دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠ - احمدا
احمدا
نویسنده (ها) :
حسن ذوالفقاری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ١٢ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَحْمَدا، نوعی شعر عامهپسند، بدیهه، متوسط و قافیهدار. دهخدا آن را شعر بد، بیمعنی، بیوزن و بیقافیه، و «احمدا گفتن» را شعر سخیف و بیمعنی گفتن میداند (نک : لغتنامه ... ). مراد از احمدا، اشعار بازاری و عوامپسند است که جنبۀ شوخی و مطایبه هم داشته باشد (رستگار، ٢٦٥).
در کلیات یغمای جندقی (١١٩٦-١٢٧٦ق / ١٧٨٢- ١٨٥٩م) به کتابی که دارای اشعار هزلی است، با عنوان «کتاب احمدا» بر میخوریم. در مقدمۀ «کتاب احمدا» میخوانیم: «احمدا لفظی است که استعمال آن را در نظم و نثری که متضمن مطایبات بوده باشد، مینمایند و چون در این کتاب احمدا بذلهگویی را به بلندترین درجه از شیوایی قرار داده است، مسمى به احمدا نمودهاند» (نک : ص ٢٣٤). یغما در پایان هر یک از غزلیات به جای تخلص خود از احمد یا احمدا استفاده کرده است (رستگار، ٢٦٦). قزوینی در یادداشتهای خود با دیدن این توضیح در کلیات یغما، مینویسد: «پس شعر احمدا، به معنی شعر سست و سخیف، معلوم میشود از عصر یغما هم معمول بوده است» و در ادامه یادآور میشود که فعلاً وجه تسمیۀ آن را نمیداند (١ / ٢٦).
البته احمدا آنطورکه دهخدا گفته است، شعر بیوزن و معنی هم نیست. از سویی به اشعار بیمعنی، مهمل یا شعر تزریق یا تزریقگویی گفته میشود (نک : اخوان ثالث، ٦٠). همچنین احمدا همان است که عوام به آن «معر» میگویند (برای نمونه، نک : کاشانی، ٢١٩؛ نیز اخوان ثالث، ٢٠٧). همچنین این نوع شعر در دورۀ صفویه و قاجار مورد استفاده و آزمون سخنپردازان بوده است و آنها اینگونه شعر را برای تفریح و وقتگذرانی میسرودند و ساختههایشان عموماً سست و بیاهمیت است ( فرهنگنامه ... ، ٢ / ٢٨). ملکالشعرا بهار (١٢٩٩-١٣٣٠ش) در دیوان خود به شیوۀ تازه و نوظهور سید اشرفالدین گیلانی اشاره کرده و شعر او را «احمدا» میخواند و میگوید: احمدای سید اشرف خوب بود / احمدا گفتن از او مطلوب بود / / شیوهاش مرغوب بود / سبک اشرف تازه بود و بیبدل / / لیک هوپ هوپ نامه بودش در بغل / بود شعرش منتحل (٢ / ٢٣٧). بهار در قصیدۀ هجویهای، از احمدا به صورت شعر «ملا احمدا» نیز نام میبرد: شعر میخواندی به آواز حزین در مدح لر / مثنویاتی ز جنس شعر ملا احمدا (٢ / ٥٤٨). همچنین در قطعهای در هجو احمد کسروی، وی را احمدا گو میداند و بدینگونه آن را تا نثر وی نیز تسری میدهد: پس چه شد کاین احمدک ز آن خطۀ مینونشان / «احمدا»گو شد به گفتار چرند پارسی (٢ / ٥٥١).
احمدپناهیسمنانی با نوعی توسع و مرکزیت قرار دادن وجه عامهگرایی و عامهپسندی در احمدا گویی، به بررسی اشعار شاعرانی میپردازد که شعرشان با گریز از هنجارهای ادبی به زبان مردم نزدیک شده است (ص ٨٥ بب ).
مآخذ
احمد پناهی سمنانی، محمد، «احمدا، شعرعامه پسند»، ایرانشناخت، ١٣٨١ش، شم ٢٠، ٢١؛
اخوان ثالث، مهدی، نقیضه و نقیضهسازان، به کوشش ولیالله درودیان، تهران، ١٣٧٤ش؛
بهار، محمدتقی، دیوان، تهران، ١٣٤٥ش؛
رستگار فسایی، منصور، انواع شعر فارسی، شیراز، ١٣٧٢ش؛
فرهنگنامۀ ادبی فارسی، به کوشش حسن انوشه، تهران، ١٣٨١ش؛
قزوینی، محمد، یادداشتها، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٣٧ش؛
کاشانی، حبیبالله، ریاض الحکایات، تهران، ١٣٥٢ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
یغمای جندقی، کلیات، تهران، ١٣٣٩ش.
حسن ذوالفقاری