دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٢٧ - تیله بازی
تیله بازی
نویسنده (ها) :
نسیم عظیمی پور
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣٠ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
تیلهبازی، از بازیهای سنتی رایج در نقاط گوناگون ایران، که با نام تیلهانگشتی نیز شهرت دارد.
روش این بازی بهطورکلی نهادن تیلهای بر زمین و نشانهگرفتن آن با تیلههای دیگر است. این بازی از دیرباز در شهرها و روستاهای ایران با شیوههای اندکی متفاوت، مرسوم بودهاست. ابزار این بازی گوی یا سنگ کوچک کروی است. بازیکنها از تیلههای سنگی، گویهای گلی، گردو یا فندق و در این اواخر از تیلههای شیشهای استفاده میکردهاند (علمداری، ٧٠؛ جمالزاده، ٦٣؛ وکیلیان، ٦١-٦٢؛ بهروزی، ١٧٤).
مأخذ مکتوبی که به سابقۀ این بازی پرداخته، مربوط به دورۀ صفویه است (نک : شاردن، ٤ / ١٩٤). امروزه نیز در نقاط مختلف ایران، بهویژه در ایام تعطیل و اعیاد این بازی رواج دارد (شکورزاده، ١٠٦-١٠٧؛ مهیار، ٦٦).
بهطورکلی شیوۀ اجرای بازی در اغلب نقاط ایران تقریباً مشابه هم است. در اینجا به برخی از گونههای بومی این بازی در نقاط مختلف ایران اشاره میشود:

در کیش، دو بازیکن تیلهای را بر زمین همواری مینهند، سپس تیلههای خود را نیز با فاصلهای برابر از تیلۀ میانی بر زمین قرار میدهند، آنگاه به نوبت، به تیلۀ خود ضربه میزنند؛ برندۀ بازی کسی است که تیلۀ او به تیلۀ میانی برخورد کند و آن را از جا حرکت دهد (مختارپور، ٥٩٤-٥٩٥).
اهالی سروستان فارس تیلهبازی را با نام «لپریفرنگی» میشناسند (همایونی، ٤٨٨). در شیراز «گلولهبازی» همان تیلهبازی است و اجرای آن به این روش است که نخست یکی از بازیکنها با گفتن عبارت «کله و قطار و میونجو (= میانجا)» بازیکنها را ملزم میکند تا تیلههای خود را به نحوی بر زمین قرار دهند که از پیوستن آنها خطی مستقیم تشکیل شود. بازیکنی که تیلۀ او جلوتر از دیگران قرار دارد، «کله» نامیده میشود و این، امتیازی ویژه است. نخستین بازیکن به نحوی خاص تیلۀ خود را به سوی تیلۀ نزدیکترین فرد پرتاب میکند و اگر به آن برخورد، برنده است و میتواند برای زدن گلولۀ نفر سوم تلاش کند، وگرنه نفر دوم که هدف قرار گرفته بود، بازی را ادامهمیدهد (خدیش، ٣٠٨- ٣٠٩).
بختیاریها به تیلهبازی «قالاچ» یا «گیجبازی» میگویند. بازیکنهای بختیاری معمولاً گودالی کوچک کنار دیواری میکَنند و با قرعه، ترتیب نفرات شرکت کننده در بازی را مشخص میکنند؛ سپس همۀ تیلهها را با فاصلهای معین از گودال، بر زمین مینهند و به ترتیب آنها را به سوی گودال پرتاب میکنند و بازی به همین ترتیب تا پرتاب کردن همۀ تیلهها در گودال ادامه مییابد (ارشادی، ١٠٧٥-١٠٧٦).
در ایلام گونههای مختلفی از تیلهبازی با نامهای متفاوت رواج دارد. برای نمونه در «چق و فنگ»، هنگام پرتاب تیله، باید صدای برخورد آن با تیلۀ هدفگیریشده شنیده شود، وگرنه امتیازی به دست نمیآید (محمدی، آیت، ٣ / ٦٩-٧٠، برای نمونههای دیگر در ایلام، نک : ٢٢٤-٢٢٧، ٢٤١-٢٤٢).
در کازرون به تیلهبازی تیرمایه میگویند (حاتمی، ٤٧). این بازی معمولاً میان ٤ بازیکن اجرا میشود و پیش از آغاز، بازیکنها شرایطی تعیین میکنند. نخست ٤ گودال (در گویش محلی: مایه)، با اندازه و فاصلههای معین و نامهای ویژه حفر میشود و مکانی با نام «دکه» نیز در ردیف گودالها میسازند. سپس هر بازیکن یکی از گودالها را انتخاب میکند و تیلۀ خود را (در گویش محلی: تیریک) در کنار آن مینهد؛ نخستین بازیکن، تیلۀ خود را از دکه به سوی تیلههای دیگر بازیکنان نشانه میرود و با انداختن هر تیله در گودال، امتیازی به دست میآورد و آن گودال را تصرف میکند (همو، ٤٧-٥٠).
در لامرد فارس، تیلهبازی یا «هلبازی» تقریباً مانند کازرون اجرا میشود و افزون بر کودکان، میان بزرگسالان نیز رواج دارد (منصوری، بش ).
مردم گیل و دیلم، که این بازی را با نام «تیرهزَنی، کولخوردنی» میشناسند، از سنگ یا گردو استفاده میکنند؛ به این صورت که یکی از بازیکنها، سنگ یا گردویی را پرتاب میکند و بازیکن دیگر با سنگ آن را نشانه میگیرد؛ اگر سنگ او به سنگ یا گردوی بازیکن نخست برخورد کرد، بازنده باید برنده را تا جایی که تیلۀ او افتاده است، بر پشت خود سوار کند (پاینده، ٩٦؛ ستوده، ٦٠). این بازی در دماوند نیز به همین ترتیب رایج است (علمداری، همانجا).
در سبزوار تیلهبازی «تیشلهبِیْزی» و در بیرجند «تُشلهبازی» نامیده میشود؛ برای انجام دادنِ آن نخست ٣ گودال کوچک با فاصلههای معین میکَنند، هر کدام از گودالها در گویش محلی نامی خاص دارند؛ سپس با شیر یا خط نوبت بازیکنان برای آغاز بازی معین میشود. آخرین بازیکن، تیلۀ خود را کنار گودال اول مینهد و بازیکن نخست با تیلۀ خود آن را نشانه میرود؛ در صورتی که بتواند به تیله ضربه بزند، یا تیلۀ خود را به یکی از گودالها بیندازد، برنده خواهد بود و بازی به همین ترتیب ادامه مییابد (بیهقی، ١ / ١٧٧- ١٧٨؛ احمدی، ٧٠).
در بیرجند، «تشلهبازی» بر چند گونه است: در گونۀ «پفی» شمار بازیکنها ٢ یا ٤ نفر است. آنان در زمین همواری گودال کوچکی میکنند، سپس تیلهای را در نقطهای از زمین مینهند و کودکان آن را با پفکردن به سوی گودال میرانند؛ کودکی برنده است که زودتر موفق شود. در شیوۀ دیگر تیله را درون گودال مینهند و کودکان با پفکردنْ آن را از داخل گودال خارج میکنند. در گونۀ «شستی» کودکان میکوشند با انگشت شست تیلهها را به شیوهای خاص درون گودال بیندازند (رضایی، جمال، ٥٣٨).
در فسا «گلولهبازی» معمولاً میان دو نفر و به صورت نشسته بازی میشود. نخستین بازیکن، تیله را بر زمین مینهد و با ضربۀ انگشت آن را تا مسافتی میغلتاند و بازیکن دیگر به همینترتیب، تیلۀ خود را به سمت تیلۀ نفر اول نشانه میگیرد؛ در صورت برخورد، امتیاز به دست میآورد، وگرنه بازیکن نخست، تیلۀ خود را به سمت تیلۀ رقیب، پرتاب میکند و بازی به همین ترتیب ادامه مییابد (رضایی، غلامرضا، ٥٢٥).
در کازرون نیز نوعی از تیلهبازی به نام «تیریکبازی»، به همان شیوه اجرا میشود (حاتمی، ٥٠؛ برای آگاهی از نام و نحوۀ بازی در آشتیان، نک : نجفی، ١٥٦- ١٥٨؛ در ساوه، نک : سالاری، ٢٩٢؛ در اردبیل، نک : محمدی، مهین، ٣٠٦-٣١٣).
تیله و تیلهبازی در برخی از ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانه نیز راه یافته است (ذوالفقاری، ١ / ٣٥٩، ٦٧٤، ٧٣٢؛ اکرامی، ١٥١).
مآخذ
احمدی بیرجندی، احمد، «بازیهای شیرین سنتی»، هنر و مردم، تهران، ١٣٥٣ ش، س ١٣، شم ١٤٩؛
ارشادی، عیدیمحمد، فرهنگ بختیاری، تهران، ١٣٨٨ ش؛
اکرامی، محمود، مردم شناسی اصطلاحات خودمانی، مشهد، ١٣٨٤ ش؛
بهروزی، علینقی، واژهها و مثلهای شیرازی و کازرونی، شیراز، ١٣٤٨ ش؛
بیهقی، محمود، دائرةالمعارف بزرگ سبزوار، سبزوار، ١٣٨٣ ش؛
پاینده، محمود، فرهنگ گیل و دیلم، تهران، ١٣٦٦ ش؛
جمالزاده، محمدعلی، فرهنگ لغات عامیانه، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٤١ ش؛
حاتمی، حسن، بازیهای محلی کازرون، تهران، ١٣٧٧ ش؛
خدیش، حسین، فرهنگ مردم شیراز، شیراز، ١٣٧٩ ش؛
ذوالفقاری، حسن، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، تهران، ١٣٨٨ ش؛
رضایی، جمال، بیرجندنامه، به کوشش محمود رفیعی، تهران، ١٣٨١ ش؛
رضایی، غلامرضا، شهر من فسا، شیراز، ١٣٨٧ ش؛
سالاری، عبدالله، فرهنگ مردم کوهپایۀ ساوه، تهران، ١٣٧٩ ش؛
ستوده، منوچهر، فرهنگ گیلکی، تهران، ١٣٣٢ ش؛
شاردن، ژان، سیاحتنامه، ترجمۀ محمد عباسی، تهران، ١٣٥٠ ش؛
شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، ١٣٦٣ ش؛
علمداری، مهدی، فرهنگ عامیانۀ دماوند، به کوشش فرهاد فیاض، تهران، ١٣٧٩ ش؛
محمدی، آیت، فرهنگ بازیهای محلی ایلام، تهران، ١٣٨٤ ش؛
محمدی، مهین و حسن کامرانی، ائللر، اویونلار، اردبیل، ١٣٨٤ ش؛
مختارپور، رجبعلی، دو سال با بومیان جزیرۀ کیش، تهران، ١٣٨٧ ش؛
منصوری، ابوذر، «پدربزرگ در گود تیلهبازی»، نسیم هراز، ١٣٨٨ ش، شم ٤٧ (مل )؛
مهیار، عباس، «بازیهای محلی»، هنر و مردم، تهران، ١٣٥٨ ش، س ١٧، شم ١٩٣؛
نجفی آشتیانی، ابوالقاسم، نیم نگاهی به آشتیان، تهران، ١٣٨٥ ش؛
وکیلیان، احمد، «بازیهای کودکان ایران و جهان و پیوند فرهنگی آنها»، مجموعه مقالات نخستین همایش بازی، فرهنگ، جوانان، تهران، ١٣٨٢ ش؛
همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، مشهد، ١٣٧١ ش؛
نیز:
Nasime Haraz, www.nasimeharaz.com / magazine.
نسیم عظیمیپور