مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١ - قضا و قدر و مسئله جبر
را به نتیجه میرساند و آنچه را که بخواهد تخلّف ندارد. راستی که خدا برای هر چیزی قدر و اندازهای معین کرده است».
در این آیه، گویی قانونی که فوق همه قوانین و حاکم بر همه آنهاست بیان گردیده و آن، قانون تقوا و توکل است.
از این آیه، استنباط میشود که به دنبال توکل، عنایت پروردگار قطعی است؛ هر کس بر خدا به حقیقت توکل کند عنایت خدا را همراه دارد، و با عنایت خدا و تأیید خدا که خود یک جریان خاص دارد و یک سنّت است و یک سلسله علل و معلولات در کار است، رسیدن به هدف قطعی است. این، قانونی است که بر همه قانونهای دیگر حکومت میکند. در عین حال برای اینکه فراموش نشود که کار خدا، نظام و قانونی دارد، بیان فرموده که «خدا برای هر چیزی اندازه و حسابی قرار داده است» و هم فرموده که «هر کس پرهیزکاری کند، خدا برای وی راهی قرار میدهد» یعنی کار او بدون قانون و بیوسیله نیست، هر چند که ممکن است آن وسیله، از وسائل عادی و راههای شناخته شده نبوده، بلکه «من حیث لا یحتسب» باشد.
قضا و قدر و مسئله جبر
با توجه به اینکه تقدیر الهی به معنای قانون داشتن و سنّت داشتن جهان است، اشکال جبر از ناحیه اعتقاد به قضا و قدر نیز حل میگردد. ما در کتاب «انسان و سرنوشت» درباره این مطلب، مفصّل بحث کردهایم و جویندگان را به آن کتاب ارجاع میکنیم. در اینجا به طور اجمال و اشاره میگوییم:
این اشکال از این ناحیه پیدا شده است که گروهی پنداشتهاند معنای تقدیر الهی این است که خدا مستقیما و بیرون از قانون جهان، هر پدیدهای را اراده کرده است. منسوب به خیام است:
من میخورم و هر که چو من اهل بود | می خوردن من به نزد او سهل بود | |
می خوردن من حق ز ازل میدانست | گر می نخورم علم خدا جهل بود | |