دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٨٢ - بنه
بنه
نویسنده (ها) :
مرتضی فرهادی
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٨ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
بُنـه، اصطلاحی در كشاورزی سنتی ايران به معنای گروهی نظاميافته و مشتركالمنافع در كار توليد زراعی و دامداری. واژۀ بنه برگرفته از «بُن» در فارسی به معنای بار و اسباب، مال و دارايی و زاد و توشه، همچنين ريشه و بنياد هر چيز است ( لغتنامه ... ). در پهلوی اين واژه به صورت «بونَک» آمده است (فرهوشی، ١٠٤).
نامهای گوناگون بنه
اصطلاح بنه مشهورترين و عامترين نام برای نظام اشتراكی كشاورزی ايران در گويش تهرانی و گويشهای مردم شهر ری، ورامين، گرمسار، قزوين و جز آن است. تاكنون بيش از ٣٠ نام ديگر از بنه در فرهنگهای مختلف ايران شناسايی شده است که شماری از اين نامها عبارتاند از: بجوغ، در كردستان (پاپلی، ٣٧٨)؛ بلوك، در اسدآباد بادخورۀ همدان؛ بنهگاو، در خير فارس (لمتن، ٦٤٢)؛ بُنک، در سیسخت ياسوج (فرهادی، فرهنگ ... ، ٢٥)؛ بُنکـو و بُنۀ اصفهانی، در دزفول (سلمانزاده، ٧، ١٢) و فيروزآباد فارس؛ بنۀ قمی، در شهر ری (صفینژاد، بنه، ١٥٦)؛ پاگاو (پاگو)، در سيستان (تيت، ٢٧٣، ٢٧٤)؛ پشك، در اقليد فارس؛ پيكال، در درهگز (صفینژاد، همان، ده)؛ تسوج، در برخی روستاهای ملاير (فرهادی، «بنهشناسی: پيشينه ... »، ١١٠)؛ تيركار، در بيرجند و قائنات (لمتن، ٥٢٢)؛ جُفت، در وَرزَقان آذربايجان (همو، ٦٤٠)؛ جوغ، در سنندج (همو، ٥٢٦)؛ حراثه (هراسه)، در بردسير، رفسنجان، سيرجان، كرمان، جهرم و شيراز (همو، ٥٢٥؛ فرهادی، همان، ١٠٨-١١٠، فرهنگ، جدول شم ٩؛ صفینژاد، همانجا)؛ خيش، در خلفآباد خوزستان، عقيلی شوشتر و باشت كهگيلويه (لمتن، ٦٤٣-٦٤٤)؛ دانگ، در فرزيان اليگودرز، گروندشت، خالصۀ بافت، نیشهر همدان، فرنق و نازی خمين (فرهادی، همان، ٢٤٦، نيز جدول شم ٩)، عبداللٰهآباد و رحمتآباد رفسنجان (لمتن، ٥٢٢)؛ دانگی، در برخی روستاهای ملاير (فرهادی، «بنهشناسی: پيشينه»، ١١٠)؛ دركار، در كهگيلويه و بهبهان (صفینژاد، همانجا)؛ دنگ، در برخی روستاهای رزن همدان (فرهادی، همان، ١١١)؛ دنگی، در رباط اسلك اراك (همو، فرهنگ، ٢٤٦)؛ دونگ، در حاجیآباد بندرعباس (همان، ٢٤٧)؛ سركار، در طبس و فردوس (صفینژاد، همانجا)؛ شراكتی، در برخی روستاهای ملاير (فرهادی، «بنهشناسی: پيشينه»، ١١٠)؛ صحرا، در نيشابور، كاشمر، تربت جام، تربت حيدريه (صفینژاد، همانجا)؛ گوشته، در دورانهسر آمل (فرهادی، همان، ١٠٨)؛ لَردكاری، در اشكذر يزد (همان، ١١١)؛ هشتهبنه، در برخی مناطق ساری (مؤمنی، ٦٨)؛ همبازی، در برخی روستاهای ساری (پاپلی، ٣٧٩)؛ و يازو، در شمال خراسان (همو، ٣٨٠).
چنانکـه گفته شد، در دزفول و فيروزآباد فارس به بنه «بنکـو» میگويند. بنکـو در ميان قشقاييها به گروهی از مردم ايل گفته میشود كه در برخی چيزها، مانند زمين و مرتع با هم مشتركاند و معمولاً خويشاوند يكديگر هم هستند (كيانی، ١٧٦؛ اماناللٰهی، ٧٤، ١٦١؛ سلمانزاده، ٧) و در ايلات كُرد به اين گروه «خيل»، «مال» و «بنهمال» گويند (طبيبی، ١٦٠). در شمال شاهرود و پشت بسطام به محل استقرار بلوكها و بنههای دامداری مردانه و كوچنده «بنه» و «آرام» گويند (شاهحسينی، ١٢٢).
تعريف بنه
بنه يك سازمان روستايی زراعت جمعی و اشتراكی است که در آن، روستاييان به چند گروه كشاورز همپيشه تقسيم میشوند و زمينی را اشتراكاً در اختيار میگيرند. شمار افراد هر گروه به مقدار و اندازۀ زمين بستگی دارد و مقدارشان در هر قصبه، ناحيه و دهكده، هر سال تغيير و تبديل میيابد (تیت، ٢٧٣).
تعاریف دیگری نیز از بنه داده شده است که عبارتاند از:
١. بنه يك «كار رعيتی» و واحد كشاورزی (فنی و اقتصادی) است و نه يك نظام اجتماعی و تعاونی (بهرامی، ارزيابی ... ، ١٤٩). بنۀ هر ده براساس گاوهايی كه در آن به كار میگيرند، ٤، ٦ و ٨ گاوی، و معمول آن ٤ گاوی است كه به شمار هر گاو يك رعيت هم كار میكند (همان، ١٥٠، نيز فرهنگ ... ، ٢٥٧).
٢. بنه يك واحد مستقل كشاورزی در دهات است كه عدهای دهقان به مدت يك سال زراعی با مقداری ابزار كار به شركت در آن، به كار میپردازند (صفینژاد، مونوگرافی ... ، ٢٣٧).
٣. بنه قطعه زمينی زراعی است كه عدۀ جفتگاوهای آن زمين به بيش از يك صاحبنسق متعلق باشد و صاحبنسقان زمين هم از يك فرد بيشتر باشند (ساعدلو، ٨٩).
٤. بنه رسم و سنتی ازبينرفته و واحد كار زراعی سنتی در نظام ارباب ـ رعيتی سابق، و مشتمل بر يك يا چند قطعه زمين زراعی (آبی و ديمی) است كه در آن شماری زارع بهطور جمعی كار میكردند (خسروی، جامعه ... ، ١٣).
٥. بنه نوعی تعاون در توليد كشاورزی جمعی (چندخانواری) برپايۀ اشكال سنتی زراعت جمعی است كه محور اصلی ياريگری در آن خودياری است (فرهادی، «بنهشناسی: تعاريف ... »، ١١١).
انگيزههای پيدايش و تداوم بنه
غالباً انگيزههای پيدايش بنه را با انگيزههای تداوم بنه يكی دانستهاند. پتروشفسكی انگيزۀ پيدايش بنهها را در ايران و كشورهای همجوار، ناتوانی خانوادههای روستايی در خريد نيروی شخم و كارهای ضروری آبياری میداند (ص ٥٤٧- ٥٤٩)، اما برخی، شرايط اقليمی، بهويژه در نواحی نيمهصحرايی را كه آبياری مصنوعی به كمك نهربندی و ساير اقدامهای مشابه در آنهـا ضرورت دارد، موجب پيدايش بنه (نک : ضياءتوانا، ٣٢٧)، و برخی ديگر بنه را حاصل تكامل «بنهآب»، و سبب پيدايش بنهآب را اقتصادی كردن بهرهبرداری از منابع كمياب آب دانستهاند (وديعی، ٥-٦). عدهای هم ريشۀ پيدايی بنه و همكاری اشتراكی را در كمبود آب (كاتوزيان، ٧٤) و در نتيجۀ كمبود باران (صفینژاد، بنه، بيست و يك) و يا مالكيت مالك واحدی بر يك ده ششدانگی (همو، اسناد ... ، ١ / ٨- ٩) و باتوجه به پستی و بلندی زمين (نک : فرهادی، «بنهشناسی: پیشینه»، ١١٦) گفتهاند. برخی نیز علت گسترش بنهها را تشويق مالكان دور از ده، در نظارت آسانتر بر كار رعايا و ادارۀ بهتر املاك خود دانستهاند (خسروی، جامعهشناسی ... ، ٨٢؛ نيز نک : ازكيا، ١٢١-١٢٢).
قلمرو زمانی و مكانی بنهها
برای شروع كار كشاورزی در ايران با توجه به ابتدايیبودن ابزارها، نبودن امنيت، وجود مالكيت طايفگی بر زمين، دشواری آبياری مصنوعی و جز آن از حدود ده هزار سال پيش تاكنون، نمیتوان روشی جز روش زراعت جمعی برپايۀ خودياری تصور كرد. دربارۀ استقلال نسبی بنهها بهعنوان نوعی سازماندهی تعاونی كار، از نظام حقوقی و نوع مالكيت حاكم بر آب و زمين، میتوان گفت: اعمال نظر مالكان در برخی مناطق میتوانسته است سبب تقويت و تداوم بنهها، يا تضعيف آنها گردد و نه پيدايش آنها (فرهادی، همان، ١٢٣).
«بنه» و «واره» (نک : ه د، شیرواره)، هر دو احتمالاً بهتدريج از سازمانهای تعاونی كهنتر جدا شدهاند (همان، ١٠٠). ادامۀ حيات بنهها در بخشهايی از ايرانِ پس از اصلاحات نشاندهندۀ وجود سازوكار منسجم سازمان بنه است كه موجب تداوم آن در نظامهای گوناگون شده است. زايش و افزايش بنههای خودانگيختۀ غالباً «مهاجركار» و صيفیكار در ٤ دهۀ گذشته در برخی مناطق گرمسيری در جنوب «خط خرما» در سرزمين ايران تأييدی بر اين مدعا ست (همان، ٩٩).
توجه به قلمرو جغرافيايی بنهها نيز میتواند در تعيين نسبی عمر بنهها مفيد باشد. بيشتر كسانی كه دربارۀ بنه پژوهش كردهاند، بنهها را گروهها و سازمانهايی كاملاً محلی پنداشتهاند و تصور وجود بنه در اغلب مناطق ايران برای آنها دشوار بوده است. علت اين امر، ظاهراً نو و غريب بودن موضوع، و كمبود يا نبود اطلاعات دربارۀ نظامهای كشاورزی سنتی بوده است.
صفینژاد در اولين داوری دربارۀ قلمرو بنهها مینويسد: واحدهای توليد زراعی جمعی كه نوعی تعاونيهای سنتی كهن بهشمار میروند، منحصراً در منطقۀ كمباران نيمۀ شمالی منطقۀ شرقی به وجود آمدهاند. اگر مرز اين واحدهای توليدی زراعی را با خط همباران ٣٠٠ ميلیمتر مقايسه كنيم، درمیيابيم كه تقريبـاً برهم منطبقاند (نک : مبانی ... ، ٢٩٥-٢٩٦). برخلاف اين نظر، مطالعات بعدی نشان میدهد كه بنهها در مناطق پرباران ايران، همچون آذربايجان و كردستان و حتى در مناطق بسيار پرباران مازندران، و مناطق پرآب خوزستان نیز وجود داشتهاند (فرهادی، همان، ١٢٢).
گونههای بنه
تيت (ص ٢٧٣-٢٧٤) بنه (پاگو = پاگاو)های سيستان را به پاگوی تويل (بنۀ خاص) و پاگوی غمی (بنۀ عام) تقسيم كرده است؛ پاگوی تويل بر روی زمينهايی كه كدخداها (مستأجران يا سردارها) برای خود نگه میداشتند، تشكيل میشد. افراد اين پاگو برخلاف پاگوی غمی از انجام دادن كارهای عامالمنفعه معاف بودند، اما در عوض میبايست در باغها و مزارع ترياك كدخداها كار میکردند.
صفینژاد نيز بنهها را براساس در اختيار داشتن همه و يا برخی از عوامل توليد، به بنههای «ارباب و رعيتی» و بنۀ «گاوبندی» تقسيم كرده، و نوعی از بنۀ گاوبندی را بهسبب اهليت سربنه و اعضای آن، «بنۀ قمی» نام نهاده است ( بنه، ٨، ٩٠، ١٥٦ بب ). او مینويسد: بنهكاران را كه پيش از اصلاحات ارضی از عوامل پنجگانۀ توليد، فقط صاحب نيروی كار بودند، «خمسكاران» و پس از اينکـه مالك عوامل پنجگانه شدند ــ بهويژه پس از اصلاحات ارضی ــ «برابركاران» میناميدند (همان، پانزده ـ شانزده).
در آخرين گونهشناسی بنه براساس ابعاد و وجوه مختلف، ٢٤ نوع بنه از هم باز شناخته شده است. اين گونهشناسی برپايۀ شدت و دوام خودياری، مالكيت اموال غيرمنقول بنه (زمين و آب)، اهليت بنهكاران، مداخله يا عدم مداخلۀ مستقيم نهادهای حكومتی، نوع آبياری، نوع كشت، و سرانجام، سلسلهمراتب و ميزان سهم اعضا صورت گرفته است (فرهادی، «بنهشناسی: تعاريف»، ١١٢-١٢٣).
اهميت مطالعۀ بنهها
بنا بر اطلاعات موجود، تخميناً تا ١٣٢٠ ش حداقل يك ميليون كشاورز ايرانی در تعاونيهای بنه شركت داشتهاند (همو، «بنهشناسی: پيشينه»، ٩٧- ٩٨). افزون بر اهميت بنهها در اقتصاد كشاورزی و تاريخ كشاورزی ايران، مطالعۀ بنهها در ايران و جهان میتواند فوايد كاربردی نيز داشته باشد؛ بهويژه در ايران به سبب اجرای اصلاحات ارضی و وجود قانون ارث و كوچكشدن دائمی زمينهای كشاورزی، همچنين به سبب لزوم استفادۀ بهينه از امكانات كمياب و از آن جمله آب، اين اميدواری وجود دارد كه مطالعۀ بنهها بتواند پايهای برای استقرار نظامها و تعاونيهای توليد كشاورزی جديد در ايران باشد. زايش و افزايش بنههای مهاجركار و صيفیكار در ٤ دهۀ گذشته، چنانکـه قبلاً به آن اشاره شد، تأييدی است بر اين مدعا كه بنهها با تمام دگرگونيها و افتوخيزشان هنوز يكی از نظامهای زنده و پويای كشاورزی ايران است (فرهادی، همانجا؛ سلمانزاده، ٧؛ عجمی، ١٧٨- ١٧٩).
مآخذ
ازكيا، مصطفى، جامعهشناسی توسعه و توسعهنيافتگی روستايی ايران، تهران، ١٣٦٥ ش؛
اماناللٰهی بهاروند، سكندر، كوچنشينی در ايران، تهران، ١٣٦٠ ش؛
بهرامی، تقی، ارزيابی كشاورزی، تهران، ١٣٢٥ش؛
همو، فرهنگ روستايی، تهران، ١٣١٧ ش؛
پاپلی يزدی، محمدحسين و جليل حسنپور رضوی، «يازو، نمونهای از نظام سنتی بهرهبرداری جمعی در شمال خراسان»، مجموعۀ مقالات سمينار جغرافيايی، مشهد، ١٣٦٥ ش، شم ٣؛
پتروشفسكی، ا. پ.، كشاورزی و مناسبات ارضی در ايران عهد مغول، ترجمۀ كريم كشاورز، تهران، ١٣٥٥ ش؛
تيت، ج. پ.، سيستان، ترجمۀ غلامعلی رئيسالذاكرين، مشهد، ١٣٦٢ ش؛
خسروی، خسرو، جامعۀ دهقانی در ايران، تهران، ١٣٥٧ ش؛
همو، جامعهشناسی روستای ايران، تهـران، ١٣٥٨ ش؛
ساعدلـو، هوشنگ، مسائـل كشاورزی ايـران، تهران، ١٣٥٧ ش؛
سلمانزاده، سيروس، «نوآوری در نظام كشاورزی سنتی شمال خوزستان»، مجلۀ علمی كشاورزی، اهواز، ١٣٥٦ ش، شم ٤؛
شاهحسينی، عليرضا و عنايتاللٰه رنجبر، ايلها و عشاير استان سمنان، تهران، ١٣٧٨ ش؛
صفینژاد، جواد، اسناد بنهها، تهران، ١٣٥٦ ش؛
همو، بنه، تهران، ١٣٥٣ ش؛
همو، مبانی جغرافيای انسانی با اشاراتی به جغرافيای انسانی ايران، تهران، ١٣٦٣ ش؛
همو، مونوگرافی ده طالبآباد، تهران، ١٣٥٥ ش؛
ضياءتوانا، حسن، «نقش عوامل توليد در شكليابی روشهای توليد گروهی و ساختار قدرت»، مجموعۀ مقالات سمينار جغرافيايی، مشهد، ١٣٦٥ ش، شم ٣؛
طبيبی، حشمتاللٰه، مبانی جامعهشناسی و مردمشناسی ايلات و عشاير، تهران، ١٣٧١ ش؛
عجمی، اسماعيل، ششدانگی، تهران، ١٣٥٦ ش؛
فرهادی، مرتضى، «بنهشناسی: پيشينۀ پژوهش و نقد آراء در چگونگی پيدايش بنه»، فصلنامۀ علوم اجتماعی، تهران، ١٣٧٢ ش، شم ٣ و ٤؛
همو، «بنهشناسی: تعاريف و گونهشناسی»، فصلنامۀ تحقيقات جغرافيايی، مشهد، ١٣٧١ ش، شم ٢٤؛
همو، فرهنگ ياريگری در ايران، تهران، ١٣٧٣ ش؛
فرهوشی، بهرام، فرهنگ زبان پهلوی، تهران، ١٣٥٨ ش؛
كاتوزيان، محمدعلی، جامعهشناسی تاريخی ايران، ترجمۀ عليرضا طيب، تهران، ١٣٧٧ ش؛
كيانی، منوچهر، سيه چادرها (تحقيقی در زندگی مردم ايل قشقايی)، تهران، ١٣٧١ ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
لمتن، ا. ك. س.، مالك و زارع در ايران، ترجمۀ منوچهر اميری، تهران، ١٣٤٥ ش؛
مؤمنی، باقر، مسئلۀ ارضی و جنگ طبقاتی در ايران، تهران، ١٣٥٩ ش؛
وديعی، كاظم و مهدی هاشمی، نهضت تعاونی در ايران، تهران، ١٣٥٥ ش.
مرتضى فرهادی (تل : دبا)