مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤ - ناز یا اعتراض؟
«اساس در مذهب یا اخلاق این است که ما چگونه خلقت و جهان هستی را تلقّی میکنیم؟ آیا این هستی و کائنات را با سختی و رنج تلقّی کرده، پارهای از آن را قبول داشته و قسمتی از آن را قبول نداریم؟ یا آنکه برعکس، آن را با آغوش باز و دلی آکنده از عشق و محبّت استقبال مینماییم؟ اخلاق محض، قوانین کلّی جهان را که حاکم بر کائنات میداند از روی علم و اطلاع اطاعت میکند؛ اما این اطاعت با یک سنگینی و ملال همراه است که در قلب خود هیچگونه حرارت و شوقی ندارد، و هیچوقت احساس اینکه این قوانین مانند یوغی است به گردن او، از او جدا نمیشود.
اما در مذهب، بر عکس، این اطاعت سرد و غم انگیز، جای خود را به استقبال و پذیرش گرم که همه چیز زندگی را پر از لطف و شوق و صمیمیت و نشاط میسازد وا میگذارد. جان جانان جهان که فیلسوف رواقی، خود را به آن تسلیم میکند احترام و تعظیم را متوقّع است، اما خدای مسیحی (خدای مذهب) محبّت و عشق را طالب میباشد. اینجاست که میبینیم که این دو دسته در دو محیط مختلف از عواطف و احساسات واقعاند که در مقابل یکدیگر، یکی به سردی قطب، و دیگری به گرمی و حرارت خطّ استواست، گو اینکه نتیجهای که هر یک از آنها بدست میآورند یعنی «تسلیم محض و بدون چون و چرا» یکی باشد».
ناز یا اعتراض؟
بحث درباره شرور، و احیاناً اعتراض به وجود آنها، بخش نسبتا مهمّی از ادبیات ما را تشکیل میدهد. شاعران به زبان جدّ یا هزل، فراوان در این میدان وارد شدهاند. البته آنچه را در این زمینه گفته شده است نمیتوان به حساب جدّ یعنی انتقاد و اعتراض به خلقت گذاشت، غالباً جنبه هزل دارد و به اصطلاح «سوژه» شعر است.
برخی از آنها را میتوان از نوع «دلال عارف» بشمار آورد. در رباعیات منسوب به خیام، از اینگونه اشعار فراوان است. همچنان که قبلًا گفتیم این اشعار معلوم نیست که از خیام فیلسوف باشد، آنچه به صورت سؤال یا اعتراض در شعر خیام شاعر عنوان شده است برای خیام فیلسوف حل شده بوده است. علیهذا این اشعار یا از خیام فیلسوف نیست، و یا جنبه هزلی و سربسر گذاشتن با متشرّعان قشری دارد و یا از نوع «دلال عارف» است. به هر حال خیام در این رباعیات منسوب به او میگوید:
اجرام که ساکنان این ایواناند | اسباب تردّد خردمنداناند | |
هان تا سررشته خرد گم نکنی | کانان که مدبّرند سرگرداناند |