دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣١٨ - توتون و تنباکو
توتون و تنباکو
نویسنده (ها) :
مهبانو علیزاده
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٣ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
توتون و تَنْباکو، دو گونۀ متفاوت از گیاهی صنعتی از تیرۀ بادمجانیان، که از برگ آن به صورتهای مختلف برای دود کشیدن استفاده میشود.
این گیاه با نام تنباکو برای استعمال در قلیان، و با نام توتون ــ که واژهای ترکی، و به معنی دود است ــ برای استفاده در چپق و سیگار به کار میرود (نفیسی، نیز لغتنامه ... ، ذیل تنباکو؛ پولاک، II / ٢٦١؛ پورداود، ٢٠٥-٢٠٧).
تنباکو از گیاهانی است که پس از کشف قارۀ آمریکا (١٤٩٣ م / ٨٩٨ ق) بهسرعت به دیگر نقاط جهان راه یافت. عدهای بر این باورند که توتون از راه عثمانی به ایران وارد شده است و گروهی دیگر راهیابی آن به ایران را از طریق هند در ١٠٠٨ ق میدانند؛ در حالیکه یک رباعیِ برجا مانده از اهلی شیرازی (د ٩٤٢ ق / ١٥٣٥ م) نمایانگر رواج این ماده در نیمۀ نخست سدۀ ١٠ ق است (فلسفی، زندگانی ... ، ١-٢ / ٦٥٧- ٦٥٨؛ سمسار، ١٥). از سوی دیگر، برخی بر آناند که توتون را پرتغالیها در ١٥١٤ م / ٩٢٠ ق از طریق جزیرۀ هرمز به خاک ایران وارد کردند (فلسفی، همان، ١-٢ / ٦٥٧؛ پورداود، ١٩٨؛ برای دیگر نظرها، نک : شاردن، II / ١٣؛ عقیلی، ٢٧٦). نعمتالله جزایری ورود تنباکو را در ١٠١٠ ق دانسته (٤ / ٥٥)، و آقابزرگ تهرانی با استناد به ذکری در «شجرهنامۀ» خاندان خاتونآبادی، ١٠١٢ ق را حدود زمان رواج استعمال آن بیان کردهاست (٤ / ٤٣٦). با توجه به تقریب زمانی اواخر سدۀ ١٠ و اوایل سدۀ ١١ ق در نقلهای بالا، میتوان نیمۀ سدۀ ١٠ ق را نزدیکترین زمان محتمل در نظر آورد.
تنباکو پس از مدتی کوتاه در بخشهای وسیعی از ایران رواج پیدا کرد، اما به سبب طعم تند و نامطبوعش، استفاده از آن با چپق غیرممکن بود؛ لذا قلیان برای کشیدن تنباکو ابداع شد. برای استفاده از برگ تنباکو در قلیان، آن را نمکسود میکردند و پس از باددادن و نیمخشککردن، در گونی ریخته و در انبار میگذاشتند؛ در برخی از منابع به توتونکوبی اشاره میشود که مقصود از آن، کوبیدن و نرم کردن برگ تنباکو برای چپق است. قسمتهای نازک و لطیف برگ برای سیگار به کار میرفت (الگود، ٤٩؛ شهری، تاریخ ... ، ٣ / ٣٩١).
در دهات ایران مثل ده طالبآباد در حوالی شهرری استعمال دخانیات فراوان بوده است که مردم به ترتیب استفادۀ بیشتر به سیگار، چپق و قلیان روی میآوردهاند. سیگار تقریباً جنبۀ عمومی داشت و چپق مخصوص مردان سالخورده و قلیان بیشتر مورد توجه کامل زنان و پیرزنان بوده است. در مجالس روضهخوانی و عزاداری بیش از هر زمان دیگر قلیان میکشیدند (صفینژاد، ٤٦٥-٤٦٦). در اطراف خیاو (مشکینشهر) زن و مرد با کاغذ روزنامه و تنباکویی که خودشان به طور قاچاق میکاشتند، سیگارهای بلندی درست میکردند و همیشه مشغول دود کردن آن بودند (ساعدی، ١١٨). پس از ابداع قلیان (الگود، همانجا؛ برای توصیف قلیان، نک : شاردن، II / ١٣-١٤؛ برای تصویر آن، نک : نینـدر، ٢٥٧؛ نیـز نک : ه د، قلیـان)، مـردم رغبـت بیشتـری برای استعمال تنباکو نشان دادند (تاورنیه، ٦٤٤؛ جملی کارری، ١٦٩).
به رغم مخالفتهای شاه عباس (سل ٩٩٦- ١٠٣٨ ق / ١٥٨٨- ١٦٢٩ م) و جانشینانش با مصرف تنباکو و با وجود تنبیه سخت متخلفان، شمار علاقهمندان به دودکشی همچنان در تزاید بود (قزوینی، ٤٨؛ فلسفی، «شاه عباس ... »، ٤٤٨-٤٥٠؛ نصرآبادی، ٣٢٧)، چنانکه حیرت سیاحان اروپایی را برانگیخت (اُلئاریوس، ٤٦٦؛ تاورنیه، ٥٣٨, ٦٤٤). اگرچه پادشاهان صفوی هر چندگاه مخالفتهایی با دودکشی میکردند، اما خود نیز به استعمال تنباکو میپرداختند. با توجه به متون و اسناد تصویری میتوان دریافت که پادشاهان در دورۀ صفوی و دورههای بعد نیز به کشیدن توتون و تنباکو علاقه داشتند (نک : اسمیت، ٧٩). تصاویر موجود از شاه سلیمان («نقاشیها ... »، ١٢٠، تصویر ١١)، نادر شاه (همان، ١٤٢، تصویر ٢١)، کریم خان زند (همان، ١٥٠، تصویر ٢٤) و فتحعلیشاه قاجار (همان، ١٧٥) نمایانگر این موضوع است.
در دربار شاهان صفوی بنا بر گزارش مؤلف تذکرة الملوک، مشاغلی چون «صاحب جمع شربتخانه» به منظور تحویل گرفتن ظروف مربوط به تنباکو، و نیز «ضابطهنویس» که وجوه دریافتی از راهداری و تنباکوفروشی و جز آنها را گردآوری میکرد، وجود داشته است (میرزا سمیعا، ٣٣، ٤١).
منع گاهبهگاه دودکشی سدّی در مقابل درآمد گزافی بود که از راه مالیات عاید خزانۀ دولت میشد و این امر ظاهراً یکی از دلیلهایی بود که تحریم آن هیچگاه چندان به طول نمیکشید (تاورنیه، ٥٣٨؛ سمسار، ١٨). از طرف دیگر با وجود منع استعمال توتون، این ماده خرید و فروش میشد و بنا به گزارش اُلئاریوس، در بساط دستفروشها موجود بود که هنگام فروش، برگهای توتون را در کیسه میریختند و خرد میکردند (ص ٤١٢). پس از مدتی توتونفروشی و تنباکوفروشی به صورت شغلی رایج درآمد (بافقی، ٣ / ٤٤٤؛ نیز نک : آل داود، ٤٦). بر اساس وقفنامهای از ١١١٨ ق، تنباکوفروشی یکی از مشاغل دورۀ شاه سلطان حسین صفوی بوده (امیدیانی، ٢١-٢٢؛ نیز نک : بافقی، همانجا)، و در منابع متأخر نیز در نامبری از اصناف به تنباکوفروش، تنباکوساب و توتونفروش تصریح شده است (جناب، ٩٣؛ معیرالممالک، ٨٢).
به نظر میرسد که ایران عصر صفوی (٩٠٥- ١١٤٨ ق) یکی از نخستین جوامعی است که در آن مصرف توتون و تنباکو رواجی فراوان پیدا کرد و توتون به یک کالای عادی مصرفی تبدیل شد؛ به طوری که در میان زنان و مردان مصرف آن به نوعی عادت تبدیل شد، آن چنان که برای خرید آن از ضروریترین مایحتاج خود میگذشتند (تاورنیه، ٥٣٨؛ متی، ١٢٧, ١٣٤؛ وامبری، ٤١٠، نیز تصویر ٤٠٧؛ جعفریان، دین ... ، ٣٥٠).
اُرسل در ١٨٨٢ م / ١٣٠٠ ق بازارچۀ توتونفروشان را چنین توصیف میکند: «بوی تند تنباکو، یک نوع توتون که در جنوب، علیالخصوص در شیراز کاشته میشود و آن را توی کیسههایی از پوست بز نگهداری میکردند، چنان فضا را پر نموده بود که نفس در سینه سنگینی میکرد ... از دیوار دکانها، توتون اصفهان را که چون کلاف ابریشم نرم و لطیف و چون گیسوی یک دختر ونیزی ... بور بود، دسته دسته آویزان کرده بودند. بستههای توتون رشت را کنار عنبردان برای درست کردن سیگار روی قفسه چیده بودند. در ظرفی مسی نیز نوعی توتون روانداز نگه میداشتند که گردآلود، زردرنگ و مملو از تریاک بود. چارودارها شبها مواقعی که به داستانهای هزار و یک شب که نقال کاروان نقل میکرد، گوش میدادند، از این توتونها میکشیدند» (ص ٢٣٢-٢٣٣).
در این زمان وسایل استفاده از توتون و تنباکو میان فقرا و اغنیا متفاوت بود؛ چپق بیشتر برای طبقات فرودست، و قلیان برای طبقات بالای جامعه بود و معمولاً خریداران برای تهیۀ هر یک از این وسایل به نسبت وضع مالی خود وسواس بیشتری به خرج میدادند تا سطح و طبقۀ خود را بیشتر نمایان سازند (متی، ١٣٤؛ سمسار، ١٦).
تنباکو به تدریج به مراسم و جشنها راه یافت؛ چنانکه کمپفر از جشنی یاد میکند که در زمان شاه سلیمان به مناسبت عید نوروز برپا شده بود و در آن افزون بر سرگرمیهای مختلف برای مردم، از قلیان و چپق نیز استفاده میشد (ص ١٨٤). تمایل برخی به تشریفات افراطی، آداب و رسوم ویژهای برای استعمال این ماده به وجود آورد (متی، ١٢٧)؛ برای نمونه میتوان به خدمهای اشاره کرد که وظیفۀ نگهداری، حمل، و چاقکردن قلیان را بر عهده داشت (شاردن، II / ١٤؛ هولستر، ٤٧- ٤٨).
افراط در استعمال تنباکو به حدی بود که گاه به هنگام سواری نیز قلیان میکشیدند (شاردن، همانجا؛ برون، II / ١١١، تصویر). فزونی استفاده از توتون و تنباکو، بسیاری از بزرگان و عالمان و فقیهان را برانگیخت که به تبیین مضرات آن بپردازند و در قالب هشدار، مردم را بر زیانآور بودن آن آگاه سازند و نادرستی استعمال آن را بیان دارند (برای نمونه، نک : افندی، ٤ / ٢٧٣-٢٧٦؛ جزایری، ٤ / ٥٤-٦٠؛ پیرزاده، مقدمه، ٥٨؛ جعفریان، همانجا)؛ اما مخصوصاً به سبب حِلّیت آن در نظر بیشتر عالمان دین، این دست هشدارها چندان کارآمد نبود. تا اواخر دورۀ قاجار، استعمال قلیان جایگاهی ویژه داشت. هولستر به اهمیت وجود قلیان در خانه و مجالس و مراسم مختلف اشاره میکند (ص ٤٧)؛ چنانکه حتى در سلامهای رسمی دورۀ قاجار نیز استعمال تنباکو و توتون رواج داشتهاست (دروویل، ١٠٧؛ سمسار، ١٩).
کشور ایران به سبب شرایط اقلیمی خاص یکی از مناطق مستعد برای کشت انواع تنباکو محسوب میشود. تاریخ کشت این محصول به زمان صفویه بر میگردد (اُلئاریوس، ٤٦٦). در دورۀ قاجار برای به دست آوردن بهترین نوع محصول، تخم تنباکو را از بندر سامسون ــ واقع در کنار دریـای سیاه ــ وارد کردند (جملی کارری، ٢٤٧؛ نیز نک : آلمانی، ٢ / ١٧٤). در برخی از منابع، محمود خان ناصرالملک همدانی، فرمانفرمای رشت و نیز استپان هارتونیانس رواجدهندۀ گیاه توتون در ایران دانستهشدهاند (اعتمادالسلطنه، المآثر ... ، ١١٣؛ فلسفی، زندگانی، ١-٢ / ٦٥٧- ٦٥٨؛ نیز نک : سرنا، ٣٤٧؛ رهنمایی، ٣ / ١٤٠). پورداود این موضوع را بیاساس میداند و معتقد است که از میان تیرههای متعدد توتون، تنها یک گونه از آن را در گیلان گسترش دادهاند (ص ٢٠٢، ٢١٨؛ برای انواع توتون در رشت، نک : جمالزاده، ٣٥).
پس از کشت توتون در گیلان، در مازندران، گرگان و اورمیه نیز این محصول کشت شد (رهنمایی، همانجا؛ برای مناطقی که امروزه بهترین نوع توتون را تولید میکنند، نک : گلگلاب، ٢٣٩-٢٤٠؛ انصاری، ١٧٧- ١٧٩).
پس از مدتی تنباکو جزو اقلام صادراتی ایران درآمد و به ترکیۀ عثمانی، عراق، عربستان، هندوستان و دیگر جایها فرستادهشد (کرزن، II / ٤٩٨؛ نیز نک : اشرف، ٧٤؛ جمالزاده، ٣٤-٣٥؛ ناطق، ٢١٠). از مرغوبترین تنباکوها میتوان به تنباکوهای هکّان از توابع جهرم، لار و شیراز در استان فارس (پولاک، II / ٢٥٦؛ بنجامین، ٣١٠؛ طوفان، ١٦٣)، اطراف اصفهان (جمالزاده، ٣٥؛ کتیرایی، ١٣٢، حاشیۀ ٢)، تون و طبس اشاره کرد (افضلالملک، ١٤٦؛ برای دیگر مناطق، نک : اُرسل، ٢٣٢-٢٣٣؛ کرزن، II / ٤٩٨).
تنباکو با کشت وسیع، در کوتاه زمانی جایگاهی ویژه در بافت اقتصادی ایران یافت و به همین سبب به آن بُعد ملی نیز داد (متی، ٢٣٢, ٢٣٥-٢٣٦؛ انصاری، ١٧٧) و از سدۀ ١١ ق / ١٧ م به بعد، یکی از محصولات مهم در منابع مالی حکومتها شد (نک : تاورنیه، ٥٨). بر پایۀ سخن اعتمادالسلطنه در المآثر و الآثار، توتون «مالالتجارۀ معتبر پر منفعت» به شمار میآمد (همانجا)؛ تا آنجا که حتى در برخی موارد از ورود توتون و تنباکوی تقلبی به بازار نیز سخن به میان آمده است (فروغالدوله، ٢٧٥؛ شهری، تاریخ، ٣ / ٣٩٠). بنابراین، بیدلیل نبود که برخی برای ایجاد محل درآمد جدید برای دولت به فکر استفاده از انحصار دخانیات افتادند (اعتمادالسلطنه، روزنامه ... ، ٤٦١، ٤٧٨). در ١٢٠٧ ق / ١٨٩٠ م ناصرالدینشاه امتیاز انحصاری خرید توتون و تنباکوی داخلی را به تالبوت انگلیسی داد، اما با مخالفت قشرهای مختلف چون بازاریان، بازرگانان، درس خواندگان جدید، طلاب مدارس و عامۀ مردم (آدمیت، ١ / ٣٧، ٣٩؛ نیز نک : دبا، ذیل تنباکو، نهضت)، به همراه حکم تحریم تنباکو از سوی علما، این امتیاز در ١٣٠٩ ق / ١٨٩٢ م لغو شد (کرزن، II / ٤٩٨-٤٩٩؛ فووریه، ٢٣١، ٢٣٦- ٢٣٨، ٢٤٥؛ نیز نک : اعتمادالسلطنه، همان، ٧٨٠). توتون و تنباکو، در زندگی مردم مشاغلی را به وجود آورد، مثل سیگارفروشی، سیگارپیچی، فروش کاغذ سیگار، چوب سیگارتراشی و جز اینها (شهری، گوشهای ... ، ١ / ٢٢٤-٢٢٦).
تنباکو به تدریج جایگاه ویژهای در آداب و رسوم قشرهای مختلف یافت. از اینرو، مردم خود را ملزم به اجرای برخی آداب مربوط به آن کردند. برای نمونه چاقکردن قلیان توسط دختر در مجلس خواستگاری نشانۀ سلیقۀ دختر بود (همو، تاریخ ... ، ٦ / ٤٣٩). همچنین در میان برخی از عشایر چنین رسم بود که خانوادۀ پسر هنگام رفتن به خواستگاری، همراه خود هدایایی چون چای و توتون و تنباکو میبردند (فاطمی، ٥٤). در زمان برپایی مراسم ازدواج، قلیان ازجمله وسایل مورد نیاز برای پذیرایی از میهمانان محسوب میشد (جوکار، ٢٢٠). در برخی از مناطق، عروس و داماد پس از ازدواج، برای قدردانی از زحمات خویشاوندان در طول مراسم عروسی، هدایایی به آنها میدادند که کیسۀ چپق و توتون جزو هدایا بود (احمدپناهی، ٢٤٩، ٢٥٩؛ بختیاری، ٢٦٨). همچنین زنان پس از اولین زایمان خود و مردان پس از مراسم زفاف، اجازه داشتند تا جلوِ بزرگترها قلیان بکشند (شهری، همان، ٣ / ٣٩٠). جدای از مراسم شادی، برای تحمل غم و آرام شدن مصیبتدیدگان، کشیدن قلیان توصیه میشد (طوفان، ١٦٢).
نقش مهم اجتماعی توتون و تنباکو، سبب بازتاب آن در ادبیات فارسی شده است. اشعار زیادی در وصف آن سروده شده و جنبههای گوناگون آن به عنوان یک ابزار تفریحی مورد توجه قرار گرفته است (جعفریان، «شیخ ... »، ٣٦١)؛ گروهی به ستایش آن پرداخته و برخی در نکوهش آن سخن گفتهاند (نصرآبادی، ٤٤٢؛ آلداود، ٤٧- ٤٨؛ فلسفی، «شاه عباس»، ٤٥٠؛ عسکریعالم، ٢ / ٢١٠). برخی دوبیتیها و تصانیف محلی نیز نمایانگر جایگاه توتون است (نیکوکار، ١٥٠).
رواج توتون در سطح وسیعی از جامعه سبب برانگیخته شدن توجه پزشکان شد. آنها در مورد تأثیرات دود این گیاه بر بدن اختلاف نظر داشتند. برخی معتقد بودند که توتون حافظه را ضعیف میکند و دود آن را مضر میدانستند و گروهی دیگر بر آن بودند که این ماده گرم و خشک است و آن را برای افراد دارای طبع مرطوب توصیه میکردند (پولاک، II / ٢٦٠-٢٦١). در طب عامه آب قلیان را دارویی تهوعآور دانسته و بهویژه برای درمان تنگی نفس به کار میبردند (همو، II / ٢٥٩). برای معالجۀ خروسک بچه، لپۀ کوبیده را در آب کوزۀ قلیان که بوی تنباکو میدهد، میریزند و به خورد بچه میدهند (میرنیا، ٢٥٩). در شاهرود برای درمان دنداندرد، دانۀ خشک گیاهی به نام انگور کلاغ را همراه با تنباکو خیس میکنند و با قلیان میکشند (جانباللٰهی، مردمنگاری ... شاهرود، ٢٨). در ایرانشهر برای گوش درد، آب تنباکو در گوش میریزند (همو، مردمنگاری ... ایرانشهر، ٣١). تنباکو را آرامبخش اعصاب میدانستند و از دود آن برای درمان زخمهای عفونی، و از خاکسترش برای از بین بردن شپش استفاده میکردند (شهری، طهران، ٥ / ٢٧٠-٢٧١، تاریخ، ٣ / ٣٨٧؛ لهساییزاده، ٣٤٢؛ برآبادی، ١٩٨؛ قاسمی، ١٩٥).
حکما نیز خواصی برای تنباکو ذکر میکنند. برای نمونه، حکیم مؤمن تنباکو را جزو داروها ذکر کرده و دود آن را دافع وبا دانسته است (ص ٦١). در مخزن الادویة (عقیلی، ١٨٧) نیز همان توصیف دربارۀ تنباکو تکرار شده، اما دربارۀ خاصیت دارویی آن هم به تفصیل شرح داده شده است و عقیلی آن را «مصلح فساد هوای وبایی و منقی رطوبات دماغ» و درمانِ درد دندان، و خاکستر آن را درمان زخم دانسته است (ص ٢٧٦). مردم گیلان و صومعهسرا باور دارند اگر سگ خزانۀ کشت توتون را لگدمال کند، محصول توتون آن سال مرغوب میشود (بشرا، ٥٥).
بازتاب مباحث مربوط به توتون و تنباکو در سطح جامعۀ ایران، نزد عالمان و نویسندگان سدۀ ١١ ق به بعد دستکم از دو جنبه مورد توجه قرار گرفت که عبارت بود از بررسی منافع و مضار آن، و بررسی مباحث احکام شرعی مربوط به آن. استفادۀ زیاد و بیرویه از تنباکو در ایران (جزایری، ٤ / ٥٥)، توجه عالمان به این موضوع اجتماعی را جلب کرد و اسباب تألیف انبوهی آثار را فراهم آورد که از قدیمترین آنها کتاب التنباکیة اثر مولى حسامالدین ماچینی، به فارسی در منافع و مضار استعمال توتون و تنباکو ست. آقابزرگ تصریح میکند که این کتاب در حدود زمان رواج استعمال آن یعنی ١٠١٢ ق تألیف، و سپس توسط عبدالله فرزند حسین باباسمنانی از شاگردان میرداماد، به عربی ترجمه شده است (٤ / ٤٣٦).
به نظر میرسد با گذشت حدود یک نسل، فزونی رویکرد به استفاده از توتون و قلیان در نیمۀ سدۀ ١١ ق، سبب شد تا موجی از مخالفتها از سوی عالمان نسبت به استعمال دخانیات در آثاری تحت عنوان مشترک رسالة فی حرمة الشرب التتن (و التنباک) نمایان شود. در دورۀ قاجار نیز رسالاتی تألیف شد که برخی از آنها دربارۀ استعمال توتون و تنباکو در ماه رمضان است که از آنها میتوان به رسالة فی عدم مفطریة شرب التتن للصیام از محمدتقی بن محمدرحیم طهرانی (د ١٢٤٨ ق / ١٨٣٢ م) اشاره کرد (برای اطلاعات بیشتر دربارۀ دیگر آثار، نک : همو، ٨ / ٩٠، ١١ / ١٥٢، ١٥ / ٢٣٨).
مآخذ
آدمیت، فریدون، ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران، تهران، ١٣٥٥ ش؛
آقابزرگ، الذریعة؛
آل داود، علی، «سابقۀ تنباکو و نکوهش آن در ادب فارسی ایران و هند»، نامۀ پارسی، ١٣٧٦ ش، شم ٥؛
آلمانی، هانری رنه د.، از خراسان تا بختیاری، ترجمۀ غلامرضا سمیعی، تهران، ١٣٧٨ ش؛
احمدپناهی سمنانی، محمد، آداب و رسوم مردم سمنان، تهران، ١٣٧٤ ش؛
اسمیت، یان، «سفرنامه»، اولین سفرای ایران و هلند، ترجمۀ ویلم فلور، به کوشش داریوش مجلسی و حسین ترابیان، تهران، ١٣٥٦ ش؛
اشرف، احمد، موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران دورۀ قاجاریه، تهران، ١٣٥٩ ش؛
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، روزنامۀ خاطرات، تهران، ١٣٥٦ ش؛
همو، المآثر و الآثار، تهران، ١٣٠٦ ق / ١٨٨٨ م؛
افضلالملک، غلامحسین، سفرنامۀ خراسان و کرمان، به کوشش قدرتالله روشنی، تهران، ١٣٦١ ش؛
افندی، عبدالله، ریاض العلماء، به کوشش احمد حسینی، قم، ١٤٠١ ق؛
الگود، سریل لوید، طب در دورۀ صفوی، ترجمۀ محسن جاویدان، تهران، ١٣٥٧ ش؛
امیدیانی، حسین، «نگرشی بر یک وقفنامۀ تاریخی از دورۀ صفویه»، گنجینۀ اسناد، تهران، ١٣٧٥ ش، شم ٢١-٢٢؛
انصاری، محمدصادق، «صنعت توتون در ایران»، کاوه، تهران، ١٣٤٥ ش، س ٤، شم ١٣-١٤؛
بافقی، محمدمفید، جامع مفیدی، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٠ ش؛
بختیاری، علیاکبر، سیرجان در آیینۀ زمان، کرمان، ١٣٧٨ ش؛
برآبادی، احمد و دیگران، مردمنگاری شهرستان سراوان، تهران، ١٣٧٤ ش؛
بشرا، محمد و طاهر طاهری، باورهای عامیانۀ مردم گیلان، رشت، ١٣٨٦ ش؛
بنجامین، سیموئل گرین ویلز، ایران و ایرانیان، ترجمۀ محمدحسین کردبچه، تهران، ١٣٦٣ ش؛
پورداود، ابراهیم، هرمزدنامه، تهران، ١٣٨٠ ش؛
پیرزاده، محمدعلی، سفرنامه، به کوشش حافظ فرمانفرماییان، تهران، ١٣٤٢ ش؛
جانباللٰهی، سعید، مردمنگاری شهرستان ایرانشهر، تهران، ١٣٧٤ ش؛
همو، مردمنگاری شهرستان شاهرود، تهران، ١٣٧٣ ش؛
جزایری، نعمتالله، الانوار النعمانیة، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات؛
جعفریان، رسول، دین و سیاست در دورۀ صفوی، قم، ١٣٧٠ ش؛
همو، «شیخ حسن کربلایی تاریخنگار جنبش تنباکو»، مقالات تاریخی، قم، ١٣٧٦ ش؛
جمالزاده، محمدعلی، گنج شایگان، برلین، ١٣٣٥ ش؛
جملی کارری، ج. ف.، سفرنامه، ترجمۀ عباس نخجوانی و عبدالعلی کارنگ، تبریز، ١٣٤٨ ش؛
جناب، محمدعلی، اصفهان، به کوشش محمدرضا ریاضی، تهران، ١٣٧٦ ش؛
جوکار، خداخواست، کمربند سبز فارس، شیراز، ١٣٨٨ ش؛
حکیم مؤمن، محمد، تحفه، به کوشش روجا رحیمی و دیگران، تهران، ١٣٨٦ ش؛
دبا؛
دروویل، گاسپار، سفرنامه، ترجمۀ جواد مسیحی، تهران، ١٣٤٨ ش؛
رهنمایی، محمدتقی، «کشاورزی گیلان»، کتاب گیلان، به کوشش ابراهیم اصلاح عربانی، تهران، ١٣٧٤ ش؛
ساعدی، غلامحسین، خیاو یا مشکینشهر، تهران، ١٣٤٤ ش؛
سرنا، کارلا، مردم و دیدنیهای ایران، ترجمۀ غلامرضا سمیعی، تهران، ١٣٦٣ ش؛
سمسار، محمدحسن، «نظری به پیدایش قلیان و چپق در ایـران»، هنر و مردم، تهران، شم ١٧؛
شهری، جعفر، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، تهران، ١٣٧٨ ش؛
همو، گوشهای از تاریخ طهران قدیم، تهران، ١٣٥٧ ش؛
صفینژاد، جواد، مونوگرافی ده طالبآباد، تهران، ١٣٤٥ ش؛
طوفان، جلال، تاریخ اجتماعی جهرم در قرون گذشته، شیراز، ١٣٨١ ش؛
عسکریعالم، علیمردان، فرهنگ عامۀ لرستان، خرمآباد، ١٣٨٧ ش؛
عقیلی علوی شیرازی، محمدحسین، مخزن الادویة، تهران، ١٣٧١ ش؛
فاطمی، موسى، «لرکیها (آداب عروسی لرکیها از خواستگاری تا پاگشا)»، هنر و مردم، تهران، ١٣٥٣ ش، شم ١٤٨؛
فروغالدوله قاجار، تومان آغا، نامهها، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٨٣ ش؛
فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، تهران، ١٣٧١ ش؛
همو، «شاه عباس بزرگ با تریاک و تنباکو مخالف بود»، سخن، تهران، ١٣٣٢ ش، دورۀ ٤، شم ٥؛
فووریه، ژان باتیست، سه سال در دربار ایران، ترجمۀ عباس اقبال آشتیانی، تهران، ١٣٨٥ ش؛
قاسمی، مهناز، مردمنگاری شهرستان کوهدشت، تهران، ١٣٧٩ ش؛
قزوینی، ابوالحسن، فواید الصفویة، به کوشش مریم میراحمدی، تهران، ١٣٦٧ ش؛
کتیرایی، محمود، از خشت تا خشت، تهران، ١٣٧٨ ش؛
کمپفر، ا.، سفرنامه، ترجمۀ کیکاووس جهانداری، تهران، ١٣٦٠ ش؛
گل گلاب، حسین، گیاهشناسی، تهران، ١٣٢٦ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
لهساییزاده، عبدالعلی و عبدالنبی سلامی، تاریخ و فرهنگ مردم دوان، شیراز، ١٣٧٠ ش؛
معیرالممالک، دوستعلی، یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، ١٣٦١ ش؛
میرزا سمیعا، تذکرة الملوک، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٢ ش؛
میرنیا، علی، فرهنگ مردم، تهران، ١٣٦٩ ش؛
ناطق، هما، بازرگانان در داد و ستد با بانک شاهی و رژی تنباکو، تهران، ١٣٧١ ش؛
نصرآبادی، محمدطاهر، تذکره، به کوشش محسن ناجی نصرآبادی، تهران، ١٣٧٨ ش؛
نفیسی، علیاکبر، فرهنگ، تهران، ١٣٤٣ ش؛
نیکوکار، عیسى، ترانههای نیمروز، تهران، ١٣٥٢ ش؛
وامبری، آ.، سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه، ترجمۀ فتحعلی خواجهنوریان، تهران، ١٣٣٧ ش؛
هدایت، صادق، فرهنگ عامیانۀ مردم ایران، تهران، ١٣٧٨ ش؛
هولستر، ارنست، ایران در یکصد و سیزده سال پیش، ترجمۀ محمد عاصمی، تهران، ١٣٥٥ ش؛
نیز:
Bruyn, C., Moscovie, en Perse et Aux Indes orientales, Amsterdam, ١٧١٨;
Chardin, J., Voyages en Perse, Amsterdam, ١٧١١;
Curzon, G. H., Persia and the Persian Question, London, ١٩٦٦;
Matthee, R., The Pursuit of Pleasure, Princeton, ٢٠٠٥;
Neander, J., Tabacologia, Leiden, ١٦٢٦;
Olearius, A., Moskowitische und Persische Reise, Darmstadt, Progress-Verlag;
Orsolle, E., Le Caucase et la Perse, Paris, ١٨٨٥;
Polak, J. E., Persien, das Land und seine Bewohner, Leipzig, ١٨٦٥;
Royal Persian Painting, eds. L. S. Bakhtiar and M. Ekhtiar, New York, ١٩٩٨;
Tavernier, J. B., Les Six voyages, Paris, ١٦٧٦.
مهبانو علیزاده