دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٦ - بله برون
بله برون
نویسنده (ها) :
علی بلوکباشی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
بَلهبُرون، یا بَلّهبُرون (بلیبُران = بلی + بُر: بُن مضارع از مصدر بریدن + ان: پسوند نشانۀ جشن، آیین و مراسم)، بخشی مهم از مراسم مقدماتی جشن عروسی سنتی در ایران. مجلس بلهبرون از سوی خانوادۀ دختری كه نخستینبار ازدواج میكند، برای گفتوگو دربارۀ شرایط مادی ازدواج و تعیین و قطعیكردن تعهدات و پرداختهای جنسی و نقدی خانوادۀ پسر تشكیل میشود.
بنابر عرف و سنتهای اجتماعی، مجلس بلهبرون معمولاً پس از مراسم خواستگاری (ه م)، و پیش از مراسم عقد و عروسی در روز و ساعتی سعد و خوشیمن، در خانۀ پدر دختر یا خانۀ صاحباختیار و بزرگتر او تشكیل میشود. در این مجلس، جمعی از بستگان سالخوردۀ دو خانوادۀ پسر و دختر گرد میآیند و دربارۀ مقدار مهر، شیربها یا باشلُق، اسباب سرعقد، پول حمام و رخت و زیورهای عروس، هزینۀ مجالس مقدماتی و عقد و عروسی، شمار میهمانان و جز اینها گفتوگو میكنند و قول و قرار میگذارند. در صورت توافق دو خانواده، معمولاً «سیاهه»ای (نوشتهای از فهرست تعهدات) تهیه میكنند و به امضای ریشسفیدان دوطرف میرسانند.
مقدار مهر، شیربها، مخارج عروسی و سنگین و سبك بودن آنها به پایگاه اجتماعی و اقتصادی دو خانواده، بهویژه خانوادۀ دختر و قشر و طایفهای كه به آن تعلق دارد، و شایستگی، كاردانی، زیبایی و فهم و كمالات دختر بستگی دارد (نک : آیرونز، ١٦٣-١٦٧). معمولاً در همین نشست، روزی را برای جشن نامزدی (در جاهایی كه مراسم نامزدی را جدا از بلهبرون میگیرند) یا «شال و انگشتر كردن» دختر، و روز سعد و شگونداری را هم برای عقدكنان (ه م) تعیین میكنند (راسخ، ١٧٩-١٨٠).
نام مراسم در حوزههای فرهنگی گوناگون
این مراسم را تهرانیها «بلهبری»، «بَعْلهبرون» یا «بلهبرون» (جمالزاده، ٢٢؛ شاملو، ٩٧٣؛ نجفی، ١ / ١٦٣، ١٧٢؛ نیز نک : صفینژاد، ٤١٥)، «خَرجبُری» (كتیرایی، ١٢٥؛ نیز نک : خلج، ٤) و «خَرجبُرون» (شاملو، ٩٧٧)؛ مردم گیل و دیلم «صورتهَگیری» به معنی صورت گرفتن یا «ثبتهَگیری» به معنی ثبت گرفتن (نک : پاینده، آیینها ... ، ٥٢، فرهنگ ... ، ٣٦)؛ مردم زیارت، دهی از توابع شهرستان گرگان «قند شكنی» (پوركریم، ٢٥)؛ خراسانیها «شب جواباِستَنی» (شب جواب استاندن یا گرفتن) و «شب كفش پاكِنی» (شب كفش پا كردن) به عروس (شكورزاده، ١٧٢-١٧٣)؛ شاهرودیها «حرف تمام كِردَن» (شریعتزاده، ٢ / ٢٦٣)؛ شیرازیها «مَهربُرون» (همایونی، گوشهها ... ، ٦٨- ٦٩)؛ مردم دَوان، دهی در حومۀ شهرستان كازرون «شرطكُنون» (شرطكنان) (لهساییزاده، ١٣٤)؛ قمیها «گُلابگیرون» یا «مَهربُرون»؛ مردم پیرسواران ملایر «لَنگَریخُورُو» به معنی جای خوردن و آرمیدن (رسولی، ٣٢٧)؛ مردم ایل مَمَسنی فارس «باشلُقبرون» یا «كدخدایی» (مجیدی، ٥٠٨)؛ بختیاریها «خرجبُران» (راسخ، ٢٥٠) و بختیاریهای روستای پاگچ، دهی در شرق مسجدسلیمان «قنداِشكَنان» (كلكی، ٣٦)؛ لُرهای بالا گریوۀ لرستان «خرجبُرو» (اماناللٰهی، ١١٨)؛ ایلات و عشایر پشتكوه «دستگیران» (راسخ، ٢٤٣)؛ كردهای سنندج «دسماچكردن»، یعنی مراسم بوسیدن دست پدر عروس توسط داماد و تعیین مخارج عروسی (ایازی، ٢٣٤- ٢٣٥)؛ كُردان ایل كلهر، در بخش شیان شاهآباد غرب «خازمَنی» (خواستگاری، در میان برخی اقوام، مانند كردهای غرب ایران مراسم بلهبرون یا خرجبُری در مراسم خواستگاری كه آن را «خَوزْگین» مینامند، صورت میگیرد، نک : بویس، ٤٧-٤٨)؛ و كلهرهای بخش سومار قصر شیرین «دَزورانی» (نامزدی، در میان آنها مراسم خرجبری و نـامزدی بـا هم است، نک : معصومی، ٥٨ -٦١)؛ مـردم ایـل لِركی پراكنده در خوزستان «كاغذگیرانی» و «شیرباهابُرون» (شیربهای عروس را در مجلس كاغذگیرانی قطعی میكنند و روی كاغذ مینویسند، نک : فاطمی، ٥٥)؛ و تركمنها «تعیین قیمت عروس» (گلی، ٣٢٩-٣٣٠) مینامند.
مردم سمنان مراسم خواستگاری و بلهبری را در یك مجلس ترتیب میدهند و آن را «دوخازی» و «قولگیران» مینامند (احمدپناهی، ٢٤٠-٢٤١). در برخی از جامعههای ایلی ـ عشیرهای و روستایی مراسم بلهبری یا خرجبری در دو نشست مكمل یكدیگر برگزار میگردد. در نشست اول، چند تن از بزرگان همراه پدر پسر و ریشسفید یا كدخدای ایل یا ده در خانۀ دختر گرد میآیند و میزان خرج مجلس بعدی و چگونگی پرداخت مخارج آن را بهصورت نقدی و جنسی تعیین میكنند. در نشست دوم، شمار بیشتری از بزرگان قوم و طایفه و خویشاوندان و چند زن سالخورده شركت میكنند و میزان شیربها و مهر را میبُرند و قطعی میكنند. هر یك از این مجالس به نامی خاص خوانده میشود. مثلاً، مردم كُهنَک، دهی از بخش حومۀ شهرستان دزفول كه مردم آن تركیبی از بختیاری، افشار و دزفولی هستند، مجلس اول را «كدخدایی» و مجلس دوم را «شیروابرون» (شیربهابران) یا «شیرینیاِشكَنون» (شیرینیشكنان) (كریمی، ٤٢-٤٣)؛ روستانشینان و چادرنشینان قوچان «بعلهبرون» و «قندشِكنان» (هنـری، شم ٦، ص ٦١، شم ٧، ص ٧٩)؛ مـردم ایـل بـویـراحمـد «كدخدایی» یا «كدخداكِشونی» (كدخداكشانی) و «باشلُقبُرونی»؛ و مردم ایل بهمئی «گَپزَنی» و «كدخدایی» یا «كدخدابُرونی» مینامند.
مراسم «حرف تمام كردن» شاهرودیها نیز در دو نشست ترتیب داده میشود. در مجلس نخست، زنان سالخورده و گیسسفید شركت دارند و دربارۀ میزان «قباله» (مهر) و «نقدینه» (شیربها) و اسباب عروسی و جز آن گفتوگو میكنند. در مجلس دوم، دو زن از زنان مجلس پیشین و جمعی از مردان ریشسفید قوم و خویش دو خانواده شركت دارند و توافقات زنان را میرزای مجلس سیاهه میكند و به مُهر و امضای حاضران میرساند (شریعتزاده، ٢ / ٢٦٢-٢٦٣).
آداب و رسوم
مراسم بلهبرون را در هریك از حوزههای جغرافیـایی ـ فرهنگی ایران با آداب و رسوم خاص فرهنگی خود برگزار میكنند. مثلاً در روستاهای خراسان خانوادۀ پسر یك حلقه «كلیكی» («كلیك» در گویش خراسانی به معنای انگشت و «كلیكی» انگشتری است)، یك جفت كفش به نام «نشونی» (نشانی)، یك دست لباس با مقداری نقل و نبات، قند، چای، حنا و چند سكۀ نقره به خانۀ دختر میبردند. پس از گفتوگو و توافق دربارۀ تعهدات و مخارج، یكی از زنان خانوادۀ پسر سكهها را در كفش میریخت و كفش را به پای دختر و انگشتری را به انگشتش میكرد و در همین مجلس دختر را نشان و نامزد پسرشان میكردند. بعد قند و نبات را میشكستند و به نشانۀ شگون، نیمی از آنها را به خانوادۀ عروس میدادند و نیم دیگر را به خانههای خود میبردند (شكورزاده، ١٧٢-١٧٣).
در شاهرود، خانوادۀ پسر برّۀ سفیدی را با بستن دستمالی سفید به دور گردنش و گذاشتن حنا روی پیشانی و پاها و نوشتن عبارت «اِنشاءالله مباركش باد» با حنا بر پهلوی راستش و آویختن یك گردنبند طلا از گردنش برای هدیه به عروس، میآراستند و در فردای روز «حرف تمام كردن» به خانۀ پدر دختر میبردند (شریعتزاده، ٢ / ٢٦٣- ٢٧٥).
قوچانیها پیش از رفتن به مجلس «نامزدی» (در این مجلس مراسم بلهبران یا به اصطلاح محلی «قندشكنان» نیز اجرا میشود)، در خانۀ پدر پسر جمع میشدند و پس از خوردن ناهار كه طبق سنت دیرین نان و ماست بود، اسباب و خوراكیهای مخصوصی را در خوانچه میچیدند و با خود به خانۀ دختر میبردند و آنها را همراه پول نقد تعیینشده بـرای شیـربها و مخـارج دیگر ــ كه در دستمالی ابریشمین پیچیده شده بود ــ به ریشسفید خانوادۀ دختر میسپردند. ریشسفید معمولاً یك دهم از مقدار پول دستمال را به خانوادۀ پسر بازمیگرداند. در این هنگام آخوندی دو كلهقند خوانچه را برمیداشت و به هم میكوبید و میشكست و یك تكه قند را به نشانۀ شگون به داماد میداد. آنگاه كلهقندها را میشكستند و حبه میكردند و حبهها را با نخودچی و كشمش میآمیختند و پیالهپیاله به میمنت و مباركی در میان میهمانان پخش میكردند (هنری، شم ٧، ص ٨٠ - ٨١).
در دهكدۀ زیارت، ابتدا مردان به مجلس قندشكنی میرفتند و ساعاتی بعد هم مادر پسر و زنان خویشاوند او با خوانچههایی آراسته با رختهای عروس، دو كله قند و مقداری شیرینی به آنها میپیوستند. پس از مراسم مهربُری و پرداخت مقداری از مهر به صورت نقد به پدر دختر، ملای ده كلهقندها را میشكست و با شیرینی دوره میگرداندند (پوركریم، ٢٥-٢٦). قمیها چند ساعت پیش از حضور در مجلس «گلابگیرون»، مقداری گز و شیرینی و یك شیشه گلاب به خانۀ دختر میفرستادند.
پذیرایی از میهمانان در مجلس بلهبرون در جامعههای قدیم و سنتی با آداب و رسوم خاص صورت میگرفته است. معمولاً از میهمانان با چای و قلیان، و در برخی جاها با چای، قلیان، چپق و سیگار، و در تابستانها با شربت، هندوانه، خیار و كاهو و سكنگبین، و در پاییز و زمستان با میوههای فصل ازجمله انار پذیرایی میكردند (همایونی، فرهنگ ... ، ٤٩١؛ كتیرایی، ١٢٧- ١٢٨). پس از پایان گفتوگوها و توافق دو خانواده بر سر موضوعات و تعهدات مالی، شیرینی میگرداندند و همه به میمنت این وصلت، كام شیرین میكردند. مجلس بلهبرون در برخی جاها، مانند تهران و پیرسواران ملایر با مهمانی شام (رسولی، ٣٢٧؛ شهری، ٣ / ٦٣)، و در برخی جاها، مانند روستای بختیارنشین پاگچ با صرف ناهار همراه بوده است (كلكی، ٣٦).
مآخذ
احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، ١٣٧٤ ش؛
اماناللٰهی بهاروند، سكندر، كوچنشینی در ایران، تهران، ١٣٦٠ ش؛
ایازی، برهان، آیینۀ سنندج، تهران، ١٣٧١ ش؛
پاینده، محمود، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، تهران، ١٣٥٥ ش؛
همو، فرهنگ گیل و دیلم، تهران، ١٣٦٦ ش؛
پوركریم، هوشنگ، «دهكدۀ زیارت»، هنر و مردم، تهران، ١٣٤٥ ش، شم ٤٨؛
جمالزاده، محمدعلی، فرهنگ لغات عامیانه، به كوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٤١ ش؛
خلج، حسین، «آیین زناشویی در آینهورزان»، هنرهای زیبای کشور، به کوشش صادق کیا، تهران، ١٣٤١ ش، شم ٢؛
راسخ، شاپور و جمشید بهنام، «آداب و رسوم و اعتقادات عامه»، ایرانشهر، تهران، ١٣٤٢ ش، ج ١؛
رسولی، غلامحسن، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، تهران، ١٣٧٨ ش؛
شاملو، احمد، كتاب كوچه، تهران، ١٣٧٧ ش، حرف «ب»، دفتر دوم؛
شریعتزاده، علیاصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، ١٣٧١ ش؛
شكورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، ١٣٦٣ ش؛
شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، ١٣٨٣ ش؛
صفینژاد، جواد، مونوگرافی ده طالبآباد، تهران، ١٣٥٥ ش؛
فاطمی، موسى، «لِركیها»، هنر و مردم، تهران، ١٣٥٣ ش، شم ١٤٨؛
كتیرایی، محمود، از خشت تا خشت، تهران، ١٣٤٨ ش؛
كریمی، اصغر، «كُهنَک»، هنر و مردم، تهران، ١٣٤٨ ش، شم ٨٥؛
كلكی، بیژن، «عروسی بختیاریهای روستای پاگچ»، هنر و مردم، تهران، ١٣٥٢ ش، شم ١٣٣؛
گلی، امینالله، تاریخ سیاسی و اجتماعی تركمنها، تهران، ١٣٦٦ ش؛
لهساییزاده، عبدالعلی و عبدالنبی سلامی، تاریخ و فرهنگ مردم دَوان، تهران، ١٣٨٠ ش؛
مجیدی كرایی، نورمحمد، تاریخ و جغرافیای ممسنی، تهران، ١٣٧١ ش؛
معصومی، غلامرضا، «عروسی در ایل كلهر»، هنر و مردم، تهران، ١٣٥٤ ش، شم ١٥٩-١٦٠؛
نجفی، ابوالحسن، فرهنگ فارسی عامیانه، تهران، ١٣٧٨ ش؛
همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، تهران، ١٣٤٩ ش؛
همو، گوشههایی از آداب و رسوم مردم شیراز، شیراز، ١٣٥٣ ش؛
هنری، رضا، «زناشویی در نزد روستاییان و چادرنشینان قوچان»، پیام نوین، تهران، ١٣٤٠ ش، شم ٦، ١٣٤١ ش، شم ٧؛
نیز:
Bois, T., The Kurds, tr. M. W. M. Welland, Beirut, ١٩٦٦;
Irons, W. G., The Yomut Turkmen: A Study of Kinship in a Pastoral Society, Michigan, ١٩٦٩.
علی بلوکباشی (تل : دبا)