مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٨ - برهان نظم
هیوم کتابی تألیف کرده به نام محاورات درباره دین طبیعی. در آن کتاب، شخصی فرضی به نام «کلئانتس» از برهان نظم دفاع میکند و شخص فرضی دیگری به نام «فیلون» بر آن خدشه وارد میسازد و به این ترتیب میان این دو نفر محاوره صورت میگیرد. البتّه هیوم شخصاً ماتریالیست نیست. او میکوشد ثابت کند که ادلّهای که الهیون اقامه کردهاند، استحکام علمی ندارد، همچنان که ادلّه مادّیون نیز چنین است.
او معتقد است ایمان، امری قلبی است و از نظر عقلانی اگر بنا شود برهان نظم ملاک قرار گیرد، همین قدر میتوان گفت که:
«نظم مشهود در طبیعت اگر دلیل کافی نیست لا اقل قرینه است بر اینکه علّت یا علل نظم در جهان احتمالًا شباهتی به عقل و خرد انسانی دارد. امّا ورای این، ما راهی برای بسط و تعمیم این دلیل به منظور اثبات خصوصیات این علّت یا این علل نداریم.» [١]
هیوم شخصاً از نظر فلسفی، شکاک و «لا ادری» است، ولی اصرار دارد که ثابت کند برهان نظم، ناتمام بلکه مخدوش است. میگویند:
«هیوم در تمام عمر خویش با بحث درباره ارزش و اعتبار ادلّه گوناگونی که مفاد آنها اثبات هستی یک موجود الهی است، سر و کار داشت ... هیوم در آثار متنوّع خود استدلالی را که بعضی از فیلسوفان دینی به کار برده بودند مورد انتقاد شدید قرار داد، و این امر شاید به علّت شیوع و رواج برهان نظم در آن ایام بوده است. وی در این باره در حدود بیست و پنج سال متناوبا کار کرد و کتاب مشهور خود محاورات درباره دین طبیعی را به انجام رسانید.» [٢]
هیوم برهان نظم را از زبان کلئانتس چنین تقریر میکند:
«به اطراف جهان بنگرید؛ در کلّ و هر جزء آن نظاره کنید؛ خواهید یافت که جهان چیزی جز یک ماشین عظیم نیست که به یک عدّه نامتناهی ماشینهای کوچکتر تقسیم شده و باز هم قبول تقسیم میکند تا حدّی که حواس و قوای انسانی دیگر نتواند
[١]. ریچارد پاپکین و آوروم استرول: کلّیات فلسفه، ترجمه دکتر سید جلال مجتبوی، ص ٢٣١.[٢]. همان کتاب، ص ٢١١.