مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢١ - توحید و تکامل
نه برای دوست شما و نه برای هر فردی دیگر مانند شما قابل پیش بینی نبوده است و اگر شما یا دوستتان میخواستید طرحی برای سفرتان تهیه کنید، هرگز نمیتوانستید برخورد دو نفری خود را در علی آباد در طرح بگنجانید، ولی چیزهایی که از لوازم طبیعی حرکت بین قم و تهران است قابل پیش بینی و قابل گنجانیدن در یک طرح قبلی بود.
امّا اگر نظر خود را از طبیعت کلّی حرکت از تهران به قم، به سوی همان حرکت خاصّی که در زمان خاص و شرایط خاص انجام دادهاید، معطوف کنید و آن را در حالی که محفوف و مقرون به یک سلسله شرایط و اوضاع است و مقارن یک سلسله حوادث دیگر است در نظر بگیرید، میبینید که برخورد شما با رفیقتان در آن نقطه معین و در آن لحظه معین به هیچ وجه تصادفی نبوده، بلکه کاملًا ضروری و طبیعی و نتیجه قهری حرکت شما به قم بوده است و برای کسی که بر مجموع اوضاع و احوال شما دو نفر آگاه بوده کاملا قابل پیش بینی نیز بوده است.
این برخورد از نظر کسی تصادفی است که طبیعت کلّی حرکت از تهران به قم را میبیند. البتّه طبیعت کلّی و عمومی این حرکت یک سلسله لوازم محدود دارد. آنچه از محدوده آن لوازم خارج باشد، از نظر طبیعت کلّی این حرکت امری تصادفی است.
امّا آنچه وجود دارد تنها طبیعت عام نیست؛ آنچه وجود دارد آن طبیعت است بعلاوه یک سلسله شرایط و ضمائم، و با در نظر گرفتن آن شرایط و ضمائم است که تصادف از میان برمیخیزد.
در اینجا مثال دیگری ذکر میکنیم تا روشن شود چگونه تصادف و اتّفاق یک امر نسبی است؛ یعنی از نظر کسی که از اسباب و علل بیخبر است تصادف است، امّا از نظر عالم به اسباب و علل، تصادف و اتّفاقی درکار نیست.
فرض کنید دو نفر را که هر دو عضو یک ادارهاند و از یک مرکز فرمان میگیرند.
یکی از این دو نفر که آقای «الف» است، مأمور خراسان و دیگری که آقای «ب» است، مأمور اصفهان است. از مرکز دستور میرسد به آقای «الف» که فلان روز برای فلان کار به فلان نقطه آسیب دیده برود و پس از چندی دستور به آقای «ب» میرسد که در همان روز برای انجام یک مأموریت دیگر به همان نقطه برود. بدیهی است که آقای «الف» و آقای «ب» یکدیگر را در همان محل ملاقات میکنند و این ملاقات برای هر دو نفر آنها جنبه تصادفی دارد. هر دو نفر میگویند در فلان روز در فلان نقطه تصادفا