مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٢ - برهان نظم
و خلاصه نظریه وی در نقد این برهان این است:
الف. اساس این برهان بر شباهت میان مصنوعات طبیعت و مصنوعات انسان است؛ بر این است که جهان از نظر ترکیب و تألیف اجزا مانند یک خانه و یا یک ماشین است که یک قوّه بیرونی ذی شعور، یعنی عقل و روح، آنها را برای دست یافتن به یک سلسله هدفها و غرضها به یکدیگر پیوند داده است. امّا این شباهت کامل نیست؛ یعنی قطعی و یقینی نیست، ظنّ و احتمال است. نمیتوان گفت که شباهت جهان به یک ماشین از شباهت آن به یک گیاه یا یک حیوان که دارای یک نیروی خود تنظیمی درونی است و به هیچ وجه از بیرون تنظیم نمیشود، بیشتر است.
ب. این برهان آنگاه یک برهان تجربی بود که مکرّر تجربه شده بود؛ یعنی مکرّر جهانهایی به همین شکل و همین وضع و همین نظام از موجوداتی شاعر و انسان مآب صادر شده بود و ما با تجربه رابطه چنین نوع معلولی را با علّتی انسان مآب احساس کرده بودیم؛ پس از آن با دیدن جهانی شبیه جهانهای تجربه شده، حکم میکردیم که این جهان نیز مانند آن جهانها علّتی انسان مآب دارد. در صورتی که چنین نیست.
تجربهای که در مورد ساخت کشتی و خانه و شهر داریم با تجربهای که در مورد جهان باید داشته باشیم، یک سنخ نیست؛ پیدایش و تکوین جهان که در طول میلیاردها سال تدریجاً رخ داده، شباهتی به تکوین کشتی یا خانه ندارد.
ج. از اینها گذشته، این برهان میخواهد وجود باری تعالی را اثبات کند که مساوی است با حکمت بالغه و قدرت نامتناهی و کمال مطلق. فرضاً ثابت شود که مبدأ جهان موجودی انسانگونه است، برای مدّعا کافی نیست. این برهان آنگاه برای اثبات ذات باری کافی بود که ما به تجربه دریافته باشیم که این جهان، کاملترین جهان ممکن است و منطبق بر حکمت بالغه است. در صورتی که برای ما که تنها با همین یک جهان سر و کار داشته و داریم و جهانی دیگر ندیده تا میان آنها و این جهان مقایسه کنیم، غیر ممکن است که بتوانیم بفهمیم این جهان بر اساس حکمت بالغه ساخته شده؛ یعنی بهترین جهان ممکن است. درست مثل این است که از یک روستایی که جز یک کتاب در عمرش نخوانده (هر چند فرضا آن کتاب عالیترین شاهکار باشد) درخواست کنیم که نظر خود را درباره تنها کتابی که خوانده اعلام دارد که بهترین کتاب است.
د. فرضاً این جهان بهترین جهان ممکن باشد که بهتر از آن امکان پذیر نباشد،