مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٤ - مقدّمه ماتریالیسم در ایران
میبرید و میگویید:
«تعداد زیادی از مسلمانان به قتل رسیدند که تعداد کشته شدگان از هزار تا هزار و دویست نفر گفته شده است و در میان آنان هفتصد و یا چهارصد و پنجاه و یا به کمترین شماره هفتاد تن از حاملان و حافظان قرآن بودند که در تارک درخشان این گروه نام سالم موسی بن حذیفه (مولی ابی حذیفه) دیده میشود ... پیداست که بنیانگذاران این جنگ چه کسانی بودند.»
آیا میدانید این آقای سالم که شما او را در تارک درخشان شهدای حافظ قرآن در یمامه قرار میدهید کیست؟ این سالم همان فردی است که گروه یورش به خانه علی و زهرا و به آتش کشیدن آن خانه را رهبری میکرد. این شخص در گروه همان کسانی بود که شما هم آنها را به طنز «صحابه کبار» میخوانید و در قطب مخالف علی قرار میدهید. این فرد همان است که خلیفه دوّم هنگام مرگ گفت: اگر سالم زنده میبود کار را به شورا نمیافکندم؛ یعنی در تقدّم او بر علی و پنج عضو دیگر شورا تردید نداشتم.
سالم یک ایرانی آزاد شده اهل اصطخر است. من میدانم که این همه عنایت و لطف شما به او از آن جهت است که او به تعبیر شما از محرومان تاریخ و از به اسارت گرفته شدهها و مستضعفین تاریخ است. اسارت و بردگی سالم به دوره قبل از مدینه و قبل از جنگهای اسلامی منتهی میشود. شما طبق فلسفهای که از آن پیروی میکنید و آن را یکی از معیارهای تفسیر قرآن قرار دادهاید، فکر کردهاید که چون سالم از محرومان تاریخ است، پس یک انقلابی واقعی و مؤمن واقعی است و از نظر موضع اجتماعی همردیف سلمان و ابو ذر و مقداد و بلال است؛ یعنی موضع طبقاتی او کافی است که او را یک انقلابی واقعی قرار دهد و بر تارک درخشان همه شهیدان و حافظان قرآن یمامه بنشاند. غافل از آنکه آن خانهای که به اعتراف خود شما خانه مردم و خانه توده بوده است (خانه فاطمه علیها السّلام) به دست همین فرد تودهای به آتش کشیده شد.
آیا اینها دلیل بیاطّلاعی شما از تاریخ صدر اسلام نیست؟ آیا اینها معیارهای شما را در فلسفه تاریخ بکلّی بیاعتبار نمیکند؟ آیا اینها کافی نیست که شما در