مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩ - مرگ، گسترش حیات است
ورنه تأدیب و عتابت کردمی | بهر این پرسش تو را آزردمی | |
لیک میخواهی که در افعال ما | باز جویی حکمت و سرّ قضا | |
تا از آن واقف کنی مر عام را | پخته گردانی بدین هر خام را | |
پس بفرمودش خدا ای ذو لباب | چون بپرسیدی بیا بشنو جواب | |
موسیا تخمی بکار اندر زمین | تا تو خود هم وادهی انصاف این | |
چونکه موسی کشت و کشتش شد تمام | خوشههایش یافت خوبی و نظام | |
داس بگرفت و مر آنها را برید | پس ندا از غیب در گوشش رسید | |
که چرا کشتی کنی و پروری | چون کمالی یافت آن را میبری؟ | |
گفت یا رب ز آن کنم ویران و پست | که در اینجا دانه هست و کاه هست | |
دانه لایق نیست در انبار کاه | کاه در انبار گندم، هم تباه | |
نیست حکمت این دو را آمیختن | فرق، واجب میکند در بیختن | |
گفت این دانش ز که آموختی؟ | نور این شمع از کجا افروختی؟ | |
گفت تمییزم تو دادی ای خدا | گفت پس تمییز چون نبود مرا؟ | |
در خلایق روحهای پاک هست | روحهای تیره گلناک هست | |
این صدفها نیست در یک مرتبه | در یکی درّ است و در دیگر شبه | |
واجب است اظهار این نیک و تباه | همچنان کاظهار گندمها ز کاه | |