دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٦ - حسن(ع)، امام
حسن(ع)، امام
نویسنده (ها) :
مریم صادقی - حسن اکبری بیرق
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٣ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَسَن (ع)، اِمام، فرزند علی بن ابیطالب (ع) و امام دوم شیعیان. امام حسن (ع) در ١٥ رمضان ٣ ق / ٢٩ فوریۀ ٦٢٥ م، از بطن دختر پیامبر (ص)، فاطمۀ زهرا (ع) متولد شد. به باور شیعیان، او امام منصوب از سوی حضرت علی (ع) و نیز پیامبر (ص) بود (مسعودی، اثبات ... ، ١٥٤- ١٥٥؛ ابنقبه، ٢٦٩-٢٧٠؛ یعقوبی، ٢ / ٢٢٦). عامۀ مردم ایران ایشان را بیشتر به نام امام حسن مجتبى (ع) میشناسند (برای نمونه، نک : ابنبابویه، ١ / ٢٣٨).
امام حسن (ع) بهعنوان یکی از پنج تن آلعبا و نیز یکی از ١٤ معصوم (ع) در باور شیعیان، در فرهنگ و اعتقادات ایرانیان از جایگاه ویژهای برخوردار است، به گونهای که باعث شده است تا ایشان در بسیاری از جنبههای فرهنگ مردم ایران حضوری روشن داشته باشد. براساس دو روایت موجود در منابع، وفات ایشان بهروایت اشهر، در هفتم و بهروایت ضعیفتر در بیست و هشتم صفر ٥٠ ق / مارس ٦٧٠ م است (نک : دبا، ٢٠ / ٥٣٨ - ٥٣٩). اما نکتۀ قابل تأمل اینکه در میان شیعیان جهان در همان روز ٧ صفر مراسم سوگواری امام حسن (ع) برگزار میشود. در تقویم رسمی ایران روایت ضعیفتر ثبت شده و در مقابل برای مناسبت روز ٧ صفر تنها به ولادت امام موسى کاظم (ع)، آن هم براساس روایتی ضعیف، اشاره شده است و با آنکه آیتالله حائری یزدی، مؤسس حوزۀ علمیۀ قم، و بیشتر مراجع تقلید در هفتم صفر اقامۀ عزا نموده و کلاسهای درس را تعطیل میکردند (نک : «هفتم ... »، بش )، مراسم سوگواری امام نزد عامۀ مردم ایران و حتى در میان بازاریان تهران ــ که معمولاً در موارد متعدد از این دست هر دو روز را به سوگواری میپردازند ــ تنها در ٢٨ صفر برپا میشود. بهروایتی تأییدشده، چون ناصرالدین شاه در ٦ صفر به دنیا آمده بود، برای اینکه جشن روز میلاد با شب شهادت امام (ع) تقارن نیابد، دستور داد تا تقویم را دستکاری کنند (نک : مرادی، بش ).
مجموعهای از حوادثی که دربارۀ شهادت امام حسن (ع) در طول تاریخ بیان شده، در برانگیختن عواطف و احساسات عامۀ مردم و برپایی مراسم آیینی خاص ایشان تأثیر بسزایی داشته است. براساس گزارشهایی از مورخان، امام حسن (ع) در اثر مسمومیت، آن هم توسط همسرش جعده، و با دسیسۀ معاویه، به شهادت رسیده است (مثلاً نک : مسعودی، مروج ... ، ٣ / ٦-٧؛ یعقوبی، ٢ / ٢٢٥؛ ابوالفرج، ٧٣)، که در فرهنگ مردم ایران میتواند نشان از اوج مظلومیت ایشان باشد، چنانکه مضمون و دستمایۀ بسیاری از مرثیهها شده است.
از پیامبر اکرم (ص) نقل است که هر کس امام حسن (ع) را در بقیع زیارت کند، قدمش بر صراط ثابت باشد و دچار لغزش نخواهد شد (قمی، ٣٢٠). در گذشتههای نهچنداندور، قبر امام حسن (ع) و ٣ امام دیگر قبّه و ضریح و بارگاهی داشت که حتى از خارج مدینه نیز قابل رؤیت بوده است (قلقشندی، ١ / ١٠٧؛ ابنبطوطه، ١٢٥). زائران ایرانی هنگام تشرف به حج، از سر ارادت به زیارت این بارگاه شتافته و در سفرنامههای خود آن را وصف کردهاند (برای نمونه، نک : فرهادمیرزا، ١٧١؛ فراهانی، ٢٨٢؛ حسامالسلطنه، ١٥١؛ هدایت، ٢٦٩). محمد عبدالحسین کرناتکی که در حدود سال ١٢٣٠ ق / ١٨١٥ م به مدینه رفته بوده، به ویران شدن بقاع متبرکۀ بقیع اشاره میکند (ص ١٢٤). ویرانی و متروک ماندن مزار ایشان طی سدۀ اخیر جنبههای تأکید بر مظلومیت ایشان را دو چندان کرده است.
از مراسم آیینی مرتبط با سالگرد شهادت امام حسن (ع)، اجرای مراسم «شبیهخوانی» و «تعزیه» است. این تعزیه معمولاً شب بیستوهشتم ماه صفر، در نقاط گوناگون ایران، اجرا میشود و شخصیتهای اصلی آن را حسنین و زینب (ع)، معاویه، عمرو عاص، عباس، قاسم، عایشه و جز آنان تشکیل میدهند. این تعزیه براساس گفتوگوهایی که امام حسن (ع) در بستر بیماری با بستگانش، بهویژه خواهرش، زینب، و برادرش، عباس، داشته، طراحی شده است و غالباً در لابهلای گفتوگوها، گریزی به وقایع کربلا نیز زده میشود (همایونی، ٤١٤، ٤١٧)؛ بهخصوص که دو پسر وی، قاسم و ابوبکر (یا عبدالله)، نیز در واقعۀ کربلا به شهادت رسیدند (قلقشندی، همانجا). در مراسمی ویژۀ دهۀ اول محرم، دو روز خاص به نام این دو نوجوان تعلق دارد (برای نمونهای از متن و نسخۀ تعزیۀ امام حسن (ع)، نک : هنری، ٢٣٤ بب ؛ صالحیراد، ١ / ٢٦٣ بب ).
معمولاً در شهرهای گوناگون ایران به مناسبت وفات ایشان (گاهی نیز در سالروز ولادتشان در ١٥ ماه رمضان) مردم به پخت نذری و خوراکهای آیینی و یا گستراندن سفرههای نذری میپردازند؛ ازجمله به نیت سالم ماندن کودک، حلوا، شلهزرد و یا آشرشته میپزند و بهصورت نذری پخش میکنند (همایونی، ٣٤٧؛ نیز نک : نظری، ٥٩٠؛ برزویی، ٨٣). «دیگ حسن بن علی (ع)» یکی از نذریهای مردم شاهرود در شب بیستوهشتم ماه صفر است که معمولاً فرد حاجتمند شلهزرد درست میکند و در بشقابهایی میریزد و با دارچین، نامهای متبرکۀ پنجتن را روی آن مینویسد و میان دوستان و آشنایان تقسیم میکند (شریعتزاده، ٣٨٩).
پختن نوعی آش به نام «هودرده» (هفتدرده؛ برای آگاهی بیشتر، نک : ه د، بهمنگان)، نیز میان مردم کازرون مرسوم است که بیشتر در روزهای ٢٨ صفر پخته میشود. این آش پر از گوشت و انواع حبوبات و سبزیها ست و مردم معتقدند: هر بیماری که از این آش بخورد، شفا خواهد یافت (حاتمی، ٢١٠). همچنین روشن کردن شمع بهعنوان ادای نذر و ابراز علاقه و احترام به امام حسن (ع) از اعمال رایج در شب شهادت این امام است؛ چنانکه در شاهرود رسم است که در «منبرخانه»ها (ه م)، زنان افزون بر اهدای پولی بهعنوان «نیاز»، چند شمع نیز برای آمرزش مردگان و سلامت زندگان به متولی منبر میدهند. متولی منبر نیز ضمن روشن کردن شمعها، با صدای بلند دعا میکند و اشعاری میخواند، ازجمله اینکه: الٰهی الٰهی به حق محمد مصطفى / الٰهی الٰهی به حق علی مرتضى / الٰهی الٰهی به حق فاطمۀ زهرا / الٰهی الٰهی به حق حسن مجتبى، این شمع را روشن میکنم (شریعتزاده، ٤٠٧).
زنان در برخی از نقاط ایران سفرهای به نام حضرت امام حسن (ع) نذر میکنند که سفره، ظروف و محتویاتش، و حتى خوراکیهایی را که بر سر سفره قرار میدهند، به رنگ سبز است. شرکتکنندگان در جلسۀ این سفره، که همگی زن هستند، پس از خوانده شدن روضۀ امام حسن (ع)، از محتویات سفره برای تبرک چیزی برمیدارند و کسانی که حاجت دارند، از درون سفره شمعی نیمسوخته بهعنوان گرو به منزل میبرند و اگر پس از چندی حاجتشان روا شد، آنها نیز چنین سفرهای میگسترانند. زنان افزون بر سفره، به نام امام حسن (ع)، شلهزرد، حلیم، بلغور، دیگجوش و روضه هم نذر میکنند (مؤیدمحسنی، ٣٢٥). ظاهراً این رنگ سبز ریشه در گزارشهایی دارد، مبنی بر اینکه وقتی امام مجتبى (ع) را زهر دادند، گونهاش به رنگ سبز درآمد (مثلاً نک : کاشفی، ١٤٩-١٥٠). کاربرد پارچۀ سبز از سوی عزاداران در برخی از مناطق ایران در روز بیست و هشتم صفر نیز احتمالاً مربوط به همین موضوع است (کرزبر، ٢٨٣).
آنچه از این امام در باور عمومی مردم ایران در طول سدهها باقی مانده، بیشتر مرتبط با ویژگیهای اخلاقی ایشان است. نخست آنکه امام حسن (ع) در افواه عامۀ ایرانیان، بهعنوان فردی نرمخو و اهل صلح و مدارا مطرح است و تعبیراتی اینچنین: «به خون حلق حسین و به حُسن خُلق حَسن» (خواجو، ٥٠)، نیز بر همین امر دلالت دارد. نزد مردم بردباری بیش از حد او زبانزد است و متانت، خوشزبانی و اخلاق وی ازجملۀ مهمترین محاسن آن امام بهشمار میرود که در احادیثی منقول از پیامبر (ص) نیز وجود دارد: از من حلم و حیا به حسن (ع)، و مهابت و جود به حسین (ع) رسیده است (بلاذری، ٢ / ٣٧٧). رواج این باورها در میان ایرانیها تا جایی است که عموماً حتى سادات حسنی را افرادی نرمخو، مردمدار و مداراکننده میدانند.
از دیگر صفات امام که در باورهای مذهبی ایرانیان تأثیر بسزایی برجای گذاشته است، تواضع، بخشندگی، سخاوت و کرم فوقالعادۀ ایشان است (نک : یعقوبی، ٢ / ٢٢٦؛ ذهبی، ٣ / ٢٦٧)؛ ایرانیان امام حسن (ع) را «کریم اهل بیت» میدانند.
ولادت ایشان در ماه رمضان موجب شده است تا ایرانیان با تأسی به این خصلت امام در آیینهایی که معمولاً در شب و روز ١٥ رمضان هر سال به مناسبت ولادتشان برگزار میشود، سفرههای افطار و اطعام نیازمندان بگسترانند. این ویژگی اخلاقی به متون عرفانی و اخلاقی نویسندگان ایرانی نیز راه یافته است، ازجمله داستان اجابت دعوت فقرا برای همغذاشدن و حکایات فراوان بذل و بخششهای وی که در برخی از کتابها آمده است (برای نمونه، نک : غزالی، احیاء ... ، ٢ / ١٥، ٥ / ٢٣٧، کیمیا، ١ / ٢٩٦، ٢ / ١٦٧- ١٦٨؛ هجویری، ٤١٢؛ عزالدین، ٢٧٥؛ قشیری، ٧٧).
ویژگی اخلاقی امام حسن (ع)، شاعران پارسیگوی را بر آن داشته است تا چه در مقام ستایش از امام حسن (ع) و چه در مدیحههای خود از دیگران، بیشتر بر همین سجایای مشهور تمرکز کنند: بود مانند جد به خُلق عظیم / پاک علق و نفیس عرق و کریم (سنایی، ٢٦٣)؛ تو را قلمرو حلم و رضا به زیر قلم / به لوح نفس تو نقش صیانت است و عفاف (غروی، ٥٠)؛ آن علی علم حسن حلم که از فرط جلال / شد محمد به جهانگیری و حسّان بنده (خواجو، ١٢٢)؛ یا رب به حق خلق حسن کز شمامهاش / بویی است در نسیم روانپرور صبا (همو، ٥٧١).
مرثیههایی که در سوگ امام دوم شیعیان سروده شده، در قیاس با سوگواریهای حسینی، بیشتر بر ماجرای مسمومیت و رخدادهای تشییع جنازۀ ایشان تأکید دارد: حرارت شکر از شهد زهرخوردۀ او ست / شرار سینۀ صبح از دم فسردۀ او ست (همو، ٦١٦)؛ طوبى نثار آن قد و قامت که بعد مرگ / از چارسو خدنگ سهپر شد نثار او / / پروردۀ کبار پیمبر بُد از نخست / محروم شد در آخر کار از کنار او (غروی، ٥٦).
صرفنظر از شعر و ادب رسمی و فاخر، در ترانههای محلی برخی از مناطق ایران نیز ذکر و یاد امام حسن (ع) حضور دارد که مضمون آن بیشتر مسموم شدن ایشان است: یکی حسن، یکی حسین، یکی دوماد پاک پیغمبر / حسن چه در برش بود / پیرن زهرآلود / حسین چه در برش بود / پیرن خونآلود / ... (همایونی، ٣٩٠).
شخصیت امام حسن (ع) در برخی از قصهها و افسانهها نیز بازتاب یافته است. براساس یکی از این افسانهها، پیرزنی در حالیکه بیم فوت وقت نماز صبح داشته است، در عالم کشف، امام حسن (ع) را زیارت میکند و به اشارت او بر روی شست پای ایشان نماز میگزارد! (نک : شاملو، ٨١٣ -٨١٤). در برخی از متون گذشته نیز به حکایتهایی از مردم گرگان و مازندران دربارۀ امام حسن (ع) اشاره شده است (ابناسفندیار، ١ / ٧٣، ١٥٥).
در چیستانهای فارسی هم ذکری از حسن مجتبى (ع) رفته است، با این تعبیر: «در ولایات علی، شمس و قمر یعنی که چه؟»، که در اینجا مراد از شمس، امام حسن (ع) است (شاملو، ٨١٣). مثل «خسن و خسین هر سه دختران مغاویهاند» نیز از مثلهای رایج در میان مردم است و معمولاً این مثل را در جایی به کار میبرند که کسی مطلبی را بگوید و هیچ جزء آن مطلب با هم نخواند (انجوی، ١ / ١٦٣).
مآخذ
ابناسفندیار، محمد، تاریخ طبرستان، به کوشش عباس اقبال آشتیانی، تهران، ]١٣٢٠ ش[؛
ابنبابویه، محمد، عیون اخبار الرضا (ع)، ترجمۀ محمدتقی آقانجفی، تهران، علمیۀ اسلامیه؛
ابنبطوطه، رحلة، بیروت، ١٣٨٤ ق؛
ابنقبه، محمد، «نقض الاشهاد»، مکتب در فرایند تکامل، ترجمۀ هاشم ایزدپناه، به کوشش حسین مدرسی طباطبایی، تهران، ١٣٨٦ ش؛
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، به کوشش احمد صقر، بیروت، دارالمعرفه؛
انجوی شیرازی، ابوالقاسم، تمثیل و مثل، تهران، ١٣٥٧ ش؛
برزویی، علیداد، آیینها و باورهای مذهبی مردم لرستان، خرمآباد، ١٣٨٤ ش؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمود فردوس اعظم، دمشق، ١٩٣٩ م؛
حاتمی، حسن، باورها و رفتارها، گذشته در کازرون، تهران، ١٣٨٥ ش؛
حسامالسلطنه، سلطانمراد، سفرنامۀ مکه، به کوشش رسول جعفریان، قم، ١٣٧٤ ش؛
خواجوی کرمانی، محمود، دیوان، به کوشش احمد سهیلی خوانساری، تهران، ١٣٧٤ ش؛
دبا؛
ذهبی، سیر؛
سنایی، حدیقة الحقیقه، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، سپهر؛
شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، ١٣٦١ ش، حرف «الف»، دفتر سوم؛
شریعتزاده، علیاصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، ١٣٧١ ش؛
صالحیراد دربندسری، حسن، مجالس تعزیه، تهران، ١٣٨٠ ش؛
عزالدین کاشانی، محمود، مصباح الهدایة، به کوشش جلالالدین همایی، تهران، ١٣٧٢ ش؛
غروی اصفهانی، محمدحسین، دیوان، تهران، ١٣٦٧ ش؛
غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
همو، کیمیای سعادت، به کوشش حسین خدیوجم، تهران، ١٣٦٤ ش؛
فراهانی، میرزاحسین، سفرنامه، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ١٣٤٢ ش؛
فرهادمیرزا قاجار، سفرنامه، به کوشش اسماعیل نواب صفا، تهران، ١٣٦٦ ش؛
قشیـری، عبدالکریم، الرسالة القشیریة، قاهره، ١٣٥٩ ق / ١٩٤٠ م؛
قلقشندی، احمد، مـآثر الانافة فی معالم الخلافة، به کوشش عبـدالستار احمد فراج، بیروت، ١٩٦٤ م؛
قمی، عباس، مفاتیح الجنان، تهران، ١٣١٦ ش؛
کاشفی، حسین، روضة الشهداء، به کوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٣٤ ش؛
کرناتکی، محمد عبدالحسین، تذکرة الطریق فی مصائب حجاج بیت الله العتیق، به کوشش رسول جعفریان و اسرا دوغان، قم، ١٣٨٦ ش؛
کرزبر یاراحمدی، غلامحسین، فرهنگ مردم بروجرد، به کوشش علی آنیزاده، تهران، ١٣٨٨ ش؛
مرادی، شهاب، «روز شهادت یک غریب» (نک : مل ، شهاب مرادی)؛
مسعودی، علی، اثبات الوصیة، قم، مکتبة بصیرتی؛
همو، مروج الذهب، به کوشش عبدالامیر علی مهنّا، بیروت، ١٤١١ ق / ١٩٩١ م؛
مؤیدمحسنی، مهری، فرهنگ عامیانۀ سیرجان، کرمان، ١٣٨١ ش؛
نظری داشلیبرون، زلیخا و دیگران، مردمشناسی روستای ابیانه، تهران، ١٣٨٤ ش؛
هجویری، علی، کشف المحجوب، به کوشش ژوکوفسکی، لنینگراد، ١٣٣٤ ق / ١٩٢٦ م؛
هدایت، مهدیقلی، سفرنامۀ مکه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٨ ش؛
«هفتم صفر، شهادت سبط اکبر امام حسن مجتبى (ع)، بهروایت صحیح»، اخبار العلماء (مل )؛
همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، تهران، ١٣٧١ ش؛
هنری، مرتضى، تعزیه در خور، تهران، ١٣٥٤ ش؛
یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، دارصادر؛
نیز:
Akhbar - Olama, http: / / akhbar - olama. blogfa. com / post - ٢٩٠. aspx;
Shahab moradi, www.shahab-moradi. ir / content / view / ٦٦٦٠ / ١.
مریم صادقی ـ حسن اکبریبیرق