مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢١ - سطح عالی
آنها مصون نماندهاند مصون بماند. در همه شرق و غرب عالم، این منطق منحصر است به قرآن کریم و فرزندان و پروردگان این کتاب مقدّس، یعنی اولیای دین.
دیگران تدریجا و قدم به قدم در اثر آشنایی اصولی با این گونه مسائل و تعمّق و تفکر زیاد توأم با توسّل به قرآن مجید و کلمات رسول اکرم (ص) و ائمّه دین مخصوصاً علی (علیه السّلام) به این حریم راه یافتهاند.
بعضی از دانشمندانی که در عصر ما زندگی میکردهاند با آنکه از لحاظ طرز تفکر اجتماعی و تجزیه و تحلیل آن مسائل از خود شایستگی نشان میدهند، وقتی که به این گونه مسائل میرسند همان اندازه دچار سرگیجه میشوند که متکلّمین میشدند. برای نمونه، احمد امین مصری صاحب کتابهای فجر الاسلام و ضحی الاسلام و ظهر الاسلام و یوم الاسلام را میتوان ذکر کرد.
احمد امین در بررسیهای اجتماعی تا حدّ زیادی از خود شایستگی نشان میدهد؛ امّا در این گونه مسائل همان اندازه ناتوان است که متکلّمین ناتوان بودهاند.
احمد امین در آخر فجر الاسلام فصلی تحت عنوان جبر و قدر باز کرده است، امّا مجموعاً فهمیده میشود که از نظر او اعتقاد به تقدیر با عقیده جبر مساوی است.
احمد امین باور نمیکند که اخبار تقدیر صحّتی داشته باشد، همان طوری که نمیتواند باور کند نهج البلاغه از علی (علیه السّلام) است. البتّه او از این جهات گناهکار نیست؛ سرمایه علمی او به او اجازه قبول نمیدهد. اصولا باید دانست دانشمندی که سرمایهاش منحصر به علوم اجتماعی است، چه اروپایی و چه مصری و چه ایرانی، هرگز قادر نیست با آن سرمایه در تاریخ معارف اسلامی اظهار نظر نماید.
تاریخ نویسان و شرق شناسان اروپایی هر وقت در این مسأله اظهار نظر کردهاند، یا رسماً اسلام را یک دین جبری معرّفی کردهاند یا مدّعی شدهاند که عقیده قضا و قدر در قرآن نیست و در صدر اسلام هم نبوده و بعد متکلّمین این عقیده را ابداع کردهاند. مثلا در تاریخ آلبر ماله جلد سوّم فصل ششم صفحه ٩٩ ضمن اظهار نظر درباره اصول دین اسلام چنین میگوید:
«اصل اصیل دین اسلام این است: خدا یکی است، محمّد [ص] رسول اوست ...
علما و متکلّمین اسلام بعدها تعلیم دادند که خداوند قبلا سرنوشت هر کس را معین میکند و مشیت او تغییر ناپذیر است؛ این را طریقه جبر گویند ..».!!!
گوستاولوبون با لحن دفاع از قرآن، میگوید: