دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٩ - چلاب زنی
چلاب زنی
نویسنده (ها) :
حسن ذوالفقاری
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٥ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چِلابْزَنی، نوعی سینهزنی در مراسم سوگواری محرم که مبنای آن چرخیدن دایرهوار سینهزنان و سینهزدن آنها ست.
در بوشهر این نوع سینهزنی با نوحهخوانی پیشخوان یا سرخوان آغاز میشود. ابتدا خردسالان، جوانان و دستاندرکاران مسجد، در محل اجرای مراسم به دور پیشخوان حلقه میزنند که به این حلقه بُر میگویند. بهتدریج که بر شمار سینهزنان افزوده میشود، شمار این حلقههای متحدالمرکز که پیشخوان در مرکز آنها ست، بیشتر میشود. عدهای مسئول تشکیل و کنترل برها هستند که به آنان برساز یا سینهگردان میگویند. هر یک از سینهزنها برای رعایت نظم و ایجاد فاصله در بر، با دست چپ کمر نفر سمت چپ را میگیرد و با دست راست سینه میزند. آنها با حرکت موزون پا، به دور پیشخوان میچرخند و با همسرایی به نوحۀ پیشخوان پاسخ میدهند؛ معمولاً هنگام همسرایی سینه نمیزنند. پس از اجرای ٤ یا ٥ نوحۀ مختلف در یک واحد زمانی، ضربآهنگ سینهزنی و نوحهها به اوج میرسد. نوحهخوان پس از مکثی که حدود ١٠ تا ١٢ ضربۀ سینهزنی طول میکشد، با گفتن کلمۀ «واحد»، دستوری را برای سینهزنها صادر میکند (شریفیان، ١٤٣-١٤٥).

در گناوه نیز ابتدا مداح عزاداری را با یک نوحۀ دوضرب یا اصطلاحاً دودست، شروع میکند و بعد از عوضکردن نوحهها، به مجلس شور میدهد. بعد از شورگرفتن مجلس، مداح با ذکر کلمۀ «واحد»، سینه را از حالت دوضرب به یکضرب یا واحد تغییر میدهد و با خواندن شور واحد، مجلس را به پایان میرساند. واحد نوحهای است که در مقامهای مختلف خوانده میشود. در حالت واحد، سینهزنان فقط سینه میزنند و همسرایی نمیکنند. گاه شمار برها به ٣ یا ٤ نیز میرسد. نوحهها ابتدا سنگین است تا آنکه روی یکی از ضربهها اعلام واحد میشود. عزاداران گناوه مراسم را با چاوشی و مراسم «یا مظلوم» به پایان میرسانند (درویشی، ١ / ٦٢؛ دریانورد، ٢٥٩).
در دزفول برای چلابزنی، عزاداران پس از نوحهخوانی در مساجد، در تکایا حاضر میشوند و به نوحهخوانی میپردازند. ظاهراً چلابزنی آیینی است که از شهرهای جنوبی کشور مانند بندرعباس به جاهای دیگر منتقل شده است؛ در این شهر عدهای از مردان در میدان یا خیابانی بزرگ به دور هم حلقه میزنند و در حین نوحهخوانی، دور هم چرخ زده و همزمان دست را به سینه، و پا را بر زمین میکوبند.
به این نوع عزاداری در دامغان و روستاهای آن «سینۀ دوره» میگویند. جمعیت عزادار داخل حسینیه، تکیه و یا فضاهای باز دایرهوار حلقه میزنند و یک دست را بر دوش نفر کناری قرار میدهند و با دست دیگر و هماهنگ با ضربآهنگ نوحهخوان سینه میزنند و با نظم خاصی به جلو و عقب میروند. حرکات پای افرادی که سینۀ دوره میروند، یک گام به عقب و یک گام به جلو ست. در بیرجند به این نوع سینهزنی «دوره» یا «صف حیدرعلی» (نک : شریفیان، ١٤٣)، و در میناب به آن عزاداری میگویند (سعیدی، ٣٧٧). در روستای مهرجان اصفهان نیز مراسم به همین شکل اجرا میشود (حکمت، ٣٩٠- ٣٩١). در کیش نوحهها به مرور تند میشود تا به نوحۀ «حار» میرسد که برخلاف نوحههای اولیه، کوتاه است. اگر کل مراسم سینۀ دوره ٤ قسمت باشد، دو بخش آن قبل از حار، یک بخش حار، و یک بخش واحد است (مختارپور، ٤٩١-٤٩٢).
در میغان شاهرود با تشکیل حلقهای که مدام به خلاف عقربههای ساعت میچرخد، هر سینهزن با دست چپ کمر سینهزن بعدی را میگیرد، بهنحویکه پاهای چپ همگی به طرف مرکز دایره باشد؛ آنگاه با دست راست، ٣ ضرب به سینه میزنند. سینهزنها با هر ضربه به سینه در همان حال دو گام به سمت جلو و یک گام به عقب برمیدارند. هنگام شورگرفتن نوحه، سینهزنها روی پای چپ دو بار بلند میشوند و برای بار سوم آن را محکم بر زمین میکوبند (نادری، ٢٠٠-٢٠١).
در طالقان این نوع سینهزنی با همین نحوۀ اجرا، به «شِیلَنگه» موسوم است، با این تفاوت که تشکیل حلقه با دو صف و سینهزنی با دو دست نیز معمول است. در کجور به این نوع سینهزنی «چکشی» میگویند (سلطانی، ٢٧٨). در الاشت، همین مراسم اجرا میشود و به نوحهخوان «جوشیخون» میگویند (پورکریم، ٨٩). پورکریم این مراسم را با رقصهای جمعی و چرخشی کردی بیارتباط نمیداند که حرکات دست و پا موزون است و شور و هیجان خاصی دارد (همانجا).
در روستای بیاضه در حاشیۀ کویر نیز چنین مراسمی اجرا میشود و پس از پایان مراسم همگی به سوی نخل حسینیه میروند و آن را ٣ بار به دورِ تکیه طواف میدهند (سپهری، ١٢٧). در دوان پیش از تشکیل دایرۀ اصلی و قبل از آمدن سرخوان (نوحهخوان)، فردی که صدایی خوش دارد، اشعاری را به عنوان مقدمه میخواند و دیگران جواب میدهند (لهساییزاده، ١٢٢).
مآخذ
پورکریم، هوشنگ، الاشت، وزارت فرهنگ و هنر، تهران، بیتا؛
حکمت یغمایی، عبدالکریم، بر ساحل کویر نمک، تهران، ١٣٧٠ ش؛
درویشی، محمدرضا، مقدمهای بر شناخت موسیقی نواحی ایران، تهران، ١٣٧٣ ش؛
دریانورد، غلامحسین، سیمای بندر گناوه، تهران، ١٣٧٧ ش؛
سپهری، منصوره، بیاضه، روستایی کهن بر کران کویر، تهران، ١٣٨٧ ش؛
سعیدی، سهراب، فرهنگ مردم میناب، تهران، ١٣٨٦ ش؛
سلطانی لرگانی، محمود، کجور، تهران، ١٣٨٣ ش؛
شریفیان، محسن، اهل ماتم (آواها و آیین سوگواری در بوشهر)، تهران، ١٣٨٣ ش؛
شعاع، اصغر و دیگران، محرم و صفر در فرهنگ مردم ایران، تهران، ١٣٩٢ ش؛
لهساییزاده، عبدالعلی و عبدالنبی سلامی، تاریخ و فرهنگ مردم دَوان، شیراز، ١٣٨٠ ش؛
مختارپور، رجبعلی، دو سال با بومیان جزیرۀ کیش، تهران، ١٣٨٧ ش؛
نادری، علیاصغر، میغاننامه، سمنان، ١٣٨٩ ش
حسن ذوالفقاری