ق مییابیم.
در این رساله، بلیناس مباحث خاص خود را از باب «مال و تدبیر آن» آغاز میکند و با باب «تدبیر بندگان و خدمه» ادامه داده، و پس از باب «تدبیر زن»، با باب «تدبیر فرزند» پایان بخشیده است. از مهمترین مباحث مطرحکردۀ او در این ٤ باب، میتوان به این موارد اشاره کرد:
الف ـ مورد مربوط به تأکید بر نیاز آدمی به زندگانی در جمع برای رفع خواستههایش که اینها ست: تهیۀ غذا و صناعاتی مانند بنایی و نجاری و آهنگری که از عهدۀ یک تن برنمیآید؛ بلیناس در این باب، همچنین به وجود قوۀ یادگیری و آموزش، به عنوان دلیل دیگری برای روی آوردن آدمیان به یکدیگر یاد میکند («تدبیر ... »، ١٦٣-١٦٤).
ب ـ مورد مربوط به نیاز به مال یا نقود که برای پرداختن به معاملات و چگونگی گردآوری آن با بحث از دوری جستن از «جور»، «عار» و «دنائت» در کسب بیان شده است (همان، ١٦٤-١٦٦).
ج ـ مورد مربوط به چگونگی حفظ مال که از راه تنظیم نسبت درآمد و مخارج و تأکید بر دوری جستن از ٥ خصلت «خساست»، «تقتیر»، «اسراف»، «فخرفروشی» و «سوء تدبیر» به هنگام انفاق آمده است (همان، ١٦٦-١٦٧).
د ـ مورد مربوط به تدبیر خدمتکاران و بندگان و بندگی به رق و شهوت و طبع که در اینجا، از طبیعت بندگان و ناگزیری فرمانپذیری آنان بحث کرده است؛ آنگاه بندگان را از شهوت پرهیز داده است و بندگان به رق را که از فضایل انسانی بیبهرهاند، برای انجام کارهای خاص، و بندگان به طبع را شایستۀ کارهای دشوار دانسته است (همان، ١٦٨-١٧٠).
ه ـ مورد مربوط به تدبیر زن که در آن، غرض از همسرگزینی، از سویی بقای نوع، و از سوی دیگر نیاز مرد به حضور شریکی یاد شده است که مصلحتهای او را در خانه برآورد. بلیناس این دو غرض را به ترتیب، طبیعی و اختیاری نامیده است. در ادامه، از رغبت به زن به سبب زیبایی و ثروت و تعلقش به خاندانی برجسته پرهیز داده، و ادارۀ امور خانه و نگهداری از فرزند را مهمترین وظایف زن برشمرده است (همان، ١٧١-١٧٤).
و ـ مورد مربوط به تدبیر فرزند که در آن، برخورداری از بدنی سالم و عقلی سلیم، اولین صلاحدید فرزند دانسته شده (همو، ١٧٤)، و این امر به صحت و سلامت بدن و نفس مادری آزاد و برخوردار از صفات مورد بحث در بخش سوم، منوط شده است تا تأکیدی دوباره باشد بر دقت مرد در گزینش همسری مطلوب.
چگونگی تعلیم و تربیت فرزند در اموری مانند سخن گفتن، غذا خوردن، لباس پوشیدن و علم ورزیدن، مطالب بعدی این رساله است و نویسنده ضمن بحث از آنها، بر آشنایی کودک با امور پسندیده از آغاز تعلیم تأکید کرده است تا از افتادن او به دام اعتیاد به خُلقهای زشت جلوگیری شود (همان، ١٧٤-١٨١).
فخرالدین رازی (د ٦٠٦ ق) فصل پنجاه و هفتم از کتاب جامع العلوم خود را با اقتباس از این رساله مینویسد (ص ٤٧٠-٤٧٥) و خواجه نصیرالدین طوسی (د ٦٧٢ ق) به تصریح از آن یاد میکند و آنگاه با اقتباس از آن به نگارش در این موضوع همت میگمارد (ص ٢٠٨ بب ).
مآخذ
ابن ابی اصیبعه، احمد، عیون الانباء، بیروت، ١٣٧٦ ق / ١٩٥٦ م؛
ابنعبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، به کوشش انطون صالحانی، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابنندیم، الفهرست؛
همان، به کوشش گوستاو فلوگل، لایپزیگ، ١٨٧١ م؛
ابوسلیمان سجستانی، محمد، «منتخب کتاب صوان الحکمه» (مل )؛
بلیناس، «تدبیر المنزل»، به کوشش لویس شیخو، المشرق، ١٩٢١ م، س ١٩، شم ٣؛
همو، سر الخلیقة و صنعة الطبیعة، به کوشش اورزولا وایسر، حلب، ١٩٧٩ م؛
همو، فی تأثیر الروحانیات فی المرکبات، نسخۀ خطی کتابخانۀ اسعد افندی، استانبول، شم ٩٨٧‘١؛
بیرونی، ابوریحان، القانون المسعودی، حیدرآباد دکن، ١٣٧٣ ق / ١٩٥٤ م؛
جابر بن حیان، مختار رسائل، به کوشش پل کراوس، قاهره، ١٩٣٥ م؛
حنین بن اسحاق، آداب الفلاسفة، به کوشش عبدالرحمان بدوی، کویت، ١٩٨٥ م؛
دبا؛
صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم، به کوشش غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران، ١٣٧٦ ش؛
طوسی، محمد، عجایب المخلوقات، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٥ ش؛
فخرالدین رازی، جامع العلوم، به کوشش علی آلداود، تهران، ١٣٨٢ ش؛
قفطی، علی، تاریخ الحکماء، به کوشش لیپرت، لایپزیگ، ١٣٢١ ق / ١٩٠٣ م؛
قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، ترجمۀ حسن بن علی قمی، به کوشش محمدرضا انصاری، تهران، ١٣٨٥ ش / ٢٠٠٦ م؛
مجریطی، مسلمه، غایة الحکیم، به کوشش هلموت ریتر، برلین، ١٩٢٧ م؛
مجمل التواریخ و القصص، به کوشش محمدتقی بهار، تهران، ١٣١٨ ش؛
یاقوت، معجم البلدان، بیروت، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٩ م؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، نجف، ١٣٥٨ ق؛
نیز:
Abū Sulaimān as-Sijistānī, The Muntakhab Ṣiwān al-Ḥikmah, ed. D. M. Dunlop and T. Halasi-Kun, Paris / New York, ١٩٧٩;
Bidez, J. and F. Cumont, Les Mages Hellénisés, Zoroastre, Ostanès et Hystaspe, Paris, ١٩٧٣;
Dzielska, M., Apollonius of Tyana in Legend and History, Rome, ١٩٨٦;
EI٢;
GAS;
Kraus, P., Jābir Ibn Ḥayyān, Cairo, ١٩٤٢;
Philostratus, Life of Apollonius, tr. C. P. Jones, ed. G. W. Bowersock, Middlesex, ١٩٧٠.
محمد کریمی زنجانی اصل