شناخت نامه نماز - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٥٨ - ادله معتقدان به رخصت
منزله صدقه الهى دانسته شده است. استدلالگران با ضميمه كردن اين اصل كه:
«پذيرش صدقه، واجب نيست» چنين نتيجه گرفتهاند كه قصر نماز، رخصتى بيش نيست. متن روايت يعلى بن اميّه چنين است:
سألت عمر بن الخطّاب قلت:
«فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَوةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا»
و قد أمن اللَّه الناس؟ فقال لى عُمَرُ: عجبتُ ممّا عجبتَ مِنهُ فَسَألتُ رسولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله عَن ذلِكَ فَقالَ: صَدَقَةٌ تَصَدَّقَ اللَّهُ بِها عَلَيكُم فَاقبَلوا صَدَقَتَهُ.[١]
از عمر بن خطّاب در باره [آيه] «اگر بيم آن داشتيد كه كافران به شما زيان رسانند، بر شما گناهى نيست كه نماز را كوتاه كنيد» پرسيدم و گفتم: بى ترديد، خداوند به مردم امنيّت داده است. عمر گفت: از آنچه شگفتزده شدهاى، شگفتزده شده بودم! در باره آن از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم. فرمود: «صدقهاى است كه خداوند به شما ارزانى كرده است. صدقهاش را بپذيريد».
آنچه در اين استدلال از آن غفلت شده، اين است كه صدقاتى كه دريافت آنها واجب نيست، صدقات از دست مردم است كه ممكن است با عزّت نفس دريافت كننده، منافات پيدا كند. اين، در حالى است كه دريافت صدقات الهى، عين عزّت است. در نتيجه مبناى اين استدلال كه مقايسه صدقه مردم و خداست، قياسى مع الفارق به شمار مىآيد.
شاهد اين سخن، تعبير موجود در متن حديث يعنى «فاقبلوا صدقته» است كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در پاسخ شگفتزدگى عمر كه: «چرا بايد در عصر امنيّت و عدم ترس از دشمن» همچنان نماز به قصر خوانده شود؟»، پذيرش صدقه الهى را به عنوان يك تكليف، دليل آن دانسته است.
[١]. مسند ابن حنبل: ج ١ ص ٦٤ ح ١٧٤.