دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٧ - حکایت
حکایت
نویسنده (ها) :
محمد جعفری (قنواتی) - پگاه خدیش
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢٥ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حِکایَت، از انواع کوتاه داستان در ادبیات شفاهی و کتبی. در لغتنامههای فارسی اصطلاحات حکایت، قصه، افسانه، داستان، روایت، حدیث، سمر، نقل و مثل مترادف یکدیگر بهکاررفتهاند (نک : لغتنامه ... ، نیز معین، فرهنگ ... ، ذیل واژهها). این اصطلاحات در برخی از منابع گذشتۀ فارسی بهکاررفته، و در بعضی دیگر، مورد توجه قرار نگرفتهاند. مثلاً در مرزباننامه، بیشتر اصطلاحات افسانه و داستان به چشم میخورد (نک : مرزبان بن رستم، ٢٩١، ٣٠٦، ٦٩٣)؛ درصورتیکه در برخی دیگر مانند اسرار التوحید، صرفاً اصطلاح حکایت بهکاررفتهاست (محمد بن منور، جم ).
در میان ادیبان معاصر دیدگاههای متفاوتی دربارۀ حکایت وجود دارد که بهطورعمده براساس ادبیات مکتوب بیان شده است و در آنها سخنی از توجه به ادبیات شفاهی نیست (نک : براهنی، ٤٠؛ شمیسا، ٢١١؛ اسماعیلی، ١٢؛ خداییشریف، ٤٣٦-٤٣٧)؛ البته، برخی از پژوهشگران در تعریف خود از حکایت، ادبیات شفاهی را اساس قرار میدهند (امیدسالار، ٣٣).
بررسی دقیق انواع داستانی در ادبیات شفاهی نشان میدهد در میان داستانهایی که مردم نقل میکنند، نوع خاصی وجود دارد که بیشتر جنبۀ خبری دارند و دربارۀ حوادث، شخصیتهای تاریخی یا مکانهای جغرافیاییاند. این گونه داستانها را میتوان حکایت نامید (نک : ه د، ١ / ٣٥١)؛ مانند حکایتهایی که دربارۀ برخی شاعران یا شخصیتهای سیاسی نقل میشود. دراینباره، میتوان به آنچه دربارۀ حافظ، و نیز تفأل با دیوان وی در تذکرهها آمده (نک : معین، حافظ ... ، ٢ / ٧٠٢-٧٠٥؛ روحالامینی، ٥٦-٦٦)، و یا داستانهایی دربارۀ فردوسی (نک : انجوی، مردم و فردوسی، سراسر اثر)، یا آنچه دربارۀ خاندان برمکی در کتابهای تاریخی آمده است (سجادی، ١٧٣، ١٨٤، ٢٤٢-٢٤٣، ٢٥١-٢٥٥)، اشاره کرد.
افزون بر این، باید به برخی نقلها و داستانهایی اشاره کرد که دربارۀ عارفان یا شخصیتهای مقدس در میان مردم وجود دارد؛ مانند آنچه در مناقب العارفین دربارۀ خاندان مولوی آمدهاست (افلاکی، جم )، یا داستانهایی که در بدخشان تاجیکستان و افغانستان دربارۀ ناصرخسرو بر سر زبانها ست (شکر ممدف، ١٦١-١٦٤)، یا برخی مطالبی که مردم تربت جام دربارۀ شیخ احمد جام نقل میکنند (نک : ه د، ژندهپیل). موضوع برخی دیگر از حکایتها دربارۀ مکانهای جغرافیایی، بهویژه وجه تسمیۀ آنها ست؛ مثلاً دربارۀ تبریز مشهور است که زبیدهخاتون، همسر هارونالرشید، به تب نوبه دچار بود؛ چون هنگام اقامت در این شهر بر اثر لطافت هوا بهبود یافت، این شهر را تبریز نامیدند (نوبان، ٤٦، نیز برای نمونههای دیگر، نک : سراسر اثر؛ انجوی، مردم و قهرمانان ... ، ١٦١-١٧٦، ٢٨٥-٢٩٧؛ سرتیپپور، ١٣٩ بب ).
مقایسۀ حکایت با دیگر انواع داستانی ادب شفاهی، ازجمله افسانه و قصه (ه م م)، نشان میدهد که حکایت نخست جنبۀ خبررسانی دارد یعنی در آن دربارۀ موضوعی اطلاعدهی میشود، حتى اگر این اطلاعات با واقعیت منطبق نباشد؛ دوم، وجوه تخیلی آن نسبت به افسانه و قصه بسیار کمتر است و سرانجام، ساختار آن بسیار ساده است. از نظر حجم نیز حکایت ممکن است از چند سطر تا دو صفحه باشد (ه د، ١ / ٣٥١؛ نیز نک : رحیماف، ٧٨-٨٣).
نکتۀ پایانی اینکه، پژوهشگران ادبیات شفاهی تاجیک اصطلاح روایت را برای حکایت به کار میبرند (نک : همو، ٧٧-٨٥؛ رحمانی، ٩١-٩٤). با توجه به اینکه روایت در زبان گفتاری و نوشتاری فارسی معانی متفاوتی دارد، نمیتواند اصطلاح دقیقی برای این نوع ادبی باشد.
مآخذ
اسماعیلی، حسین، مقدمه بر حاتمنامه، تهران، ١٣٨٦ ش؛
افلاکی، شمسالدین احمد، مناقب العارفین، به کوشش تحسین یازیچی، آنکارا، ١٩٧٦ م؛
امیدسالار، محمود، «اصطلاحات فرهنگ مردم در زبان فارسی»، فرهنگ مردم، تهران، ١٣٨٩ ش، س ٩، شم ٣٤؛
انجوی شیرازی، ابوالقاسم، مردم و فردوسی، تهران، ١٣٥٥ ش؛
همو، مردم و قهرمانان شاهنامه، تهران، ١٣٥٧ ش؛
براهنی، رضا، قصهنویسی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
خداییشریف، نظریۀ نثر در ادب فارسی، ترجمۀ مرتضى رزمآرا، تهران، ١٣٩١ ش؛
رحمانی، روشن، افسانههای مردم فارسیزبان، تهـران، ١٣٨٠ ش؛
رحیماف، دلشاد، «چنـد سخن راجع به ساخت روایت»، رودکی، دوشنبه، ١٣٨٥ ش، س ٧، شم ١٣؛
روحالامینی، محمود، به شاخ نباتت قسم، باورهای عامیانه دربارۀ فال حافظ، تهران، ١٣٦٩ ش؛
سجادی، صادق، تاریخ برمکیان، تهران، ١٣٨٥ ش؛
سرتیپپور، جهانگیر، ریشهیابی واژههای گیلکی و وجه تسمیۀ شهرها و روستاهای گیلان، رشت، ١٣٧٢ ش؛
شکرممدُف، نثارممد، «روایتها از بدخشان»، مردمگیاه، دوشنبه، ١٣٧٤-١٣٧٥ ش / ١٩٩٥-١٩٩٦ م، س ٣-٤؛
شمیسا، سیروس، انواع ادبی، تهران، ١٣٧٠ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
محمد بن منور، اسرار التوحید، به کوشش ذبیحالله صفا، تهران، ١٣٣٢ ش؛
مرزبان بن رستم، مرزباننامه، ترجمۀ سعدالدین وراوینی، به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران، ١٣٦٣ ش؛
معین، محمد، حافظ شیرینسخن، تهران، ١٣٨٥ ش؛
همو، فرهنگ فارسی، تهران، ١٣٧١ ش؛
نوبان، مهرالزمان، وجه تسمیۀ شهرها و روستاهای ایران، تهران، ١٣٦٥ ش.
پگاه خدیش ـ محمد جعفری (قنواتی)