مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٤ - مفهوم آفرینش
خود راسل در نهایت امر اینچنین اظهار نظر میکند:
«... یا باید قانون دوّم ترمودینامیک در هر زمان و مکان صدق نکند و یا اینکه ما باید در محدود انگاشتن جهان هستی از لحاظ مکانی اشتباه کرده باشیم. امّا تا روزی که این گونه استدلالات رواج دارند، من ترجیح میدهم به طور موقّت بپذیریم که جهان در زمانی متناهی ولی نامعلوم آغاز یافته است. آیا از اینجا میتوانیم استنباط کنیم که جهان به دست آفرینندهای خلق شده است؟ در صورت توسّل به قوانین ناشی از روش استنباط موجّه علمی، پاسخ مطمئنّاً منفی است. دلیلی وجود ندارد که جهان دفعتاً ایجاد نشده باشد، جز اینکه این امر به نظر عجیب مینماید. امّا در طبیعت، هیچ قانونی وجود ندارد دال بر اینکه چیزهایی که به نظر ما عجیب باشند نباید روی بدهند.
استنباط ما از خالق مترادف است با استنباط یک «علّت»، و استنباطهای علّی در حوزه علم فقط زمانی مجاز هستند که از قوانین علّی آغاز شده باشند. خلقت از عدم چیزی است که به تجربه ممتنع است. از این رو تصوّر اینکه جهان به دست خالقی آفریده شده به هیچ وجه منطقیتر از این فرض نیست که جهان بدون علّت ایجاد شده باشد، چه این هر دو، قوانین علّیای را که ما قادر به مشاهدهشان هستیم با یک قوّه نقض میکند.» [١]
آنچه نقل شد شامل دو بخش است:
یکی مربوط به فیزیک جدید است و اظهار نظر درباره آن در صلاحیت علم الهی نیست. از نظر علم الهی، خلقت و آفرینش نمیتواند محدود باشد و از نظر زمانی نقطه آغازی داشته باشد، کما اینکه نمیتواند در یک حدّ معین متوقّف گردد. فیض الهی، چه از نظر آغاز و چه از نظر انجام، لاینقطع و نامتناهی است. جهان کنونی به شکلی که فیزیک تصوّر میکند، میتواند یک حلقه از حلقات فیض الهی باشد که به یکدیگر متّصل و مرتبطاند، امّا نمیتواند حلقه منحصر به فرد باشد. از نظر علم الهی معنی اینکه جهان در زمانی متناهی آغاز یافته است، این است که این قطعه از خلقت نقطه آغازی دارد نه اینکه خلقت و آفرینش در زمانی متناهی آغاز یافته است.
بخش دوّم مربوط است به اظهار نظرهای فیلسوفانه این فیلسوف قرن بیستم.
[١]. همان کتاب، ص ٩٦ و ٩٧.