دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٠ - چهل تکه
چهل تکه
نویسنده (ها) :
مریم محمدتبار
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٣ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چِهِلْتِکّه، پارچهای پرنقشونگار، دوختهشده از قطعات ریز و درشت تکهها و اضافههای پارچههای دورریز، با کاربردهای متنوع در فرهنگ مردم.
چهلتکه نوعی دوختهدوزی سنتی ایرانی است که با نامهایی چون لندرهدوزی، خاتمیدوزی و تکهدوزی نیز شناخته میشود (صبا، ٢٤٣). در لغتنامۀ دهخدا، چهلتکه پارچهای است که از تکهپارچههای ماهوت چهارگوش دوخته شود. در تعریف نامهای دیگر چهلتکهدوزی آمده است: لندرهدوزی: دوختن چند تکهپارچۀ مختلف به یکدیگر (علاء فیروز، ٢٢١)؛ خاتمیدوزی: دوختن قطعات ریز پارچه به شکلهای مربع، مستطیل و بهویژه مثلثهای هماندازه با طرحها و رنگهای مختلف در کنار یکدیگر، شبیه به خاتمکاری (جمالزاده، ٨٠؛ سیدصدر، ١٢٨)؛ تکهدوزی: دوختن قطعات رنگی پارچه بهصورت طرح گل یا گلدانی یا منظره به یکدیگر (همانجا).

چهلتکه نماد سلیقه، هنر، صرفهجویی، صبر و حوصلۀ زن ایرانی است که آن را بهمنظور به دست آوردن پارچه در ابعاد گسترده، با باریکترین و خردترین پارچههای دورریز میدوزد؛ ازاینرو، حالت رنگارنگی آن، که از بههمدوختن پارچههایی با طرحها و رنگهای مختلف به دست میآید، جاذبۀ بسیار زیادی به این پارچه میدهد. چهلتکه گاه با دوختها و تزییناتی مانند گلدوزی، سنگدوزی، مرواریددوزی، منجوقدوزی و جز اینها همراه است (صبا، ٢٤٥، ٢٤٨). همچنین، گاه قطعاتی از چهلتکه را بهصورت برجسته میدوزند؛ برای این کار، اسفنجی به قطر دو میلیمتر زیر همان تکهپارچه قرار میدهند و دورش را کوک میزنند (همو، ٢٤٤). بهطورکلی، چهلتکهدوزی (تکهدوزی) را مشتمل بر روشهای ساده، معرق، ضخیمدوزی، برشی، نمدی و مرصعی دانستهاند (برای آگاهی بیشتر، نک : همو، ٢٤٤- ٢٤٨).
هنر چهلتکهدوزی از دیرباز در ایران رواج داشته که نمونهای از آن جلنمد مربوط به سدۀ ٤-٣ ق م در موزۀ آرمیتاژ است که روی آن، نقوش حیوانی را با تکههای رنگی چرمین دوختهاند (گیرشمن، ٣٦٢-٣٦٤)، و یا آثار خاتمیدوزی بازمانده از دورۀ سلجوقی در همین موزه، همچنین متروپولیتن و موزۀ ایران باستان (صبا، ٢٤٣)، و نیز پردۀ بزرگ چهلتکه متعلق به سدۀ ١٣ ق / ١٩ م در موزۀ هنرهای تزیینی تهران که از جنس ماهوت الوان، با طرح لچک ترنجی هندسی دوخته شده است (همو، ٢٤٧). مراکز اصلی چهلتکهدوزی در گذشته بهطور اخص، شهرهای رشت، اصفهان، تبریز، کاشان و یزد، و بهطور اعم استانهای کردستان و آذربایجان غربی بودهاند (همو، ٢٤٣).
برای دوخت چهلتکه، از انواع پارچههای ساده، گلدار، چهارخانه، محرماتی و خالدار استفاده میشود. قطعات پارچه را میتوان از انواعی انتخاب کرد که بافت محکمی داشته باشد تا در هنگام دوختن، تار و پود آن از هم گسسته نشود. اغلب، کارکردن با پارچههای پنبهای از دیگر پارچهها آسانتر است، اما پارچههایی مانند تافته، کتان، مخمل و جز اینها را نیز میتوان با یکدیگر ترکیب کرد. برای دوخت چهلتکه، نخست تکهپارچهها را به شکل مربع، مثلث، لوزی و مستطیلهای ریز و درشت میبرند و از پشت، با کوک به یکدیگر وصل میکنند؛ سپس همۀ آنها را با نخهای ظریفی که با رنگ قطعات همخوانی دارد، به یکدیگر میدوزند. اگر دوخت با بخیههای تزیینی همراه باشد، از نخی با رنگ متضاد استفاده میکنند (همانجا؛ آجرلو، ٢ / ٢٠٣).
گاه پیش از دوخت، پارچههای رنگی را یکبار میشویند تا از ثابتبودن رنگ آنها اطمینان حاصل کنند (صبا، همانجا). پس از پایان دوخت، در صورت نیاز و متناسب با نوع کاربری پارچه، مانند سفرۀ نان، در پشت پارچه لایهای آستری میدوزند. پارچۀ چهلتکه را بیشتر، زنان خیاط و خانهدار تهیه میکنند. برای دوخت چهلتکه، زنان اضافههای هر پارچهای را که به دستشان میآید، به شکل دلخواه میبُرند و درون کیسهای نگهداری میکنند تا در مواقع لزوم، از دوخت آنها به یکدیگر، پارچهای در قطعات مورد نیاز تهیه کنند. از آنجا که دوختن چهلتکه سخت و بسیار زمانبر است، زنان میانسال که از جوانترها حوصلۀ بیشتری دارند، چهلتکههایی در ابعاد بزرگ مانند رویۀ لحاف، رویۀ کرسی و جز اینها میدوزند، اما دختران جوان که به فکر تهیۀ جهیزیهاند، بیشتر چهلتکههایی در سطوح کوچکتر مانند روبالشتی، دستمال، بغچه، و بهویژه از قطعات بسیار کوچکتر، روقوریهای زیبا میدوزند.
ازجمله کاربردهای پارچۀ چهلتکه رویۀ لحاف، رویۀ کرسی، رختخوابپیچ، رویۀ پشتی، روقوری، روتختی، رویۀ بالشتک، رومبلی، پردههای مختلف، دامن، بغچه، سوزنی، سجاده، سفره و جز اینها ست (وولف، ٢٢٧؛ سیدصدر، ١٢٨؛ صبا، همانجا). از پارچۀ چهلتکه در آجیدهدوزی (پنبهدوزی) نیز بهعنوان رویه استفاده میشود (نک : ه د، آجیدهدوزی). در گذشته نیز از هنر چهلتکهدوزی برای دوختن خرقه استفاده میکردند، چنانکه خرقۀ صوفیان را با تکهپارچههای دورریز و تکهپارههای خرقههای کهنه میدوختند (سهروردی، ٣٥٤)، و آن را خرقۀ هزارمیخی مینامیدند (نخشبی، ٣١٣؛ اسفراینی، ٣٠). در این میان، خرقههایی فاخر نیز با قطعات رنگارنگ پارچه میدوختند که بیشتر متظاهران به زهد و تقوا و حتى صوفیان آن را به تن میکردند (رزاز، ٣١).
دوخت و کاربرد چهلتکه در شهرهای مختلف ایران
در شهرهای شوشتر و دزفول استان خوزستان، دوخت انواع چهلتکه را از مرکز کار آغاز میکنند و با تکهپارچههای لوزی و یا مثلثشکل، چهلتکه را بهصورت دایرههای متحدالمرکز، یا بهشکل چرخشی و حلزونی میدوزند. معمولاً ضربآهنگ رنگ در این چهلتکهها از قرمز به سمت زرد است (بزرافکن، ٦٢-٦٣). در سمیرم و چهارمحال و بختیاری، چهلتکه را با تکهپارچههای چهارگوش، و یا مثلث بلند میدوزند و از آن برای رویۀ لحاف، روتختی، بالشتک، کیف، سیسمونی بچه، سفرۀ قند و پرده استفاده میکنند (استادآقا، ٨٣، ٩٤). در چالشتر چهارمحال و بختیاری، از چهلتکه بهعنوان پادری یا زیرانداز استفاده میشود (همو، ٩٥). در منطقۀ عشایر بختیاری نیز چهلتکه میدوزند، و در اصفهان، از چرخ خیاطی، یا نخ و سوزن برای دوخت آن استفاده میکنند (همو، ٩٥-٩٦). در قصران، چِلتیکه بغچهای است که با تکهپارچههای رنگارنگ دوخته میشود (کریمان، ٢ / ٨٥٢).
در گذشته، در منطقۀ دیلم در شمال ایران، از چهلتکه برای دوخت شلوار استفاده میشد؛ چنانکه فرستادۀ مرداویج زیاری که برای بازگرداندن وشمگیر، برادر مرداویج، به دیلم رفته بود، به شلوارهای کوتاهی که از تکهپارچههای رنگارنگ درست شده بود، اشاره کرده است (مینورسکی، ١٩٦). در کرمان، به چهلتکه چِلبخشو میگویند و آن لباس بچه یا مفرشی است که با تکهپارچههای رنگارنگ دوخته میشود (بقایی، ٥٢٠). در ارسنجان استان فارس، چهلتیکه نوعی شلوار است که از دوختن پارچههای مربعشکل به یکدیگر تهیه میشود و اغلب، مردان آن را میپوشند (رحیمی، ٢ / ٢٠١٩). در ابیانه، برای نوزاد، کت چهلتکهای به نام «یَل» میدوزند (نظری، ٣٣٨). همچنین، اگر نوزادی بمیرد، برای سالمماندن نوزاد بعدی، کت چهلتکهای میدوزند که هر تکۀ آن را از یک زن میگیرند؛ یعنی در مجموع، تکههای آن از ٤٠ زن گرفته میشود (همو، ٣٤٠). در برزک کاشان، برای این منظور ٧ رنگ پارچه را به هم میدوزند (جهانی، ٦٠). در سیرجان نیز کسی که فرزندش در روزهای اول تولد بمیرد، یا اینکه مرده به دنیا بیاید، ٤٠ تکهپارچه از ٤٠ خانه میگیرند و برای نوزاد لباس چهلتکه میدوزند (بختیاری، ٣١٨). در اصفهان، برای اجرای بازیای به نام پیچاز، دو قطعه پارچۀ دراز و بزرگ را به شکل چلیپا به یکدیگر دوخته، سپس ٩٦ تکهپارچۀ مربعشکل در ابعاد ٥ / ٢ سانتیمتر در رنگهای مختلف روی اضلاع چلیپا همانند پارچۀ چهلتکه میدوزند. هریک از این تکهپارچهها حکم خانههای بازی را دارد و بازیکنان مهرهها را روی این خانهها حرکت میدهند (جناب، ٢٨٨).
مآخذ
آجرلو، صدیقه، هنر در خانه، تهران، ١٣٩٠ ش؛
استادآقا، مریم، «چهلتکهدوزی در فرهنگ مردم ایران»، فرهنگ مردم ایران، تهران، ١٣٨٦ ش، شم ٩؛
اسفراینی، عبدالرحمان و علاءالدولۀ سمنانی، مکاتبات، به کوشش هرمان لندلت، تهران، ١٣٥١ ش / ١٩٧٢ م؛
بختیاری، علیاکبر، سیرجان در آیینۀ زمان، کرمان، ١٣٧٨ ش؛
بزرافکن، نرگس، «آشنایی با هنر چهلتکه»، رشد آموزش هنر، تهران، ١٣٩١ ش، شم ٢؛
بقایی، ناصر، «فارسی کرمان»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، تبریز، ١٣٤٦ ش، شم ٨٤؛
جمالزاده، محمدعلی، گنج شایگان، تهران، ١٣٦٢ ش؛
جناب اصفهانی، علی، الاصفهان، ترجمۀ سیاحتنامۀ ژان شاردن، به کوشش رضوان پورعصار، اصفهان، ١٣٨٥ ش؛
جهانی برزکی، زهرا، برزک، نگین کوهستان، کاشان، ١٣٨٥ ش؛
رحیمی، حبیب، جام ارسنجاننما، قم، ١٣٨٨ ش؛
رزاز، علیاکبر، شرح اشارات حافظ، تهران، ١٣٨٣ ش؛
سهروردی، عمر، عوارف المعارف، بیروت، ١٩٦٦ م؛
سیدصدر، ابوالقاسم، دایرةالمعارف هنرهای صنایع دستی، تهران، ١٣٨٦ ش؛
صبا، منتخب، نگرشی بر روند سوزندوزیهای سنتی ایران، تهران، ١٣٦٠ ش؛
علاء فیروز، ایران، «سوزندوزی»، سیری در صنایع دستی ایران، به کوشش گ. گلاک و دیگران، ترجمۀ حمید عنایت، تهران، ١٣٥٥ ش؛
قاضیانی، فرحناز، «فهرست رشتههای موجود صنایع دستی ایران»، فرهنگ مردم، تهران، ١٣٨٨ ش، س٨، شم ٣١-٣٢؛
کریمان، حسین، قصران ( کوهسران)، تهران، ١٣٥٦ ش؛
گیرشمن، رمان، هنر ایران (در دوران ماد و هخامنشی)، ترجمۀ عیسى بهنام، تهران، ١٣٤٦ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
مینورسکی، ولادیمیر، «فرمانروایی و قلمرو دیلمیان»، ترجمۀ جهانگیر قائممقامی، بررسیهای تاریخی، تهران، ١٣٤٦ ش، س ٢، شم ١؛
نخشبی، ضیاءالدین، طوطینامه، به کوشش فتحالله مجتبائی و غلامعلی آریا، تهران، ١٣٧٢ ش؛
نظری داشلیبرون، زلیخا و دیگران، مردمشناسی روستای ابیانه، تهران، ١٣٨٤ ش؛
نیز:
Wulff, H. E., The Traditional Crafts of Persia, London, ١٩٦٦.
مریم محمدتبار