مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨ - بدبینی فلسفی
البته معنی و مفهوم اضلال و قلمروی شیطان در این پست همان است که قبلًا اشاره شد و نه بیشتر؛ یعنی هیچگونه اجبار و الزامی نسبت به بشر درکار نیست، هر چه هست «وسوسه» است و «دعوت» است و «تزیین» است و «تسویل».
تذکر این نکته لازم است که مقصود ما از اینکه تکوین از قلمروی شیطان خارج است این نیست که شیطان هیچ نقشی در تکوین ندارد. مگر ممکن است موجودی در عالم تکوین وجود داشته باشد و هیچ نقش و اثری نداشته باشد؟! مقصود این است که شیطان نه خالق مستقلّ بخشی از موجودات و قطبی در برابر خداوند است، و نه در نظام طولی جهان مانند فرشتگان نقشی از تدبیر و اداره کائنات به او سپرده شده است، و نه تسلّطش بر بشر در حدّی است که بتواند او را به آنچه میخواهد مجبور نماید.
قرآن برای شیطان و جن، نقشی در تکوین قائل است اما مجموعاً از نقش انسان برتر و بالاتر نیست.
مقصود اصلی ما از این بحث این است که قرآن مسأله شیطان را به شکلی طرح کرده است که کوچکترین خدشهای بر توحید ذاتی و اصل لیس کمثله شیء [١] و همچنین بر توحید در خالقیت و اصل الا له الخلق و الامر [٢]، قل اللّه خالق کلّ شیء [٣]، و لم یکن له شریک فی الملک [٤] وارد نمیسازد [٥].
بدبینی فلسفی
یکی دیگر از اثرات «مسأله شرور» بدبینی فلسفی است. فلاسفه بدبین معمولًا از میان ماتریالیستها برمیخیزند. یک نوع رابطه و تلازم میان ماتریالیسم و بدبینی فلسفی وجود دارد که قابل انکار نیست. چرا؟ روشن است: ماتریالیسم از حلّ مشکل «شرور» ناتوان است.
طبق بینش فلسفه الهی، وجود، مساوی با خیر است، و شر، امر اضافی و نسبی است و زیر هر پرده شر، خیری نهفته است؛ ولی بر طبق بینش مادی چنین چیزی
[١]. شوری/ ١١.
(٢). اعراف/ ٥٤.
[٣]. رعد/ ١٦.[٤]. اسراء/ ١١١.[٥]. برای بحث شیطان رجوع شود به تفسیر «المیزان» جلد ٨ صفحات ٣٤- ٥٨ ذیل آیات اول سوره اعراف؛ و به کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» تألیف نگارنده این کتاب.