دانشنامه فرهنگ مردم ایران - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١ - بادگیر
بادگیر
نویسنده (ها) :
محمدحسن سمسار
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٤ بهمن ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
بادْگیر، سازهای سنتی در معماری ایران، برای جابهجایی و خنککردن خودبهخودی هوای داخل ساختمان با بهرهگیری از وزش باد و تغییر دمای هوا. این سازه دارای دو بخش است: بیرونی و درونی.
بخش بیرونی شاملِ برجی است بر زمینۀ ٤ یا ٨ پهلو (بیشتر راستگوشه) با آسمانۀ بسته که از آجر یا آجر و خشت بر بالای بام بنا شده، و درون بدنۀ آن در نوع یک دهانه یکسره است و در دیگر گونهها به نسبت شمار دهانههای بادگیر با تیغههای موربِ جدا کننده به ٢یا ٨ بخش تقسیم میشود.
بخش درونی شامل گذرگاههای باد و هواکشها ست که درون ساختمان قرار دارد و بادگیر را به تالار تابستانی و زیرزمین یا حوضخانه مرتبط میسازد. بادگیرها با عملکرد یکسان ساختارهای گوناگونی دارند (ﻧﻜ : پیرنیا، ٤٣؛ مصطفوی، ٣٣٧- ٣٣٨؛ ایرانیکا، III / ٣٦٩).
بررسی بادگیرهای موجود و پراکنده درنقاط مختلف ایران نشان میدهد که تفاوتهای ساختاری آنها از نیاز اقلیمی و تکامل معماری سرچشمه گرفته است. گونۀ سادۀ بادگیر سازهای خرپشتهمانند بر پایهای کوتاه است که تنها یک دهانۀ باز به طرف باد خنک محلی دارد. اینگونه بادگیرها بدون میله یا برج است که بر کرانۀ بام ساخته میشود و دهانۀ خروجی آن به سقف اتاق زیر آن باز میشود.
به هنگام وزش باد مخالف یا سکون هوا این بادگیرها کار هواکش را انجام میدهد (پیرنیا، ٤٥؛ مصطفوی، ٣٣٨). نمونۀ تکاملیافتۀ اینگونه بادگیر در مسجد جامع طبس با١٥ دهانۀ بزرگ رو به شمال، در جبهۀ جنوبشرقی شبستان اصلی مسجد ساخته شده است (تصویر١). هواکشهای آن نیز در سوی شمال شرقی شبستان پشت به بادگرم و خاکآلود جنوبی دارد (توسلی، ٩٦؛ دانشدوست، ٣٨).

بادگیر امامزاده حسینِ این شهر نیز نمونۀ جالب توجهی از همینگونه، اما با ابتکاری کممانند است. معمار سازندۀ این بادگیر افزون بر چشمههای بدنۀ پهن، دو چشمه در هر پهلوی باریکِ بدنه نیز ساخته است (طرح ١)، تا در صورت تغییر جهت باد، هوای خنک همچنان به درون بادگیرکشیده شود (توسلی، ٩٥). بادگیرهای کرانهها و درون کویر بیشتر از اینگونهاند، زیرا با شرایط معماری کویری و ارتفاع و سوی وزش باد خنک موسمی سازگاری دارد (پیرنیا، همانجا). در بنادر و شهرهای کرانۀ خلیجفارس بادگیرها را بر برجهای کوتاه چهارگوش با یک دهانۀ باز به سوی نسیم خنک دریا میسازند ( ایرانیکا، III / ٣٦٨).

بادگیرهای با زمینۀ راستگوشه که دارای برج یا میلهاند، در جاهایی ساخته میشوند که باد خنک از شمال شرقی به سوی جنوب غربی میوزد. آنها از گونۀ بادگیرهای دو دهنهاند و سطح پهن آنها به سوی باد خنک ساخته میشود (پیرنیا، همانجا) و درون میلۀ آنها برخلاف بادگیرهای یک دهانه که یکسره باز است، به دو بخش تقسیم میشود: بخش رو به باد خنک که هوا را به درون بنا میبرد و بخش دیگر که کار بیرون بردن هوا از داخل بنا را بر عهده دارد (همو، ٤٦-٤٧).
بهرهدهی بادگیرها هنگامی افزایش مییابد که از ١ تا ٣ بادگیر دیگر با دهانههایی با سوهای مخالف بر بامِ بنا ساخته شود. بدینسان، باد از هر سو که بوزد، از دهانۀ یک بادگیر فرود میآید و هوای درون بنا از دهانۀ بادگیرهای دیگر خارج میشود. معماران قدیمی، اینگونه بادگیرها را «بده و بستان» میخواندند (مصطفوی، همانجا).

در بادگیرهای چهاردهانه باد از هر سو که بوزد، به وسیلۀ یکی از دهانههای بادگیر به درون کشیده میشود. هوای درون بنا را نیز دهانۀ پشت به بادگیر به خارج میراند. در اینگونه بادگیرها فضای داخلی میله یا بدنۀ برج به بخشهای چهارگانه به شکل X تقسیم میشود و این تقسیمبندی تا خروجی بادگیر در تالار یا حوضخانه ادامه مییابد (سیلوا ـ ای فیگروا، ٥٥-٥٦؛ مصطفوی، ٣٣٧- ٣٣٨؛ پیرنیا، ٤٣؛ پوپ، III / ١٢٢٤؛ طرح ٢).
اینگونه از بادگیرها را بیشتر در شهرهای مرکزی چون یزد و کاشان میتوان دید. سبب آن وجود بادهای خنکی است که در فصل گرما گاهی از شمال به جنوب و زمانی از شرق به غرب میوزد. در کاشان بادهایی که از جانب کرکسکوه میوزد، بهویژه در معماری بادگیرها تأثیر بسزایی گذاشته است (پیرنیا، همانجا؛ توسلی، ٦٦). برجهای بادگیر این ناحیه از ویژگیهای زیبایی، کارآیی و بلندی نسبت به دیگر مناطق برخوردارند.
دهانۀ آنها به بخشهای کوچکتری تقسیم گشته، و بدینسان، برشمار چشمههای دهانه افزوده شدهاست. این کار نهتنها به برجها چهرۀ زیباتری میدهد، بلکه به تنظیم فشار و استحکام دهانه در برابر بادهای شدید وگردبادهای کویری نیز کمک میکند (مصطفوی، ٣٣٨-٣٤٠).
برای افزایش استواری بادگیرهای بلند به هنگام ساخت، آنها را به تیرک کلافبندی میکنند. از بیرونزدگی سرتیرکها نیز به جای چوببست برای تعمیرات بیرون برج بهره میگیرند (توسلی، ٩٥؛ بهادرینژاد، ٣٦٨). ارتفاع برجهای بادگیر در این بخش معمولاً از ٨ تا ١٥ متر است (پوپ، III / ١٤٠٢). در پی این روند تکاملی بادگیرهای هشت ضلعی ساخته شد که از کارآیی ویژهای برخوردارند، زیرا به سبب داشتن محیطِ نزدیک به دایره، باد از هرسو که بوزد، همواره بخشی از چشمههای بادگیر در برابر باد قرار دارد. مهمترین نمونۀ آن برج بادگیر باغ دولتآباد یزد است که پیش از ویرانی بخش زبرین (یعنی چشمههای آن) با بلندی ٣٥ / ٣٣ متر، بلندترین برج بادگیر ایران شناخته میشد ( ایرانیکا، III / ٣٦٩؛ طرح ٣).

اوج تکامل معماری بادگیر را در منطقۀ یزد به صورت بادگیرهای دو اشکوبه میتوان دید. اینگونه بادگیرها را بر زمینۀ چهارگوشه و چهاردهانه میساختهاند و در بخش میانی آن برج دیگری، بلندتر از برج اصلی برپا میکردند که مستقل از بادگیر زیرین عمل میکرد. آسیب دیدن هریک از دو برج در کار دیگری تأثیر نداشت (مصطفوی، ٣٤٠). امتیاز دیگر اینگونه بادگیرها آن بود که چشمههای آن میتوانست بادهایی را که در سطحهای مختلف میوزید، به داخل خود بکشد. نمونۀ بسیار زیبایی از بادگیر دو اشکوبه در ابرقو به چشم میخورد (همو، ٣٤٠-٣٤٣؛ توسلی، ٩٠؛ تصویر ٢).

انتخاب جای برج بادگیر، بلندی برج، تناسب آن با نیاز فضایی که به وسیلۀ آن باید خنک شود و نیز سوی دهانه وشمار چشمهها کاری دقیق بود و به تجربه نیاز داشت. اشتباه در محاسبۀ معمار، به جای هوای خنک، بادگرم همراه با گرد و خاک را وارد خانه میکرد. معماران آزموده برای یافتن مکان مناسب بر بام از نردبانهای دو طرفه بالا میرفتند و با استفاده از حساسیت لالۀ گوش خود، سوی وزش باد و بلندی بادگیر را تعیین میکردند (مصطفوی، ٣٤٣-٣٤٤؛ بهادرینژاد، ٣٦١). دو مشکل بادگیر همواره ورود گرد و خاک و حشرات و پرندگان به داخل بادگیربوده است. مشکل نخست را با پهن ساختن قاعدۀ برج به نسبت بدنۀ آن میتوان حل کرد، زیرا مقطع پهن از سرعت باد در ته بادگیر میکاهد و گرد و خاک در ته برج تهنشین میشود. مشکل دیگر را نیز امروزه با نصب تور سیمی در دهانۀ بادگیر میتوان حل کرد (همو، ٣٦٥).

دهانۀ زیرین بادگیر که هوای خنک از آن وارد ساختمان میشود، به تناسب جای برج بادگیر در پشتبام، در سقف یا گیلویی یا بدنه و دیوار اتاق یا زیرزمین و حوضخانه ساخته میشد (مصطفوی، ٣٤٢-٣٤٣). این دریچههای خروجی هوا را با پنجرههایی از کاشی مشبک یا دریچههای چوبی میپوشاندند تا افزون بر زیبایی، با ساختمان هماهنگی داشته باشد (همو، ٣٤٢). در حوضخانههای بزرگ، دهانۀ بادگیر یا بادگیرها به گوشوارههای گوشۀ حوضخانه راه داشت تا شدت گردش هوا با گشودن و بستن در آنها در اختیار ساکنان باشد (همانجا).

بادگیر در جاهای عمومی چون مسجد، مدرسه، کاروانسرا و جز آنها نیز کاربرد داشت. نقش بادگیرها در خنک و سالم نگاهداشتن آب درآبانبارها بسیار مهم بود. سقف گنبدی آبانبارها در تابستان حرارت را در خود نگاه میداشت و هوای گرم زیرآن سطح آب را گرم کرده، تولید بخار میکرد. برای جلوگیری از انتقال گرما به لایههای زیرینِ آب لازم بود که بخارآب و حرارت جمعشده در زیرگنبد تهویه شود. این کار به کمک بادگیرهای چندگانه صورت میگرفت (بهادرینژاد، ٣٦٧-٣٦٩). نمونههای آن را در آبانبار ٦ بادگیری یزد (افشار، ٢ / ٦٦٧) و آب انبار مصلى در نائین، با دو بادگیر چهار دهانه و یک بادگیر هشت دهانه میتوان دید (توسلی، ٩٨- ٩٩).
از بادگیر در شهرها و روستاهای مناطق گرم و خشک ایران، به ویژه در بخش مرکزی آن چون سمنان و قم، کرانهها و شهرهای کویری چون یزد، کاشان و نائین، شهرهای جنوب خراسان چون طبس، جزیرهها و بندرهای کرانۀ خلیجفارس و دریای عمان، برخی از شهرهای استان فارس وکرمان چون شیراز، جهرم و سیرجان و دیگر استانها استفاده میشده است (ﻧﻜ : همو، ٩٠-١٠٠؛ ایرانیکا، III / ٣٦٨-٣٦٩؛ پیرنیا، ٤٥-٤٦). در این میان، شهر یزد به سبب بسیاری بادگیرها و نقشی که در تکامل معماری بادگیر داشته است، به «شهر بادگیرها» شهرت دارد.
شیوۀ کار
بخشهای خشک و گرم ایران در تابستانها دارای جریان باد موسمی و شبانهروزی منظمیاند که به وسیلۀ بادگیر برای خنک کردن داخل ساختمانها از آن بهره گرفته شده است (بهادرینژاد، ٣٦١). بادگیر با وزش باد و کاهش و افزایش دما در شب و روز و تغییر چگالی هوای داخل و اطرافش به طور خودبه ـ خودی کار میکند. خنکسازی هوا به وسیلۀ بادگیر را میتوان به دو روش خنکسازی حساس و خنکسازی تبخیری انجام داد:
١. خنکسازی حساس
در این روش تغییر دمای هوا بدون تغییر رطوبت رخ میدهد. هنگام وزش باد دهانۀ رو به بادگیر از راه چشمههای خود باد را به دورن میکشد. شتاب باد با برخورد به خمیدگی درون چشمهها افزایش مییابد و به طرف تنها راه خروج، یعنی دهانۀ زیر بادگیر به حرکت درمیآید و ساختمان را خنک میکند. واکنش این عمل پدید آمدن نیروی مکشی در بدنۀ پشت به بادگیر یا هواکش است و فضا را تهویه میکند (پیرنیا، ٤٦-٤٧؛ مصطفوی، ٣٣٨؛ توسلی، ٩٥). کار بادگیر در صورتی که باد نوزد، در شب و روز متفاوت است. در شبهای بیباد دیوارهای خارجی و داخلی برج بادگیر که به سبب کلفتی و طرح ویژۀ مقطع چشمههای آن دارای ظرفیت کافی برای جذب و ذخیرۀ گرما ست، گرمای ذخیرهشده در روز را به هوای اطراف و درون خود منتقل میسازد. هوای گرمتر که کم چگالتر است، فشارهوای بالای بادگیر را کاهش میدهد و کشش رو به بالا ایجاد میکند. نتیجۀ آن راندهشدن هوای درون ساختمان از راه بادگیر به خارج و جایگزینی هوای خنک حیاط و باغچه به داخل بنا ست. با وزیدن باد این روند جریان عکس مییابد (بهادرینژاد، همانجا). در روز اگر باد نوزد، چشمهها و بدنۀ بادگیر که در طول شب خنکشده، هوای خنک اطراف خود را که از هوای گرم چگالتر است، به سبب پدیدآمدن کششی نزولی به داخل ساختمان میراند. هنگامی که باد بوزد، این روند افزایش مییابد (همو،٣٦١-٣٦٣).
٢. خنکسازی تبخیری
در خنکسازی تبخیری تغییر دما و رطوبت هوا با هم صورت میگیرد. خنکسازی تبخیری که در پایین آوردن دما و ایجاد فضای آرامشبخش در گرمای شدید بسیار مؤثر است، در گوشه و کنار ایران به روشهای گوناگون صورت میپذیرد. در بندرهای کنارۀ خلیجفارس، به ویژه در بندرعباس جلو دهانۀ بادگیرها را پردهای نیین میآویزند و بعد از ظهرهای تابستان در اوج گرما برآن آب میپاشند، تا خنکسازی تبخیری صورت گیرد ( ایرانیکا، III / ٣٦٨-٣٦٩). وجود حوضخانه و فوارۀ میان حوض و وجود سردابها و زیرزمینهای مرتبط با بادگیر به همین سبب است (جعفری، ٦٠؛ بهادرینژاد، ٣٦٣).
بادگیرسازان بم شیوۀ ویژهای در خنکسازی تبخیری عرضه ـ کردهاند. در این روش برج بادگیر در ٥٠ متری بنا برپا میشود. دالانی زیرزمینی بنا را به ته برج بادگیر میپیوندد. نشت آب از زمین روی دالان که زیر کشت گیاه و بوته و درخت است، دیوار دالان را همیشه مرطوب میسازد و هوای بادگیر با گذشتن از دالان و عبور از روی حوض و فوارهای که در مدخل دالان به حوضخانه ساخته شده است، به دو شیوۀ حساس و تبخیری خنک میشود (همو، ٣٦٣، ٣٦٦؛ طرح ٤).
درگونۀ دیگری از خنکسازی تبخیری که با ترکیبی از بـادگیر و جریـان آب زیرزمینی کار میکند، هـوای داخل شده از بادگیری که به ساختمان چسبیده است و به زیرزمین آن راه دارد، از روی چاهی عبور میکند که به آب جاری زیر بنا متصل است. در فاصلهای دورتر هوای گرم و خشک از چاه دیگری وارد شده، پس از عبور از روی جریان آب خنک از چاه اول بالا میآید و داخل زیرزمین میشود. برخورد جریان هوای بادگیر و چاه، نقطۀ رانش شدیدی ایجاد میکند و هوای خنک حساس و تبخیری را به درون زیرزمین میراند. جریان آب زیرزمینی میتواند در بادگیرهای مسیرخود به خنک شدن هوا کمک کند (همو، ٣٦٣، ٣٦٥، ٣٦٧؛ طرح ٥).
پیشینه در ادبیات فارسی و معماری ایران
کهنترین بنای تاریخی دورۀ اسلامی ایران که اثر وجود بادگیر در آن دیده میشود، مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد (جنوب شرقی شهرستان خواف) است که آن را میان سالهای ٨٤٦- ٨٤٨ ق / ١٤٤٢-١٤٤٤م بنا کردهاند (اُکین، ٨٥)؛ اما باید گفت که ساختن بادگیر دستکم از سدههای نخستین هجری در ایران بزرگ رواج داشته، و ساختن این عنصر مهم معماری در سرزمینهای دور و نزدیک ایران حتى تا شمال افریقا (بهویژه در مصر) معمول بوده است ( ایرانیکا، III / ٣٦٨). کمبود آثار معماری در اینباره را مدارک تاریخی و ادبی جبران میکند. نام بادخان، بادخون، بادغر، بادغرد، بادآهنگ، بادآهنج، بادهنج، بادهلج و جز آنها در متنها و سرودههای سرایندگان نامدار ایران چون رودکی سمرقندی، ابوشکور بلخی، کسایی مروزی، ابوطاهر خسروانی و دیگران در سدۀ ٤ق / ١٠م، و فرخی، سنایی، اثیرالدین اخسیکتی، خاقانی و دیگران در سدههای ٥ و ٦ ق / ١١ و ١٢م دیده میشود و در آثار متأخران در شعرِ محسن تأثیر و مسیح کاشانی به صورت بادگیر آمده است (ﻧﻜ : لغتنامه ... ، ذیل واژهها؛ لغتفرس، ١٣٥، ٣٦٢؛ نفیسی، ٣ / ١٢٠٤). در متون تاریخی نیزگزارشهایی از ساختن بناهای چهاربادگیره و برپایی «بادگیرهای عالی» در نیمۀ دوم سدۀ ٨ ق / ١٤م و آغاز سدۀ ٩ق / ١٥م در یزد وجود دارد (جعفری، ٥٤-٥٥، ٥٨-٦٠).
در سفرنامههای مسافران اروپایی که به روزگار پادشاهان صفوی بـه ایـران آمدهاند، گـزارشهـایی ــ گـاه مفصل ــ دربارۀ ساختار و کارآیی بادگیر وجود دارد. سیلواای فیگروا دربارۀ بادگیرهای هرمز آگاهیهایی بهدست میدهد (ص ٥٥-٥٦). شرح و تصویری که شاردن (د ١١٢٥ق / ١٧١٣م) دربارۀ خانۀ بادگیرداری در اصفهان آورده است (VIII / ٢٠٩-٢١٠)، از کاربرد وسیع بادگیر در این دوره حکایت دارد. طرحی از کُرنِلیس بروین از خیابان چهارباغ اصفهان برجای مانده که در ١١١٥ق / ١٧٠٣م قلمی کرده ـ است. در این طرح نمای یک برج بادگیر دو اشکوبه دیده میشود که نشاندهندۀ کاربرد این نوع بادگیر در ایران به روزگار سفر او ست (همایون، ١ / ١٨٣، ٢٢٩). درسدههای ١٢و١٣ق / ١٨و١٩م بادگیرهای بزرگ و زیبای دولتآباد یزد، خانۀ بروجردیهای کاشان و عمارت مشهور بادگیر در تهران ساخته شد (مشکوٰتی، ٧٨؛ نراقی، ٢٩١؛ ذکاء، ٢٧٨-٢٨١).
پیشینه در ادبیات معماری عرب
کهنترین شاعر عرب که در شعر او از بادهنج نام برده شده، ابوعبدالله محمد بن حسن ابن طوبى صقلی است که در ٤٥٠ق / ١٠٥٨م زنده بوده است (عمادالدین، ٥٥-٥٦؛ روزنتال، ٨؛ نیزﻧﻜ : قفطی، ٣ / ١٠٧- ١٠٨)؛ اما پیش از او ساختن بادگیر (با نام فارسی آن) در مصر متداول بوده، چه، ابن یونس (د ٣٩٩ق / ١٠٠٩م؛ نیزﻧﻜ : دبا، ٥ / ١٤٦- ١٤٩) دربارۀ سوی وزیدن باد خنک شمال و شمال غربی در مصر سخن گفته، و به همین سبب، بادگیرهای یک دهانۀ قاهره رو به همان سمت داشته است (EI٢, S).
در سدههای ٦ و٧ق / ١٢ و١٣م در قاهره به سختی خانهای یافت میشد که دارای بادگیر نباشد. ساختن بادگیرهای بلند و بزرگ ــ که به گزارش عبداللطیف بغدادی (د ٦٢٩ ق / ١٢٣٢م) گاهی تا ٥٠٠ دینار هزینه داشت ــ به کاری خودنمایانه تبدیل شده بود (روزنتال، ١). کاربرد بسیار واژۀ فارسی «بادهنج» در ادبیات عرب و ساخت و ساز انبوه این سازه در معماری سرزمینهای عربی به ویژه در مصر (ﻧﻜ : غزولی، ١ / ٤٥ﺑﺒ ؛ روزنتال، ١٩-١)، نشان میدهد که بادگیر چون بسیاری دیگر ازعناصر معماری ایرانی به سرزمینهای دور رفته است.
روزنتال در پژوهش ژرف خود دربارۀ پدیدآمدن و گسترش بادگیر، بر آن است که این سازه در ایران اختراع شده، و به روزگار عبـاسیان ساخت آن در بینالنهرین رواج محدود داشته ـ است و با افزوده شدن اهمیت سیاسی و اقتصادی مصر در دورۀ فاطمیان در مصر رواج بسیار یافته، و در سدۀ ١٣ق / ١٩م همچنان پررونق بوده است (ص ٥-٤).
واپسین سخن آنکه بادگیر ساختهای است هوشمندانه از سوی معماران ایرانی برای رفع نیاز ساکنان بخشهای گرم و خشک ایران به داشتن مسکن آسوده با بهرهگیری از مواد بومآورد و باد و خورشید. کارآیی بادگیر چنان است که اتاقهای تابستانی و زیرزمینهای شهرها و روستاهای کویری ایران را، که درتابستانْ گرمای خارج آنها از °٤٥ سانتیگراد فراتر میرود، به نحوی شگفتانگیز به مکانی راحت برای زیست تبدیل میکند (پوپ، III / ١٢٢٤)، کاری که فناوری پیشرفتۀ امروزی نمیتواند جایگزین آن شود (پیرنیا، ٤٧).
مآخذ
افشار، ایرج، یادگارهای یزد، تهران، ١٣٥٤ش؛
بهادرینژاد، مهدی، «دستگاههای خنکسازی خودبه خودی در معماری ایران»، آشنایی با دانش، تهران، ١٣٥٨ش، ﺷﻤ ٥؛
پیرنیا، محمدکریم، «بادگیر و خیشخان»، باستانشناسی و هنر ایران، تهران، ١٣٤٨ش، ﺷﻤ ٤؛
توسلی، محمود، ساخت شهرها و معماری در اقلیم گرم و خشک ایران، تهران، ١٣٨١ش؛
جعفری، جعفر، تاریخ یزد، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٤٣ش؛
دانشدوست، یعقوب، بناهای تاریخی طبس، تهران، ١٣٧٦ش؛
دبا؛
ذکاء، یحیى، تاریخچۀ ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران، تهران، ١٣٤٩ش؛
سیلواای فیگروا، گارثیا، سفرنامه، ترجمۀ غلامرضا سمیعی، تهران، ١٣٦٣ش؛
عمادالدین کاتب، محمد، خریدةالقصر، قسم شعرای مغرب، به کوشش محمد مرزوقی و دیگران، تونس، ١٣٨٦ق / ١٩٦٦م؛
غزولی، علی، مطالع البدور فی منازل السرور، قاهره، ١٢٩٩ق؛
قفطی، علی، انباه الرواة، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٤ق / ١٩٥٥م؛
لغت فرس، اسدی طوسی، به کوشش اقبال آشتیانی، تهران، ١٣١٩ش؛
لغتنامۀ دهخدا؛
مشکوٰتی، نصرتالله، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، تهران، ١٣٤٩ش؛
مصطفوی، محمدتقی، «بادگیر پدیدهای زیبا و سهل و ممتنع در معماری اصیل ایرانی»، یزدنامه، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٧١ش، ج ١؛
نراقی، حسن، آثار تاریخی شهرستانهای کاشان و نطنز، تهران، ١٣٤٨ش؛
نفیسی، سعید، احوال و اشعار رودکی، تهران، ١٣١٩ش؛
همایون، غلامعلی، اسناد مصور اروپاییان از ایران، تهران، ١٣٤٨ش؛
نیز:
Chardin, J., Voyages en Perse, Amsterdam, ١٧١١;
EI٢, S;
Iranica ;
O’Kane, B ., «The Madrasa al-Ghiyāsīyya at Khargird» , Iran, London, ١٩٧٦, vol. XIV;
Pope, A. U., A Survey of Persian Art, New York, ١٩٦٦;
Rosenthal, F., «Poetry and Architecture: The Bādhanjan», Journal of Arabic Literature, ١٩٧٨, vol. VIII.
محمدحسنسمسار (دبا)