مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٣ - عظمت و انحطاط مسلمین
اسلامی را مؤثّر در انحطاط مسلمین معرّفی کند، و ممکن است کسانی سیستم اخلاقی اسلام را ضعیف و انحطاط آور بدانند؛ ممکن هم هست افرادی قوانین اجتماعی اسلامی را عامل انحطاط مسلمین بخوانند.
اتّفاقاً، هم پارهای از افکار و معتقدات اسلامی و هم برخی از مبانی اخلاق اسلامی و هم بعضی قوانین و مقرّرات اجتماعی اسلامی مورد این اتّهام واقع شدهاند.
همچنین در بخش مسلمین و بخش عوامل بیگانه، فصلهای متعدّد و گوناگونی است که همه باید مورد بررسی قرار گیرد.
در میان افکار و معتقدات اسلامی، مسائل ذیل مورد این اتّهام واقع شدهاند:
١. اعتقاد به سرنوشت و قضا و قدر
٢. اعتقاد به آخرت و تحقیر زندگی دنیا
٣. شفاعت
٤. تقیه
٥. انتظار فرج
از پنج مسأله بالا سه مسأله اوّل مشترک میان شیعه و سنّی است و دو مسأله آخر تقریبا از مختصّات شیعه است.
گاهی گفته میشود سرّ انحطاط مسلمین اعتقاد عمیقی است که به سرنوشت و قضا و قدر دارند، و گاهی گفته میشود اهتمام عظیم اسلام به امر آخرت و جهان ابدی و ناچیز شمردن زندگانی دنیا فکر مسلمین را از توجّه جدّی به مسائل زندگی منصرف کرده است، و گاهی گفته میشود اعتقاد به شفاعت- که در تمام ادوار تاریخ اسلامی، این اعتقاد وجود داشته است (جز افراد معدودی و اخیرا دسته مخصوصی)- مسلمانان را نسبت به گناهان که فلسفه گناه بودن آنها تأثیر سوء آنهاست در سعادت، لا قید کرده است و مسلمان با اتّکای به شفاعت، از هیچ رذیله و جرمی امتناع ندارد.
آنچه که شیعه بالخصوص در افکارش متّهم میشود، یکی تقیه است و دیگر انتظار فرج. در باب تقیه گفته میشود که اوّلًا درس دو رویی