دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٩ - بی بی
بی بی
نویسنده (ها) :
مریم صادقی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١١ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
بیبی، عنوانی محترمانه برای نامبری زنان مقدس و محترم. بیبی را در لغت، زن نیکو و خاتون خانه دانستهاند (برهان ... ؛ استرابادی، ١٦٦؛ نیز نک : دورفر، II / ٣٧٩-٣٨٢).
این واژه در میان عامۀ مردم بهعنوان نسبتی محترمانه در خطاب به مادربزرگ و جده (نک : معین؛ افشار، واژهنامه ... ، ٣٥٢)، و بر زنان دیندار بهویژه زنان سالمند (نک : شیخ بهایی، ١٦٥) و زنان سیده (افشار، همان، ٥١) اطلاق میشد. افزودن عنوان بیبی به اسامی شخصیتهای مذهبیای چون حضرت فاطمه، زینب، معصومه و رقیه (ع) (برای نمونه، نک : ثواقب، ٤٤٠) و حتى در موردی بیبی مریم (جعفریمذهب، ٤٩)، از باب احترام و تکریم، پربسامد است. نیز از دختر حسن بن کیخسرو (د ٧١٨ ق / ١٣١٨ م) در یزد با نام بیبی عایشه ملکه خاتون یاد شده است (افشار، یادگارها ... ، ١ / ٣٤٤). در میان قصههای ایرانی شخصیتهای موسوم به بیبی، عموماً اشخاص قدرتمندی هستند (نک : انجوی، ٢ / ١٦١ بب ؛ وکیلیان، ٨٢ بب ؛ شاملو، ١٩٨٨-٢٠٢٠).
در جایجای ایران زیارتگاههای بسیاری وجود دارد که بهعنوان بیبی موسوماند؛ بیبی شهربانوی ری از مشهورترین این زیارتگاهها ست. گفتنی است که در باور عامه، این بانو همهشب باکره بود (شهری، ١ / ١٠٩، حاشیۀ ٣). برخی دیگر از این زیارتگاهها اینها ست: بیبی بارگاه و بیبی حیات در رفسنجان، بیبی یان در قصرشیرین، بیبی حکیمه و بیبی دختران در کازرون، بیبی خاتون در بوشهر و بهبهان، بیبی دوست در زابل، بیبی کلا (قلعۀ بیبی) در قائمشهر (شاهی)، بیبی حکیمه در جزیرۀ خارک، بیبی نور و حور در گرگان، بیبی خاتون در نطنز، امامزاده بیبی دختران در لار، بیبی هور در جهرم، بیبی رقیه در آمل، بیبی حلیمه در گنبدکاووس و گورستانی در شیراز به نام بیبی دختران (نک : باستانی، ١٨١-١٨٣؛ امینی، ٨٢٣-٨٢٦؛ نجاتی، ٣٩١- ٣٩٢؛ لغتنامه ... ). در رامهرمز در نزدیکی محل گور هرمز ساسانی، امامزاده بیبی سینی زیارتگاه مردم است که اقتداری آن را یادآور بیبی ساسانی میداند (ص ١٩١). همچنین بیبی تاج در رامهرمز در کنار چشمهای که سرچشمۀ رودهای کوچک است، نیز زیارتگاه روستایی به نام بیبی کریمه از دیگر نمونه زیارتگاههای موسوم به بیبی است (همو، ١٩٣، ٥٠٤؛ برای انبوهی از زیارتگاههای منسوب به این بیبیها، نک : فضاها ... ، ١ / ٧٩، ٨٣، جم ).
اما این تنها عنوان بیبی نیست که این زیارتگاهها بدان موسوماند. ایران سرزمین تقدسهای زنانه است و در جایجای این سرزمین، زیارتگاهها و مکانهای مقدسی وجود دارد که بهجز نام بیبی، به نامهایی چون خاتون، بانو، دختر و دیگر نامهای زنانه خوانده میشوند. در بیشتر این زیارتگاهها مزار و سنگقبری نیز وجود ندارد. حتى در مواردی، از این اماکن بهعنوان نظرگاه و قدمگاه یاد شده است، مانند قدمگاه بیبی زینب، قدمگاه بیبی زهرا، قدمگاه پیر بیبی (همان، ١ / ١٠٤، ٢ / ٤٧)، یا درختی که به بیبی فاطمه منسوب است (غلامی، ٧٤)، و نیز آتشدان بیبی فاطمه در محل بودرۀ سیدان فارس که زیارتگاه به شمار میرفته است (باستانی، ١٨٣).
برخی از پژوهشگران در تبیین این اسامی، بیبی را صورت دیگر کلماتی مثل بغبغو و بغبغان دانستهاند که برای نمونه، میتوان از آبادی باغباغو در کرمان یاد کرد (همانجا؛ نیز نک : فرهوشی، ١٦٥، حاشیه). هرودت آورده است که خدایان (مغها، بگها و باگها) پارسیان برخلاف یونانیان، از جنس و ذات بشری نیستند و خورشید، ماه، زمین، آتش، آب و باد معبودهای خاص ایشان است (I / ١٧١؛ نیز نک : ه د، آب).
سامیهای هندوی سواحل خلیج فارس بت خود را که تندیس بانوی کوچکی بود، بیبی نور مینامیدند. پیترو دلا واله که خود با این بومیان دیدار داشته، افزوده است که بیبی عنوانی افتخاری است که بدون هیچ تمایزی بر خانمها، و نیز بر قدیسههای آسمانی و خانمهای متشخص اطلاق میشود (٢ / ١٢٥٤-١٢٥٥).
داستان گریز و پناهبردن به کوه و درنهایت پنهانشدن در آن، داستان مشترکی با دیگر زیارتنامهها ست که مشهورترین آنها زیارتنامۀ بیبی شهربانو در ری است. بویس ارتباط این افسانه را با شهر ری بهسبب وجود معبد ایزدبانوی اناهیتا، و وجود حوضچۀ آب مقدسی که در نزدیکی بارگاه قرار دارد و زائران بدان متوسل میشوند، دلیل ارتباط ایزدبانوی ناهید با بیبی شهربانو میداند («بیبی شهربانو»، ٤٢٢-٤٢٣، «بیبی شهربانو و خاتون ... »، ١٢٤ بب ). بیبی درمانده در جزیرۀ کیش یکی دیگر از بانوانی است که به کوه پناه برده است (مختارپور، ٤٥٧).
در سراسر ایران زیارتگاهها و مکانهای مقدسی وجود دارد که ویژۀ زنان است و معمولاً مردان اجازۀ ورود به حریم این زیارتگاهها را ندارند؛ این منع تا بدانجا بوده که حتى زن حامله بهسبب آنکه شاید فرزندش پسر باشد، از حضور در این اماکن منع شده است (نک : میرشکرایی، ١٤٥-١٤٧).
در نزدیکی کرمان بر سر راه کویر، زیارتگاهی است به نام بیبی دختر که آن را خواهر بیبی حیات و دختر امام موسی بن جعفر (ع) میخوانند. در نزدیکی زیارتگاه یک چشمۀ آب معدنی است که به آب مراد معروف است. نکتۀ جالب آنکه مردها حق زیارت این هر دو را ندارند. بیبی رقیه در آمل، بیبی زبیده در تهران، بیبی زبیده در کاجان دماوند، بیبی هیبت در باکو، و بیبی زینب در دشت محل، مراد زنان است؛ همچنین رباط بیبی در نزدیکی قصر دختر، بیبی نازخاتون در بوشهر، و غار بیبیکند در کردستان همه از این شمارند (باستانی، ١٨٣-١٨٤). در مجلس بیبی درمانده در کیش هم مردان و پسران حق حضور ندارند (مختارپور، همانجا). نیز در همۀ مراسمی که در بیبی زبیده در کازرون برگزار میشود، مردان وارد نمیشوند (حاتمی، ٩٩).
این منع حتى خوردن نذریهای منسوب به این بزرگان را نیز شامل میشود (نک : ه د، بیبی سهشنبه)؛ ازجمله «نان بیبی درمونده» که از نذریهای خراسان است و زنان برای برآوردهشدن حاجاتشان نذر میکنند. خوردن این نان نهفقط برای مردان منع شده، بلکه زنان حامله و زنانی که به نوزاد پسر شیر میدهند نیز نباید از آن بخورند (شریفکمالی، ٤٧٢).
بارگاه این بیبیها ملجائی است برای ابراز تمامی حاجات و نیازهای زنانه، و دردهای ناگفتنی آنان (باستانی، ٢١٤-٢١٧). کم نیست شمار بیبیهایی که بهسبب همین باورها و اعتقادات به نامهایی خوانده میشوند که با رسالت درمانبخشی آنها بیمناسبت نیست؛ از این شمار است بیبی حکیمه، در ١٣٠کیلومتری بهبهان، که همچون بیشتر این زیارتگاهها در دل کوه واقع شده است. باستانی حدس میزند که حکیمه نام زیارتگاه نیست، بلکه صفت است؛ یعنی محلی که درد دردمندان بهخصوص زنان را شفا میدهد و به همین مناسبت حکیمه (مؤنث حکیم) به کار رفته که همان صفت اناهیتا ست. حکیمه خاتون در لرستان نیز احتمالاً همین نقش را داشته است. در کیش نیز برای برآوردهشدن نذرهای مربوط به زنان، مجلسی برای بیبی درمونده نذر میکنند (همو، ١٨٢-١٨٣؛ مختارپور، ٤٥٧). در نذر سفره و آش بیبی سهشنبه نیز همیشه جنبۀ درمانبخشی آن منظور بوده است (نک : ه د، بیبی سهشنبه). در پزشکی قدیم ایران نیز وجود اسامی داروهایی چون بیبی تَرَک از همین باورها نشئت میگیرد (طباطبایی، ٥٣٤).
در میان عشایر ایران، بیبیها همیشه از تقدس ویژهای برخوردارند. در امثال و حکم عشایر سیرجان نیز واژۀ بیبی، نشان از جایگاه والای او دارد (بختیاری، ٣٦٢). در میان عشایر بویراحمدی، سوگند به بیبی حکیمه (در اطراف دوگنبدان)، بیبی رشته (در نزدیکی چرام)، بیبی زبیده خاتون (در بهبهان)، و خواهران بیبی حکیمه، از سوگندهای رایج میان افراد است (لمعه، ٣٦). تیرهای از ایل بیرانوند با نام بیبی طلایی خوانده میشوند ( لغتنامه، ذیل واژه). در سیرجان آش بیبی هور، بیبی نور و بیبی دن را بهرغم داشتن انواع وسایل خوراکپزی، حتماً بر روی اجاقی که با ٣ قلوهسنگ برپا میشد، میپختند (بختیاری، ٣١٢). همچنین واژۀ بیبی بهوفور در امثال کاربرد دارد (نک : قیصری، ١٠٩، ١١٠؛ شاملو، ٢٠٢٠ بب ).
مآخذ
استرابادی، محمدمهدی، سنگلاخ، تلخیص حکیم محمد خویی، به کوشش حسین محمدزادۀ صدیق، تبریز، ١٣٨٨ ش؛
افشار، ایرج، واژهنامۀ یزدی، به کوشش محمدرضا محمدی، تهران، ١٣٨٢ ش؛
همو، یادگارهای یزد، تهران، ١٣٤٨ ش؛
اقتداری، احمد، خوزستان و کهگیلویه و ممسنی، تهران، ١٣٥٩ ش؛
امینی، فضلالله، «بیبی حکیمه»، آینده، تهران، ١٣٦٩ ش، س ١٦، شم ٩-١٢؛
انجوی شیرازی، ابوالقاسم، قصههای ایرانی، تهران، ١٣٥٣ ش؛
باستانی پاریزی، محمدابراهیم، خاتون هفت قلعه، تهران، ١٣٦٣ ش؛
بختیاری، علیاکبر، سیرجان در آیینه زمان، کرمان، ١٣٧٨ ش؛
برهان قاطع؛
بویس، مری، «بیبی شهربانو»، ترجمۀ سیروس نصراللهزاده، یاد بهار (یادنامۀ دکتر مهرداد بهار)، به کوشش علیمحمد حقشناس و دیگران، تهران، ١٣٧٦ ش؛
همو، «بیبی شهربانو و خاتون پارس»، ترجمۀ همایون صنعتی، بخارا، تهران، ١٣٨٨ ش، شم ٤٦؛
ثواقب، جهانبخش، دریاچۀ پریشان و فرهنگ منطقۀ فامور، شیراز، ١٣٨٦ ش؛
جعفریمذهب، محسن، «امیدوار به شفاعت بیبی مریم»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، تهران، ١٣٨٣ ش، شم ٨٨- ٨٩؛
حاتمی، حسن، باورها و رفتارها، گذشته در کازرون، تهران، ١٣٨٥ ش؛
شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، ١٣٨٩ ش، حرف «ب»، دفتر سوم؛
شریفکمالی، محمد و رزیتا انواری، «معاش و خوراک در شهر اوز»، خوراک و فرهنگ، به کوشش علیرضا حسنزاده، تهران، ١٣٨٧ ش؛
شهری، جعفر، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران، ١٣٧٨ ش؛
شیخ بهایی، محمد، دیوان، به کوشش علی کاتبی، تهران، ١٣٧٢ ش؛
طباطبایی اردکانی، محمود، فرهنگ عامۀ اردکان، تهران، ١٣٨١ ش؛
غلامی، قاسم، زیارتگاههای گیلان، رشت، ١٣٨٧ ش؛
فرهوشی، بهرام، ایرانویج، تهران، ١٣٦٥ ش؛
فضاهای فرهنگی ایران، فهرستگان زیارتگاهها، تهران، ١٣٨٢ ش؛
قیصری، عیسى، مثلهای ماهشهری، تهران، ١٣٨٩ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
لمعه، منوچهر، فرهنگ عامیانۀ عشایر بویراحمدی و کهگیلویه، تهران، ١٣٥٣ ش؛
مختارپور، رجبعلی، دو سال با بومیان جزیرۀ کیش، تهران، ١٣٨٧ ش؛
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، ١٣٤٢ ش؛
میرشکرایی، محمد، «زن، آب، خانواده»، زن و فرهنگ، به کوشش همو و علیرضا حسنزاده، تهران، ١٣٨٢ ش؛
نجاتی، رحمتالله، «بیبی حلیمه»، یغمای سی و دوم (یادنامۀ حبیب یغمایی)، به کوشش ایرج افشار و قدرت الله روشنی زعفرانلو، تهران، ١٣٧٠ ش؛
واله، پیترو دلا، سفرنامه، ترجمۀ محمود بهفروزی، تهران، ١٣٨٠ ش؛
وکیلیان، احمد، قصههای مردم، تهران، ١٣٧٩ ش؛
نیز:
Doerfer, G., Türkische und mongolische Elemente im Neupersischen, Wiesbaden, ١٩٦٥;
Herodotus, The History, tr. A. D. Godley, London, ١٩٤٦.
مریم صادقی