دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٤ - آبله
آبله
نویسنده (ها) :
هادی عالم زاده
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٦ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آبِله، یا آبِلا، آبیلا، آبولا، آویلا، شهر و مركز استانی به همین نام، در اسپانیای مركزی (كاستیلِ كهن = قَشْتاله) كه در °٤٠ و ´٣٩ عرض شمالی و °٤ و ´٤٢ طول غربی، در فاصلۀ ٨٧ كمـ غرب مادرید واقع شده است. از شمال به كوههای بلند سییرا دگردوس و از شرق به كوههای سییرا دِگواداراما محدود میگردد. ارتفاع آن از سطح دریا ١٣٢‘١ متر است و رودخانۀ اداجا (به اسپانیایی: اَداخا) از آن میگذرد. زمستانهایی سخت و تابستانهایی لطیف دارد و یكی از بهترین نمونههای شهرهای بارودار قرون وسطی است كه دستنخورده در اروپا باقی مانده است.
آبله به علت مشرف بودن بر راه ارتباطی كاستیل قدیم و جدید موقعیتی خاص داشته و در روزگاران پیشین نقش نظامی مهمی ایفا میكرده است. از اینروی، ٤ سدۀ پیاپی، مسلمانان و اسپانیاییها بر سر آن با یكدیگر در كشاكش بودند.
تاریخ شهر
آبله در اصل شهری فینیقی بود كه به تصرف روم درآمد. از سدۀ ٤م اُسقفنشین ناحیۀ آبولا (نام رومی این محل) گردید. در همین سده بریسیلیانوس آنجا را پایگاه اندیشههای بدعتآمیز خویش ساخت. طارق بن زیاد، فاتح اندلس، ناحیۀ كاستیل و از آن میان آبله را در ٩٢ق / ٧١١م، پیشتر از دیگر مناطق مركزی و شمالی اسپانیا گشود و مسلمانان در آنجا ساكن گردیدند. چند سال دیرتر، گروهی از مسیحیان كه از پیشِ روی سپاهیانِ اسلام گریخته بودند، با آگاه شدن از دادگری مسلمانان، بهتدریج به میهن خویش بازگشتند. به نظر میرسد این بازگشت در روزگار فرمانروایی عُقْبَةبن الحجاج السلولی (١١٦-١٢١ق / ٧٣٤-٧٣٩م) بر اندلس رخ نموده باشد. سرزمینهای پیرامون آبله از مناطقی بود كه بربرهای مسلمان در آنها منزل گزیدند. نامهای برخی از این سرزمینها این مطلب را تأیید میكند (مؤنس، ٣٨١-٣٨٢). مسلمانان پیش از ورود عبدالرحمن الداخِل (اموی) به اسپانیا در ١٣٨ق / ٧٥٥م نواحی وسیع حوضۀ رودهای منهو و تاجه، و از آن میان، آبله را به سبب زدوخوردهای اعراب و بربرها و قحط و گرسنگی رها كردند و این نواحی بهسانِ سرزمین بیطرفی میان اندلس اسلامی (از شرق، جنوب و غرب) و دولت مسیحی اَشْتُریش (آستوریاس، در شمال) باقی ماند و مسیحیان مجال یافتند كه جای آنان را بگیرند. فُرُوِیلای اول، پسر آلفونسو، پادشاه مسیحی جَلیقیه (در شمال اسپانیا) در ١٤٧ق / ٧٦٤م از درگیری عبدالرحمن اموی با داعیان عباسی سود جست و از نهر دُوَیره (دوئرو) گذشت و بسیاری از مناطق شمال و غرب، از آن میان قشتاله و آبله را با كشتار و ویرانی بسیار از دست مسلمانان بیرون آورد. عبدالرحمن با همۀ درگیریهای داخلی، از این رویداد غافل نماند. پس در ١٤٨ق / ٧٦٥م یكی از سران سپاه خویش را با نیرویی عظیم به تصرف این نواحی گسیل داشت. از این تاریخ، این شهر همراه با این ناحیه در كشاكش مسلمانان و مسیحیان قرارگرفت. منابع حاكی است كه آبله در اوایل سدۀ ٣ق / ٩م جزو اسپانیای مسیحی بوده است. در ٣٧پق / ٩٨١م كه منصوربن ابی عامر بر شمال اسپانیا چیره گشت، مسلمانان بار دیگر بر این شهر دست یافتند. از منابع برمیآید كه با تلاشهای جنگی منصور، سرانجام این ناحیه بهطوركامل در ٣٩٠ق / ١٠٠٠م با جنگی سخت بازپس گرفته شد، ولی دیری نگذشت كه آشوب در قُرْطُبه به پا خاست و بساط خلافت امویان از اندلس برچیده شد (٤٢٢ق / ١٠٣١م) و مسلمانان برای نبرد و سركوب یكدیگر به یاری جستن از مسیحیان پرداختند و درنتیجه، یكپارچگی سیاسی مسلمانان از اندلس رخت بربست و مسیحیان شهرهای ازدست داده را یكی پس از دیگری باز پسگرفتند. آبله نیز سرانجام در ٤٨١ق / ١٠٨٨م توسط آلفونس ششم به دست مسیحیان افتاد. وی بارویی استوار گرد شهر برآورد و ساختمان بسیار در آن بنیاد نهاد، و آبله از این پس از شهرهایی شد كه مُدَجنان (ه م) در آنها اقامت داشتند. اینان مسلمانانی بودند كه فرمانروایی اسپانیا و مسیحیان را پذیرفتند و ناگزیر از گرایش ظاهری به مسیحیت گردیدند. با این حال، سنگنبشتهای (مورخ ٨٠٠ق / ١٣٩٩م) كه در بخش كهن شهر آبله به دست آمده و لویپروانسال آن را نقل كرده، آشكارا از بقای اسلام و ادامۀ زندگی مسلمانان تا سدهها پس از افتادن این شهر به دست مسیحیان حكایت میكند. متن این سنگنبشته چنین است: «هذا قبر عبدالله بن یوسف السی(؟) المقتول علی ظلم... (؟) و ملكه عام ض الهجرة نبینا محمد صلی الله علیه و سلم... (؟) الله یجمعنا معه فی الجنة النعیم لاحول و لاقوة اِلا بالله» (ارسلان. ١ / ٣٤٠). بهرغم اینكه مدت فرمانروایی مسلمانان در این شهر كوتاه بود و این شهر پیوسته در كشاكش مسیحیان و مسلمانان قرار داشت، گروهی از دانشمندان اسلامی به این شهر منسوبند كه برخی از آنان از آنجا به فاس، در مراكش كوچیدند. یكی از ایشان ابوعبدالله محمدبن ابراهیم عَبْدَریِ آبِلی (د ٧٥٧ق / ١٣٥٦م) شاگرد ابن بنای مراكشی است.
آبله تا سدۀ ١٧م به بركت اقامت گروهی بسیار از مدجنان در آن، شهری آبادان بود. فیلیپ دوم، پادشاه اسپانیا، به این دلیل كه اینان همچنان در دل مسلمان ماندهاند، فرمان داد تا همه از شهرها اخراج گردند. این فرمان با اعتراض بسیاری از اهالی، بهویژه صاحبان اراضی، روبهرو گردید و ایشان به پادشاه رساندند كه اگر مدجنان بیرون رانده شوند، سرزمین ما ویران و تباه میگردد، ولی پادشاه در اجرای این فرمان كه در ٩ ربیعالاول ١٠١٩ق / ٢٢ مۀ ١٦١٠م صادر كرده بود، پا فشرد. كوچاندن اینان، چنانكه پیشبینی میشد، آبله را به پریشانی و ویرانی كشاند، زیرا بیشترین سهم شكوفایی اقتصادی این شهر از آنِ مسلمانان بود. بوربونها در سدۀ ١٨م با توسعۀ صنایع بافندگی در این شهر كوشیدند بدان رونق بخشند، ولی بهرغم این تلاشها، تا پس از برپایی راهآهن مادرید به سلمنكه، این شهر به پا برنخاست. آبله امروز شهری است كشاورزی و ساده كه جمعیت آن در ١٩٧٠م، ٩٨٣‘٣٠ تن بوده است (بریتانیكا) و از دیدنیترین مراكز جهانگردی اسپانیا بهشمار میآید.
آثار تاریخی
آبله از نظر معماری به صورت یك شهر قرون وسطایی اروپا به جای مانده است و آثار و بناهای بسیاری را دست نخورده، از سدههای پیشین بهویژه ١١ و ١٢م، در خود حفظ كرده است. كهنترین این آثار، «گاوانِ ایبِری» است و اینها صخرههای عظیمی است كه به شكل جانورانی چهار پا تراشیده شده است. نگارهها و تندیسهایی نیز از دورههای رومی و اسلامی در اینجا یافت میشود كه در برخی از ساختمانهای جدیدتر بهكار گرفته شده است.
باروهای آبله را میتوان مهمترین اثر تاریخی شهر دانست و تنها باروهای شهر لَبله در استان اشبیلیه است كه میتواند در زیبایی و شكوه با آن همسنگی كند. تاریخ ساختمان بارو به بهار ٤٨٣ق / ١٠٩٠م میرسد، ولی این ساختمان تا ٤٩٢ق / ١٠٩٩م كامل نگردید. این دیوار عظیم چندپهلویی است به طول ٥٠٦،٢ متر، ارتفاع ١٣ متر و ضخامت ٤ متر، از سنگ گرانیت سرخ كه بخش كهن شهر را از بخشهای جدیدتر جدا میسازد. این بارو ٩ دروازۀ بزرگ (در برخی از مآخذ ٨ دروازه) و ٨٦ برج استوانهای دارد. میدانی وسیع در میان شهر واقع شده كه خیابانهای اصلی از آن منشعب گشته به دروازههای نهگانه میپیوندد. سبك بنا تلفیقی است از عناصر معماری رومی و اسلامی، و یادگاری از نفوذ فرهنگ اسلامی در آبله.
افزون بر اینها، كاتدرالها، كلیساها، كنیسهها و دیرهای كهن و با شكوهی از دورههای مختلف تاریخی و به سبكهای گوناگون (رومانِسْك، گوتیك، اسپانیایی و بِرنینی) به جای مانده است. از مهمترین آنها كاتدرال سانسالوادور، ساختۀ سدۀ ١٤م به سبك گوتیك و كلیساهای سان وین سنت و سان پدرو است كه از نمونههای عالی معماری رومانسك بهشمار میآید. همچنین آثاری از هنرمندان بزرگ اروپا چون رافائل، میكلانژ و جز آنان در این شهر باقی است. میدانی را نیز به منصوربن ابی عامر (د ٣٩٣ق / ١٠٠٣م) نسبت میدهند. اما آنچه بیشتر این شهر را بلندآوازه ساخته، یادوارههای قدیسه ترسا آویلایی (١٥١٥-١٥٨٢م)، راهبه و نویسندۀ برجستهترین نوشتههای سادۀ عرفانی مسیحی است.
مآخذ
آمریكانا، ذیل Avila؛
آیتی، محمدابراهیم، آندلس، دانشگاه تهران، ١٣٤٠ش، ص ١٨٢؛
ابن اثیر،عزالدین، الكامل، بیروت، دارصادر، ١٣٠١ق، ٤ / ٥٦١-٥٦٤، ٥ / ٤٩٠، ٥٠٠، ٨ / ٦٧٧، ٩ / ١١٣؛
ابن خلدون، عبدالرحمٰن، العبر، بولاق، ٤ / ١١٧، ١٢٢، ١٨٠؛
ارسلان، امیرشكیب، الحلل السندسیة، بیروت، منشورات دارمكتبة الحیاة، ١٣٥٥ق، ١ / ٣٤١، ٣٤٢؛
بریتانیكا؛
بستانی (فؤاد)؛
چمبرز؛
عنان، محمد عبدالله، دول الطوائف، قاهره، لجنة التألیف و الترجمة و النشر، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م، ص ٤٢؛
همو، دولةالاسلام فی اندلس، العصر الاول، قاهره، مؤسسة الخانجی، ١٣٨٠ق / ١٩٦٠م، ١ / ٥٠، ٥١، ٢١٢، ٢١٤، ٢ / ٥١٠؛
مؤنس، حسین، فجرالاندلس، قاهره، الشركة العربیة للطباعة و النشر، ١٩٥٩م، صص ٧٨-٧٩، ٣٤٩-٣٥٠، ٥١٧-٥١٨؛
مقری تلمسانی، احمدبن محمد، نفح الطیب، به كوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر، ١٣٨٨ق، ١ / ٢٧١، ٣٣٠، ٣٣٢.
هادی عالمزاده