مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٤ - توحید و تکامل
نمیتوان میان اعتقاد به مذهب و اعتقاد به اصل تکامل آشتی داد. چارهای نیست از اینکه از ایندو یکی اختیار و دیگری رها شود.
جواب این است که اوّلًا آنچه علوم در این زمینه بیان داشتهاند فرضیههایی است که دائماً تغییر کرده و اصلاح شده و یا باطل شناخته شده و فرضیهای دیگر جانشین آن شده است. با اینچنین فرضیههایی نمیتوان مطلبی را که در یک کتاب آسمانی آمده است، اگر به صورت صریح و غیرقابل توجیهی بیان شده باشد، مردود شناخت و آن را دلیل بر بیاساسی اصل مذهب شمرد و بیاساسی مذهب را دلیل بر نبودن خدا گرفت.
ثانیاً علوم در این جهت سیر کرده است که تغییرات اساسی که در جانداران پیدا شده، خصوصاً مراحلی که نوعیت تغییر یافته و ماهیت عوض شده است، به صورت جهش یعنی سریع و ناگهانی بوده است. دیگر مسأله تغییرات بسیار بطیء و نامحسوس و کند و متراکم مطرح نیست. وقتی که علم ممکن دانست که طفل یکشبه ره صد ساله برود، چه دلیلی درکار است که چهل شبه ره صدها میلیون ساله را نرود؟
آنچه در کتب مذهبی آمده است فرضاً صراحت داشته باشد که «آدم اوّل» مستقیما از خاک آفریده شده است، به شکلی بیان شده که نشان میدهد ملازم با نوعی فعل و انفعال در طبیعت بوده است. در آثار مذهبی آمده است که طینت آدم چهل صباح سرشته شد. چه میدانیم؟ شاید همه مراحلی را که به طور طبیعی اوّلین سلول حیاتی باید در طول میلیاردها سال طی کند تا منتهی به حیوانی از نوع انسان بشود، سرشت و طینت «آدم اوّل» به اقتضای شرایط فوق العادهای که دست قدرت الهی فراهم کرده بوده است، در مدّت چهل روز طی کرده باشد؛ همچنانکه نطفه انسان در رحم در مدّت نه ماه تمام مراحلی را که میگویند اجداد حیوانی انسان در طول میلیاردها سال طی کردهاند، طی میکند.
ثالثاً فرض میکنیم آنچه در علوم در این زمینه آمده است بیش از حدّ فرضیه است و از نظر علوم قطعی است، و هم فرض میکنیم که ممکن نیست شرایط طبیعی به صورتی فراهم شود که مادّه مراحلی را که در شرایط دیگر کند و بطیء طی میکند در آن شرایط سریع و تند طی کند و از نظر علم قطعی است که انسان اجداد حیوانی داشته است. آیا ظواهر مذهبی غیر قابل توجیه است؟ ما اگر مخصوصاً قرآن کریم را ملاک قرار دهیم میبینیم قرآن داستان آدم را به صورت به اصطلاح سمبولیک طرح