مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٥ - عظمت و انحطاط مسلمین
تحصیلکرده را تقویت کرد و شبهات را از ذهن آنها زدود.
پس از این بخش، نوبت بخش مسلمین است. در این بخش، توجّه ما از اسلام به سوی مسلمین برمیگردد؛ یعنی اسلام عامل انحطاط مسلمین نیست، بلکه مسلمانان در اثر کوتاهی و انحراف از تعلیمات اسلامی دچار انحطاط شدند، و این مسلماناناند که مسؤول عقبماندگی خود میباشند.
در این بخش نیز قسمتهای متعدّدی پیش میآید، زیرا اوّلًا باید نقطههای انحراف را مشخّص کنیم؛ آن چیزهایی که از اسلام است و متروک شده و آن چیزهایی که از اسلام نیست ولی در میان مسلمین معمول است، چه چیزهایی است؟ و ثانیاً باید ببینیم عامّه مسلمین مسؤول این انحطاط اند یا خاصّه آنها؟
اسلام در میان اعراب ظهور کرد و سپس ملل دیگری از ایرانی و هندی و قبطی و بربر و غیره در زیر لوای اسلام درآمدند. هر یک از این اقوام، ملیت و خصایص قومی و نژادی و تاریخی خاصّی داشتند. باید بررسی شود آیا همه این ملل یا بعضی از آنها به واسطه خصایص و ممیزات خاصّ قومی و نژادی که لازمه طبیعت آنها بود، اسلام را از مسیر اصلی خود منحرف کردند، به طوری که مثلًا اگر اسلام در میان ملل دیگری غیر از این ملل- مانند ملل اروپایی- رفته بود، امروز مسلمانی و مسلمانان سرنوشت دیگری داشتند؟ یا عامّه مسلمین در این جهت تأثیری نداشتهاند و آنچه بر سر اسلام و مسلمین آمده است از طرف خاصّه، یعنی دو طبقه متنفّذ در میان مسلمین- حکمرانان و علمای دین- آمده است؟
در بخش عوامل بیگانه جریانات زیادی است که لازم است مورد توجّه قرار بگیرد. از صدر اسلام همواره اسلام دشمنان سرسختی در خارج یا داخل خود داشته است. یهودیان و مسیحیان و مجوسیان و مانویان و زنادقهای که در میان مسلمین بودهاند، غالبا بیکار نبوده و احیاناً از پشت به اسلام خنجر زدهاند. بسیاری از آنها در تحریف و قلب حقایق اسلامی به وسیله جعل و وضع احادیث یا ایجاد فرقهها و تفرقهها