دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٩ - پنجه
پنجه
نویسنده (ها) :
علی بلوکباشی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٥ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
پَنْجه (پنج + های نسبت)، پیکره و نقش دست از مچ تا سرِ پنج انگشت که آن را از مس، برنج، ورشو، نقره یا طلا میسازند و یا بر روی کاغذ، پارچه و چیزهای دیگر میاندازند و همچون نماد قدرت و قداست و یا طلسم و تعویذِ دفع شرّ و بلا بهکار میرود.
نیروی جاودانه و قدسیانۀ عدد ٥
در فرهنگ و ادبیات دینی و غیردینی ایرانی و اسلامی عدد ٥ یک منبع مفهومی، و از اعداد نمادینی بوده که ارزش فرهنگی ـ اجتماعی داشته است. مردم برای عدد ٥ توان و خاصیت جادویی اثرگذار میپنداشته، و آن را در گاهشماری سالنماها، زندگی روزانه و حیات معنوی ـ دینی برجسته و مقدس، و همچون افسون ضد شر و چشم بد بهشمار میآوردهاند. نقش و اهمیت مفهومی نمادین عدد ٥ در فرهنگ ایران و دین مزدیسنا در این شاخصهها آشکار میشود: ٥ روز بودن هر یک از گاهنبارهای ششگانۀ سال و برپاکردن جشن در روز پنجم هر گاهنبار؛ افزودن ٥ روز به آخرین ماه از ماههای سیروزۀ سال به نام «پَنْجه» یا «پَنْجک» (پنجۀ دزدیده = خمسۀ مسترقه) (کریستنسن، ٢ / ٤٧٩)؛ برگزاری مراسم یادآوری مردگان در ایام پنجه (بلوکباشی، نوروز ... ، ٦٤)؛ تفأل زدن به هر یک از روزهای پنجه (در مازندران «پیتَک» یا «پِتَک») در اونِما (آبانماه)، آخرین ماه سال طبری، و پیشبینی کردن وضعیت کشاورزی در ٥ ماه آغاز سال (همان، ٤٩)؛ به حکومت برگزیدن میرنوروزی (ه م) یا پادشاه نوروزی در ٥ روز پنجه و فرمانروایی پنج روزۀ او: سخن در پرده میگویم، چو گل از غنچه بیرون آی / که بیش از پنج روزی نیست، حکم میرنوروزی (همان، ٤١؛ حافظ، ٣١٧)؛ نوشتن افسون رماندن زهر جانوران گزنده در فاصلۀ دو طلوع فجر و شمس در روز ٥ اسفند (روز اسفندارمذ از ماه اسفندارمذ) (نک : بیرونی، الآثار ... ، ٢٢٩، التفهیم، ٢٥٩-٢٦٠؛ نیز تفضلی، ١٧٨، ١٧٩). پیوند و رابطۀ عدد ٥ با ارکان دین و احکام الٰهی و شخصیتهای مقدس دینی در فرهنگ اسلامی، مانند ٥ ستون دین؛ ٥ گاه نماز روزانه (ER, VI / ١٨٨)؛ ٥ رکن حج نزد شافعی ( آنندراج، ٢ / ٩٤٣؛ برای آگاهی بیشتر دربارۀ این ٥ رکن، نک : شیخالاسلام، ١٣٦- ١٣٨، ١٤٠-١٤٤)؛ ٥ پیامبر اولوالعزم؛ پنج تن آل عبا (ع) یا «خمسۀ طیّبه»؛ و ٥ قدیس بزرگ: بهاءالحق مولتانی، رکن عالم لکهنویی، شمس تبریزی ملتانی، مخدوم جهانیا جهانگشت اوچه و فریدالدین «شکر گنج» پَتَن در فرهنگ شبه قارۀ هند (EI٢, VIII / ٢٥٢).
عدد ٥ را برای حفاظت اشیاء بیجان نیز بهکار میبردند و نقش آن را روی سفالها، سینیها، کیسهها، گلیمها، قالیها و جز آنها میانداختند تا آنها را از آسیب دور سازند. امروزه نقش ٥ بر روی این چیزها خصوصیت جادویی گذشتۀ خود را از دست داده، و بهصورت نقش تزیینی درآمده است (وسترمارک، ٣٣).
دست مظهر ٥
دست (=پنجه)، بهویژه دست راست، در فرهنگها و ادیان مردم بسیاری از سرزمینهای جهان، بهسبب دربرداشتن ٥ انگشت، همچون عدد ٥ نیروی جادوانه و قدسیانه یافته، و مظهر قدرت، شوکت، فضیلت، عدالت، راستی و پاکی به شمار رفته است (بلوکباشی، «مفاهیم ... »، ١٣).
در میان مسلمانان پنجۀ فلزی یا نقش پنجه، مظهر قدرت و نمادی از اولیا انگاشته میشود و آن را به مثابۀ طلسم، حرز، تعویذ دفع شر و چشم بد و حفظ سلامت و خوشبختی بهکار میبرند. در برخی از سرزمینهای اسلامی پنجهای را که معمولاً از طلا یا نقره میساختند و یا نقش پنجهای را که بر روی مدال کندهکاری میکردند، «دستفاطمه» مینامیدند که شیعیان آن را نمادی از پنج میپندارند (ERE, III / ٤٥٩;
EI٢, X / ٥٠١). کارادو وو طلسم «دستفاطمۀ» رایج در میان مسیحیان را برگرفته از فرهنگ مذهبی شیعیان و صورتی دیگر از پنجۀ مظهر پنج تن دانسته است. بهنظر او پیشینۀ این نماد به دورۀ پیش از اسلام میرسد و احتمالاً بیانگر مفهوم خورشید است (IV / ١٢٦). در ادبیات فارسی هم پرتو خورشید را به «پنجه» تشبیه کردهاند و میگویند «پنجۀ خورشید» یا «پنجۀ آفتاب»، «چون بهقصد رقص گردد پایکوبان سرو او / آسمان از پنجۀ خورشید دستک میزند» ( آنندراج، ٢ / ٩٤٥).
پنجۀ فلزی نصب شده بر سر پرچمها، علمها و علامتهای چندتیغه در دستههای عزاداری را شیعیان عموماً مظهری از پنجتن و یا دستبریدۀ حضرت ابوالفضل عباس (ع) (بلوکباشی، نخلگردانی، ١٠٠؛ نیز نک : ه د، علم؛ علامت)، و مسلمانان جنوب هند نمادی از دست علی، فاطمه و عباس علمدار (ع) میدانند. هندیان مسلمان پنجهای را در روزهای اول، سوم یا چهارم محرم به هنگامی که «عاشوراخانهها» را میآرایند، کنار علم میگذارند و زیارت میکنند (شریف، ١٥٩-١٦٠). ایرانیان مقیم ترکیه در ایام محرم علمی به نام علم پیامبر (ص) را در دستهها میگردانند. روی پارچههای این علم نقش پنجهای همراه کتیبههای گلدوزی شده وجود دارد (آند، ٢٤١). هر یک از حسینیههای هزارهجات افغانستان دو علم بزرگ و کوچک دارند که علم بزرگ را در بیرون، و علم کوچک را داخل حسینیه میگذارند. بر سر علم کوچک پنجهای مسی نصب کردهاند که روی آن آیههایی از قرآن مجید حک شده است. هزارهها این پنجه را همچون دیگر شیعیان نمادی از دست علمدار کربلا، حضرت عباس (ع) میدانند و در پای آن عزاداری و حاجتخواهی میکنند (فرهنگ، ٣٠٨).
مسلمانان جزیرۀ سوماترای اندونزی در ماه محرم ــ که آن را «سورا» (احتمالاً برگرفته از عاشورا) مینامند ــ پنجهای چوبی را شبهنگام با پارچه و برگ و گل میپوشانند. آنان این پنجه را مظهر انگشتان امام حسین (ع) میدانند (شهرستانی، ٣٦٢-٣٦٣؛ نیز نک : بلوکباشی، همان، ٢٨- ٢٩).
روز سوم محرم در دربار ناصرالدین شاه علمی به نام علم شاه ــ که بر سر آن پنجۀ بزرگ ساخته از زر ناب نصب گردیده بود ــ به اندرون میآوردند و زنان دربار در پای آن عزاداری، سینهزنی و نوحهخوانی میکردند. سپس گروهی علمشاه را به حرکت درآورده، به تکیۀ دولت (ه م) میبردند و مراسم عزاداری و تعزیهخوانی در پای آن اجرا میگردید (معیرالممالک، ١٠٦).
جریده (ه م)های کاشان همه دارای نشانی از دو دست فلزی با ٥ انگشت بسته هستند. این دو دست یا پنجه را بر سر برگهای دوسوی جریده نصب کردهاند که آنها را مظهر دستهای از تن جداشدۀ حضرت ابوالفضل (ع) میدانند (معتمدی، ١ / ٥٥٩).
شیعیان به نیت برآورده شدن حاجات و گشایش گره از کارشان پنجههایی ساختهشده از طلا یا نقره و یا فلزهای دیگر را به در و ضریح امامزادگان و پنجره و دیوار سقاخانهها (ه م) دخیل میبندند. بر سر برخی گنبدها و گلدستههای امامزادگان و مساجد پنجههایی با انگشتان گشوده یا بسته، احتمالاً بهنشانۀ قدرت و شوکت الٰهی، یا «خمسۀ طیبه» کار گذاشتهاند. در درون جامهای برنجین یا مسین برخی سقاخانهها یا سقاهای دستههای سینهزنی محرم نیز پنجههای فلزی نصب میگردد که آن را نماد دست سقای کربلا حضرت ابوالفضل (ع) میدانند. پنجههای فلزی همواره رایجترین طلسمهای دفع چشمزخم در میان مردم مشرقزمین بوده است (جودائیکا، VI / ٩٩٩). شیعیان نقش پنجۀ روی کاغذ و پارچه را برای دفع چشمزخم و دور کردن گزند و بلا همراه خود میکردند و یا در خانههای خود میآویختند (بلوکباشی، همانجا).
برخی پنجههای فلزی یا کاغذی، نقشدار یا کتیبهدار هستند. روی ٥ انگشت برخی پنجهها نام پنج تن، یا بر کف دست پنجهها کلمۀ الله یا ابوالفضل (ع) را کنده یا نوشتهاند. بر روی کف دست پنجهها نیز گاه نقش چشمی را انداختهاند (همو، نخلگردانی، ١٠٠).
پنجۀ دست با نقش چشم بر کف آن بهجز در میان مردم ایران، در میان هندیها، عربها، افریقاییها و کلیمیان بهصورت طلسم و تعویذ نگهدارندۀ انسان و اشیاء و دورکنندۀ چشمبد از آنها بهکار میرود (ERE، بلوکباشی، همانجاها؛ نیز نک : دبا، ١١ / ١٩٢-١٩٣).
مآخذ
آنندراج، محمدپادشاه، بهکوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٥ ش؛
بلوکباشی، علی، «مفاهیم و نمادگارها در طریقت قادری»، مردمشناسی و فرهنگ عامۀ مردم ایران، تهران، ١٣٥٦ ش، شم ٣؛
همو، نخلگردانی، تهران، ١٣٨٠ ش؛
همو، نوروز، جشن نوزایی آفرینش، تهران، ١٣٨٠ ش؛
همو، یادداشتها؛
بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة، بهکوشش زاخاو، لایپزیگ، ١٩٢٣ م؛
همو، التفهیم، بهکوشش جلالالدین همایی، تهران، ١٣١٨ ش؛
تفضلی، احمد، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، بهکوشش ژاله آموزگار، تهران، ١٣٧٦ ش؛
حافظ، دیوان، بهکوشش محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران، زوار؛
دبا؛
شهرستانی، صالح، عزای حسین (ع)، از زمان آدم (ع) تا زمان ما، تهران، ١٣٩٣ ق؛
شیخالاسلام، محمد، راهنمای مذهب شافعی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
فرهنگ، محمدحسین، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، قم، ١٣٨٠ ش؛
کریستنسن، آرتور، نخستین انسان و نخستین شهریار، ترجمۀ احمد تفضلی و ژاله آموزگار، تهران، ١٣٦٨ ش؛
معتمدی، حسین، عزاداری سنتی شیعیان، تهران، ١٣٧٨ ش؛
معیرالممالک، دوستعلی، یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، ١٣٥١ ش؛
نیز:
And, M., «The Muharram Observances in Anatolian Turkey», Ta‘ziyeh: Ritual and Drama in Iran, ed. P. J. Cherlkowsky, New York, ١٩٧٩;
Carra de Vaux, B., La Scolastique, la théologie et la mystique, Paris, ١٩٢١;
EI٢;
Encyclopaedia Judaica, New York, ١٩٧١;
ER;
ERE;
Sharif, J., Islam in India, tr. G. A. Herklots, London, ١٩٧٥;
Westermarck, E., Pagan Survivals in Mohammedan Civilization, Amsterdam, ١٩٧٣.
علی بلوکباشی (تل : دبا)