دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٥٧ - خرخاکی
خرخاکی
نویسنده (ها) :
حسن اکبری بیرق
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خَرْخاکی، حشرهای کوچک به رنگ خاک و یا سیاهرنگ، دارای دست و پای بسیار که در جاهای مرطوب، درون آب و زیر سنگهای بزرگ زندگی میکند.
خرخاکی نزد مردم مناطق مختلف ایران، اسامی متفاوتی مانند «خَرَک خدا» در سروستان (همایونی، ٢٣٢)، «خداگاوه» در گیل و دیلم (پاینده، ٢٧٣)، «خورۀ خاکی» در بیرجند (رضایی، ٦٤١)، و «گاو خدا» در کرمان (ستوده، ١٤٥) دارد؛ نزد اعراب نیز به «هَدَبه» (برهان ... ، ذیل واژه؛ تونجی، ٢٦٢)، «حمار قبان» یا «حمر قبان» (دمیری، ١ / ٢٥٦) و «حمرالارض» (کاسانی، ٢٤١) یا «حمارالارض» ( لغتنامه ... ) معروف است.
این حشره در میان مردم ایران بسیار خوشیمن پنداشته میشود. از آنجا که مردم ایران از قدیم باور دارند که هرکس موقع تحویل سال نو به هر کاری مشغول باشد، تا آخر سال به همان کار مشغول خواهد بود (بلوکباشی، ١١٣)، به عنوان نمونه اهالی بیرجند (رضایی، همانجا)، شاهرود (شریعتزاده، ٤٦٢)، تهران (هدایت، ١٢٦، ١٥٣)، لرستان (اسدیان، ٣٠٣) و خراسان (شکورزاده، ١٠٠) سعی میکنند در لحظۀ تحویل سال یک خر خاکی و یا یک سکه پول در مشت و یا در دست راست خود نگه دارند تا سال جدید برای آنها توأم با خیر و برکت و نعمت شود. هانری ماسه هم اشارهای به همین موضوع دارد (١ / ٢٧٥-٢٧٦).
باور به نیکفالی و خوششگونی خرخاکی به اندازهای است که حتى در بعضی از نقاط ایران، مثل گیلان و تهران، این حشره از اجزاء اصلی سفرۀ هفتسین است (شعبانی، ٢١٥)؛ به این صورت که خرخاکی را میگیرند، در استکان میاندازند و روی سفرۀ هفتسین میگذارند (پاینده، همانجا) و گمان میبرند که این عمل موجب خوشامد کار در سال آینده خواهد شد (شهری، ٤ / ٢٤٥).
اهالی کرمان بر این باور بودند که اگر به پشت خرخاکی روغن بچکانند، باران خواهد آمد (ستوده، همانجا). در ایل «لری» از عشایر سیرجان نیز در مراسم بارانخواهی (ه م) پشت خرخاکی را چرب و به سوی دیواری در جهت قبله، روانهاش میکردند و باور داشتند که این کار باعث بارش باران میشود (فرهادی، ٢٥-٢٦).
در گذشته، خوردن خرخاکی را همراه با نوشیدنی، برای بهبود بیماری زردی یا یرقان مفید میدانستهاند (دمیری، همانجا).
مآخذ
لنگرودی، محمود، آیینها و باورداشتهای گیل و دیلم، تهران، ١٣٥٥ ش؛
تونجی، محمد، المعجم الذهبی، دمشق، ١٩٩٣ م؛
دمیری، محمد، حیاة الحیوان الکبرى، بیروت، دارالفکر؛
رضایی، جمال، بیرجندنامه، به کوشش محمود رفیعی، تهران، ١٣٨١ ش؛
ستوده، منوچهر، فرهنگ کرمانی، تهران، ١٣٣٥ ش؛
شریعتزاده، علیاصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، ١٣٧١ ش؛
شعبانی، رضا، آداب و رسوم نوروز، تهران، ١٣٧٩ ش؛
شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، ١٣٦٣ ش؛
شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، ١٣٨٣ ش؛
فرهادی، مرتضى، «بارانخواهی در میان عشایر سیرجان و بافت»، آینده، تهران، ١٣٦٤ ش، س ١١، شم ١-٣؛
کاسانی، ابوبکر، ترجمه ]و تحریر[ کهن فارسی الصیدنۀ بیرونی، به کوشش منوچهر ستوده و ایرج افشار، تهران، ١٣٥٨ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
ماسه، هانری، معتقدات و آداب ایرانی، ترجمۀ مهدی روشنضمیر، تبریز، ١٣٥٥ ش؛
هدایت، صادق، نیرنگستان، تهران، ١٣٣٤ ش؛
همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، تهران، ١٣٤٨- ١٣٤٩ ش.
حسن اکبری بیرق