دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٧ - ابوالفضل(ع)، سفره
ابوالفضل(ع)، سفره
نویسنده (ها) :
لیلا احمدی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١١ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
اَبوالْفَضْل (ع)، سُفْره، از نذریهای مشهور و زنانه در ایران. ابوالفضل یا عباس بن علی (ع) از شخصیتهای بسیار معروف مذهبی است که جایگاه قدسیانه و ویژهای نزد مردم مناطق مختلف ایران دارد. به باور مردم چون حضرت عباس (ع) در واقعۀ کربلا مصیبتهای فراوان کشید و فداکاریهای بسیار کرد، نزد خداوند عزت یافت؛ از این رو، مردم او را شفیع و واسطۀ میان خود و خداوند قرار میدهند تا خداوند به سبب حرمت و عزت وی، حاجاتشان را برآورده سازد (برای اطلاعات بیشتر دربارۀ وی، نک : ه د، ابوالفضل (ع)).
سفرۀ ابوالفضل مخصوص بانوان است و مردان حق شرکت در آن را ندارند. برای انداختن سفره روز خاصی تعیین نشده است، بلکه صاحب نذر معمولاً پس از برآورده شدن حاجت، روز آن را تعیین میکند. برخی در روز تولد حضرت ابوالفضل (ع) این سفره را میاندازند (نوبان، ١٠٦؛ فقیری، ١٥٧). در زنجان روز چهارشنبه به این کار اختصاص دارد (جایگاه ... ، ٢٢). همچنین گاه پیش از برآورده شدن حاجات این سفره انداخته میشود.
تفاوت این سفره با سفرههای نذری دیگر در نوع غذاها و تشریفات مفصل آن است (برای نمونه، نک : اسدیان، ٢٠٠). در ابتدا سفرۀ ابوالفضل با نان و ماست آماده میشد (شاملو، ١ / ٨٠)؛ اما بهتدریج بر تشریفات آن افزوده شد و اکنون به صورت مفصل انداخته میشود. مواد و اشیاء این سفره با اندکی تغییر در مناطق مختلف عبارتاند از: آینه، شمع، چراغ، آجیل مشکلگشا، کاچی، شلهزرد، نان، سبزی خوردن، حلوا، خرما، آرد، شیر، آش رشته، برنج، اسفناج، حنا، میوۀ سربسته (خربزه، هندوانه، هلو و جز آنها) (نک : جودت، ١٤٩؛ مولانا، ١٠٧؛ فقیری، همانجا؛ علمداری، ٤٩؛ فقیه، ١٢٢؛ جانباللٰهی، ٨٠؛ برای مطالعۀ بیشتر دربارۀ برخی از اشیاء و مواد سفره، نک : همایونی، ٣٧١-٣٧٣). اگر سفره به مقیاس بزرگتری چیده شود، در آن رشته، انواع پلو (عدسپلو، باقلاپلو، کلمپلو، شیرینپلو)، خورشت و شربت میگذارند (صفینژاد، ٤٠٢). همچنین مقداری پنیر به روغن آغشته شده، بر سر ٥، ١٢ یا ١٤ عدد چوب (به نیت ١٤ معصوم) به طول ٢٠ تا ٣٠ سانتیمتر و قطر ٥ تا ١٠ میلیمتر میپیچند و آنها را در گوشهای از سفره قرار میدهند (برزویی، ٩٦). گاهی به جای شمع، کمی پنبۀ آغشته به روغن را بر سر چوبهای باریک کوتاه میپیچند و آتش میزنند (افشاری، ١٤٢). در کنار سفره قرآن، جانماز، مهر، تسبیح و شمعدان نیز میگذارند (نوبان، همانجا).
به باور مردم سفرۀ ابوالفضل را باید ٣ مرتبه انداخت تا حاجت روا شود. سفرۀ اول و دوم چندان مفصل نیست. سفرۀ سوم بسیار مفصل است و مردم نیت میکنند که اگر حاجتشان روا شود، سفرۀ سوم را خواهند انداخت. به سفرۀ سوم اصطلاحاً «گرو» نیز میگویند (فقیری، ١٥٧). سفرۀ ابوالفضل را معمولاً صبح یا بعدازظهر میاندازند. در هر حال، پیش از غروب آفتاب باید دعای سفره خوانده شود (شاملو، ١ / ٨٧؛ دولتی، ١٩٣). برخی این سفره را شب قبل میاندازند و روی آن جانماز، مهر و تسبیح میگذارند و همان شب در کنار سفره دو رکعت نماز حاجت میخوانند، سپس آن را جمع، و روز مراسم دوباره پهن میکنند (همو، ١٩٤).
زنانی که به این سفره دعوت میشوند، از خویشان یا همسایهها هستند. زنان چادر نماز به سر میکنند (شاملو، ١ / ٨١) و در کنار سفره دو رکعت نماز حاجت یا دو رکعت نماز توسل به قمر بنیهاشم (ع) میخوانند (صفینژاد، همانجا؛ مؤید، ٣٢٠). پس از نماز یک نفر روضهخوان زن که صدای خوشی نیز دارد، با گفتن: «بسم الله الرحمٰن الرحیم الحمدللٰه رب العالمین و على آلائه و نعمائه و الصلٰوة و السلام على محمد و آله» و لعنت کردن شیطان، روضه را آغاز میکند (نوبان، ١٠٦). روضهخوان با فرستادن چند صلوات برای شفای بیماران، مسافران، گمشدگان، آمرزش روح مردگان صاحب نذر و جمع حاضران دعا میکند. پس از آن به شرح مختصری دربارۀ احکام شرع و سرگذشت غمانگیز حضرت ابوالفضل (ع) در روز عاشورا میپردازد (همانجا). سپس با صدای بلند اشعاری مانند این میخواند: ای ماه بنیهاشم / خورشید لقا عباس / ما رو به تو آوردیم / شمع شهدا عباس / از محنت درد و غم / ما رو به تو آوردیم / دست من محزونگیر / از بهر خدا عباس.
روضهخوان این اشعار را ١٠ مرتبه تکرار میکند و زنان حاضر هم آهسته آن را زمزمه میکنند. اشعار نباید کمتر از ٤٠ بار تکرار شوند، یعنی دستکم ٤ نفر باید بخوانند (صفینژاد، ٤٠٢). در خلال مراسم روضهخوانی دعای توسل نیز خوانده میشود (نوبان، ١٠٩). همچنین ختم ابوالفضل که ذکری است بدین شرح: «یا کاشف کرب عن وجه الحسین علیه السلام اکشف کربی بحق اخیک الحسین علیه السلام» و باید ١١٠ مرتبه تکرار شود، خوانده میشود (همایونی، ٣٧٧).
در خراسان به روضهخوان زن، ملاباجی یا «آتو» میگویند، وی روضۀ ابوالفضل (ع) را پس از اینکه حضار چند صلوات فرستادند، با صدای بلند بدین صورت آغاز میکند: اول به هوا فرشتهها را صلوات / بر روی زمین شیر خدا را صلوات / در کوفه تمام کافران را لعنت / در شهر مِشَد امام رضا را صلوات / (شکورزاده، ٤٩). پس از آن، شرح مصیبت و سرگذشت حضرت ابوالفضل (ع) را در بحر طویل چنین میخواند: «گفت آن دم خلف پاک نبوت، وصی حیدر صفدر علی آن ساقی کوثر، که بود نام نکویش به جهان شاه شهیدان ... » (برای مطالعۀ متن کامل این اشعار، نک : همو، ٥٠-٥٣). پس از آن، همگی زنان سورۀ اخلاص را میخوانند و به هم دست میدهند و به یکدیگر میگویند: «قبول باشد! اجر شما با سیدالشهدا و مادرش» (همو، ٥٣). پس از ختم روضه هر یک از زنان شمعی بر میدارند و به نیت برآمدن حاجات، آن را روشن میکنند و در بشقاب آرد قرار میدهند (مولانا، ١٠٧). گاه زنان شمع نیمسوختهای را به امید رفع حاجت به گرو میبرند و هرگاه حاجتشان برآورده شد، آن ته شمع را در سفرۀ خود روشن میکنند (شاملو، ١ / ٨١). در برخی از مناطق پس از جمع شدن سفره دو رکعت نماز حاجت میخوانند (مؤید، ٣٢٠). پس از پایان مراسم مواد سفره میان مهمانان تقسیم میشود تا به عنوان تبرک همراه خود ببرند (شاملو، همانجا). تهماندۀ غذا را در آب روان و یا بر سر دختران دم بخت به نیت باز شدن بختشان میریزند (همانجا؛ نیز نک : مؤید، همانجا).
قوچانیها سفرۀ ابوالفضل را «آش عباسِ علی» مینامند و این آش را زمانی که حاجتی بزرگ یا دردی درمان ناپذیر داشته باشند، میپزند (شکورزاده، ٥٥). اجرای مراسم این نذر به این شکل است که غروب روز سهشنبه زنی از خانوادۀ صاحب نذر چادر به سر میکند و به شکل ناشناس برای تهیۀ آرد لازم، به در ٧ خانه که نام یکی از اعضای آن عباس یا عباسعلی باشد، میرود و به اصطلاح قوچانیها از هر خانه مقداری آرد «روی آستین» گدایی میکند. اصطلاح «گدایی روی آستین» که در این منطقه رایج است، از اینجا سرچشمه میگیرد. پس از تهیۀ آرد، آن را به همراه آینه، کاسۀ آب و قرآن در سفره میگذارند و در اتاق را قفل میکنند. صبح روز چهارشنبه صاحبخانه وضو میگیرد و در اتاق را باز میکند. اعتقاد عامه بر این است که اگر صاحب سفره، نذر خود را با خلوص نیت انجام داده باشد، علامت مهر و تسبیح حضرت عباس(ع) یا اثر پنجه و شمشیر آن حضرت بر روی آرد نقش میبندد. جمعی از زنان آرد را تبدیل به رشته کرده، با آن آش رشته میپزند و هنگام ظهر بقیۀ مراسم را برپا میدارند (همو، ٥٥-٥٧).
امروزه در میان طبقات مرفه شهرهای بزرگ سفرۀ ابوالفضل نوعی میهمانی محسوب میشود. زنان لباسهای فاخر میپوشند و خود را میآرایند و زیورهای بسیار بر خود میبندند. نوعی رقابت و چشم و همچشمی در تشریفات این میهمانی و هرچه آراستهتر بودن صاحب مجلس و میهمانان رواج دارد. گاه به کلی تشریفات اصلی سفره فراموش میشود و اشیاء، مواد و آداب جدید جای آن را میگیرد. مثلاً امروزه چیدن میز با مواد و اشیاء گوناگون جای گستردن سفره را گرفته است و خوراکیهای فراوان که نشانۀ فخرفروشی میزبان یا صاحب نذر است، برای خوردن مهیا میشود.
مآخذ
اسدیان خرمآبادی، محمد و دیگران، باورها و دانستهها در لرستان و ایلام، تهران، ١٣٥٨ش؛
افشاری، مهران، تازه به تازه نو به نو، تهران، ١٣٨٤ش؛
برزویی، علیداد، آیینها و باورهای مذهبی مردم لرستان، خرمآباد، ١٣٨٤ش؛
جانباللٰهی، محمد سعید، چهل گفتار در مردم شناسی میبد، تهران، ١٣٨٥ش؛
«جایگاه مقدس حضرت ابوالفضل العباس (ع) در فرهنگ مردم»، مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، واحد فرهنگ مردم، تهران، ١٣٨٢ش، شم ٢٤٢؛
جودت، حسین، تهران در گذشتۀ نزدیک از زمان، تهران، ١٣٥٦ش؛
دولتی، فرخنده، «سفرهها»، سخن، تهران، ١٣٤٤ش، شم ٢؛
شاملو، احمد، کتاب کوچه، حرف الف، تهران، ١٣٦١ش؛
شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، ١٣٦٣ش؛
صفینژاد، جواد، مونوگرافی ده طالب آباد، تهران، ١٣٤٥ش؛
علمداری، مهدی، فرهنگ عامیانۀ دماوند، تهران، ١٣٧٩ش؛
فقیری، ابوالقاسم، گوشههایی از فرهنگ مردم فارس، شیراز، ١٣٥٧ش؛
فقیه محمدی جلالی، محمد مهدی، سیمای کوچان، قم، ١٣٨٣ش؛
مولانا، غلامرضا، تاریخ بروجرد، تهران، ١٣٥٣ش؛
مؤید محسنی، مهری، فرهنگ عامیانۀ سیرجان، کرمان، ١٣٨١ش؛
نوبان، مهرالزمان، «درآمدی بر سفرههای نذری در فرهنگ مردم ایران»، فرهنگ مردم ایران، تهران، ١٣٨٧ش، شم ١٤؛
همایونی، صادق، «گوشههایی از فولکلور ایران، سفرۀ حضرت عباس (ع)»، کاوه، تهران، ١٣٥١ش، س ١٠، شم ٤٣.
لیلا احمدی