مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٦ - جنبه عملی و عمومی
یکی از مسائلی که توجّه بشر را همیشه به خود جلب کرده است این است که آیا جریان کارهای جهان طبق یک برنامه و طرح قبلی غیر قابل تخلّف صورت میگیرد و قدرتی نامرئی، ولی بینهایت مقتدر، به نام سرنوشت و قضا و قدر بر جمیع وقایع عالم حکمرانی میکند و آنچه در زمان حاضر در حال صورت گرفتن است و یا در آینده صورت خواهد گرفت در گذشته، معین و قطعی شده است و انسان مقهور و مجبور به دنیا میآید و از دنیا میرود؟ یا اصلا و ابدا چنین چیزی وجود ندارد و گذشته هیچ نوع تسلّطی بر حال و آینده ندارد و انسان که یکی از موجودات این جهان است، حرّ و آزاد و مسلّط بر مقدّرات خویشتن است؟ یا فرض سوّمی درکار است و آن اینکه سرنوشت، در نهایت اقتدار بر سراسر وقایع جهان حکمرانی میکند و نفوذش بر سراسر هستی بدون استثناء گسترده است؛ در عین حال این نفوذ غیر قابل رقابت و مقاومت ناپذیر، کوچکترین لطمهای به حرّیت و آزادی بشر نمیزند. اگر اینچنین است، چگونه میتوان آن را توجیه کرد و توضیح داد؟
مسأله سرنوشت یا قضا و قدر از غامضترین مسائل فلسفی است و به علل خاصّی، که بعدا توضیح داده خواهد شد، از قرن اوّل هجری در میان مفکرین اسلامی طرح شد. عقاید مختلفی که در این زمینه ابراز شد، سبب صف بندیها و کشمکشها و پیدایش فرقهها و گروههایی در جهان اسلام گردید. پیدایش عقاید گوناگون و فرقههای مختلف بر مبنای آن عقاید، در طول این چهارده قرن آثار شگرفی در جهان اسلام داشته است.
جنبه عملی و عمومی
هر چند این مسأله، به اصطلاح یک مسأله متافیزیکی است و به فلسفه کلّی و ماوراء الطّبیعه مربوط است، ولی از دو نظر شایستگی دارد که در ردیف مسائل عملی و اجتماعی نیز قرار گیرد:
یکی از این نظر که طرز تفکری که شخص در این مسأله پیدا میکند، در زندگی