دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧ - آتش بازی
آتش بازی
نویسنده (ها) :
علی بلوکباشی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٩ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
آتَشْ بازی، آتش زدن تیرتخشها (اسباب آتشزا) و بازی با آنها برای نمایش نور و صدا در فضا. در آتشبازی معمولاً دو نوع تیرتخشِ فشار و جرقه، و شعله یا شراره بهکار میرود.
ساختن اسباب گوناگون آتشبازی و بهرهگیری از آنها در جشنها و اعیاد از دیرباز در ایران رایج بوده است. شاید بتوان خاستگاه آتشبازیهای ساده و آتشبازی در ایران را در مراسم آتشافروزیها یا آتشبازیهای ساده و سنتی معمول در جشنهای ایرانیان، ازجمله نوروز و سده، در هزارسال پیش یافت. ابوعلی مسکویه (١ / ٣١٠-٣١٢) در شرح جشن شب سده در ٣٢٣ق / ٩٣٥م در کنار زایندهرود اصفهان به آتشافروزی و آتشبازی بزرگ در آن شب (نیز نک : ابناثیـر، ٨ / ٢٩٨- ٢٩٩)، نرشخی (ص ٣٧) به مراسم آتشبازی در «شب سوری» در بخارا در نیمۀ سدۀ ٤ق، و بیرونی ( التفهیم، ٢٥٧، الآثار ... ، ٢٧٢، ٢٨٢) به آتشزدن گوز (گردو) و بادام و سوزانیدن برخی جانوران در شب سده و افروختن آتشها در آذرجشن (عیدآتش) در شهریور ماه اشاره دارد.
در دورۀ صفوی با شکل تحولیافته و شکوهمند آتشبازی رو به رو هستیم. مثلاً در مراسم پذیرایی از شاهعباس هنگام ورود از فارس به اصفهان در ٩٨٨ق / ١٥٩٠م (دههها پیش از ورود فن آتشبازی به ژاپن) مردمْ شهر اصفهان را آذین بستند و موشکبازان شبها فضای میدان نقش جهان را با آتش زدن هیاکل جانوران و موشکهای گوناگون پر از شرارههای رنگارنگ کردند (جنابدی، ٧٢١). همچنین در ١٠٠٤ق / ١٥٩٦م، دارالسلطنۀ قزوین را آذین بستند و «استادان آتشباز و سیمیاکاران سبکدست شعبدهساز» انواع اسباب آتشزای فراهم آمده را آتش زدند، مانند موشکها، گلهای هوایی و ماهتابی، زرچک آفتابی، چنار، انار، گل طاووس، گل خرگاهی، نرگس جادو و ماهتابی، عَلَمِ زرد، گل سوسن و ارغوانی، زرافشان، گل صدبرگ، گل هفترنگ، گل چرخی دو لابی، هنگامه شکن، ناوکانداز، طشت زر و گل نیلوفر، آسمانیهای علمدار و گلافشان، نرگس هفترنگ، گل سمندر و جز آنها (افوشتهای، ٥٧٣، ٥٧٨- ٥٧٩). ملا جلالالدین منجم یزدی در شرح وقایع سال ١٠١٦ق / ١٦٠٧م و پذیرایی از شاه، به آتشبازی خاصی که «چشم بیننده ندیده بود»، اشاره میکند (ص ٣٣٢).
رسالهای ــ ظاهراً از اواخر سدۀ ١٠ق / ١٦م ــ به زبان فارسی با عنوان مجموعة الصنایع (تحریر: ١٠٠٤ق) در دست است که در آن از ١٦٠ هنر متداول در ایران آن دوره به تفصیل سخن رفته است. باب چهلم این رساله دربارۀ هنر «آتشبازی» است که در آن انواع اسباب آتشبازی از هر رنگ، و چگونگی ساخت و مواد بهکار رفته در هر نوع توضیح داده شده است. محتوای این رساله نشان میدهد که هنر یا فن آتشبازی در ایران آن زمان، شکل یافته بوده است (نک : ص ١٤٦-١٥٥).
سفرنامهنویسان دورۀ صفوی نیز جسته و گریخته از مراسم آتشبازی در شهرهای ایران گزارشهایی دادهاند؛ مثلاً اُلئاریوس (ص ١١٦-١١٧) که در سالهای ١٠٤٦-١٠٤٧ق / ١٦٣٦-١٦٣٧م، در زمان سلطنت شاه صفی در ایران به سر میبرده است، به شکلهای گوناگون اسباب آتشبازی در شهر اردبیل، مانند قلعه، برج، گردونۀ آتش، ستارگان معلق و متحرک، فانوس، قورباغه، جانوران گوناگون و موشکهای بالارونده اشاره دارد و چگونگی برگزاری آن را توضیح میدهد (برای شرح تفصیلی آتشبازیها در دورۀ سلطنت شاهعباس به نقل از گزارشهای وقایعنگاران ایرانی و سفرنامهنویسان، نک : فلسفی، ٢ / ٦٦٧-٦٧٦).
در دورۀ قاجار در همۀ جشنها، عیدهای بزرگ ملی و مذهبی، و وقایع مهم و میهمانیهای شاهانه، در میدانهای بزرگ شهرها و میدان ارگ تهران و نزدیک کاخ سلطنتی، و بیشتر در حضور شاهان و درباریان و رجال مملکت مراسم آتشبازی ترتیب میدادند. به هنگام ورود شاه به شهرها نیز حکمرانان در یکی از میدانهای شهر، یا سربازخانهها و یا اردوگاهها آتشبازی میکردند. موریتس فون کُتسبو از آتشبازی در میهمانیهای عباسمیرزا ولیعهد و آتش زدن خمپارههای عظیم و آفتاب و آبشار مصنوعی و ایجاد صدا و نور در فضا (ص ١١١-١١٢، ٢١٢) و آتشبازیهایی با حضور فتحعلیشاه و آتش زدن اسبابهایی مانند صورت رستم، فیل، هرم، درختان میوهدار، آبشار، آفتاب مهتاب، خمپاره و دستههای گلی از موشک و فشفشه یاد میکند (نیز نک : ص ١٦٩).
قهرمان میرزا سالور (اعتمادالسلطنه) از آوردن آثار صنعت تولید اسباب آتشبازی مخصوص ژاپنی به ایران در ١٣١٦ ق / ١٨٩٨ م توسط صحافباشی تاجر یاد میکند که در قورخانه از روی آن اسباب آتشزا میساختند و آتشبازی راه میانداختند (٢ / ١٣٤٦). در دورۀ قاجار، بسیاری از اسباب آتشبازی، بهویژه فشفشه و خمپاره را در قورخانه میساختند که رئیس آن خسروخان مقتدر نظام، یکی از سرکردهها و باباشملهای محلۀ سنگلج و مباشر عملیات آتشبازی بود و به «سردار فشفشه» شهرت داشت (بامداد، ١ / ٤٧٩؛ بهبودی، ١١-١٢). در رسالۀ قورخانۀ محمدباقر تبریزی که در ١٢٥٧ق / ١٨٤١م تألیف شده (نسخۀ خطی موجـود در کتـابخانۀ ملی، شم ١٧٦٦)، بخش بزرگی از آن به شرح انواع اسباب آتشبازی و چگونگی ساخت و مواد هریک اختصاص یافته است.
از شناختهترین و رایجترین اسباب آتشبازی که تا چندی پیش در مراسم بهکار میرفت، اینها را میتوان نام برد: «آتشافرازه»، نوعی تیر و فشفشه؛ «آفتاب مهتاب» یا «کاسۀ آفتاب مهتاب»، تیرتخشی که هنگام آتش گرفتن و سوختن، نورهای رنگارنگ پدید میآورد؛ «پاچه خیزک» یا «پاچه گَزَگ»، که روی زمین میخزید و بالا و پایین میجهید و در برخورد با پای افراد، از پاچۀ مردان و زیر چادر زنان بالا میخزید؛ «ترقه»، بستهای آکنده از باروت و زرنیخ؛ «چرخ آتشفشان» یا «چرخ فلک»، که میچرخید و شرارۀ آتش میبارید (برای چرخ آتشبازی، نک : فرصت،٢٥٧)؛ «خُمپاره» یا «قُمبارۀ» مقوایی و پارچهای، گلولهای خمپارهمانند که در هوا میترکید و گلهای زرد و سرخ و بنفش پدید میآورد؛ «خمپارۀ سفالینِ» کوزهمانند که از دهانهاش شراره بیرون میریخت؛ «فشفشۀ» مقوایی یا کاغذی دراز و باریک فتیلهدار آکنده از باروت که به هنگام سوختن صدای «فشافش» میداد؛ «موشک» کاغذی و مقوایی که در اصفهان به آن «تیرتخش» میگفتند؛ «قلم زرچه»، «کوزۀ گلافشان» یا «کوزۀ هفت رنگ» (برای تفصیل، نک : مستوفی، ١ / ٤٣٧؛ شهری، ٤ / ٨٢؛ بلوکباشی، ٤٧).
مآخذ
ابن اثیر، الکامل؛
ابو علی مسکویه، تجارب الامم، به کوشش ه . ف. آمدرز، قاهره، ١٣٣٣ق / ١٩١٤م؛
افوشتهای، محمود، نقاوةالآثار، به کوشش احسان اشراقی، تهران، ١٣٥٠ش؛
الئاریوس، آدام، سفرنامه، ترجمۀ احمد بهپور، تهران، ١٣٦٣ش؛
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران، ١٣٧١ش؛
بلوکباشی، علی، «آتشبازی»، فرهنگنامۀ کودکان و نوجوانان، تهران، ١٣٧١ش، ج ١؛
بهبودی، سلیمان، خاطرات (بیست سال با رضاخان میرپنج)، به کوشش غلامحسین میرزا صالح، تهران، ١٣٦٤ش؛
بیرونی، ابوریحان، الآثار الباقیة، به کوشش پرویز اذکایی، تهران، ١٣٨٠ش؛
همو، التفهیم، به کوشش جلالالدین همایی، تهران، ١٣١٩ش؛
جنابدی، میرزابیک، روضة الصفویه، به کوشش غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، ١٣٧٨ش؛
سالور، قهرمان میرزا (عینالسلطنه)، روزنامۀ خاطرات، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران، ١٣٧٦ش؛
شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، ١٣٨٣ش؛
فرصت، محمدنصیر، آثارعجم، به کوشش عبدالله طهرانی، بمبئی، ١٣٥٤ق؛
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، ١٣٦٤ش؛
کتسبو، موریتس فون، مسافرت به ایران، ترجمۀ محمود هدایت، تهران، ١٣٤٨ش؛
مجموعةالصنایع، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ١٣٢٤ش؛
منجم یزدی، محمد، تاریخ عباسی، به کوشش سیف الله وحیدنیا، تهران، ١٣٦٦ش؛
نرشخی، محمد، تاریخ بخارا، ترجمۀ احمد بن محمد قباوی، تلخیص محمد بن زفر، به کوشش محمدتقی مدرس رضوی، تهران، ١٣٦٣ش.
علی بلوکباشی (دانا)