مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٠ - عظمت و انحطاط مسلمین
قدر مسلّم این است که پدیدهای درخشان و چراغی نورافشان به نام تمدّن اسلامی قرنها در جهان وجود داشته و سپس این پدیده نابود و این چراغ خاموش شده است، و امروز مسلمانان با مقایسه با بسیاری از ملل جهان و مقایسه با گذشته پر افتخار خودشان در حال انحطاط و تأخّر رقّتباری بسر میبرند.
طبعاً این پرسش پیش میآید که چطور شد مسلمانان پس از آن همه پیشروی و ترقّی در علوم و معارف و صنایع و نظامات، به قهقرا برگشتند؟ مسؤول این انحطاط و سیر قهقرایی چیست و کیست؟ آیا افراد یا اقوام یا جریانات خاصّی سبب شدند که مسلمین از مسیر اصلی خود که به سوی ترقّی و تکامل بود، منحرف شوند، و یا عامل خاصّی که مسلمین را برخلاف انتظار از مسیر خود منحرف کند رخ نداده است بلکه مقتضای طبیعت زمان این است که هر قومی فقط دوره محدود و معینی از ترقّی و تعالی را طی کنند و سپس راه فنا و زوال و انحطاط را بپیمایند؟
اگر عامل خاصّی سبب انحراف و انحطاط مسلمین شده است، آن عامل چیست؟ آیا خود اسلام را باید مسؤول انحطاط مسلمین شناخت- آنچنانکه بسیاری از غربیان (نه همه) که احیانا گرفتار تعصّب مسیحی هستند و یا بالاتر، مأموریت استعماری دارند، ادّعا میکنند- یا اسلام از این مسؤلیت مبرّاست، و مسلمانان خود مسؤول این انحطاط میباشند، و یا نه به اسلام مربوط است و نه به مسلمانان؛ علّت این انحطاط، ملل و اقوام غیر مسلماناند که در طول تاریخ چهارده قرنی اسلام، به انحای مختلف، با مسلمانان سر و کار داشتهاند؟ پاسخ به این پرسش، کار سادهای نیست؛ یک رشته مباحث نسبتا طولانی باید پیش کشیده شود و در هر یک از آنها با اسلوب علمی تحقیق کافی به عمل آید.
در این سلسله مباحث آنچه به عنوان مقدّمه لازم است طرح شود، نموداری از عظمت و انحطاط مسلمانان است و طبعا مشتمل خواهد بود بر مطالب ذیل: