دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٨ - جغجغه
جغجغه
نویسنده (ها) :
مریم سامعی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
جِغْجِغه، از اسباببازیهای رایج کودکان، مرکب از جعبهای کوچک که از فلز یا مقوا میسازند و داخل آن یک یا چند گوی سنگی یا فلزی قرار میدهند که با تکان دادن جعبه به سبب حرکت گویها در داخل آن، صدایی برمیآید (معین؛ لغتنامه ... ). این اسباببازی ازجملۀ وسایل سیسمونی (ه م) نوزاد محسوب میشود (شهری، ٣ / ١٥٢؛ همایونی، ٣٥)، و با نامهای تَکتَکانو در میغانِ شاهرود (نادری، ١٦٢؛ شریعتزاده، ٢١٢)، جِغجِغو در سبزوار (بیهقی، ١ / ٢٥٣)، جِلجِلَک در آشتیان (نجفی، ٢٣٧)، جیغجیغک در شیراز (همایونی، همانجا)، و چالتاغ در خوار ورامین ( لغتنامه، ذیل واژه) شناخته میشود.

جغجغه همچون زنگوله در موسیقی هم کاربرد دارد و این دو وسیله ازجملۀ اشیائی هستند که در کاوشهای باستانشناسی سیلک و شوش و زیویه فراوان به دست آمدهاند. این امر نشاندهندۀ رونق این دو وسیله (ساز یا اسباببازی) در ایران باستان است («موسیقی ... »، ١٤٤). در حفاریهای منطقۀ شوش جغجغهای سفالین، با سری گرد و توخالی، و دستهای استوانهایشکل و توپر به دست آمده که مربوط به هزارۀ ٣ قم است. ١٣ سوراخ مدور بر روی سر جغجغه، و در داخل آن گوی یا سنگی برای تولید صدا قرار دارد. به نظر باستانشناسان این وسیله دستساز بوده، و سوراخهای روی آن با نظمی هماهنگ و روبهروی هم ایجاد شدهاند (ایازی، همانجا). در تهران قدیم از میوۀ نوعی بوتۀ خار که شبیه بادام پوستدار با رنگ قرمز جگری بود و به وقت رسیدن، تخمهایش در درون با جنباندن صدا میکرد، جغجغه میساختند که وسیلهای برای بازی کودکان بود (شهری، ١ / ١٣١، نیز حاشیۀ ٢). زنان ایل بهمئی در گهوارۀ نوزاد، افزون بر انواع تعویذ، گلولهای کوچک از پارچه میگذارند که در میان آن نمک و زنگ نهادهاند تا با جنبش گهواره باعث آرام شدن کودک شود (رسترپو، ١١٢-١١٣).
ماسه به باوری دربارۀ جغجغه اشاره کرده، و مینویسد: ایرانیان برای زبان بازکردنِ کودکان جغجغههایی از چوب نخل هندی میساختند و کودکان با زبان زدن به آن زبان باز میکردند (I / ٥٩).
بازتاب وجود جغجغه را در ادبیات شفاهی، بهویژه مثلها، نیز میتوان دید: آسیا کار خودش را میکند، جغجغه سر خودش را درد میآورد (شکورزاده، ٢٦؛ نیز نک : ذوالفقاری، ١ / ٢١٩).
مآخذ
ایازی، سوری و دیگران، نگرشی بر پیشینۀ موسیقی در ایران، تهران، ١٣٨٣ ش؛
بیهقی، محمود، دایرةالمعارف بزرگ سبزوار، سبزوار، ١٣٨٣ ش؛
ذوالفقاری، حسن، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، تهران، ١٣٨٨ ش؛
رسترپو، الویا، زنان ایل بهمئی، ترجمۀ جلالالدین رفیعفر، تهران، ١٣٨٧ ش؛
شریعتزاده، علیاصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، ١٣٧١ ش؛
شکورزاده، ابراهیم، دههزار مثل فارسی و بیستوپنج هزار معادل آنها، مشهد، ١٣٧٢ ش؛
شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، ١٣٧٠-١٣٨٣ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، ١٣٧٦ ش؛
«موسیقی آیینی به روایت آثار پیش از اسلام»، کتاب ماه هنر، تهران، ١٣٨١ ش، شم ٤٣-٤٤؛
نادری، علیاصغر، میغاننامه (مونوگرافی میغان شاهرود)، سمنان، ١٣٨٩ ش؛
نجفی آشتیانی، ابوالقاسم، نیمنگاهی به آشتیان، تهران، ١٣٨٥ ش؛
همایونی، صادق، گوشههایی از آداب و رسوم مردم شیراز، شیراز، ١٣٥٣ ش؛
نیز:
Massé, H., Croyances et coutumes persanes, Paris, ١٩٣٨.
مریم سامعی