مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٤ - برهان نظم
تسلّط مشاهده حسّی ما باشند.
اکنون ببینیم آیا استدلال از راه نظم جهان بر وجود ناظم ذی شعور، یک برهان تجربی است؟ پیش از آنکه وارد ماهیت برهان نظم گردیم، لازم است ماهیت یک استدلال رایج دیگر را که آقای هیوم صد در صد آن را تجربی میداند و برهان نظم را چیزی شبیه آن میشمارد، بررسی کنیم و آن، برهان و استدلال از آثار و مصنوعات انسان بر عقل و اندیشه و هوش انسان است.
آیا آن استدلال رایج و عادی ما در مورد انسانها که از آثار و مصنوعات انسان، عقل و اندیشه و میزان معلومات او را کشف میکنیم، واقعاً یک دلیل تجربی است از نوع تجربههایی که در مورد کشف روابط اجزای طبیعت، نظیر رابطه حرارت و بخار و رابطه سردی و انجماد، به کار میرود یا نه؟ به عبارت دیگر، آیا کشف عقل و هوش و علم صانعهای انسانی از مصنوعاتشان یک دلیل تجربی است یا یک برهان عقلی؟
ما از کجا میدانیم که مثلًا بو علی فیلسوف یا طبیب بوده و یا سعدی شاعر و ادیبی با ذوق بوده است؟ ما که با اشخاص مختلف از دوست و رفیق و معلّم و شاگرد و همکلاسی همیشه روبرو میشویم، از کجا میفهمیم که آن یکی باهوش و دیگری کم هوش و سوّمی با معلومات و چهارمی کم اطّلاع است؟ بدیهی است که از آثاری که از آنها بروز میکند، از سخنانی که از آنها میشنویم، از رفتاری که از آنها میبینیم یا از آثار و نوشتههای آنها که مطالعه میکنیم. ما که هوش و عقل و معلومات آنها را نمیتوانیم مستقیما مشاهده کنیم یا لمس نماییم.
اساساً چیزهایی از قبیل اندیشه و معلومات، قابل حسّ و لمس نیست. فرضاً مغز آنها را تشریح کنیم یا به وسایلی از مغز آنها عکس برداری کنیم، ممکن است یک سلسله آثار در آن مغزها ببینیم ولی هرگز اندیشهها را نمیتوانیم حس کنیم یا لمس نماییم، بلکه ما آنچه از قبیل اندیشه و عقل و هوش است، جز همان مقدار که در درون خود داریم- یعنی عقل و هوش و اندیشه خود را- مستقیماً درک نمیکنیم. ما تنها به معلومات و عقل و اندیشه خود مستقیما دسترسی داریم و بس. از این رو هیچ عقل و اندیشهای در دسترس تجربه ما نیست که بتوانیم با آزمایش، رابطه یک اثر را با آنها درک کنیم، بلکه از نظر تجربی، از وجود عقل و اندیشهای جز عقل و اندیشه خودمان بیخبریم.
در عین حال چرا و به چه دلیل به وجود عقل و اندیشه در سایر افراد انسان حکم