مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣ - خاطره ای خوش و جاوید
آفریده و با ارادهای دیگر به آنها نظام داده است تا فرض شود اگر اراده به نظام برداشته شود، اراده به اصل آفرینش آنها باقی بماند. چون وجود موجودات و مرتبه وجود آنها یکی است، اراده وجود آنها عین اراده نظام، و اراده نظام عین اراده وجود آنها است.
از اینرو اراده باری تعالی به وجود هر شیء، تنها از راه اراده وجود سبب آن چیز صورت میگیرد، و اراده وجود آن سبب، از راه اراده وجود سبب سبب صورت میگیرد، و جز این، محال است. موجودات در نظام طولی منتهی میشوند به سببی که مستقیماً اراده حق به او تعلّق گرفته است، اراده حق وجود او را، عین اراده وجود همه اشیاء و همه نظامات است. و ما امرنا الّا واحدة [١]
علیهذا درباره باری تعالی نیز در عین لایتناهی بودن قدرت و اراده، و در عین اینکه او مقهور نظامی که خود آفریده نیست، هم حکمت صدق میکند و هم مصلحت.
معنی حکمت باری تعالی این است که اشیاء را به غایات و کمالات وجودیشان میرساند. ولی معنی حکمت در فعل بشر این است که کاری را برای رسیدن خودش به غایت و کمالی انجام میدهد.
چون وجود مسبّب و انتساب و ارتباطش با سبب خودش یکی است و دو چیز نیست تا فرض تفکیک در آن بشود، پس اراده باری تعالی او را، عبارت است از اراده ارتباط او با سبب خاصّ خودش، و اراده آن سبب نیز مساوی است با اراده ارتباط آن با سبب خاص خودش، تا میرسد به سببی که اراده آن سبب، مساوی است با ارتباط با ذات حق، و اراده حق او را، مساوی است با اراده همه اشیاء و همه روابط و همه نظامات.
خاطره ای خوش و جاوید
یادم هست، در زمانی که در قم تحصیل میکردم، یک روز خودم و تحصیلاتم و راهی را که در زندگی انتخاب کردهام ارزیابی میکردم؛ با خود اندیشیدم که آیا اگر بجای این تحصیلات، رشتهای از تحصیلات جدید را پیش میگرفتم بهتر بود یا نه؟
طبعا با روحیهای که داشتم و ارزشی که برای ایمان و معارف معنوی قائل بودن اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که در آن صورت وضع روحی و معنوی من چه میشد؟
[١]. قمر/ ٥٠