مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٨ - نقض قانون
نقض قانون
نوع نادرست شفاعت که به دلایل عقلی و نقلی مردود شناخته شده است این است که گناهکار بتواند وسیلهای برانگیزد و به توسط آن از نفوذ حکم الهی جلوگیری کند، درست همان طوری که در پارتی بازیهای اجتماعات منحطّ بشری تحقق دارد.
بسیاری از عوام مردم، شفاعت انبیاء و ائمه (علیهم السلام) را چنین میپندارند؛ میپندارند که پیغمبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) و امیر المؤمنین (ع) و حضرت زهرا (سلام اللّه علیها) و ائمه اطهار خصوصا امام حسین (ع) متنفّذهایی هستند که در دستگاه خدا اعمال نفوذ میکنند، اراده خدا را تغییر میدهند و قانون را نقض میکنند.
اعراب زمان جاهلیت نیز درباره بتهایی که شریک خداوند قرار میدادند همین تصور را داشتند؛ آنان میگفتند که آفرینش، منحصرا در دست خداست و کسی با او در این کار شریک نیست، ولی در اداره جهان، بتها با او شرکت دارند. شرک اعراب جاهلیت، شرک در «خالق» نبود، شرک در «رب» بود.
میدانیم که در میان افراد بشر گاهی کسی مؤسسهای را بوجود میآورد ولی اداره آن را به دیگری واگذار مینماید، یا در اداره آن مؤسسه، خودش با دیگران بطور مشترک دست درکار میشود. عقیده مشرکین درباره خدا و جهان و در اداره جهان به این شکل بود. قرآن کریم بسختی با آن مبارزه کرد و مکرّر اعلام نمود که برای خدا شریکی نیست نه در خالقیت و نه در ربوبیت؛ او به تنهایی، هم پدید آورنده جهان است و هم تدبیر کننده آن؛ ملک و پادشاهی جهان اختصاص به او دارد و او ربّ العالمین است.
مشرکین که میپنداشتند ربوبیت جهان بین خدا و غیر خدا تقسیم شده است بر خود لازم نمیدانستند که در صدد جلب رضا و خشنودی «اللّه» باشند؛ میگفتند میتوان با قربانیها و پرستشهایی که در برابر بتها انجام میدهیم، رضایت «رب» های دیگر را بدست آوریم و نظر موافق آنها را جلب کنیم هر چند مخالف رضای «اللّه» باشد؛ اگر رضایت اینها را کسب کنیم آنها خودشان بنحوی کار را در نزد «اللّه» حل میکنند.
اگر در میان مسلمانان هم کسی چنین معتقد شود که در کنار دستگاه سلطنت ربوبی، سلطنتی دیگر هم وجود دارد و در مقابل آن دست درکار است، چیزی جز شرک