دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤١٣ - چهل دختر
چهل دختر
نویسنده (ها) :
محسن احمدی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ١٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
چِهِلْدُخْتَر، یا چهلدختران، عنوان برخی از بناهای مذهبی، نظامی و پدیدههای طبیعی، که در نقاط مختلفی از ایران پراکندهاند و بیشتر آنها مقدس انگاشته میشوند. نام چهلدختر از ترکیب عدد چهل (ه م) و واژۀ دختر (نماد زنانگی) پدید آمده است.
بناهای منسوب به دختر ٣ ویژگی دارند: ١. همۀ آنها بر بلندی قرار دارند؛ ٢. بیشتر آنها ریشه در دوران پیش از اسلام و بهویژه دورۀ ساسانی دارند؛ ٣. در نامگذاری همۀ آنها نکتهای رازآمیز دیده میشود. باستانی پاریزی بر این باور است که بناهایی که دختر نامیده میشوند، همان معابد ناهیدند که بیشتر بر فراز کوهها قرار داشتند؛ ایرانیان باستان اصولاً بیشتر پرستشگاههای خود را بر فراز بلندی میساختند. اینکه امروزه پرستشگاههای ناهید به نام قلعهدختر باقی ماندهاند، بهسبب تقدس آنان بوده، که باید دور از آلودگی و دشمن باشند («ابنیه ... »، ١٣٠-١٣١). نام چهلدختر در ایران برای مکانهای گوناگونی به کار رفته است که یا به شکل بنا ساخته شدهاند، یعنی ساختۀ دست بشرند، و یا مواضع طبیعی مانند کوه، تپه یا غار را شامل میشوند.
چهلدختر در فرهنگ مردم ایران
در باور عامه، شماری از بناهای چهلدختر بهسبب ناپدیدشدن ٤٠ دختر در حملۀ کافران به آنها، به این عنوان نامیده شدهاند. برخی از آنها عبارتاند از:
بقعۀ چهلدختران کاشان واقع در فین بزرگ، محلۀ ماداب، که بنابه باور مردم، ٤٠ دختر از سادات بنیهاشم از ترس عمال جور و ستم به این منطقه پناه میآورند و سپس در این مکان به فرمان خداوند غایب میشوند. مردم برای برآوردهشدن نیازهای خود، در اینجا به نیایش میپردازند (نیکومنش، ١٤٤).
دیگری زیارتگاه چهلمهری است که در قلعۀ دربند قفقاز قرار دارد. به باور مردم، ٤٠ دختر باکره در زمان اسکندر، به دروازۀ آهنین (به ترکی دمیرقاپو) آمدند، در نزدیکی آن اقامت کردند، با کفار جنگیدند، و بعد از شهادت یکی از دختران در این محل، سایر آنها ناپدید شدند. اکنون زیارتگاه آنان طوافگاه مشهوری به شمار میرود (ابوبکر، ٨١).
در ترخوران کرمان، کنار قنات یکوبار، پیشتر بنای کوچکی به نام چهلدختران قرار داشت. بنابر باور مردم، ٤٠ دختر در آنجا ناپدید شدهاند. زنان حاجتمند به زیارت چهلدختران میرفتند، نذر میبردند و نیاز میخواستند، اما مردان اجازۀ ورود به آنجا را نداشتند (میرشکرایی، ٤٩٩).
دربارۀ منارۀ چهلدختران اصفهان، مردم بر این باورند که ارواح بهصورت دختران جوان در آنجا پدیدار میگردند و کسی جرئت خوابیدن در آن محل را ندارد. نامگذاری آنجا به نام چهلدختران برای آن است که پس از حملۀ مغول به اصفهان، ٤٠ دختر اصفهانی از ترس مغولان، از دریچۀ منار داخل آن شدند و هرگز از آنجا بیرون نیامدند (شاردن، VII / ٤٨٤؛ باستانی، خاتون ... ، ١٨٠).
در فشندک طالقان، کوه بزرگ ارژنگ قرار دارد. بنابه روایتی، روزی ٤٠ دختر برای گردآوری سبزیهای صحرایی به کوه رفتند. ارژنگدیو آنها را دید و اسیر کرد. هنگامی که گرفتار دیو شدند، به درگاه خداوند زاری کردند و راه رهایی خود را خواستند؛ ناگهان زمین زیر پایشان شکافت و دختران در آن ناپدید شدند. اکنون در پای خرابۀ قلعۀ فشندک، صخرهای به نام «چهلدخترکمر» وجود دارد (پورکریم، ١٩).
دربارۀ مزار چهلدختران (چلدختران) چول در تاجیکستان نیز افسانهای گفته شده است: در روزگاران گذشته در روستاهای تیزگذر و باغ افضل، ٤٠ دختر کنیز بودند که صاحبانشان به آنها ظلم بسیار میکردند. چون کارد به استخوانشان رسید، یک شب همۀ آنها پس از خوابیدن صاحبانشان به چول گریختند. صاحبان آنها هنگامی که بیدار شدند، با اسب به دنبال آنان تاختند. کنیزان از خدا خواستند که آنها را در زیر زمین جای دهد تا به دست آن ظالمان نیفتند. خدا خواستۀ آنان را پذیرفت، زمین را شکافت و ٤٠ دختر از آن شکاف به زیر زمین رفتند و شکاف دوباره به هم آمد؛ به همین مناسبت، آنجا چهلدختران نامیده شده است (عینی، ٢٣١). شبیه اینگونه حکایات دربارۀ بسیاری از زیارتگاههای زنانه نقل شده است (نک : ه د، بیبیشهربانو؛ بیبیدوست؛ پیر سبز).
در رکناباد، از آبادیهای میبد یزد، در کنار قبرستان ده، بازماندۀ بنایی دیده میشود که به چهلدختران مشهور است. این بنا مورد احترام مردم، و محلی برای روشنکردن شمع و حاجتخواهی است و آن را متعلق به سدۀ ٩-١٠ ق دانستهاند (افشار، یادگارها ... ، ١ / ١٠٥).
بر روی تپۀ چهلدختران ازبزان (نزدیک رازقان در استان مرکزی)، چند ستون سنگی دستساخت وجود دارد. در آنجا قربانیکردن مرسوم بوده است، و برای طلب باران نیز بدانجا میرفتهاند؛ مردم در آنجا آش نذری میپختند و بر این باور بودند که نیازشان برآورده خواهد شد (همو، سفرنامچه، ٢٨٣).
در کیلومتر ٢٩ جادۀ کرج ـ چالوس، در ناحیۀ جنوبی روستای کُندر، بر روی صخرههایی سنگی، بنای کوچکی به نام امامزاده چهلدختر وجود دارد که مردم منطقه برای زیارت بدانجا میروند؛ قدمت این زیارتگاه به دورۀ قاجار میرسد (سروقدی، ١٣٢).
براساس گزارش اسفزاری (سدۀ ٩ ق / ١٥ م)، مزار چهلدختران بادغیس هرات نیز در باور مردم محلی متبرک بودهاست و نیازمندان برای برآوردهشدن حاجات خود به آنجا توسل میجستهاند (١ / ١٤٥).
بر سر راه سمنان به محلات ثلاث (کوشمغان، زاوغان و کدیور)، برجی به نام چهلدختران وجود دارد که آن را آتشکدۀ زردشتیان در پیش از اسلام میدانند. دختران دمبخت برای بختگشایی به درون این برج میروند و ٣ تا ٧ سنگ را از داخل برج به بیرون پرتاب میکنند؛ اگر سنگ به بیرون برج بیفتد، بر این باورند که بختشان باز خواهد شد و حتماً در همان سال به خانۀ شوهر خواهند رفت (مخلصی، ٦١ -٦٢). مردم بر این باورند که آنجا آرامگاه ٤٠ دختر مرتاض و تارک دنیا ست (شجاعی، ٢٩٢).
مکانهای مقدس دیگری نیز با عنوان چهل دختر وجود دارد که برخی از آنها عبارتاند از: امامزاده چهلدختر در محمدآباد، مرکز بخش دودانگۀ شهرستان ساری (فقیه، ١٩٦)، و امامزاده چهلدختر در جمالآباد از توابع شهرستان اسلامشهر (فضاها ... ، ١٥٠)؛ بقعۀ چهلدختران در تورانپشت، از آبادیهای کهن شهر یزد (افشار، یادگارها، ١ / ٢٧٣-٢٧٤) و بقعۀ چهلدختران در فاصلۀ ١٠کیلومتری شهرستان پاکدشت و در ارتفاع ٠٣٩‘ ١متری (شماری ... ، ١ / ٩٠)؛ مزار چهلدختران یا مزار چهلتن قزوین (گلریز، ٦٧٣) و مزار چهلدختران در دروازۀ سرپل کرمان (محرابی، ١٨٩)؛ گنبد چهلدختران دامغان که در نهایت دقت، هنر و زیبایی ساخته شدهاست و به نظر میرسد آن را در ٤٤٦ ق ساختهاند (کشاورز، ٩٧)؛ غار چهلدختر که در دامنۀ کوهی نزدیک شهر سربیشه، از شهرهای شهرستان بیرجند، قرار دارد (بهنیا، ٣٨٣)؛ قلعۀ چهلدختر در پوزۀ جنوب غربی کوه خواجۀ (ه م) سیستان که آن را دژ دفاعی و نظامی نیز دانستهاند (کاوش، ١٩) و قلعۀ چهلدختر استراباد (گرگان کنونی) که در جنوب این شهر قرار دارد (ملگونف، ١٢٧)؛ دِه چهلدختر در بخش بسطام شهرستان شاهرود در استان سمنان، و نیز ده چهلدختران در بخش مرکزی اسفراین در استان خراسانی شمالی (جعفری، ٤١٠).
شماری از قلعههای اسماعیلیان نیز به نام قلعهدختر خوانده میشوند؛ دربارۀ برخی از این قلعهها در افسانههای محلی آمده است که زنی زیبا و باایمان برای فرار از دست دشمن به دامان کوه یا چشمهای گریخته، و به آنجا پناه برده است. برخی از این اماکن هنوز بهعنوان زیارتگاه مورد احترام و تقدیس مردماند. پس از قدرتیافتن اسماعیلیان، آنها بسیاری از این قلعهدخترها را که اهمیت نظامی یا بازرگانی داشتند، تصاحب کردند؛ یکی از آنها، قلعهدختر کلاتۀ گاویچ واقع در ١٦٠کیلومتری جنوب شرقی بیرجند (در جنوب طبس) بوده است. در حملۀ مغولان به این منطقه، فداییان اسماعیلی در برابر آنها ایستادند، ولی پس از نبردی سخت، همۀ آنها کشته شدند. آنها کوشیدند که حماسۀ کربلا را زنده کنند؛ ازآنرو، اینجا را هنوز به نام «کربلای گاویچ» میشناسند و به یاد شهیدان آن رزمگاه، ستونی سنگی در آنجا برپا کردهاند. مردم بومی هنوز از انفاس قدسی آنان مدد میطلبند (فرقانی، ٣٥٦، ٣٦٠-٣٦١).
در شهر اردستان استان اصفهان، در کنار مسیل رودخانهای خشک، دهانۀ غارمانندی قرار دارد که گفته میشود ٤٠ دختر در آن پنهان شدهاند. معروف است که آنها از ترس دشمن به کوه پناه برده، از آن کوه میخواهند تا آنان را از گزند دشمن نگاه دارد؛ کوه نیز دهان بازکرده، دختران را در خود جای میدهد و امروزه دهانۀ کوچک غار یادگاری از آن رویداد است. مردم به درون آن سنگ میاندازند، نیاز خود را میطلبند و فاتحهای نیز نثار میکنند (هاشمی، ٩٧٦).
چهلدختر در رویدادهای تاریخی
روایات مربوط به مزار چهلدختران قزوین، گویای آن است که اینجا آرامگاه کودکان دربار صفویه بوده است که پیش از رسیدن به سن بلوغ مردهاند. برخی دیگر بر این باورند که این مکان قتلگاه مردان، زنان و کودکان خاندان صفویه است که به دستور شاه اسماعیل دوم (سل ٩٨٤-٩٨٥ ق / ١٥٧٦-١٥٧٧ م) کشته شدهاند (گلریز، ٦٧٣).
در ٦٢٤ ق / ١٢٢٧ م، چنگیز خان مغول درگذشت و طبق وصیت او، پسرش اوگتای قاآن جانشین وی گردید (٦٢٦ ق / ١٢٢٩ م). به دستور اوگتای و بهموجب رسم و آیین مغولها، ٣ روز پیدرپی برای روان چنگیز خان نذرها دادند و ٤٠ دختر زیبا و پریپیکر را که از نسل بزرگان مغول، و همیشه ملازم چنگیز بودند، برگزیدند و با جامههای گرانبها و آراسته به جواهر، با اسبان گزیده پیش روح او فرستادند و پس از اتمام این امور، به کار ملک پرداختند (جوینی، ١ / ١٤٩؛ رشیدالدین، ١ / ٦٣٦).
دربارۀ قلعۀ چهلدختر استراباد نیز میگویند: هنگامی که ترکمنها به آنجا حمله کردند، ٤٠ دختر را در اینجا کشتند (ملگونف، ١٢٧).
چهل دختر در داستانها و افسانهها
در برخی از داستانها و افسانهها نیز موضوعاتی در ارتباط با چهلدختر وجود دارد، هرچند در روایتهای فعلی مقدس نیستند. مثلاً در داستان کوکِ کوهزاد و رستم، آمده است که روزی رستم به شکار رفت و گرسنه شد. به گلهای رسید و گوسفندی گرفت. چوپان با او به معارضه پرداخت و گفت: اگر از پهلوانی دَم میزنی، پاسخ کوک (نام دیوی بزرگ) را بگوی که پدرت هرساله به او باج میدهد. کوک پتیارهای بود به عظمت مشهور، و ٤٠ دختر زیبا از دختران بزرگان شهر را به زور گرفته و بر فراز کوهی (کوه خواجهغلطان) کوشکی ساخته بود که ٤٠ حجره داشت و در هر حجره دختری نشانده بود و به کامجویی میپرداخت، و از زال، پدر رستم، هرساله مبلغی دریافت میکرد و همه به او باج میدادند. رستم سرانجام کوک را یافت، با او جنگید و وی را کشت. او سپس به کوه (جایگاه کوک) رفت و خزاینش را ضبط نمود، و دختران را که به جور و بیداد از پدر و مادرشان جدا افتاده بودند، با مال بسیار به مکان اصلی بازگردانید (شاهحسین، ٢٦).
در فشندک طالقان نیز بقایای قلعهای قدیمی وجود دارد که به ارژنگقلعه موسوم است. براساس افسانهای محلی، ارژنگدیو که در هفتخوان رستم کشته شد، صاحب این قلعه بوده است. این دیو ٤٠ دختر از ٤٠ پادشاه را در این قلعه به اسیری نگاه داشته بود که پس از کشتهشدن او، دختران به ازدواج با همراهان رستم تن دادند و در همان طالقان سکونت کردند و طالقانیهای کنونی بازماندگان آناناند (پورکریم، ١٨- ١٩). در افسانههای دیگری نیز از ٤٠ دختر سخن به میان آمده است که قهرمان افسانه آنها را آزاد میکند (نک : مارتسلف، ١٢٧).
مآخذ
ابوبکر بن عبدالله، تاریخ عثمان پاشا (شرح یورش عثمانی به قفقاز و آذربایجان و تصرف تبریز، ٩٩٣- ٩٩٦ ق)، به کوشش یونس زیرک، ترجمۀ نصرالله صالحی، تهران، ١٣٨٧ ش؛
اسفزاری، محمد، روضات الجنات، به کوشش محمدکاظم امام، تهران، ١٣٣٨- ١٣٣٩ ش؛
افشار، ایرج، سفرنامچه ( گلگشت در وطن)، تهران، ١٣٨٤ ش؛
همو، یادگارهای یزد، تهران، ١٣٧٤ ش؛
باستانی پاریزی، محمدابراهیم، «ابنیۀ دختر، قلعهدختر کرمان»، باستانشناسی، تهران، ١٣٣٨ ش، شم ٣-٤؛
همو، خاتون هفتقلعه، تهران، ١٣٦٣ ش؛
بهنیا، محمدرضا، بیرجند نگین کویر، تهران، ١٣٨١ ش؛
پورکریم، هوشنگ، فشندک، تهران، ١٣٤١ ش؛
جعفری، عباس، دائرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران، ١٣٧٩ ش؛
جوینی، عطاملک، تاریخ جهانگشای، به کوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٢٩ ق / ١٩١١ م؛
رشیدالدین فضلالله، جامع التواریخ، به کوشش محمد روشن و مصطفى موسوی، تهران، ١٣٧٣ ش؛
سروقدی، محمدجعفر، بقاع متبرکۀ استان تهران، تهران، ١٣٨٤ ش؛
شاهحسین بن غیـاثالدین، احیـاء الملوک، به کوشش منوچهر ستوده، تهـران، ١٣٤٤ ش؛
شجاعی، حیدر، دانشنامۀ اماکن مذهبی، فرهنگی و تاریخی ایران، تهران، ١٣٨٩ ش؛
شماری از بقعهها، مرقدها و مزارهای استانهای تهران و البرز، به کوشش حسن حبیبی، تهران، ١٣٨٩ ش؛
عینی، صدرالدین، یادداشتها، به کوشش سعیدی سیرجانی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
فرقانی، محمدفاروق، تاریخ اسماعیلیان قهستان، تهران، ١٣٨١ ش؛
فضاهای فرهنگی ایران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ١٣٨٢ ش؛
فقیه محمدی جلالی، محمدمهدی، تاریخ تشیع و مزارات شهرستان ساری، قم، ١٣٨٥ ش؛
کاوش، حسینعلی و دیگران، سیستان بهشت باستانشناسان، زابل، ١٣٨٠ ش؛
کشاورز دامغانی، علیاصغر، تاریخ و جغرافیای دامغان (صددروازه)، تهران، ١٣٧٠ ش؛
گلریز، محمدعلی، مینودر یا بابالجنة قزوین، تهران، ١٣٣٧ ش؛
مارتسلف (ض: مارزلف)، اولریش، طبقهبندی قصههای ایرانی، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران، ١٣٧١ ش؛
محرابی کرمانی، سعید، تذکرة الاولیاء یا مزارات کرمان، به کوشش حسین کوهی کرمانی، تهران، ١٣٣٠ ش؛
مخلصی، محمدعلی، آثار تاریخی سمنان، بیجا، ]١٣٥٦ ش[؛
ملگونف (ض: ملکونوف)، گ.، «سفرنامۀ نواحی شمال ایران»، ترجمۀ پطرس، سفرنامۀ ایران و روسیه، به کوشش محمد گلبن و فرامرز طالبی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
میرشکرایی، محمد، «مهر و آب و آیین»، مجموعهمقالات کنگرۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران، تهران، ١٣٧٥ ش، ج ٣؛
نیکومنش، مصطفى، نگین کویر، کاشان، ١٣٩٣ ش؛
هاشمی اردستانی، احسانالله، «اردستان»، اردستاننامه، به کوشش محمد گلبن، تهران، ١٣٨١ ش، ج ٢؛
نیز:
Chardin, J., Voyages en Perse, Paris, ١٨١١.
محسن احمدی