دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٣٨ - پنج تن
پنج تن
نویسنده (ها) :
محسن احمدی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٥ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
پَنْجْتَن، یا آل عبا، آل کساء، اصحاب کساء، عنوانی است در فرهنگ اسلامی برای حضرت محمد (ص)، حضرت علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین (ع).
عنوان پنجتن را برگرفته از حدیث معروف کساء (به معنی جامه و لباس) دانستهاند. برابر این حدیث، روزی در خانۀ حضرت علی (ع) این پنجتن در زیر عبای رسول اکرم (ص) و یا جامۀ (کساء) او گِرد آمدند و پیامبر (ص) دست به دعا برداشت: اَللّٰهُمَّ هٰؤلاءِ اهلُ بیتی فَاذهَبْ عنهُمُ الرِّجْسَ و طَهِّرْهم تَطهیراً، یعنی: خدایا! اینان خاندان من هستند، پلیدی را از آنان دور ساز و ایشان را پاک و پاکیزه گردان (طبرسی، ٥ / ١٣٨). پس از این دعا، آیۀ تطهیر نازل گشت: «اِنَّما یُریدُ اللّٰهُ لِیُذهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً» (احزاب / ٣٣ / ٣٣)، یعنی: خداوند میخواهد پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و از همۀ آلودگیها پاک گرداند. دربارۀ مصادیق اهل بیت، میان راویان اختلاف است، اما بیشتر آنان اصطلاح اهل بیت را در این آیۀ شریفه، منحصر به پنجتن یادشده دانستهاند (نک : دبا، ٢ / ٦٨). تاریخ وقوع این رویداد ١٠ ق / ٦٣١ م نوشته شده است و این همان سالی است که گروهی از مسیحیان نجران برای مباهله (نک : لغتنامه ... ، ذیل واژه) نزد پیامبر (ص) آمده بودند (خواندمیر، ١ / ٤٠٤-٤٠٧).
پنجتن در باورها و آداب و رسوم مردم ایران
حضور شخصیت پنجتن همواره و همهجا در عرصههای گوناگون زندگی اجتماعی ایرانیان به گونهای بسیار آشکار به چشم میخورد؛ چنانکه در تهران قدیم، هنگامی که مادری آگاه میشد که فرزندش به بیماری دچار شده، بر بالای بام میرفت، چادر و چارقد از سر برمیگرفت، موها را پریشان میساخت و خداوند را به پنجتن سوگند میداد که فرزندش را شفا بخشد و بر این باور بود که دعایش مستجاب میشود (شهری، ٤ / ٢٤٨). پنجتن در سوگندها (رنجبر، ٤٨٩) و نیز در دعاها و نفرینها، همیشه در میان مردم کاربرد داشته است (فروتن، ٣٢٧؛ شاملو، دفتر سوم، ٧٩٥). در میان مردم بروجرد، پنجتن پشتیبان و گواه مدعای آنان به شمار میرود؛ آنها پنجتن را شاهدی برای برحقبودن خود قرار میدهند (کرزبر، ٢١٨).
در شاهرود بر روی «شُلهزرد نذری» نام پنجتن را با دارچین مینویسند و سپس میان دوستان و آشنایان پخش میکنند (شریعتزاده، ٢ / ٣٨٩). در همین شهر، زنان مراسمی با عنوان شمع و چراغ در شبهای شهادت امام حسن و امام حسین (ع) برگزار میکنند که طی آن با خواندن شعرهایی، از خداوند میخواهند که به حق پنجتن، اموات آنها را بیامرزد (همو، ٢ / ٤٠٧- ٤٠٨).
نذرِ انداختن سفره یکی از رسمهای رایج زنانه به شمار میرود و بهویژه نذرِ «سفرۀ حضرت ابوالفضل» از اهمیت بیشتری برخوردار است. در کرمان ازجمله چیزهایی که بر این سفره گذارده میشود، ٥ شمع روشن است که نشانهای از پنجتن به شمار میرود. در خراسان به جای شمع، از ٥ مشعل کوچک استفاده میشود (شکورزاده، ٤٨- ٤٩؛ گلابزاده، ١١٩؛ نیز نک : ه د، ابوالفضل، سفره).
نام پنجتن، نهتنها در زندگی رهاییبخش مردم به شمار میرود، بلکه این نامهای مقدس در آخرت نیز، یاریبخش و شفاعتکنندهاند؛ چنانکه در الموت پیش از آنکه مردگان را به خاک بسپارند، دو قطعه چوب از درخت بید که بر روی آنها نام پنجتن نقش شده است، در زیر بغل میت قرار میدهند و بر این باورند که آن دو قطعه چوب در شب اول قبر و در روز قیامت، عصای او خواهند شد (حمیدی، ٣٠٥). در ابیانه، انگشتر پنجتن (با نقش نام پنجتن) مُرده را به همراه مُهر و جانمازش با او به خاک میسپارند تا در جهان دیگر او را «نمازخوان» به شمار آورند (نظری، ٥٣٧).
پنجتن در شعایر
بر سر برخی از عَلَمها و گاهی پرچمهای سوگواری، بر روی علامتهای چندتیغه، بر سر برخی گنبدها و گلدستههای آرامگاه امامزادگان و مسجدها، روی دستۀ برخی منبرها، درون پیالهها و جامهای سقاخانهها و بر در و دیوار آنها، و بر روی در و ضریح امامزادهها، دستی با پنجۀ گشوده قرار دارد که برخی از آنها دارای نقش و کتیبهاند و روی ٥ انگشت آنها، نام پنجتن نقش بسته است (نک : ه د، ١ / ٢٥٩). نامهای پنجتن از واژههایی هستند که به همراه کلمات مقدس دیگر، بر روی جانمازها و پوشش نخلهای سوگواری نوشته میشوند (جمالزاده، ١٢؛ خوانساری، ١٣١-١٣٢؛ نیز نک : ه د، نخلگردانی) و نیز آن را بر انگشترهای پنجتن که از جنس نقره و دارای نگین عقیقاند، حک میکنند (شاملو، دفتر چهارم، ١٠٢٦). در شمایلنگاریهای مذهبی، شمایل پیامبر (ص)، حضرت علی، امام حسن و امام حسین (ع) به گونۀ چشمگیری نمایان بود و تا چندی پیش، آنها را شمایلخوانان و شمایلگردانان دورهگرد در کوچهها و گذرها میگردانیدند (بلوکباشی، ٣٥٦، ٣٦٢).
پنجتن در تعزیه
گوشۀ پنجتن در تعزیه از مهمترین گوشهها به شمار میرود. منظور از گوشه در تعزیه، نسخهای است که حاوی داستانی فرعی، مستقل و کوتاه باشد. این گوشه معمولاً در آغاز یا میانهها و بهندرت در پایان مجلس تعزیه خوانده میشود (نصری، ٣ / ٢٩٤، ٢٩٧؛ نیز نک : ه د، تعزیهنامه).
ملا زلفعلی، شاعر محلیسرای بختیاری، حدیث کساء را به این گویش به نظم درآورده است. سراینده این حدیث را با طنز و شوخی درآمیخته و آن را با خدای خویش در میان نهاده است. خدای بزرگ نیز به او فرموده است که هر دردمندی این حدیث را با صدق دل و صفای باطن بخواند، او را شفا خواهد داد و همۀ آرزوهایش را برمیآورد، حتى اگر گَبر و یا یهودی باشد. شاعر از خداوند میخواهد که شوخیهایش را بر او ببخشاید. سرایندۀ لُر از گذشتهها به یاد دارد که خداوند به حرمت آن پاکان (پنجتن) همواره از خطای بندگانش میگذرد. ملا زلفعلی در پایان منظومه، به گویش بختیاری، از تخلص خود، «مُجرم»، نام برده و از خداوند چنین خواسته است: شرط کن و امو که حاشا نکنیم روز شمار / نه مو از مجرمی خُم نه تو از غفاری، یعنی: پروردگارا! بیا تا من و تو با هم شرط کنیم که در روز قیامت حاشا نکنیم، من گناهکاری خود و تو بخشایشگری خویش را (نک : قیصری، ٧٢٠-٧٢٦).
پنجتن در میان اهل فتوت
بسیاری از بزرگان این مسلک به اهل بیت پیامبر (ص) ارادت داشتند و نوشتههایشان آکنده از شیفتگی آنان به پنجتن است. در تحفة الاخوان که اصول فتوت و آداب فتیان را بیان کرده است، حضرت محمد (ص) و خاندانش ستوده شدهاند و حضرت علی (ع) سروَر فتیان نامیده شده است (عبدالرزاق، ٣). علی همدانی در سدۀ ٨ ق / ١٤ م در «رسالۀ فتوتیۀ» خود، رسول اکرم (ص) را ستوده و اهل بیت او را کشتی نجات غرقشدگان دانسته است (ص ١٥١). کاشفی در فتوتنامۀ سلطانی نوشته است که سلمان فارسی دارای تاجی بود که ٥ وصله داشت و آنها را پنجتن آل عبا به او داده بودند؛ هریک از آنها اشاره به رشتۀ محبت پنجتن بود، بدان سبب که او به پنجتن آل عبا خدمت کرده بود. کاشفی در جای دیگر افزوده است: نردبانی که در شب معراج فرود آمد، دارای ٥ پایه بود و هریک از پایهها اشارتی است به محبت پنجتن آل عبا؛ این ٥ پایه آدمی را به مرتبۀ عالی میرساند (ص ١٨٩، ٣١٨).
پنجتن، نام برخی از امامزادگان ایران
بهسبب باور ژرفی که همواره مردم ایران به پنجتن داشتهاند، برخی از آرامگاههای امامزادگان را با این عنوان نامیدهاند که ازجمله میتوان به امامزادگانی در تهران، لویزان، شمیران، بخش لواسان و دهستان لواسان کوچک و دشتِ لار (حبیبی، امامزادهها ... ، ١ / ٤٩٩)، مازندران در ده لمسک نزدیکی گرگان (رابینو، ٦٤، ١٠٢)، و روستای نوین حسین مهرعلی، از روستاهای معروفِ شهرستان زهک (استان سیستان و بلوچستان) که مورد احترام بسیار مردم سیستان است (حبیبی، شماری ... ، ٤١)، اشاره کرد.
پنجتن به صورتهای متفاوت در ادبیات گذشتۀ فارسی بازتاب یافته است. شاعران و ادیبان ایران پنجتن را گاه با همین عنوان (نک : باباصفری، ٢٦٣)، گاه با عنوان آل عبا (نک : ناصرخسرو، ٣٥٩)، و گاه با ذکر نام (نک : محتشم، ١ / ٣٢٧) ستودهاند.
مآخذ
باباصفری، علیاصغر، «اظهار اعتقاد به تشیع و دعوت بدان در مناقب علوی شاعران شیعی (از سدۀ چهارم تا چهاردهم هجری)»، فرهنگ، تهران، ١٣٧٩ ش، س ١٣، شم ١-٤؛
بلوکباشی، علی، در فرهنگ خود زیستن و به فرهنگهای دیگر نگریستن، تهران، ١٣٨٩ ش؛
جمالزاده، محمدعلی، دار المجانین، تهران، ١٣٢١ ش؛
حبیبی، حسن، امامزادهها و تربت برخی از پاکان و نیکان، تهران، ١٣٨٨ ش؛
همو، شماری از مقبرههای استان سیستان و بلوچستان، تهران، ١٣٩٠ ش؛
حمیدی، علیاکبر و دیگران، مردمنگاری الموت، تهران، ١٣٨٤ ش؛
خواندمیر، غیاثالدین، حبیب السیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٨٠ ش؛
خوانساری ابیانه، زینالعابدین، ابیانه و فرهنگ مردم آن، تهران، ١٣٧٨ ش؛
دبا؛
رابینو، ی. ل.، سفرنامۀ مازندران و استـراباد، تـرجمۀ غلامعلی وحید مازندرانی، تهـران، ١٣٣٦ ش؛
رنجبـر، حسیـن و دیگران، سرزمین و فرهنگ مردم ایزدخواست، تهران، ١٣٧٣ ش؛
شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، ١٣٦١-١٣١٧ ش، حرف «الف»؛
شریعتزاده، علیاصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، ١٣٧١ ش؛
شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، ١٣٦٣ ش؛
شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، ١٣٨٣ ش؛
طبرسی، فضل، مجمع البیان، بیروت، ١٣٧٩ ق / ١٣٣٩ ش؛
عبدالرزاق کاشانی، تحفة الاخوان، بهکوشش محمد دامادی، تهران، ١٣٥١ ش؛
فروتن، اشکان، فندرسک (تاریخ، سرزمین و فرهنگ)، تهران، ١٣٩٠ ش؛
قرآن کریم؛
قیصری، ابراهیم، «منظومۀ حدیث کسا به گویش بختیاری»، یغما، تهران، ١٣٥٥ ش، شم ٣٤٢؛
کاشفی، حسین، فتوتنامۀ سلطانی، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٥٠ ش؛
کرزبر یاراحمدی، غلامحسین، فرهنگ مردم بروجرد، به کوشش علی آنیزاده، تهران، ١٣٨٨ ش؛
گلابزاده، محمدعلی، زن کرمانی، روشنای زندگانی، کرمان، ١٣٩٠ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
محتشم کاشانی، هفت دیوان، به کوشش عبدالحسین نوایی و مهدی صدری، تهران، ١٣٨٠ ش؛
ناصر خسرو، دیوان، بهکوشش حسن تقیزاده، تهران، ١٣٦١ ش؛
نصری اشرفی، جهانگیر، نمایش و موسیقی در ایران، تهران، ١٣٨٣ ش؛
نظری داشلیبرون، زلیخا و دیگران، مردمشناسی روستای ابیانه، تهران، ١٣٨٤ ش؛
همدانی، علی، «رسالۀ فتوتیه»، فتوت نامۀ محمد ریاض، به کوشش همو و عبدالکریم جربزهدار، تهران، ١٣٨٢ ش.
محسن احمدی