دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٨٣ - تربت
تربت
نویسنده (ها) :
معصومه ابراهیمی
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٠ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
تُرْبَت، خاک اطراف مرقد پیامبر اکرم (ص) و آرامگاه امامان و امامزادگان، به ویژه خاککربلا، قتلگاه امام حسین (ع) که نزد شیعیان حرمت و قداست ویژهای دارد.
تربت در لغت به معنای خاک، هر خاک مقدس و مطهر، خاک کربلا، خاک شفادهندۀ بیماریها و دردها (غیاث ... ، ٢٠٠؛ آنندراج، ٢ / ١٠٦٥؛ داعیالاسلام، ٢ / ٢٣١؛ نفیسی، ٢ / ٨٤٥؛ لغتنامه ... )، و مجازاً به معنای گور، مقبره و مرقد آمده است (غیاث، نفیسی، همانجاها؛ برای تربت در معنای گور و مرقد و مقبره در متون و ادب پارسی، نک : حدود ... ، ١١٠، ١٤٢؛ بیهقی، ٣٣٥؛ مسعود سعد، ٣٤٩؛ خاقانی، ٣٠٣، ٩١٠؛ سعدی، گلستان، ٣٢، بوستان، ١٨٠؛ حافظ، ٣٣٦).
در کتابهای فقه و حدیث شیعی، روایتهای متعددی از قول پیامبر اکرم (ص) و دیگر امامان دربارۀ اعتبار و ارزش معنوی و احکام و آداب ویژۀ مربوط به آن آمده است. بر اساس روایتهای مربوط به واقعۀ شهادت امام حسین (ع)، نخستین بار جبرئیل با دادن تربتِ سرخرنگ کربلا به حضرت محمد (ص)، او را از شهادت امام حسین (ع) و ریختهشدن خون پاک او در سرزمین کربلا آگاه کرد (امینی، ٥٢؛ برای احادیث متواتر دربارۀ این روایت، نک : همو، ٥٢- ١٢٩؛ بحرانی، ١٧ / ١٢٤-١٣١). در برخی از روایات تاریخی ـ مذهبی شفاخواهی از تربت حمزه، عموی پیامبر(ص)، و دیگر شهدا و صالحان در میان مسلمانان صدر اسلام رایج بوده است (برای نمونه، نک : سمهودی، ١ / ٦٩، ١١٦، ٢ / ٥٤٤).
کاربرد تربت امام حسین (ع) در فرهنگ شیعی بسیار اهمیت داشته است و شیعیان برای ثواب، شفاخواهی، برکتزایی، زدودن ترس و دفع بلا یا رفع حوایج و جز اینها تربت کربلا را مقدس و متبرک دانسته، و آن را همواره نزد خود نگه میداشتهاند (برای روایتهای مختلف دربارۀ فواید تربت امام حسین (ع)، نک : ابنقولویه، ٢٧٨-٢٨٠؛ طوسی، الامالی، ٣١٧، مصباح ... ، ٧٣٢-٧٣٤، ٨٢٦؛ صاحبجواهر، ١٨ / ١٦٢). همچنین در برخی روایتهای شیعی ساختن تسبیح از تربت کربلا و بهکاربردن آن برای ذکر و دعا بسیار نیکو و پرثواب شمرده شده است (مفید، ١٥٠-١٥١؛ طبرسی، ٢٨١؛ برای آگاهی بیشتر دربارۀ تسبیح تربت، نک : ه د، تسبیح؛ برای ترکیبات مُهر خاک، مهر کربلا، مهر خاک کربلا، مهر تربت، مهر سجده و مهر نماز در متون و ادب فارسی، نک : آنندراج، ٦ / ٤٢١٩؛ لغتنامه، ذیل مهر).
در برخی دیگر از احادیث شیعی، کامبرداشتن نوزادان با تربت سفارش و مستحب شمرده شده است (طوسی، الخلاف، ١ / ٧٠٦؛ محقق حلی، ١ / ٢٩٩-٣٠٠). ازهمینرو، در فرهنگ مردمی ایران رسم بود که کام (سَقّ) نوزادان را با تربت کربلا برمیداشتند؛ به این طریق که انگشت اشارۀ (سَبّابه) آغشته به تربت را به دهان نوزاد میکردند و سقّ او را به بالا فشار میدادند تا به باور خود راه دهان نوزاد باز شود (بلوکباشی، «زایمان»، ٦٦؛ نیز نک : اسدیان، ٢٥٢؛ رضایی، ٣٥٠) و از بلایا و امراض در امان بماند و سلامتش تا آخر عمر تضمین شود (شهری، ٥ / ١٥٧؛ برای آگاهی از روش سقبرداشتن نوزاد و سبب آن، نک : آنندراج، ذیل کام برداشتن؛ نیز نک : بلوکباشی، همانجا).
فقرزدایی و افزایش درآمد و روزی از دیگر آثار و فواید تربت است که فقهای شیعی به آن اشاره، و نیز همراه داشتن تربت در سفر و حضر و خوردن مقداری از آن را سفارش کردهاند (برای نمونه، نک : ابنقولویه، ٢٧٧- ٢٧٨؛ صاحبجواهر، همانجا؛ نراقی، ١٥ / ١٦٣).
در گذشته برخی از شیعیان ایران روز اول هر ماه برای ثواب و برکت بخشیدن به ماه کمی تربت کربلا میخوردند (هدایت،١١٤). برخی از مردم ایران تربت کربلا را دوای هر دردی میدانند و برای شفای بیماران تربت یا آب تربت کربلا (آبی که اندکی تربت در آن ریخته باشند) به آنها میخورانند. گاهی نیز تربت را با باران نیسان (نک : لغتنامه، ذیل نیسان) میآمیختند و به بیماران مینوشاندند (بلوکباشی، یادداشتها ... ). در زمان شیوع بیماری آبله در تهران قدیم، مردم چشم، گوش و زبان کودکانی را که آبله گرفته بودند، با تربت کربلا مُهر میکردند. به این ترتیب که اندکی تربت در هر یک از گوشهای کودک و روی پلک چشم او میمالیدند و کمی هم روی زبانش میگذاشتند و به حقِ الله، محمد (ص)، علی، حسن و حسین (ع) سوگند میخوردند تا آبله بر این عضوهای بدن کودک آسیب نرساند. برای آسانی زایمان و تسکین درد زائو نیز به او آب تربت میدادند و با انگشت آغشته به آب تربت بر روی شکم زائو خطوطی رسم میکردند (شهری، ١ / ٤٩١؛ نیز نک : شاملو، حرف «آ»، ١١٠، حرف «ت»، دفتر اول، ٢٣٨- ٢٣٩).
براساس منابع حدیثی و فقهی متواتر شیعی بهترین چیز برای سجده و نهادن پیشانی بر آن تربت است (ابنبابویه، ١ / ٢٦٨؛ بحرانی، ٧ / ٢٦٠). برخی از فقها نیز سجده کردن بر تربت را موجب رقت قلب دانستهاند (مجلسی، ٢ / ١٧٧)؛ ازاینرو، نمازگزاران سجده بر مهر تربت کربلا، ذکر با تسبیح تربت کربلا و همراه داشتنِ تربت را ثواب، و بسیار مفید و نیکو میدانستند (شهری، ٥ / ١٥٧). زنان خراسان نقش بستن شکل مهر تربت، تسبیح و پنجه را روی آش یا حلوای نذری، علامتی برای قبولی نذر و نیازشان میپنداشتند (شکورزاده، ٢٩). کشاورزان برخی جاها برای برکتزایی و پربارشدن گندمزارها خاک تربت بر مزارع میپاشیدند (بلوکباشی، همان).
از تربت کربلا برای تفأل و استخاره نیز استفاده میکردند. مثلاً مردم لرستان برای پیشبینی فرجام کاری یا خوشیمنی و بدیمنی آن «فال وجب» میگرفتند، به این طریق که پس از گرفتن وضو کف دست راست را در تربت کربلا میزدند و از نوک انگشتان تا انتهای ساعد دست چپ را وجب میکردند (اسدیان، ١٩٤).
همچنین رسم بود که پیش از چانه انداختن (تمام کردن و جان سپردن) فرد، خویشان نزدیک او در دهانش آب تربت میریختند تا با تربت تطهیر شود و راحت جان دهد و اگر نتواند شهادتین را بر زبان آورد، به حرمت آب تربت نکیرین و شیاطین به او گزندی نرسانند. در تهران نیز رسم بود که به هنگام غسل و پیش از کفنکردن مرده، گلوبند و دستبند و انگشتری از تربت کربلا که نام پنجتن بر آن حک شده بود، به گردن و دست و انگشت زن مرده میآویختند و دانههایی از تربت روی چشمان و زبان او میگذاشتند. به دست مرد مُرده نیز تسبیحی از تربت میدادند، به این نیت که مرده از عذابها و فشار قبر در امان باشد (بلوکباشی، «آیین ... »، ٧٣-٧٤؛ ماسه، ١ / ١٤٦؛ شهری، همانجا).
بر سنگ مزار نیز گاهی شکل مهر و تسبیح حک میکردند تا زهد و ایمان مرده را نشان دهند (ماسه، ١ / ١٨٧). پورکریم نقش و نگارهای روی سنگمزارها را «نشانۀ زندگی انسانها و نمودار اندیشههای عامیانۀ» مردم دانسته است و نقش و نگار مهر و تسبیح، شانه، گُل، برگ، داس و جز آنها کنده شده بر روی سنگ مزارها را نشانی از زندگی، پیشه و کار و ایمان و مسلمانی متوفا دانستـه است (برای وصف نقش و نگارهای سنگمزار، نک : «سنگمزارها ... »، ٣١- ٣٩، «پاکده»، ١٠، «پاز ... »، ٢٩-٣١).
تربت در مراسم مذهبی خوجههای اسماعیلی هند نیز کاربرد دارد. ذکر با تسبیح تربت کربلا پس از نماز و ذکر و دعا برای «شاه غریب میرزا» و روا شدن حاجات، ازجمله اعمال مذهبی اسماعیلیها ست. هر روز در جماعتخانهها، پس از مراسم دعای بامداد و هر ماه در شامگاهان به هنگام برآمدن ماه نو فردی که «امام» خوانده میشد، اندکی آب تربت کربلا به هر نمازگزار مینوشاند (هالیستر، ٤٣٤).
زائران مرقد امام حسین (ع) و دیگر اماکن متبرک، معمولاً با خود مهر و تسبیح تربت به ارمغان میآورند. برخی نیز مهر و تسبیح نذر مساجد و امامزادهها میکنند (شهری، ٥ / ١٥٦-١٥٧، ١٦٠-١٦٢)؛ از اینرو، بازارها و دکانهایی برای فروش مهر و تسبیح در اطراف حرم امامان و امامزادگان بر پا میشود (شهری، همانجاها).
برداشتن تربت امام حسین (ع) با وضو و غسل و به هنگام خواندن قرآن، و بوسیدن و بر چشم نهادن آن تأثیر بیشتر و سریعتری در رفع مشکلات و حوایج دارد (برای آداب و احکام تربت و روایتهای شیعی مربوط به آن، نک : ابنقولویه، ٢٧٩-٢٨٠؛ طوسی، مصباح، ٧٣١، ٧٣٢؛ مقدس اردبیلی، ١١ / ٢٣٦).
مآخذ
آنندراج، محمد پادشاه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٦ ش؛
ابنبابویه، محمد، من لایحضره الفقیه، به کوشش علیاکبر غفاری، قم، ١٤١٤ ق؛
ابنقولویه، جعفر، کامل الزیارات، به کوشش عبدالحسین امینی، نجف، ١٣٥٦ ق / ١٩٣٧ م؛
اسدیان خرمآبادی، محمد و دیگران، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، تهران، ١٣٥٨ ش؛
امینی، عبدالحسین، سیرتنا و سنتنا، نجف، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٥ م؛
بحرانی، یوسف، الحدائق الناضرة، قم، ١٣٦٣-١٣٦٧ ش؛
بلوکباشی، علی، «آیین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن»، پیام نوین، تهران، ١٣٤٤ ش، س ٧، شم ٩؛
همو، «زایمان»، همان، شم ٨؛
همو، یادداشتهای منتشرنشده؛
بیهقی، تاریخ؛
پورکریم، هوشنگ، «پاز، زادگاه فردوسی»، هنر و مردم، تهران، ١٣٤٨ ش، شم ٨٢؛
همو، «پاکده»، همان، ١٣٤٣ ش، شم ٢٧؛
همو، «سنگمزارهای ایران»، همان، ١٣٤٢ ش، شم ١٢؛
حافظ، دیوان، به کوشش رشید عیوضی و اکبر بهروز، تهران، ١٣٦٥ ش؛
حدود العالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ ش؛
خاقانی شروانی، دیوان، به کوشش ضیاءالدین سجادی، تهران، ١٣٥٧ ش؛
داعیالاسلام، محمدعلی، فرهنگ نظام، حیدرآباد دکن، ١٣٠٥ ش؛
رضایی، جمال، بیرجندنامه، به کوشش محمود رفیعی، تهران، ١٣٨١ ش؛
سعدی، بوستان، به کوشش نورالله ایزدپرست، تهران، ١٣٥٦ ش؛
همو، گلستان، به کوشش نورالله ایزدپرست، تهران، ١٣٦١ ش؛
سمهودی، علی، وفاء الوفاء، به کوشش محییالدین عبدالحمید، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، ١٣٧٩ ش؛
شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم عامۀ مردم خراسان، تهران، ١٣٦٣ ش؛
شهری، جعفر، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران، ١٣٦٧ ش؛
صاحبجواهر، محمدحسن، جواهر الکلام، به کوشش عباس قوچانی، بیروت، ١٩٨١ م؛
طبرسی، حسن، مکارم الاخلاق، به کوشش محمدحسین اعلمی، بیروت، ١٣٩٢ ق / ١٩٧٢ م؛
طوسی، محمد، الامالی، قم، ١٤١٤ ق؛
همو، الخلاف، قم، ١٤٠٧-١٤١٧ ق؛
همو، مصباح المتهجد، بیروت، ١٤١١ ق / ١٩٩١ م؛
غیاث اللغات، غیاثالدین محمد رامپوری، به کوشش منصور ثروت، تهران، ١٣٧٥ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
ماسه، هانری، معتقدات و آداب ایرانی، ترجمۀ مهدی روشنضمیر، تهران، ١٣٥٥ ش؛
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
محقق حلی، جعفر، المعتبر، قم، ١٣٦٤ ش؛
مسعود سعد سلمان، دیوان، به کوشش غلامرضا رشید یاسمی، تهران، ١٣١٨ ش؛
مفید، محمد، المزار، به کوشش محمدباقر ابطحی، قم، ١٤١٣ ق؛
مقدس اردبیلی، احمد، مجمع الفائدة و البرهان، به کوشش مجتبى عراقی و دیگران، قم، ١٤١٤ ق؛
نراقی، احمد، مستند الشیعة، قم، ١٤١٨ ق؛
نفیسی، علیاکبر، فرهنگ، تهران، ١٣٤٣ ش؛
هالیستر، جان نُرمن، تشیع در هند، ترجمۀ آزرمیدخت مشایخ فریدنی، تهران، ١٣٧٢ ش؛
هدایت، صادق، نیرنگستان، تهران، ١٣١١ ش.
معصومه ابراهیمی (دبا)