مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٠ - روشنفکر مآبها
را به این کتاب شگفت و عظیم زیاد میکند، میرساند که معارف عالی آن، مستقلّ از افکار زمینی مردم است و سرچشمهای آسمانی دارد.
اینک ما دلائل هر یک از دو گروه متخاصم (روشنفکر مآب و مقدّس مآب) را آورده بررسی میکنیم تا با نقّادی آنها، به منطق سوم یعنی منطق قرآن در این مسأله و فلسفه خاص آن تدریجا نزدیک گردیم.
روشنفکر مآبها
این تیپ برای خود دو نوع دلیل میآورند: عقلی و نقلی.
١. دلیل عقلی: برهان منطقی و دلیل عقلیی که میگوید عمل نیک از هر کس که صادر شود پاداش خواهد داشت بر دو مقدمه استوار است:
الف. اینکه خدای متعال با همه موجودات، نسبتی متساوی و یکسان دارد؛ نسبت خدا با همه زمانها و همه مکانها متساوی است؛ خدا همانگونه که در شرق هست، در غرب هم هست؛ همانطوری که در بالا هست در پایین هم هست؛ خدا در زمان حال هست و در زمان گذشته و آینده نیز بوده و خواهد بود؛ گذشته و حال و آینده برای خدا بیتفاوت است، همانطوری که بالا و پایین و شرق و غرب برای او یکسان است؛ بندگان و مخلوقات هم برای او یکسانند، او با هیچکس خویشاوندی و رابطه خصوصی ندارد؛ علیهذا نظر لطف و یا نظر غضب خداوندی به بندگان نیز یکسان است مگر آنکه از ناحیه بندگان تفاوتی درکار باشد [١].
[١]. البته این سخن به این معنی نیست که اشیاء هم جملگی با خدا یکجور نسبت دارند و استحقاق آنها یکسان است.
نسبت اشیاء با خدا یکسان نیست ولی نسبت خدا با اشیاء یکسان است. خدا به همه اشیاء یکجور نزدیک است ولی اشیاء در قرب و بعد نسبت به خدا متفاوت میباشند. در دعای افتتاح جمله جالبی در اینباره هست؛ میخوانیم:
الّذی بعد فلا یری، و قرب فشهد النّجوی.
در این جمله خدا چنین توصیف شده است:
«آن کسی که دور است و در نتیجه دیده نمیشود، و نزدیک است و در نتیجه نجواها و سخنان بیخ گوشی را گواه است».
در حقیقت، ما از او دوریم ولی او به ما نزدیک است. معماست؛ چگونه ممکن است دو چیز نسبت به هم از لحاظ قرب و بعد دو نسبت مختلف داشته باشند؟ بلی، در اینجا چنین است؛ خداوند به اشیاء نزدیک است ولی اشیاء به خداوند نزدیک نیستند، یعنی با نسبتهای مختلف دور یا نزدیکند.