مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢ - سرمنشأ اصلی
فراوانی که در مورد قرآن داشتند نسبت به آن بیتفاوت بمانند.
این است که ما معتقدیم دلیلی ندارد که در پی علتی دیگر برویم و فکر خود را خسته نماییم که چرا از آغاز نهضتهای فکری و عملی مسلمین، همه جا کلمه «عدل» به چشم میخورد؟
علت اصلی حساسیت مسلمین نسبت به این مسأله، و علت راه یافتن این اصل در کلام و در فقه و در حوزههای اجتماعی اسلامی، بلا شک قرآن بود. اما علت جبههگیریهای مختلف در این مسأله که برخی آن را عریان و بدون لفّافه پذیرفتند و برخی با یک سلسله توجیهات و تأویلات آن را از اثر انداختند و چیزهای دیگر است که برخی روانی است، و برخی اجتماعی و برخی سیاسی. این است نظر ما درباره سرمنشأ اصلی طرح این مسأله در جامعه اسلامی.
افرادی دیگر، ممکن است که به گونهای دیگر و از زاویه دیگر این مسأله را تعلیل و تحلیل کنند.
چنانکه میدانیم پیروان برخی مکتبها بطور کلّی جریانات اجتماعی را به گونهای دیگر تعلیل و تحلیل میکنند. پیروان این مکتبها یک سلسله قالبهای ساخته و از پیش پرداختهای دارند و به هر ضرب و زور هست میخواهند همه حوادث را در آن قالبها بشناسانند.
در این گونه مکتبها مسأله تضادهای طبقاتی و موضعگیریهای اجتماعی بر اساس برخورداریها و محرومیتها، نقش اصلی و اساسی را در همه حرکتها و جنبشها ایفا میکنند. از نظر پیروان آن مکتبها همه تجلیات روحی و فکری و ذوقی و عاطفی بشر، انعکاسی از نیازهای مادّی و روابط اقتصادی است؛ همه شؤون، رو بنا است و چیزی که زیربنا است اقتصاد و شؤون اقتصادی است؛ خصوصیات فکری و ذوقی و عاطفی و هنری هر کس را در موضعگیری خاص طبقاتی او باید جستجو کرد. اگر سعدی گفته است: «مایه عیش آدمی شکم است» از نظر این گروه، نه تنها مایه عیش، بلکه مایه فکر و احساس و عاطفه و ذوق و بالاخره آنچه مقدّس نامیده میشود نیز شکم است، همه راهها به شکم منتهی میشود.
از نظر پیروان این مکتبها اگر میبینیم که در جامعهای بیش از همه چیز سخن عدل به میان میآید، ریشه آن را در نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی باید جستجو کنیم نه در جای دیگر، و اگر دو گروه مشخّص میبینیم که در لباس فقه یا کلام در برابر یکدیگر جبههگیری میکنند: گروهی طرفدار جدّی اصالت عدل به عنوان یک جهانبینی و یا یک معیار برای قانون میگردد و گروهی دیگر برعکس، منکر همه این