دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١١ - انا فتحناک لک فتحا مبینا
انا فتحناک لک فتحا مبینا
نویسنده (ها) :
سمیه متقی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٥ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً، آیۀ اول سورۀ فتح (٤٨)، دارای مفهوم رمزیِ گشایش و باطل السحر. «اِنّا فَتَحْنا ... » و چند آیۀ دیگر در قرآن کریم به آیات فتح شهرت دارند و مردم این آیات را نمادی از گشایش، پیروزی و نصرت الٰهی میدانند.
دربارۀ شأن نزول این آیه ٣ دیدگاه وجود دارد: برخی میگویند که ناظر بر صلح حدیبیه است؛ چنانچه در سال ٨ هجری، پیامبر (ص) در خواب میبیند که با یارانش به مکه رفته است و عمره بهجا میآورد. پس پیامبر (ص) به همراه یارانش به سوی مکه حرکت میکند. هنگامی که به حدیبیه میرسند، اگرچه وضع حرکتشان کاملاً نشان میداد که قصد به جای آوردن مناسک عمره را دارند، اما قریش راه را بر آنها میبندد و اجازۀ ورود به مکه را نمیدهد. پیامبر (ص) عثمان را بهعنوان سفیر سوی قریش میفرستد. پس از مدتی شایع میشود که عثمان توسط قریش کشته شده است؛ درنتیجه پیامبر (ص) در زیر درختی در همان حدیبیه با افرادش پیمان میبندد که تا آخرین نفس مقاومت کنند (بیعت رضوان). اما پس از گذشت اندک زمانی، عثمان بازمیگردد و به همراه او سهیل بن عمر برای انعقاد صلحنامهای میان قریش و پیامبر (ص) میآید. بهموجب این صلحنامه، تا ١٠ سال نباید جنگی میان مسلمانان و قریش صورت گیرد، جان و مال دو طرف از هر دو سو باید در امان باشد و اگر کسی از قریش بدون اجازۀ ولیاش پیش حضرت محمد (ص) بیاید و مسلمان شود، باید او را بازگردانند. اما اگر کسی از قریش که پیش مسلمانان است، بازگردد، بازگرداندن وی لازم نیست، همه آزادند، هرکس میخواهد، در پیمان محمد (ص) وارد شود و هرکس میخواهد، در پیمانِ قریش بماند؛ و سرانجام، در آن سال محمد (ص) و یارانش به مکه وارد نشوند، ولی سال آینده به مدت ٣ روز اجازه دارند که به مکه بیایند و عمره به جای آورند. پس از عقد این صلحنامه، پیامبر (ص) و یارانش از احرام بیرون آمدند و قصد بازگشت به مدینه را کردند که ناگهان این آیه بر پیامبر (ص) نازل شد و این صلح را فتح عظیمی بیان کرد (نک : ترجمه ... ، ٥ / ١٧٢١-١٧٢٥؛ ابنهشام، ٢ / ٨٠٦-٨١٥؛ آلوسی، ٢٦ / ٨٤).
برخی دیگر نزول این آیه را ناظر بر فتح خیبر میدانند که به فاصلۀ کمی پس از آن اتفاق افتاد (نک : تفسیر ... ، ٢٢ / ١٠). برخی نیز نزول این آیه را بشارتدهندۀ فتح عظیم مکه میدانند که صلح حدیبیه یکی از عوامل اصلی آن بوده است (نک : ابوالفتوح، ١٧ / ٣٢٠؛ طبرسی، ٩ / ١٦٦؛ تفسیر، همانجا)؛ سرانجام عدهای نیز معتقدند که این آیه ناظر بر تمام فتوحات اسلام بر دشمنانش است (نک : ترجمه، ٥ / ١٧٢٥؛ تفسیر، همانجا). اما مکارم شیرازی بیان میکند آنچه بر اساس قراین و شواهد به دست میآید، برتری دیدگاه اول را به همراه دارد، یعنی نزول آیه ناظر بر صلح حدیبیه است (نک : همانجا).
در باب فضیلت قرائت این سوره از پیامبر (ص) نقل شده است که هرکس این سوره را بخواند، مانند کسی است که زیر درخت حدیبیه با او بیعت کرده است (طبرسی، ٩ / ١٦٥؛ نوری، ٤ / ٣٤٩). از امام حسین (ع) روایت شده است که خواندن آیههای نخستین این سوره برای رفع درد پا بسیار مفید است (مجلسی، ٢٧٩).
در عرفان و تصوف «اِنّا فَتَحْنا ... » و آیۀ پس از آن (فتح / ٤٨ / ١، ٢) نمادی از مرحلۀ ظهور به مقام ولایت و تجلیات انوار الٰهی است که پس از فتح قریب و پیش از فتح مطلق میآید و به این مرحله فتح مبین میگویند و در آن صفات قلب و روح (گناهان ناروای گذشته و آینده) محو میشود (صدرالدین، ٣٨). ابنبطوطه هم در سفری که به مصر داشت، از جایگاه سورۀ فتح در میان درویشان سخن به میان آورده است که آنها هر بامداد پس از خواندن نماز، این سوره را به همراه سورههای «نبأ» (٧٨) و «ملک» (٦٧) میخوانند (ص ٢٦-٢٧).
این آیه که در باور مردم نمادی از گشایش، پیروزی و نصرت الٰهی است (موسوی، بش )، در دورۀ سلجوقیان روی تیغۀ توغ با طلا کوبیده میشد (بلوکباشی، ١٠١) و تنها برای فرماندهان و سپهسالاران بزرگ از آن استفاده میکردند. توغ وسیلهای است با یک تیغۀ گلابیشکل که روی صندوقچهای شبیه ضریح قرارگرفته و این صندوقچه نیز روی پایهای چوبی به شکل چلیپا استوار است. در دورۀ صفوی هم حمل توغ در سپاه بهخصوص سپاه قزلباش معمول بوده و به هنگام جنگ، توغچی آن را پیشاپیش سپاه حمل میکرده است (همو، ١٠٢؛ گلریز، ١ / ٤١٨). اما پس از رسمی شدن مذهب تشیع در ایران، توغ با همان مفهوم نمادین سپاهیاش یعنی قدرت، شوکت و مقاومت، وارد مراسم سوگواری ائمه (ع) شد و از این دوره تاکنون، در دهۀ اول ماه محرم، اربعین امام حسین (ع) (٢٠ صفر)، رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام حسن (ع) (٢٨ صفر)، و شهادت امام علی (ع) (٢١ رمضان) از توغ در کنار علم و بیرق استفاده میشود (بلوکباشی، ٢١؛ برای اطلاعات بیشتر، نک : ه د، توغ). در عصر صفوی آیۀ «اِنّا فَتَحْنا ... » را افزون بر توغ، بر روی شمشیر نیز حکاکی میکردند (دبا، ٨ / ٢٥٩). این آیه بر روی پرچم عهد مظفرالدین شاه قاجار هم نوشته شده است و در کنار «بِسْمِالْلّٰهِالرَّحْمٰنِالرَّحیم»، بالای تصویر شیر و خورشید قرار دارد (بختورتاش، ٢٥٤-٢٥٥).
در دورۀ جنگ میان ایران و عراق نیز از این آیه برای بهبودی و افزایش روحیۀ رزمندگان استفاده میشد و گزارشگرانِ رادیو و تلویزیون غالباً گزارش خود را با تلاوت این آیه آغاز میکردند.
«اِنّا فَتَحْنا ... » یکی از آیاتی است که در سردر خانهها، بهخصوص خانههای تهران دورۀ قاجار به بعد از آن استفاده میشد (سلطانزاده، فضاهای ورودی در ... ، ١٠٨٢، فضاهای ورودی خانهها ... ، ١١٥؛ کتاب ... ، ٣ / ١٧٧، ١٨٨). صاحب خانه این آیه را بر سردر خانه مینوشت تا هنگامی که کسی وارد خانه میشود، با دیدن و خواندن آن، بهروزی، پیروزی و گشایش را برای اهل خانه از درگاه خداوند خواستار شود (موسوی، بش ). امروزه نیز مردم شهرهای مختلف، در معماری سنتی خود، براساس باورها و عقایدشان از ابیات و آیاتی در بخش ورودی خانه استفاده میکنند (زمانی، ٢ / ٧١٩؛ سلطانزاده، فضاهای ورودی در، همانجا؛ نظری، ٦٣٨).
سورۀ فتح بهویژه آیههای نخستین آن، هم در عقاید دینی و هم در باورهای مردم، برای گشایش کار، بسیار مفید تلقی میشود. چنانچه شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان برای گشایش کار و رفع هر مشکلی روشی را بیان میکند که در آن، آیههای اول و دوم سورۀ فتح را به همراه سورۀ نصر (١١٠) و چند آیۀ دیگر مینویسند و به گردن کسی که مشکل برای او پیش آمده است (فرد بسته شده)، میآویزند (ص ٢٩٧- ٢٩٨). در باور مردم تهران نیز برای گشایش بخت و کار، سورۀ فتح، سورۀ نصر، سورۀ کوثر (١٠٨) و آیۀ «اَللّٰهُ لَطیفٌ بِعِبادِه یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْقَویُّ الْعَزیزُ» (٤٢ / ١٩) را روی کاسهای مینویسند، آن را میشویند و با آب آن غسل میکنند، سپس آب را در خانه یا دکان میپاشند (شهری، ٤ / ٥١٩).
مردم چهارمحال از سورۀ فتح، استفادۀ دیگری میکنند. آنها بر این باورند که در ابتدای هر ماه قمری باید هلال ماه را روی شیئی برابر تقویم منجمان ببینند، و در ابتدای ماه شوال پس از نگاه به هلال ماه نو باید به کف دست نیکمردان، صورت زیبا و سبزه، روی سنگ فیروزه، و سورۀ فتح در قرآن نظر بیندازند (نیکزاد، ١٤٥).
مآخذ
آلوسی، محمود، روح المعانی، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
ابنبطوطه، سفرنامه، ترجمۀ محمدعلی موحد، تهران، ١٣٤٨ ش؛
ابنهشام، عبدالملک، سیرت رسول الله، ترجمۀ رفیعالدین اسحاق بن محمد همدانی، به کوشش اصغر مهدوی، ١٣٦٠ ش؛
ابوالفتوح رازی، روض الجنان، به کوشش محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، مشهد، ١٣٦٦ ش؛
بختورتاش، نصرتالله، پرچم و پیکرۀ شیر و خورشید، تهران، ١٣٤٨ ش؛
بلوکباشی، علی، نخل گردانی، تهران، ١٣٨٠ ش؛
ترجمۀ تفسیر طبری، به کوشش حبیب یغمایی، تهران، ١٣٤٢ ش؛
تفسیر نمونه، به کوشش ناصر مکارم شیرازی، قم، ١٣٦٩ ش؛
زمانی، عباس، «خط کوفی تزیینی در آثار تاریخی اسلامی»، معماری ایران، به کوشش آسیه جوادی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
دبا؛
سلطانزاده، حسین، فضاهای ورودی خانههای تهران قدیم، تهران، ١٣٧١ ش؛
همو، فضاهای ورودی در معماری سنتی ایران، تهران، ١٣٧٢ ش؛
شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، ١٣٧١ ش؛
صدرالدین قونوی، محمد، مصباح الانس، ترجمۀ محمد خواجوی، تهران، ١٣٧٤ ش؛
طبرسی، فضل، مجمع البیان، به کوشش هاشم رسولی محلاتی و فضلالله یزدی طباطبایی، بیروت، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
قرآن کریم؛
قمی، عباس، مفاتیح الجنان، تهران، ١٣٩١ ق؛
کتاب تهران، تهران، ١٣٧٢ ش؛
گلریز، محمدعلی، مینودر یا باب الجنة قزوین، تهران، ١٣٦٨ ش؛
مجلسی، محمدباقر، حلیة المتقین، به کوشش مهدی معینیان، تهران، ١٣٧٥ ش؛
موسویآملی، محسن، «سردرنوشتههای قرآن»، حوزه (مل )؛
نظری داشلی برون، زلیخا و دیگران، مردمشناسی روستای ابیانه، تهران، ١٣٨٤ ش؛
نوری، حسین، مستدرک الوسائل، قم، ١٤٠٧ ق؛
نیکزاد امیر حسینی، کریم، شناخت سرزمین چهارمحال، اصفهان، ١٣٥٧ ش؛
نیز:
Hawzah, www.hawzah.net / fa / magart.html?MagazineID = ٥٢٤٨ & MagazineNumber ID = ٦٥٦٧ & Magazine ArticleID = ٧٥٨٨٨.
سمیه متقی