دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٥ - ثعلب
ثعلب
نویسنده (ها) :
سارا حسامی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣٠ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
ثَعْلَب، گیاهی با خواص خوراکی و دارویی متعدد، و تقریباً قابل کشت در نقاط مختلف ایران.
نام فارسی ثعلب سهبرگ است، و اعراب آن را خصیالثعلب گویند (جزایری، ٢ / ٦٢)؛ البته در متون کهن نیز بیشتر با همین نام ثعلب از آن یاد شدهاست. نامهای دیگر این گیاه سحلب، تَعلب، قاتل اخیه، سالِپ (حاجیشریفی، ١ / ٢٩٨)، ساطورین، طریفلن، جفتآفرید ( لغتنامه ... ، ذیل خصیالثعلب)، سورطیون، سوفطیون (هروی، ذیل واژهها) و شاطریون (صفیپوری، ذیل شطر) است. ازآنجاکه این گیاه در مصر نیز یافت میشده است، به آن ثعلب مصری هم میگفتهاند (غیاث ... ، ذیل واژه). در گذشته، کسی که بیخ ثعلب را جوش میداد و در بازار میفروخت، ثعلبفروش نام داشت ( آنندراج).

نمونۀ کامل تیرۀ ثعلبها خصیالثعلب است (گلگلاب، ٢٨٧). این گیاه پایا دارای گلهای خوشهای صورتی یا سفیدرنگ و با خطوط و نقاط بنفش یا ارغوانی، و برگهای پهن است. برگهای پایینی آن به نوک باریک و تیزی منتهی میشود و برگهای بالایی آن معمولاً لکههایی به رنگ قهوهای دارد. ریشۀ ثعلب از دو غده تشکیل شده که یکی توخالی، و برای گیاه در حال روییدن است، و دیگری توپر، که مایۀ جوانۀ سال آینده است (معین). ارتفاع این گیاه ٢٥ تا ٧٠ سانتیمتر است (زرگری، ٤ / ٥٤٦). دستکم در حدود ٢٥ گونه از آن شناخته شده است و تقریباً در تمام نقاط ایران (معین) ازجمله در رشتهکوههای البرز کشت میشود (ستوده، ١٦٧). بهترین گونۀ ثعلب در ایران در دشت ایجرود (جنوب غربی زنجان) رشد میکند (جمالزاده، ٣٥).
غدۀ زیرزمینی این گیاه مصرف خوراکی و دارویی دارد (انوری) که باید آن را پس از خارجکردن از زمین شست و در آب جوش قرار داد تا نرم شود و سپس آن را خشک کرد (خوشبین، ١ / ٢٩٨). امروزه، غدۀ ثعلب گاهی مشابه سیبزمینی مصرف میشود (نک : مظفریان، ٧٥٨) و گاه از آن پودری شیریرنگ به دست میآید که در تهیۀ بستنی در نقاط مختلف ایران، ازجمله تهران (شهری، ٥ / ٢٧١)، کازرون (مظلومزاده، ٢٦٢) و گیلان (کاتبینی، ٣٠٣)، و همچنین در پخت شیرینی کاربرد دارد (شاملو، ٧٣٦؛ دریابندری، ١ / ٢١٩).
ثعلب گیاهی بیضرر، با طبع گرم است که از گذشته، به اشخاص گرممزاج توصیه میشده و آن را همراه با غذاهایی با طبیعت سرد میخوردهاند (روشن، ٤٧٥). تهرانیها آن را بیشتر با سکنجبین میخورند (شهری، ٥ / ٢٧٢) و حتى برخی باور دارند که خوردن آن با شکر اثر بهتری دارد (خوشبین، ١ / ٣٠٠).
بهطورکلی ثعلب، گیاهی آرامبخش و مغذی است که ارزش غذایی خاصی برای کودکان، و نیز افرادی که دوران نقاهت را سپری میکنند، دارد (عماد، ٤ / ٥٢). ثعلب در درمان انواع بیماریها مفید است؛ چنانکه رازی ثعلب را در درمان فالج مفید میداند (٢٠ / ٣٩٨؛ نیز نک : ابنسینا، ١ / ٤٥٤). برخی میگویند این گیاه برای رفع تشنج، بهویژه تشنج ناشی از اسهال در اعضا (کاسانی، ٢ / ٨٤٣؛ ابننفیس، ٢٦٩)، نیز تقویت قوای جنسی (ابومنصور، ١٣٥؛ حاجی زین عطار، ١٤٧)، رفع لقوه، تقویت عصب و نعوظ مؤثر است و اگر با روغن گل مصرف شود، مقوی موی سر خواهد بود (حکیممؤمن، ١٧٩-١٨٠). اگر زنان ساییدۀ برگ این گیاه با زعفران و کمی مشک را بر خود گیرند و با شوهر جفت شوند، همان ساعت نطفـه منعقد، و حاملـه میشوند (عقیلی، ٣٩٢؛ نیـز نک : شهری، ٥ / ٢٧١-٢٧٢).
در تهران قدیم، از ثعلب برای درمان بیماریهای متفاوت استفاده میشده است. مالیدن مخلوط ثعلب و بادام با روغن گلسرخ یا روغن کنجد بر موی سر، آن را تقویت میکند و مانع از ریختن آن میشود. خوردن ثعلب با شکر یا با عسل فلج و لقوه را دفع میکند و در عین حال، سبب فربهی و سنگینی وزن بدن و تحریک میل به جماع میشود (همانجا).
امروزه در طب گیاهی، عموماً برای درمان اسهال، معده و رودۀ حساس و آسیبدیده در کودکان از ثعلب بهره میگیرند؛ همچنین جوشاندۀ غدۀ این گیاه برای درمان سرماخوردگی، اخلاط خونی، تحریکها و التهابهای سینه یا جهاز هاضمه، و ورم مثانه مفید است (مظفریان، همانجا). ثعلب در نقاط مختلف، ازجمله ایزدخواست، اردبیل، قیهچمن و علیآباد کتول جزو گیاهان دارویی طبقهبندی میشود (رنجبر، ٥٢٠؛ سپهرفر، ٣٣؛ حسینی، ٢٨).
مردم خردهفرهنگهای ایران برای درمان بیماریهای متفاوت بهصورتهای مختلف از ثعلب بهره میگیرند: کردها جوشاندۀ آن را برای رفع سرماخوردگی و اسهال به کار میبرند؛ بدین ترتیب که پوست دکمۀ ثعلب را میکنند و خود پوست را در آب گرم کرده، سپس خشک میکنند. دکمههای ثعلب را که حالت غدههای سخت، سفید و منشعب دارد، در آب میگذارند تا چسبناک شود. ریشۀ ثعلب ملین و مغذی، و دمکردۀ آن برای گرفتگی گوش مفید است (نک : صفیزاده، ٧٥). در سروستان، ثعلب را با شیر میخورند؛ همچنین برای درمان بیماری چایمان، از ترکیب شیر و ثعلب بهره میبرند (همایونی، فرهنگ ... ، ٣١٤، ٣٣٥). در ایل بویر احمدی، ریشۀ سیبزمینیشکل ثعلب را برای درمان سینهدرد، سینهپهلو، و بیماریهای حاصل از سرماخوردگی و زکام به کار میبرند («گیاهان ... »، ٢٣٤). در آشتیان، از غدههای ریشۀ ثعلب آردی فراهم میکنند که نرمکنندۀ سینه است (نجفی، ٥٢). در اصفهان، برای تقویت نیروی جنسی از ثعلب دَلی استفاده میشود (جانباللٰهی، ٨٤). مردم شیراز برای درمان سیاهسرفه، جوشاندۀ ثعلب را به بیمار میدهند؛ همچنین برای درمان سینهدرد، آن را با شیر به مریض میخورانند تا سینۀ بیمار باز شود. به نظر آنها، ثعلب را باید زمانی مصرف کرد که سینه تختهبند شده باشد، یعنی دیگر صدای مریض درنیاید و تنگی نفس آزارش دهد (همایونی، گوشههایی ... ، ٤١، ١٢١).
در میان فرهنگهای مختلف، این گیاه نامهای متفاوتی دارد؛ برای نمونه، در ایل قراپاپاق، سهلاب (خسروی، ٣٥٠)؛ در میان برخی از کردها، سالمه (صفیزاده، همانجا)؛ در بانۀ کردستان، سعلم (توکلی، ٣٠)؛ و در شیراز و کهگیلویه و بویراحمد، ثهلب یا سهلب (همایونی، همانجا؛ مجیدی، ٨٦) نامیده میشود.
مآخذ
آنندراج، محمدپادشاه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
ابنسینا، القانون، بولاق، ١٢٩٤ ق؛
ابننفیس، علی، الشامل فی الصناعة الطبیة، به کوشش یوسف زیدان، ابوظبی، ١٤٢١ ق / ٢٠٠٠ م؛
ابومنصور موفق هروی، الابنیة عن حقائق الادویة، به کوشش احمد بهمنیار و حسین محبوبی اردکانی، تهران، ١٣٧١ ش؛
انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، ١٣٨١ ش؛
توکلی، محمدرئوف، جغرافیا و تاریخ بانۀ کردستان، تهران، ١٣٨٧ ش؛
جانباللٰهی، محمدسعید، پزشکی سنتی و عامیانۀ مردم ایران، تهران، ١٣٩٠ ش؛
جزایری، غیاث الدین، زبان خوراکیها، تهران، ١٣٦٠ ش؛
جمالزاده، محمدعلی، گنج شایگان، برلین، ١٣٣٥ ق؛
حاجی زین عطار، علی، اختیارات بدیعی (قسمت مفردات)، به کوشش محمدتقی میر، تهران، ١٣٧١ ش؛
حاجی شریفی، احمد، دایرة المعارف اسرار گیاهان دارویی، تهران، ١٣٩٢ ش؛
حسینی (برساووش)، محسن، فرهنگ و جغرافیای علیآباد کتول، تهران، ١٣٧٠ ش؛
حکیم مؤمن، محمد، تحفة المؤمنین، به کوشش روجا رحیمی و دیگران، تهران، ١٣٨٦ ش؛
خسروی چیانه، فرود، تاریخ ایل قراپاپاق، اورمیه، ١٣٨٩ ش؛
خوشبین، سهراب، گیاهان معجزهگر، تهران، ١٣٨٩ ش؛
دریابندری، نجف، کتاب مستطاب آشپزی، تهران، ١٣٨٤ ش؛
رازی، محمد بن زکریا، الحاوی، حیدرآباد دکن، ١٣٨٧ ق / ١٩٦٧ م؛
رنجبر، حسین و دیگران، سرزمین و فرهنگ مردم ایزدخواست، تهران، ١٣٧٣ ش؛
روشن، محمد، تعلیقات و حاشیه بر منشآت خاقانی، تهران، ١٣٤٩ ش؛
زرگری، علی، گیاهان دارویی، تهران، ١٣٦٩ ش؛
سپهرفر، حسن و دیگران، «اردبیل»، پیام بهارستان، تهـران، ١٣٩٠ ش، س ٣، ضمیمۀ شم ١٣؛
ستـوده، منوچهر، البرز کوه، تهران، ١٣٨٩ ش؛
شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، ١٣٨٧ ش، حرف «ت»، همراه دفتر دوم حرف «ث»؛
شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، ١٣٨٣ ش؛
صفیپوری، عبدالرحیم، منتهی الارب، تهران، ١٣٧٧ ق؛
صفیزاده، صدیق، طب سنتی در میان کردان، تهران، ١٣٦١ ش؛
عقیلی علوی شیرازی، محمدحسین، مخزن الادویة، تهران، ١٣٧١ ش؛
عماد، مهدی، شناسایی گیاهان دارویی و صنعتی جنگلی و مرتعی و موارد مصرف آنها، تهران، ١٣٧٩ ش؛
غیاث اللغات، غیاثالدین محمد رامپوری، بمبئی، ١٣٤٩ ش؛
کاتبینی (سمیعزاده)، ربابه، سفرۀ گیلان، رشت، ١٣٩١ ش؛
کاسانی، ابوبکر، ترجمه ]و تحریر[ کهن فارسی الصیدنۀ بیرونی، به کوشش منوچهر ستوده و ایرج افشار، تهران، ١٣٥٨ ش؛
گلگلاب، حسین، گیاهشناسی، تهران، ١٣٢٦ ش؛
«گیاهان دارویی»، نامۀ نور، تهران، ١٣٥٩ ش، شم ١٠-١١؛
لغتنامۀ دهخدا؛
مجیدی کرائی، نورمحمد، جغرافیای طبیعی و تاریخی استان کهگیلویـه و بویر احمد، تهران، ١٣٩٣ ش؛
مظفریان، ولیالله، شناخت گیاهان دارویی و معطر ایران، تهران، ١٣٩١ ش؛
مظلومزاده، محمدمهدی، آشپزی در فرهنگ مردم کازرون، تهران، ١٣٨٣ ش؛
معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران، ١٣٤٢ ش؛
نجفی آشتیانی، ابوالقاسم، نیمنگاهی به آشتیان، تهران، ١٣٨٥ ش؛
هروی، محمد، بحر الجواهر، تهران، ١٢٨٨ ق؛
همایونی، صادق، فرهنگ مردم سروستان، مشهد، ١٣٧١ ش؛
همو، گوشههایی از آداب و رسوم مردم شیراز، شیراز، ١٣٥٣ ش.
سارا حسامی