دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦ - ختمی
ختمی
نویسنده (ها) :
مریم سامعی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٢٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خَتْمی، یا خطمی، از گیاهان خودرو با رنگها و خواص دارویی مختلف.
این گیاه را خیروج (بیرونی، ٢٣٨)، خیری و گل همیشهبهار نیز نامیدهاند (برهان ... ، ذیل خیرو).
ختمی ساقههایی پوشیده از کرک، به ارتفاع ٥ / ٠ تا ٥ / ١ متر دارد و در نواحی مختلف، بهویژه سواحل ماسهای، زمینهای کموبیش شور و نواحی مرطوب میروید (زرگری، ١ / ٣٥٢-٣٥٣). گونههای مختلف ختمی گلهایی متفاوت دارند؛ مثلاً ختمی طبی گلهای سفید یا صورتی، ختمی کنفی گلهای صورتی و برگهای سفیدرنگ، ختمی کوهی گلهای صورتی یا زرد و برگهای دلی و بریده، و ختمی درختی ــ که نوع زینتی آن است ــ گلهای صورتی، بنفش و کبودرنگ دارد (گلگلاب، ٦٣).
فاضل هروی دربارۀ زمان کاشت و رویش آن مینویسد که ختمی را در مهر و آبان، و نوع بهاری آن را در فروردین میکارند و از خرداد تا آخر سال، زمان رسیدن گل آن است و همهساله، گل میدهد (ص ١٣٧).
طب کهن برای ختمی خـواص گرم به اعتـدال قائل است (نک : کاسانی، ٢ / ٨٤٤؛ ابنسینا، ٣٣٥). قسمتهای مختلف گل ختمی به صورتهای گوناگون، برای درمان بیماریهای اعضای مختلف بدن چون رودهها، ریهها، معده، کلیهها و مثانه استفاده میشده است. در طب مردمی نیز به پیروی از طب کهن، از گلبرگ، تخم، ریشه، ساقه و برگهای آن بهره میبرند. لعاب گل ختمی ملین، برطرفکنندۀ یبوست (کاسانی، همانجا؛ حاجیزین، ١٤٨؛ شاه ارزانی، ٢ / ٧٩٥)، و تنظیمکنندۀ عادت ماهانه است (حاجیزین، همانجا؛ عقیلی، ٣٩٤). ترکیب ریشۀ آن با سرکه، درد دندان را تسکین میدهد (رازی، ٢٠ (١) / ٣٩٩؛ حاجیزین، همانجا). لعاب آن برطرفکنندۀ زخم روده و اسهال، و سبب بندآمدن خون است (رازی، کاسانی، همانجاها). ضماد برگ ختمی التیامبخش ورم پستـان و مقعـد است (رازی، عقیلی، همانجاها) و در تـرکیب بـا روغن زیتون، برای سوختگی با آتش سودمند است (عقیلی، ابنسینا، همانجاها). لعاب برگ آن نیز برای تقویت مو (حاجیزین، همانجا) و همچنین تخم آن برای درمان سرفه ــ ناشی از گرمی ــ سودمند است (کاسانی، عقیلی، همانجاها). جوشاندۀ ختمی درد ناشی از گزش زنبور یا سایر حیوانات را التیام میبخشد (حاجیزین، عقیلی، همانجاها) نیز از دانۀ ختمی بهعنوان شکنندۀ سنگ مثانه یاد شده است (ابومنصور، ١٣١؛ کاسانی، همانجا).
مردم شهرهای مختلف از ختمی و اجزاء گوناگون آن در طب مردمی بهره میبرند. در خیاو یا مشکینشهر برای درمان دلدرد کودکان، از چهارگل، ترکیبی از گل ختمی، گل بنفشه، گل پنیرک و گل کدو، بهره میگیرند (ساعدی، ١٣٦). در تهران قدیم، برای تسکین دلدرد کودکان از تنقیۀ گل ختمی (شهری، ٣ / ١٧٦)، و در اردکان یزد، از ترکیب ختمی با بذر کتان، خبازی (نوعی ختمی) و اسفرزه استفاده شده است (طباطبایی، ٧٠١). مردم دامغان از گل ختمی در ترکیب با سایر گیاهان دارویی برای درمان حصبه (طاهریا، ١٢٤)، و شیرازیها از دمکردۀ گل ختمی برای سینهدرد و همچنین سرماخوردگی (همایونی، ١٢٠، ١٢٩) بهره میبرند. در خراسان برای آسانی وضع حمل، ریشۀ گل ختمی خبازی را با عرق بیدمشک و شکر کفمال میکنند و میخورند (شکورزاده، ١٣٣-١٣٤)؛ همچنین از این گیاه برای درمان بواسیر، سردرد گرم و تب سرخک استفاده میشود.
مردم دوان نیز گل ختمی را برای رفع گرمی و سردرد (لهساییزاده، ٣٢٢)، و ساکنان ایزدخواست برای درمان سینهدرد و سرفه، ترکیب دمکردۀ گل ختمی صحرایی و شماری از گیاهان دیگر را به کار میگیرند (رنجبر، ٥١٧). مردم سیرجان سرخک یا سرخجه را با ختمی درمان میکنند (بختیاری، ٣٣٩). در کوهپایۀ ساوه، ختمی برای مداوای سرفه، سردرد شدید، دلدرد یا زخم معده به کار میرود (سالاری، ٣٣٢). در پیرسواران از تنقیۀ گل ختمی برای درمان دلدرد و یبوست (رسولی، ٢٨٦)، و در تنکابن برای رفع سرماخوردگی (خلعتبری، ١١٠) استفاده میشود.
مردم از گل ختمی برای آرایش و زیبایی نیز بهره میبردند ( ایرانیکا، VI / ٣٠٢). بعضی از چهرههای مذهبی در اسلام برای رنگکردن موهای خویش ختمی را با حنا مخلوط میکردهاند (مجلسی، ٤٦ / ٢٩٨). انیسالدوله، سوگلی ناصرالدین شاه، در جوانی برای زیبایی و شفافیت موی خود به جای صابون از گل ختمی برای شستوشوی موهای خود استفاده میکرد (شهری، ٤ / ٣١٦). در ایلام، لرستان و گروس نیز گل ختمی برای تقویت موی سر، جلوگیری از ریزش مو و همچنین التیام خارش پوست استفاده میشود (اسدیان، ٢٦٠-٢٦١؛ عسکری عالم، ٤ / ٣٢٤؛ هاشمنیا، ٦٨). مردم جروق (اطراف کازرون) بوتههای گل خروک (گل ختمی) را میکوبند و با آرد بلوط مخلوط و خمیر میکنند و با آن نان «خُتک» میپزند (جوکار، ٢٤١).
برخی بر این باورند که در هنگام تحویل سال نو، باید برای حفظ سلامت در طول سال از دواهای مخصوص بهره گیرند؛ از این رو، برای کاستن درد مفاصل، روغن هفتگل را به ٧ بند بدن خویش میمالند. روغن هفتگل از ترکیب گلهای سرخ، زرد، ختمی، یاس، همیشهبهار، نیلوفر و بنفشه به دست میآید (جواهرکلام، ٣١٦).
مآخذ
ابنسینا، قانون، ترجمۀ عبدالرحمان شرفکندی، تهران، ١٣٦٤ ش؛
ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، به کوشش احمد بهمنیار و حسین محبوبی اردکانی، تهران، ١٣٧١ ش؛
اسدیان خرمآبادی، محمد و دیگران، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، تهران، ١٣٥٨ ش؛
بختیاری، علیاکبر، سیرجان در آیینۀ زمان، کرمان، ١٣٧٨ ش؛
برهان قاطع؛
بیرونی، ابوریحان، الصیدنة، به کوشش عباس زریاب، تهران، ١٣٧٠ ش؛
جواهرکلام، علی، «نوروز سلطانی»، جهان نو، تهران، ١٣٢٥ ش، س ١، شم ١٠؛
جوکار، خداخواست، کمربند سبز فارس، شیراز، ١٣٨٨ ش؛
حاجی زین عطار، علی، اختیارات بدیعی (قسمت مفردات)، به کوشش محمدتقی میر، تهران، ١٣٧١ ش؛
خلعتبری لیماکی، مصطفى، فرهنگ مردم تنکابن، تهران، ١٣٨٧ ش؛
رازی، محمد بن زکریا، الحاوی، ترجمۀ سلیمان افشاریپور، تهران، ١٣٨٤ ش؛
رسولی، غلامحسن، پژوهشی در فرهنگ مردم پیرسواران، تهران، ١٣٧٨ ش؛
رنجبر، حسین و دیگران، سرزمین و فرهنگ مردم ایزدخواست، تهران، ١٣٧٣ ش؛
زرگـری، علی، گیـاهان دارویـی، تهران، ١٣٦٥ ش؛
ساعدی، غلامحسین، خیاو یا مشکینشهر، تهران، ١٣٤٤ ش؛
سالاری، عبدالله، فرهنگ مردم کوهپایۀ ساوه، تهران، ١٣٧٩ ش؛
شاهارزانی، محمداکبر، طب اکبری، به کوشش مؤسسۀ احیای طب طبیعی، قم، ١٣٨٧ ش؛
شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، ١٣٦٣ ش؛
شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، ١٣٨٣ ش؛
طاهریا، محمدعلی، گزیدهای از فرهنگ عامیانـۀ دامغانـی، دامغـان، ١٣٤٤ ش؛
طبـاطبایی اردکانـی، محمود، فرهنگ عامۀ اردکان، تهران، ١٣٨١ ش؛
عسکریعالم، علیمردان، فرهنگ عامۀ لرستان، خرمآباد، ١٣٨٨ ش؛
عقیلیعلوی شیرازی، محمدحسین، مخزن الادویة، تهران، ١٣٧١ ش؛
فاضل هروی، «ارشاد الزراعه»، مجموعۀ علم ایرانی، چ سنگی، تهران، ١٣٢٣ ش؛
کاسانی، ابوبکر، ترجمه [و تحریر] کهن فارسی الصیدنۀ بیرونی، به کوشش منوچهر ستوده و ایرج افشار، تهران، ١٣٥٨ ش؛
گلگلاب، حسین، گیا، تهران، ١٣٥٦ ش؛
لهساییزاده، عبدالعلی و عبدالنبی سلامی، تاریخ و فرهنگ مردم دوان، تهران، ١٣٧٠ ش؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، ١٤٠٣ ق/١٩٨٣ م؛
هاشمنیا، محمود و ملوک ملکمحمدی، فرهنگ مردم گروس (بیجار و حومه)، بیجار، ١٣٨٠ ش؛
همایونی، صادق، گوشههایی از آداب و رسوم مردم شیراز، شیراز، ١٣٥٣ ش؛
نیز:
Iranica.
مریم سامعی